داستان این نقاشی و نقاشش چیست؟
ایسنا/یزد آنچه از داستان دوخته شدن دهان فرخی یزدی به یادگار مانده، مرهون تنها تصویری است که نقاشی یزدی آن را به تصویر کشیده و فاش کرده است.
داستان دوخته شدن دهان فرخی یزدی در دارالحکومه یزد بیش از هر داستان دیگری، جسارت و شجاعت روزنامه نگار آزادی خواه یزدی را به تصویر می کشد؛ شاعری که برای تحقق آرمان های آزادی خواهانه خود و مردمش، در مقابل «ضیغم الدوله» حاکم بختیاری یزد ایستاد و خیاط باشی به دستور حاکم، دهانش را دوخت.
اما شاید جالب باشد که بدانیم آن روز چه افرادی در آن صحنه حاضر بودند و چگونه و از کجا این داستان برای مردم ماند و دست به دست شد.
«محمدصادق سفینه» مردی که به دستور حاکم وقت یزد در این واقعه حضور داشت، تصویری منطبق با واقعیت ها آن را به تصویر کشیده است، البته این مسئله قطعی نیست و به نظر می رسد که او توانسته براساس شنیده ها ماجرا را ترسیم کند و برای نسل های بعد از فرخی به یادگار بگذارد.
اما بشنویم از زندگی «محمد صادق قمی» معروف به «سفینه» که در کتاب «یزد، یادگار تاریخ» از او یاد شده است؛
«محمد صادق قمی» در محله ی چهار منار یزد به دنیا آمد و پس از پایان تحصیلات به همراه برادرش شرکت «نوغان» را بنیاد نهاد و به تولید و پرورش کرم ابریشم پرداخت اما پس از مدتی دست از کار کشیده و به استخدام عدلیه (دادگستری) یزد درآمد. وی با پشتکار خود پس از چندی به معاونت و سپس ریاست عدلیة یزد رسید.
از کارهای نیک و به یادماندنی سفینه در سال ۱۳۲۲ هجری شمسی، اهدای باغی زیبا در روستای ییلاقی «ده بالا»ی یزد به اداره فرهنگ بود که با توجه به این که پیش از آن در ده بالا، تنها یک دبستان به نام خاقانی داشت، این باغ اهدایی به دبستانی تبدیل و به نام «سفینه» نامگذاری شد. البته این دبستان که در آغاز یک کلاسه بود و ۲۷ شاگرد داشت، همچنان پابرجاست و بر سر در آن با خط خوش نوشته: «بگذاریم و بگذریم».؟
سفینه در سال ۱۳۲۸ شمسی ۶۰ عدد لوح دروس طبیعی مربوط به انواع حیوانات و نباتات را به دبیرستان ایرانشهر یزد اهدا کرد که در کتابخانه دبیرستان نصب شد و در همان زمان نیز از سوی وزیر فرهنگ تقدیر شد.
گفته می شود که کاریکاتورهای مشیرالممالک، صدرالعلماء و سردار جنگ که باعث توقیف سفینه و دهان دوختن فرخی شده نیز به وسیله وی کشیده شده که برخی از آن ها در جراید یزد چاپ شده است.
او چنان در خوشنویسی استاد بود که حتی با ناخن بر صفحه کاغذ خطوط برجسته را نقش می کرد.
درباره ی نام «قمی» که بعدها به «سفینه» نامور شد، یادآور می شوند؛ در آن روزگار، اکثر روزنامه نگاران به نام روزنامه ی خود شناخته می شدند همچون محمد رضا مساوات (محمد رضا شیرازی)، احمد شیرکوه (احمد مدیر)،میرزا جهانگیرخان صوراسرافیل (میرزا جهانگیرخان شیرازی)، محمدرضا طلوع(سردبیر طلوع)، رهنما و موارد دیگر، لذا این روزنامه نگار یزدی به سفینه معروف شد.
سفینه، برجسته ترین چهره مطبوعات یزد در همه دوران هاست زیرا وی در آن دوران، سردبیری سه هفته نامه انجمن ولایتی یزد، سفینة نجات و محاکمات یزد را بر دوش داشت.
