دعای 1 ( دعا در توحید و ستایش خداوند ) ترجمه استاد حسین انصاریان
دعای آن حضرت است که به سپاس و ثنای خدای عزوجل شروع می کرد آن هنگام که در عرصه گاه دعا قرار می گرفت، پس می گفت:
- ( ۱ ) الحمد لله الأول بلا أول کان قبله ، و الآخر بلا آخر یکون بعده
(۱) همۀ ستایش ها مخصوص خداست؛ آن وجود مبارکی که اول است، بی آنکه اولی پیش از او بوده باشد؛ و آخر است، بی آنکه آخری پس از او باشد.
- ( ۲ ) الذی قصرت عن رؤیته أبصار الناظرین ، و عجزت عن نعته أوهام الواصفین .
(۲) دیدۀ بینندگان از دیدنش کوتاه و گمان وصف کنندگان از ستودنش، ناتوان است.
- ( ۳ ) ابتدع بقدرته الخلق ابتداعا ، و اخترعهم علی مشیته اختراعا .
(۳) موجودات را به قدرتش آفرید، آفریدنی بی مانند؛ و آفریده ها را به اراده اش ساخت، ساختنی بی مثال.
- ( ۴ ) ثم سلک بهم طریق إرادته ، و بعثهم فی سبیل محبته ، لا یملکون تأخیرا عما قدمهم إلیه ، و لا یستطیعون تقدما إلی ما أخرهم عنه .
(۴) آن گاه، همۀ آن ها را در مسیر خواستۀ خود راهی کرد و در راه محبتش برانگیخت. قدرت پس رفتن، به سوی مرزهایی که آنان را از آن ها پیش انداخت، ندارند؛ و توان پیش رفتن به سوی حدودی که آنان را از آن ها پس انداخت، ندارند.
- ( ۵ ) و جعل لکل روح منهم قوتا معلوما مقسوما من رزقه ، لا ینقص من زاده ناقص ، و لا یزید من نقص منهم زائد .
(۵) از رزق و روزی اش، برای هر یک از جانداران، خوراکی معلوم و قسمت شده قرار داد. سهم کسی را که فراوان داده، احدی نمی تواند بکاهد؛ و نصیب کسی از آنان را که کاسته، هیچ کس نمی تواند بیافزاید.
- ( ۶ ) ثم ضرب له فی الحیاة أجلا موقوتا ، و نصب له أمدا محدودا ، یتخطأ إلیه بأیام عمره ، و یرهقه بأعوام دهره ، حتی إذا بلغ أقصی أثره ، و استوعب حساب عمره ، قبضه إلی ما ندبه إلیه من موفور ثوابه ، أو محذور عقابه ، لِيَجْزِيَ الَّذِينَ أَسَاوا بِمَا عَمِلوا وَ يَجْزِيَ الَّذِين أَحسَنُوا بِالْحُسْنَي.
(۶) آن گاه در زندگی برای او زمانی معین، مقدر فرمود؛ و پایانی محدود قرار داد؛ که با ایام عمرش به سوی آن پایان، قدم برمی دارد و با سال های زندگی اش به آن نزدیک می شود تا هنگامی که به پایان زندگی اش برسد و پیمانۀ حساب عمرش را تمام و کامل دریافت کند؛ او را به سوی آنچه از پاداش بسیار، یا عذاب دردناک، فراخوانده بود، ببرد؛ «تا به خاطر عدالتش، بدکاران را به علت کردار ناپسندشان و نیکوکاران را به سبب کار نیکشان، پاداش بخشد».
- ( ۷ ) عدلا منه ، تقدست أسماؤه ، و تظاهرت آلاؤه، لَا يُسْأَلُ عَمَّا يَفْعَلُ وَ هُمْ يُسْأَلُونَ.
(۷) این [جزا دادن] از عدالت اوست؛ پاک و مبارک است نام های حضرتش و پی درپی است نعمت هایش. «از آنچه انجام می دهد، بازخواست نشود، ولی همگان در پیشگاهش بازخواست شوند».
- ( ۸ ) و الحمد لله الذی لو حبس عن عباده معرفة حمده علی ما أبلاهم من مننه المتتابعة ، و أسبغ علیهم من نعمه المتظاهرة ، لتصرفوا فی مننه فلم یحمدوه ، و توسعوا فی رزقه فلم یشکروه .
