گل کرد آفتاب محمد (ص)، پایان انتظار شب این است
به گزارش خبرنگار مهر، محمد مرادی به مناسبت ولادت پیامبر مهربانی و رحمت حضرت محمد (ص)، شعر تازه ای سروده است.
در ادامه شعر مرادی را با هم می خوانیم؛
*
گل کرد آفتاب محمد (ص)، پایان انتظار شب: این است
خورشید آمده ست و سیاه است! احوال خاکیان؟ عجب این است
آن جلوه ی بدیع رسیده ست، در باز کن ربیع رسیده ست
عودی بسوز و پنجره بگشا! باب «جمادی» و «رجب» این است
روزی که پادشاه دو عالم، دستی کشید بر گل آدم
جبریل گفت: آی ملایک! جد رسول منتخب: این است
پیوند آسمان و زمین: اوست، در واژه ها ستوده ترین: اوست
او را خدا صدا زده: احمد! یعنی که بهترین لقب: این است
آئینه ی تکثر «لولاک»، تعبیر آفرینش افلاک
ای مردگان «نیست»! بدانید! «هستید» اگر کنون، سبب این است
مادر: گل سلاله ی حورا، اصل پدر: تجسم تقوا
فرزند رکن و مروه و بطحا؛ ای هیچ زاده ها! نسب این است
نامش زلال زمزم و کوثر، عطرش بهار دلکش قمصر
در شام های تیره ی تاریخ، ماه تمام نیمه شب: این است
گیسوش: سوره سوره قرنفل، لب هاش: آیه آیه پر از گل
معنای وحی و معجزه آن است، آیات محکمات لب: این است
چشمش همه شکوه و تحیر، قلبش مدار نور و تفکر
در لیله الحرای تصور، تفسیر سر «ما کذب» این است
با دوستان به مهر و محبت، با مجرمان به رسم مروت
با دشمنان به قوت و عزت، معیار رحمت و غضب: این است
او خضر و ما اسیر مسیریم، دلواپسان کوه و کویریم
در هفت شهر رندی و مستی، آغاز وادی «طلب» این است
گرمیم با سلام محمد (ص)، مستیم با کلام محمد (ص)
شادیم با مرام محمد (ص)، آری نهایت طرب این است
*
آن کس که نام احمدی اش را بی رخصت درود به لب برد
هیزم کش تباهی خویش است، فرجام «حامل حطب» این است
ای شیخ های مرده ی تکفیر! هی نفت سیرتان شکم سیر
آئینه ی حجاز شمایید؟ ای آل شرک! یا عرب این است؟
*
طوفان سنگ ابرهه را برد، کسری به تیغ غیب پسر، مرد
با «والی فرنگ» بگویید، تبت یدا ابی لهب: این است
در ادامه شعر مرادی را با هم می خوانیم؛
*
گل کرد آفتاب محمد (ص)، پایان انتظار شب: این است
خورشید آمده ست و سیاه است! احوال خاکیان؟ عجب این است
آن جلوه ی بدیع رسیده ست، در باز کن ربیع رسیده ست
عودی بسوز و پنجره بگشا! باب «جمادی» و «رجب» این است
روزی که پادشاه دو عالم، دستی کشید بر گل آدم
جبریل گفت: آی ملایک! جد رسول منتخب: این است
پیوند آسمان و زمین: اوست، در واژه ها ستوده ترین: اوست
او را خدا صدا زده: احمد! یعنی که بهترین لقب: این است
آئینه ی تکثر «لولاک»، تعبیر آفرینش افلاک
ای مردگان «نیست»! بدانید! «هستید» اگر کنون، سبب این است
مادر: گل سلاله ی حورا، اصل پدر: تجسم تقوا
فرزند رکن و مروه و بطحا؛ ای هیچ زاده ها! نسب این است
نامش زلال زمزم و کوثر، عطرش بهار دلکش قمصر
در شام های تیره ی تاریخ، ماه تمام نیمه شب: این است
گیسوش: سوره سوره قرنفل، لب هاش: آیه آیه پر از گل
معنای وحی و معجزه آن است، آیات محکمات لب: این است
چشمش همه شکوه و تحیر، قلبش مدار نور و تفکر
در لیله الحرای تصور، تفسیر سر «ما کذب» این است
با دوستان به مهر و محبت، با مجرمان به رسم مروت
با دشمنان به قوت و عزت، معیار رحمت و غضب: این است
او خضر و ما اسیر مسیریم، دلواپسان کوه و کویریم
در هفت شهر رندی و مستی، آغاز وادی «طلب» این است
گرمیم با سلام محمد (ص)، مستیم با کلام محمد (ص)
شادیم با مرام محمد (ص)، آری نهایت طرب این است
*
آن کس که نام احمدی اش را بی رخصت درود به لب برد
هیزم کش تباهی خویش است، فرجام «حامل حطب» این است
ای شیخ های مرده ی تکفیر! هی نفت سیرتان شکم سیر
آئینه ی حجاز شمایید؟ ای آل شرک! یا عرب این است؟
*
طوفان سنگ ابرهه را برد، کسری به تیغ غیب پسر، مرد
با «والی فرنگ» بگویید، تبت یدا ابی لهب: این است
AI Chatbot
💬 Hi! Want to know more about “گل کرد آفتاب محمد (ص)، پایان انتظار شب این است”? I’m here to guide you.