سفینه در ۴۷ سالگی درگذشت و از او فرزندی برجای نماند اما درباره زندگی هنری سفینه، کاوه چنین می آورد: «از چهره های هنر خوشنویسی در یزد، مرحوم محمد صادق سفینه، مدیر روزنامه انجمن ولایتی یزد است که پس از یک سال، نام روزنامه ی خود را به سفینة النجات تغییر داد. صادق سفینه در نوشتن خط شکسته نستعلیق، شیوة شفیعا را دنبال کرده و به درجه خوشنویسی رسیده بود. سفینه در فن خوشنویسی و حسن کتابت، زحمات زیادی را متحمل شده. او خط نسخ و رقاع را هم خوب می نوشت و در این فن، نزد میربهاء خوشنویس به تکمیل هنر خود پرداخته بود.
صادق سفینه در ۳۰ سالگی موفق به گرفتن امتیاز روزنامه هفتگی انجمن ولایتی یزد گردیده و با نشر مقالات در تنویر افکار اجتماعی کوشش و مجاهدات فراوانی نموده … مرحوم سفینه در مینیاتور و نقاشی آبرنگ نیز کار کرده بود. از آن مرحوم زیارتنامه هایی در مشاهد متبرکه باقیمانده که متن آن (نارنجی) با خط شکسته نستعلیق و سر لوحه آن ها با خط رقاع و نسخ می باشد. اطراف زیارتنامه ها را تذهیب و با گل و بوته نقاشی نموده است.»
چاپ کاریکاتور دهان دوختن فرخی به وسیله ی ضیغم و نیز نشانه شیرکوه (چوپان و گرگ) هم حاکی از جانب داری این روزنامه از مبارزات مردم و دفاع آنان در برابر زورمندان بوده است اما در آغاز روی کار آمدن رضاخان، شیرکوه توقیف شد و همه ی مدیران را مجبور به دادن تعهدی کردند که قبل از چاپ، سانسور شود.
انتهای پیام
داستان دوخته شدن دهان فرخی یزدی در دارالحکومه یزد بیش از هر داستان دیگری، جسارت و شجاعت روزنامه نگار آزادی خواه یزدی را به تصویر می کشد؛ شاعری که برای تحقق آرمان های آزادی خواهانه خود و مردمش، در مقابل «ضیغم الدوله» حاکم بختیاری یزد ایستاد و خیاط باشی به دستور حاکم، دهانش را دوخت.
اما شاید جالب باشد که بدانیم آن روز چه افرادی در آن صحنه حاضر بودند و چگونه و از کجا این داستان برای مردم ماند و دست به دست شد.
«محمدصادق سفینه» مردی که به دستور حاکم وقت یزد در این واقعه حضور داشت، تصویری منطبق با واقعیت ها آن را به تصویر کشیده است، البته این مسئله قطعی نیست و به نظر می رسد که او توانسته براساس شنیده ها ماجرا را ترسیم کند و برای نسل های بعد از فرخی به یادگار بگذارد.
اما بشنویم از زندگی «محمد صادق قمی» معروف به «سفینه» که در کتاب «یزد، یادگار تاریخ» از او یاد شده است؛
«محمد صادق قمی» در محله ی چهار منار یزد به دنیا آمد و پس از پایان تحصیلات به همراه برادرش شرکت «نوغان» را بنیاد نهاد و به تولید و پرورش کرم ابریشم پرداخت اما پس از مدتی دست از کار کشیده و به استخدام عدلیه (دادگستری) یزد درآمد. وی با پشتکار خود پس از چندی به معاونت و سپس ریاست عدلیة یزد رسید.