(۸) همۀ ستایش ها مخصوص خداست که اگر بندگانش را از شناخت سپاس گزاری اش بر آنچه که از عطایای پیاپی اش که محض امتحان کردنشان به آنان عنایت فرمود و نعمت های پیوسته ای که بر آنان کامل کرد، به چاه محرومیت می انداخت؛ در عطایا و نعمت هایش، دخل و تصرف می کردند و او را سپاس نمی گزاردند؛ و روزیش را به فراوانی هزینه می کردند و به شکر عنایاتش برنمی خاستند.
- ( ۹ ) و لو کانوا کذلک لخرجوا من حدود الإنسانیة إلی حد البهیمیة فکانوا کما وصف فی محکم کتابه إِنْ هُمْ إِلَّا كَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ سَبيلاً.
(۹) اگر چنین بودند [که شکرگزاری نمی کردند]، از حدود انسانیت بیرون می رفتند و به مرز حیوانیت می رسیدند. در نتیجه به این صورت بودند که در کتاب محکمش وصف کرده: «آنان جز مانند چهارپایان نیستند؛ بلکه آنان گمراه ترند!».
- ( ۱۰ ) و الحمد لله علی ما عرفنا من نفسه ، و ألهمنا من شکره ، و فتح لنا من أبواب العلم بربوبیته ، و دلنا علیه من الإخلاص له فی توحیده ، و جنبنا من الإلحاد و الشک فی أمره .
(۱۰) و همۀ ستایش ها مخصوص خداست که وجودش را به ما شناساند و شکرش را به ما الهام کرد و درهای دانش را به پروردگاری اش به روی ما گشود و ما را بر اخلاص ورزی در یکتایی اش راهنمایی کرد و از انحراف در دین و تردید در دستورش، دور داشت.
- ( ۱۱ ) حمدا نعمر به فیمن حمده من خلقه ، و نسبق به من سبق إلی رضاه و عفوه .
(۱۱) خدا را ستایش می کنم، ستایشی که با آن، در گروه ستایش گران از بندگانش زندگی کنم و با آن ستایش بر هر که به خشنودی و گناه بخشی اش پیشی جسته، سبقت گیرم.
- ( ۱۲ ) حمدا یضیء لنا به ظلمات البرزخ ، و یسهل علینا به سبیل المبعث ، و یشرف به منازلنا عند مواقف الأشهاد ، يَوْمَ تُجْزَی كُلُّ نَفْسٍ بِمَا كَسَبَتْ وَ هُمْ لَا يُظْلَمُونَ، يَوْمَ لَا يُغْنِي مَوْلًی عَنْ مَوْلًی شَيْئاً وَ لَا هُمْ يُنْصَرُونَ.
(۱۲) ستایشی که به سبب آن، تاریکی های برزخ را بر ما روشن کند؛ و به وسیلۀ آن، راه رستاخیز را بر ما آسان فرماید؛ و به کمک آن، رتبه های ما را نزد گواهان روز قیامت بلند گرداند. «روزی که هر وجودی، به خاطر آنچه مرتکب شده، پاداش داده شود و مورد ستم قرار نگیرد»؛ «روزی که هیچ دوستی، چیزی از عذاب را از دوستش برطرف نکند و این گنه کاران حرفه ای از جانب کسی یاری نشوند».
- ( ۱۳ ) حمدا یرتفع منا إلی أعلی علیین فی كِتَابٍ مَرْقُومٍ يَشْهَدُهُ الْمُقَرَّبُونَ.
(۱۳) سپاسی که از سوی ما، «در پرونده ای که کردار نیکان در آن رقم خورده و مقربان درگاهش گواهان آنند»، به سوی اعلا علیین بالا رود.
- ( ۱۴ ) حمدا تقر به عیوننا إذا برقت الأبصار ، و تبیض به وجوهنا إذا اسودت الأبشار .
(۱۴) ستایشی که چون دیده ها در قیامت خیره شود، سبب روشنی دیده ما شود؛ و هنگامی که چهره ها سیاه گردد، به نورانیت آن صورت های ما به سپیدی رسد.
- ( ۱۵ ) حمدا نعتق به من ألیم نار الله إلی کریم جوار الله .
(۱۵) ستایشی که ما را از آتش دردناک خدا آزاد و در جوار کریمانه اش جای دهد.
- ( ۱۶ ) حمدا نزاحم به ملائکته المقربین ، و نضام به أنبیاءه المرسلین فی دار المقامة التی لا تزول ، و محل کرامته التی لا تحول .
