ترانۀ معرفت ادبیات متن ادبی
بار الها، می ستمایت آنگاه که ترانه معرفت را بر تار و پودم چنگ می زنی و جان و دلم را در قنوت خواستگاههایم ، به معراج می رسانی و در دستان منتظر یاری، گلبوته امید می کاری و در قلب پر تپش نگاه، شبنم یاس می نشانی و عزم را استوار می نمایی.
خدایا زیبایی با تو شروع شد و راه یافتگان با یاد تو سر بلند کردند و زیبا سروش شدند، زیبا نگریستند و زیبا زیستند و زیبا راه یافتند و بر عرش زیبائیها، آن همه خوبی و زیبائی را در تو دیدند آن همه گفتنیها با تو جلا یافت و آن همه رفتار به زیور خواست تو زیبنده گشت و این همه یعنی با همة خوبیها آمیختن و با همة شوکت نشست و برخاست کردن و بر درگاه تو سجده کردن، که تو ای خدای مهربان، تو به وادی انسانها شکوه اوج گرفتن بخشیدی.
خدایا ما را با تو بودن، شرایطش اخلاص و محبت است، و این همه در عشق به تو تجلی می یابد، آنگاه که بر تمامی راه بی انتهایت، سایة مهر می گسترانی
چگونه می توان با تو بود و خود را تنها دید، آنسان که فطرت انسان، به نور سرشته شده باشد و لطف غنی تو رازق سفره بندگانت باشد.
پس ای خداوند بخشنده مهربان! بر همه بندگانت روزی حلال ارزانی دار و آنان را بندگانی شاکر و ساعی قرار ده، تا تلاش نمایند و نعمتهای فراوان تو را در راه اعتلای انسانیت صرف نمایند.
AI Chatbot
💬 Hi! Want to know more about “ترانۀ معرفت ادبیات متن ادبی”? I’m here to guide you.