از کارهای نیک و به یادماندنی سفینه در سال ۱۳۲۲ هجری شمسی، اهدای باغی زیبا در روستای ییلاقی «ده بالا»ی یزد به اداره فرهنگ بود که با توجه به این که پیش از آن در ده بالا، تنها یک دبستان به نام خاقانی داشت، این باغ اهدایی به دبستانی تبدیل و به نام «سفینه» نامگذاری شد. البته این دبستان که در آغاز یک کلاسه بود و ۲۷ شاگرد داشت، همچنان پابرجاست و بر سر در آن با خط خوش نوشته: «بگذاریم و بگذریم».؟
سفینه در سال ۱۳۲۸ شمسی ۶۰ عدد لوح دروس طبیعی مربوط به انواع حیوانات و نباتات را به دبیرستان ایرانشهر یزد اهدا کرد که در کتابخانه دبیرستان نصب شد و در همان زمان نیز از سوی وزیر فرهنگ تقدیر شد.
گفته می شود که کاریکاتورهای مشیرالممالک، صدرالعلماء و سردار جنگ که باعث توقیف سفینه و دهان دوختن فرخی شده نیز به وسیله وی کشیده شده که برخی از آن ها در جراید یزد چاپ شده است.
او چنان در خوشنویسی استاد بود که حتی با ناخن بر صفحه کاغذ خطوط برجسته را نقش می کرد.
درباره ی نام «قمی» که بعدها به «سفینه» نامور شد، یادآور می شوند؛ در آن روزگار، اکثر روزنامه نگاران به نام روزنامه ی خود شناخته می شدند همچون محمد رضا مساوات (محمد رضا شیرازی)، احمد شیرکوه (احمد مدیر)،میرزا جهانگیرخان صوراسرافیل (میرزا جهانگیرخان شیرازی)، محمدرضا طلوع(سردبیر طلوع)، رهنما و موارد دیگر، لذا این روزنامه نگار یزدی به سفینه معروف شد.
سفینه، برجسته ترین چهره مطبوعات یزد در همه دوران هاست زیرا وی در آن دوران، سردبیری سه هفته نامه انجمن ولایتی یزد، سفینة نجات و محاکمات یزد را بر دوش داشت.
سفینه در ۴۷ سالگی درگذشت و از او فرزندی برجای نماند اما درباره زندگی هنری سفینه، کاوه چنین می آورد: «از چهره های هنر خوشنویسی در یزد، مرحوم محمد صادق سفینه، مدیر روزنامه انجمن ولایتی یزد است که پس از یک سال، نام روزنامه ی خود را به سفینة النجات تغییر داد. صادق سفینه در نوشتن خط شکسته نستعلیق، شیوة شفیعا را دنبال کرده و به درجه خوشنویسی رسیده بود. سفینه در فن خوشنویسی و حسن کتابت، زحمات زیادی را متحمل شده. او خط نسخ و رقاع را هم خوب می نوشت و در این فن، نزد میربهاء خوشنویس به تکمیل هنر خود پرداخته بود.
صادق سفینه در ۳۰ سالگی موفق به گرفتن امتیاز روزنامه هفتگی انجمن ولایتی یزد گردیده و با نشر مقالات در تنویر افکار اجتماعی کوشش و مجاهدات فراوانی نموده … مرحوم سفینه در مینیاتور و نقاشی آبرنگ نیز کار کرده بود. از آن مرحوم زیارتنامه هایی در مشاهد متبرکه باقیمانده که متن آن (نارنجی) با خط شکسته نستعلیق و سر لوحه آن ها با خط رقاع و نسخ می باشد. اطراف زیارتنامه ها را تذهیب و با گل و بوته نقاشی نموده است.»
چاپ کاریکاتور دهان دوختن فرخی به وسیله ی ضیغم و نیز نشانه شیرکوه (چوپان و گرگ) هم حاکی از جانب داری این روزنامه از مبارزات مردم و دفاع آنان در برابر زورمندان بوده است اما در آغاز روی کار آمدن رضاخان، شیرکوه توقیف شد و همه ی مدیران را مجبور به دادن تعهدی کردند که قبل از چاپ، سانسور شود.
انتهای پیام
AI Chatbot
💬 Hi! Want to know more about “داستان این نقاشی و نقاشش چیست؟”? I’m here to guide you.