(۱۶) ستایشی که به وسیلۀ آن، همدوش فرشتگان شویم؛ و در پیشگاه رحمتش، جای را بر آنان تنگ کنیم؛ و به سبب آن، در سرای جاودانی که از بین نمی رود و محل کرامتش که دگرگونی نمی پذیرد، با پیامبران مرسل او همراه شویم.
- ( ۱۷ ) و الحمد لله الذی اختار لنا محاسن الخلق ، و أجری علینا طیبات الرزق .
(۱۷) و همۀ ستایش ها مخصوص خداست که زیبایی های آفرینش را برای ما برگزید و روزی های پاکیزه را به سوی ما روان ساخت.
- ( ۱۸ ) و جعل لنا الفضیلة بالملکة علی جمیع الخلق ، فکل خلیقته منقادة لنا بقدرته ، و صائرة إلی طاعتنا بعزته .
(۱۸) و ما را با تسلط بر همۀ موجودات برتری داد. در نتیجه، همۀ موجوداتش بر اساس قدرت حضرتش، فرمان بردار ما هستند؛ و در سایۀ عزتش، در گردونۀ اطاعت از ما قرار دارند.
- ( ۱۹ ) و الحمد لله الذی أغلق عنا باب الحاجة إلا إلیه ، فکیف نطیق حمده أم متی نؤدی شکره لا ، متی.
(۱۹) و همۀ ستایش ها مخصوص خداست که در احتیاج و نیاز ما را از غیر خود بست؛ پس چگونه قدرت سپاس گزاری او را داریم؟ یا چه زمانی می توانیم به ادای شکرش اقدام کنیم؟ هیچ گاه!
- ( ۲۰ ) و الحمد لله الذی رکب فینا آلات البسط ، و جعل لنا أدوات القبض ، و متعنا بأرواح الحیاة ، و أثبت فینا جوارح الأعمال ، و غذانا بطیبات الرزق ، و أغنانا بفضله ، و أقنانا بمنه .
(۲۰) و همۀ ستایش ها مخصوص خداست که در پیکر ما ابزار گشودن اندام را سوار کرد و آلات بستن آن ها را قرار داد و ما را با روان های زنده، از زندگی بهره مند ساخت و اعضای انجام دادن کار را در وجود ما استوار کرد و با روزی های پاکیزه خوراک داد و با احسانش ما را بی نیاز کرد و با عطایش به ما سرمایه بخشید.
- ( ۲۱ ) ثم أمرنا لیختبر طاعتنا ، و نهانا لیبتلی شکرنا ، فخالفنا عن طریق أمره ، و رکبنا متون زجره ، فلم یبتدرنا بعقوبته ، و لم یعاجلنا بنقمته ، بل تأنانا برحمته تکرما ، و انتظر مراجعتنا برأفته حلما .
(۲۱) آنگاه دستوراتش را متوجه ما فرمود تا فرمان بردن ما را بسنجد؛ و از محرمات بر حذرمان داشت تا شکر کردنمان را بیازماید؛ پس از این همه عنایت، از مسیر دستورش روی گرداندیم؛ و بر مرکب سخت و سنگین محرماتش سوار شدیم. با این همه به کیفرش نسبت به ما شتاب نورزید؛ و بر انتقام گرفتن از ما عجله نکرد؛ بلکه به رحمت و کرمش، از سر خشنودی و رضایت، با ما معامله کرد؛ و به مهربانی و بردباری اش، بازگشت ما را از مسیر گناه انتظار کشید.
- ( ۲۲ ) و الحمد لله الذی دلنا علی التوبة التی لم نفدها إلا من فضله ، فلو لم نعتدد من فضله إلا بها لقد حسن بلاؤه عندنا ، و جل إحسانه إلینا و جسم فضله علینا
(۲۲) و همۀ ستایش ها مخصوص خداست که ما را به بازگشت و توبه از گناه، راهنمایی کرد؛ توبه ای که آن را جز از طریق احسانش به دست نیاوردیم؛ و اگر از فضل و احسان بی شمارش، غیر این عنایت را که عبارت از بخشیدن نعمت توبه و بازگشت است، به حساب نیاوریم، محققا آزمایشش دربارۀ ما نیکو و احسانش در حق ما بزرگ و بخشش او بر ما عظیم است.
- ( ۲۳ ) فما هکذا کانت سنته فی التوبة لمن کان قبلنا ، لقد وضع عنا ما لا طاقة لنا به ، و لم یکلفنا إلا وسعا ، و لم یجشمنا إلا یسرا ، و لم یدع لأحد منا حجة و لا عذرا .
