تنگه هرمز به‌مثابه تنگه احد



به گزارش مشرق، مهدی میرمظاهری، فعال رسانه در تلگرام نوشت:

در تاریخ نظامی و ژئوپلیتیک، گاه یک نقطه جغرافیایی محدود، سرنوشت معادلات بزرگ را رقم می زند. تنگه ها، گردنه ها و گذرگاه ها در طول تاریخ همواره از این قبیل بوده اند؛ نه صرفا به دلیل ارزش ذاتی شان، بلکه به سبب آنچه از دست دادن یا نگه داشتن آن ها به بار می آورد. در این میان، دو «تنگه» از دو افق متفاوت – یکی در دامنه های کوهستانی مدینه و دیگری در آب های گرم خلیج فارس – قرابتی شگفت در منطق راهبردی دارند.

تنگه احد

غزوه احد در سال سوم هجری، نمونه ای کلاسیک از چگونگی تأثیر یک موقعیت جغرافیایی بر سرنوشت نبرد است. پیامبر اسلام گروهی از تیراندازان را بر فراز «عینین» – تپه ای راهبردی در کنار میدان نبرد – مستقر کرد تا لشکر اسلام را از هجوم سواره نظام قریش از پشت در امان نگه دارند. این موضع، قلب تاکتیکی نبرد بود؛ نقطه ای که کنترل آن معادل کنترل جریان کل نبرد بود. اما در اوج پیروزی ظاهری، بخشی از تیراندازان موضع خود را رها کردند. همین لحظه، نقطه عطف نبرد شد؛ خالد بن ولید با سواره نظام از همان گذرگاه خالی شده نفوذ کرد و صف مسلمانان را درهم شکست. قرآن درباره آغاز آرایش جنگ می فرماید: «وإذ غدوت من أهلک تبوئ المؤمنین مقاعد للقتال والله سمیع علیم» (آل عمران، ۱۲۱)؛ «و آنگاه که بامدادان از نزد خانواده ات بیرون رفتی تا مؤمنان را برای نبرد در جایگاه ها مستقر سازی، و خدا شنوا و داناست.» این آیه نشان می دهد که تعیین مواضع و اشراف بر زمین، بخشی اساسی از تدبیر جنگ بود. اهمیت این موضع نه در وسعت آن، بلکه در کارکرد راهبردی اش نهفته بود: نقطه ای مرتفع که بر میدان اشراف داشت و می توانست مانع دور زدن سپاه شود.

تا زمانی که این تنگه حفظ شد، موازنه به سود مسلمانان بود. قرآن این مرحله را چنین توصیف می کند: «ولقد صدقکم الله وعده إذ تحسونهم بإذنه حتی إذا فشلتم وتنازعتم فی الأمر وعصیتم من بعد ما أراکم ما تحبون…» (آل عمران، ۱۵۲)؛ «و خدا وعده خود را به شما راست گردانید آنگاه که آنان را به فرمان او می کشتید، تا آن گاه که سستی کردید و در کار اختلاف ورزیدید و پس از آنکه آنچه را دوست می داشتید به شما نشان داد، نافرمانی کردید…». این آیه علت چرخش نتیجه را نه در برتری ذاتی دشمن، بلکه در سستی، اختلاف و ترک موضع و نافرمانی می داند. هنگامی که بخشی از تیراندازان برای جمع آوری غنیمت جایگاه خود را رها کردند، همان تنگه کوچک به مسیر نفوذ بدل شد و آرایش میدان را واژگون ساخت. قرآن در ادامه این تجربه را به خودانتقادی جمعی پیوند می زند: «أولما أصابتکم مصیبه قد أصبتم مثلیها قلتم أنی هذا قل هو من عند أنفسکم…» (آل عمران، ۱۶۵)؛ «آیا چون مصیبتی به شما رسید ـ در حالی که دو برابر آن را وارد کرده بودید ـ گفتید این از کجاست؟ بگو: آن از جانب خود شماست…». در عین حال، قرآن از فروغ امید نیز سخن می گوید: «ولا تهنوا ولا تحزنوا وأنتم الأعلون إن کنتم مؤمنین» (آل عمران، ۱۳۹)؛ «سست نشوید و اندوهگین مباشید که اگر ایمان داشته باشید شما برترید.» بدین سان، تنگه احد به نماد یک گلوگاه راهبردی بدل شد که حفاظت از آن شرط پایداری کل میدان بود.

تنگه هرمز

تنگه هرمز، با پهنای تقریبی ۳۴ تا ۵۵ کیلومتر، گذرگاه حیاتی انرژی جهان است. حدود ۲۰میلیون بشکه نفت در روز – معادل نزدیک به یک پنجم مصرف جهانی – از این آبراه عبور می کند. هیچ مسیر جایگزین کاملی برای صادرات نفت خلیج فارس وجود ندارد؛ خطوط لوله بدیل، ظرفیت محدود دارند و هزینه های گزافی به همراه می آورند. این تنگه نه فقط دریچه اقتصاد انرژی، بلکه محور موازنه راهبردی خلیج فارس نیز هست. از منظر ژئوپلیتیک، تسلط بر کرانه های شمالی این تنگه، برای ایران یک «عمق راهبردی» و قدرت بازدارندگی قابل توجه فراهم آورده است. تنگه هرمز نقطه کانونی در موازنه های راهبردی خلیج فارس است و کارکردی دوگانه دارد: از یک سو موتور محرک اقتصاد و تجارت خارجی است و از سوی دیگر، سپر دفاعی کشور در برابر تهدیدات ژئوپلیتیک پیرامونی محسوب می شود. اشراف جغرافیایی بر این آبراه، آن را به یکی از مؤلفه های مهم در معادلات امنیتی خلیج فارس و موازنه های منطقه ای و بین المللی بدل کرده است.

درک تنگه هرمز «به مثابه تنگه احد»، یک استعاره تحلیلی دقیق برای فهم آسیب پذیری های نهفته در دل نقاط قوت است. همان گونه که تنگه احد نقطه برتری تاکتیکی در یک نبرد تاریخی بود، تنگه هرمز نیز نقطه مزیت راهبردی در معادلات منطقه ای و جهانی است. این ویژگی، قدرت بازدارندگی نامتقارنی را در اختیار ایران قرار می دهد که با هزینه ای اندک، می تواند بر جریان انرژی جهانی اثرگذار باشد. با این حال، درس تاریخی احد می آموزد که صرف برخورداری از یک موقعیت برتر جغرافیایی، ضامن ثبات و امنیت پایدار نیست. از این منظر، قیاس تنگه هرمز با تنگه احد یک تمثیل تاریخی است: هر دو یادآور این حقیقت اند که جغرافیا صرفا بستر رویدادها نیست، بلکه در صورت غفلت یا تدبیر، می تواند خود به عامل تعیین کننده سرنوشت بدل شود. فهم این پیوند، ما را به درکی عمیق تر از رابطه میان جغرافیا، تصمیم و آینده رهنمون می کند. ایران نیز باید از موقعیت هرمز به عنوان «تنگه احد» خود یاد بگیرد که نقطه ای که نگهبانی از آن، نه تنها سرنوشت کشور، بلکه تعادل انرژی جهانی را تعیین می کند.

*بازنشر مطالب شبکه های اجتماعی به منزله تأیید محتوای آن نیست و صرفا جهت آگاهی مخاطبان از فضای این شبکه ها منتشر می شود.
AI Chatbot

💬 Hi! Want to know more about “تنگه هرمز به مثابه تنگه احد”? I’m here to guide you.