گفت و شنود / زیرزمین قصر!
به گزارش مشرق، روزنامه «کیهان» در گفت و شنود خود نوشت:
گفت: آقای آشنا گفته است؛ محمدجواد ظریف موفق ترین، معتبرترین و متخصص ترین وزیر امور خارجه ایران از زمان شکل گیری این وزارت خانه تاکنون است!
گفتم: آقایان درباره برجام هم می گفتند؛ برجام بزرگ ترین دستاورد تاریخ ایران، معجزه قرن، فتح الفتوح، آفتاب تابان و نشانه تسلیم همه قدرت های بزرگ جهان در مقابل ایران است!
گفت: ما هم برای آقای ظریف احترام قائلیم ولی تعریف های آقای آشنا به زیان ایشان است چون مردم چشم دارند و می بینند که اصلی ترین ماموریت آقای ظریف برجام بود که نه فقط هیچ دستاوردی نداشت بلکه فاجعه بار هم بوده و هست.
گفتم: تعریف های آقای آشنا، آدم را به یاد ملیجک دربار ناصرالدین شاه می اندازد که وقتی شاه قاجار یک شعر دم دستی می سرود، ملیجک می گفت؛ اعلیحضرتا، قربانت گردم! کاش سعدی و حافظ و فردوسی و مولوی و نظامی و … زنده بودند و شعرهای شما را می دیدند تا به خاطر اشعار بی مغزی که سروده اند از خجالت آب می شدند و به زمین فرو می رفتند!
گفت: اگر در میان این جماعت یک آزاداندیش دلسوز پیدا می شد، برای خدمت به ظریف اشتباهات ایشان را گوشزد می کرد.
گفتم: از قضا، می گویند ناصرالدین شاه شعری سروده بود و نظر ملک الشعرا را جویا شد. ملک الشعرا که یکصد و هشتاد درجه با امثال آقای آشنا تفاوت داشت گفت؛ قربان خیلی دم دستی است. شاه دستور داد او را در زیرزمین قصر زندانی کنند و چند روز بعد که شعر دیگری سروده بود باز هم نظر ملک الشعرا را پرسید. ملک الشعرا سرش را پایین انداخت و قصد خروج از درب خانه سلطنتی را داشت. شاه پرسید کجا می روی؟ گفت؛ به زیرزمین قصر!
گفت: آقای آشنا گفته است؛ محمدجواد ظریف موفق ترین، معتبرترین و متخصص ترین وزیر امور خارجه ایران از زمان شکل گیری این وزارت خانه تاکنون است!
گفتم: آقایان درباره برجام هم می گفتند؛ برجام بزرگ ترین دستاورد تاریخ ایران، معجزه قرن، فتح الفتوح، آفتاب تابان و نشانه تسلیم همه قدرت های بزرگ جهان در مقابل ایران است!
گفت: ما هم برای آقای ظریف احترام قائلیم ولی تعریف های آقای آشنا به زیان ایشان است چون مردم چشم دارند و می بینند که اصلی ترین ماموریت آقای ظریف برجام بود که نه فقط هیچ دستاوردی نداشت بلکه فاجعه بار هم بوده و هست.
گفتم: تعریف های آقای آشنا، آدم را به یاد ملیجک دربار ناصرالدین شاه می اندازد که وقتی شاه قاجار یک شعر دم دستی می سرود، ملیجک می گفت؛ اعلیحضرتا، قربانت گردم! کاش سعدی و حافظ و فردوسی و مولوی و نظامی و … زنده بودند و شعرهای شما را می دیدند تا به خاطر اشعار بی مغزی که سروده اند از خجالت آب می شدند و به زمین فرو می رفتند!
گفت: اگر در میان این جماعت یک آزاداندیش دلسوز پیدا می شد، برای خدمت به ظریف اشتباهات ایشان را گوشزد می کرد.
گفتم: از قضا، می گویند ناصرالدین شاه شعری سروده بود و نظر ملک الشعرا را جویا شد. ملک الشعرا که یکصد و هشتاد درجه با امثال آقای آشنا تفاوت داشت گفت؛ قربان خیلی دم دستی است. شاه دستور داد او را در زیرزمین قصر زندانی کنند و چند روز بعد که شعر دیگری سروده بود باز هم نظر ملک الشعرا را پرسید. ملک الشعرا سرش را پایین انداخت و قصد خروج از درب خانه سلطنتی را داشت. شاه پرسید کجا می روی؟ گفت؛ به زیرزمین قصر!
AI Chatbot
💬 Hi! Want to know more about “گفت و شنود#@! زیرزمین قصر!”? I’m here to guide you.