(۲۳) روش وجود مقدسش در برنامه توبه دربارۀ کسانی که پیش از ما بودند، چنین نبود؛ آنچه را در عرصه گاه توبه، در طاقت و توان ما نبوده، از دوش جان ما برداشته؛ و جز به اندازه قدرت و وسعمان به ما تکلیف نفرموده؛ در میان آن همه تکالیف سخت، ما را جز به تکالیف آسان وا نداشته؛ و در این زمینه، برای هیچ یک از ما دلیل و بهانه ای باقی نگذاشته است.
- ( ۲۴ ) فالهالک منا من هلک علیه ، و السعید منا من رغب إلیه
(۲۴) بنابراین، هلاک شونده از ما، کسی است که در میدان مخالفت با او هلاک گردد؛ و سعادتمند از ما کسی است که به سوی او اشتیاق داشته باشد.
- ( ۲۵ ) و الحمد لله بکل ما حمده به أدنی ملائکته إلیه و أکرم خلیقته علیه و أرضی حامدیه لدیه
(۲۵) و خدا را ستایش، به همۀ آن ستایشی که نزدیک ترین فرشتگان به او و بزرگوارترین مخلوقاتش نزد او و پسندیده ترین ستایشگران آستان او، حضرتش را ستوده اند.
- ( ۲۶ ) حمدا یفضل سائر الحمد کفضل ربنا علی جمیع خلقه .
(۲۶) ستایشی که از دیگر ستایش ها، برتری جوید، مانند برتری پروردگار، به همه مخلوقاتش.
- ( ۲۷ ) ثم له الحمد مکان کل نعمة له علینا و علی جمیع عباده الماضین و الباقین عدد ما أحاط به علمه من جمیع الأشیاء ، و مکان کل واحدة منها عددها أضعافا مضاعفة أبدا سرمدا إلی یوم القیامة.
(۲۷) سپس او را ستایش، به جای همۀ نعمت هایی که او بر ما و به تمام بندگان گذشته اش و همۀ آنانی که هستند و می آیند، دارد، ستایشی به عدد تمام اشیایی که دانشش بر آن ها احاطه دارد و ستایشی به جای هر یک از اشیا به چندین برابر؛ ستایشی ابدی و همیشگی تا روز قیامت.
- ( ۲۸ ) حمدا لا منتهی لحده ، و لا حساب لعدده ، و لا مبلغ لغایته ، و لا انقطاع لأمده
(۲۸) ستایشی که مرزش را پایانی و شمارۀ آن را حسابی و پایانش را نهایتی و مدتش را سرآمدی، نباشد.
- ( ۲۹ ) حمدا یکون وصلة إلی طاعته و عفوه ، و سببا إلی رضوانه ، و ذریعة إلی مغفرته ، و طریقا إلی جنته ، و خفیرا من نقمته ، و أمنا من غضبه ، و ظهیرا علی طاعته ، و حاجزا عن معصیته ، و عونا علی تأدیة حقه و وظائفه .
(۲۹) ستایشی که رشتۀ اتصال به طاعت و بخشش و عامل رضایت و خشنودی اش و وسیلۀ آمرزشش و راهی به سوی بهشتش و حفاظت کننده از کیفرش و امان از خشمش و مددکاری بر طاعتش و مانع و سدی از نافرمانی اش و کمکی بر ادای حق و عهد و پیمانش، باشد.
(۳۰) ستایشی که به وسیلۀ آن، در گروه سعادتمندان از دوستانش، به خوشبختی و سعادت برسیم؛ و به سبب آن با شمشیر دشمنانش در سلک شهیدان قرار گیریم. همانا او یار بندگان و خدای ستوده خصال است.
پایگاه اطلاع رسانی دفتر حضرت استاد حسین انصاریان ، موسسه فرهنگی دارالعرفان
تلفن : ۳۳۵۵۰۷۰۰-۰۲۵
پست الکترونیک : info@erfan.ir
کلیه حقوق متعلق به موسسه فرهنگی دارالعرفان می باشد
https://erfan.ir/farsi/sahifeh۱/۱۰۰۱۱/
AI Chatbot
💬 Hi! Want to know more about “دعای ۱ ( دعا در توحید و ستایش خداوند ) ترجمه استاد حسین انصاریان”? I’m here to guide you.