74824


حجاب



بخشی از احکام عملی و فقهی



فروع دین
رساله عملیه.jpg
نماز



نماز واجبنماز مستحبینمازهای یومیهنماز جمعهنماز عیدنماز جماعتنماز آیاتنماز میتارکان نمازواجبات نماز



دیگر عبادت ها
روزهخمسزکاتحججهاد
امر به معروف و نهی از منکرتولیتبری
احکام طهارت
وضوغسلتیمم
نجاساتمطهرات
احکام مدنی
وکالتوصیتضمانتکفالتارث
احکام خانواده
ازدواجازدواج موقتتعدد زوجاتنشوزمحارمطلاقمهریهشیردادنآمیزشاستمتاعصیغه ازدواجام ولدظهارلعانایلاءخلع و مبارات
احکام قضائی
قضاوتدیاتحدودقصاصتعزیرات
احکام اقتصادی
عقود: (تجارتمضاربهاجاره) • محرمات (رشوهربااحتکارمکاسب محرمه) • احکام وابسته (مجهول المالک، وجوهات شرعیکفارهجزیه)
احکام دیگر
حجاب • صدقهنذرتقلیدخوردنی ها و آشامیدنی هاوقفقسمفسخابراءاقالهوقف
جستارهای وابسته
بلوغفقهاحکام شرعیتوضیح المسائل
واجبحراممستحبمباحمکروهنیتقصد قربتمسائل مستحدثه





مقاله توصیفی فقهی



| این مقاله یک نوشتار توصیفی درباره یک مفهوم فقهی است و نمی تواند معیاری برای اعمال دینی باشد. برای اعمال دینی به منابع دیگر مراجعه کنید.
---|---



حجاب اصطلاحی دینی به معنای پوشاندن برخی از نقاط بدن زنان و مردان در شریعت اسلامی. حجاب در ادیان و اقوام پیش از اسلام وجود داشته و آیاتی در قرآن و احادیثی از ائمه(ع)، از وجوب و اهمیت آن سخن گفته اند.



حکم حجاب در فقه در بخش نماز و نکاح مطرح شده است. این حکم از دیدگاه فقها ازاحکام ضروری دین اسلام است. در باور مسلمانان، ایجاد امنیت روانی و حفظ سلامت اخلاقی جامعه از حکمت های واجب شدن حجاب است.



همچنین در تبصره ماده ۶۳۸ قانون مجازات اسلامی در ایران، بی حجابی جرم تلقی شده است.



محتویات





مفهوم شناسی



حجاب در لغت به معنای مانع، چیزی که بین دو چیز جدایی افکنَد، پوشاندن و پوشش (سِتر) است.[۱] امروزه واژه حجاب در زبان عامه مردم و متون فقهی، به معنای پوشش شرعی زنان به کار می رود.[نیازمند منبع]



واژه حجاب، هفت بار در قرآن کریم به معنای مانع و حائل به کار رفته است.[نیازمند منبع] در آیه ۵۳ سوره احزاب که آیه حجاب خوانده می شود، به مردان دستور داده شده با همسران پیامبر از پشت پرده (مِنْ وَراءِ حجابٍ) سخن بگویند.[۲]



در متون فقهی و حدیثی، برای اشاره به معنای پوشش و پوشاندن، به جای حجاب از واژه ستر استفاده می شده است.[۳]



احکام حجاب



ابوابی که بحث حجاب در آنها آمده است



موضوع حجاب در منابع فقهی در باب مستقلی مطرح نشده است، بلکه معمولا در دو مبحث مطرح می شود:



1. در مبحث نماز، به مناسبت بحث از پوشش و لباس نمازگزار. تفاوت میان پوشش در حالت نماز (سَتْرِ صَلاتی) و پوشش در غیر نماز، آن است که قِسم نخست در هر حال واجب است، چه نمازگزار در معرض نگاه بیننده ای باشد چه نباشد. اما مقصود از قسم دوم، پوشیده بودن از نگاه دیگران است، هر چند مثلا با استقرار در مکانی تاریک تحقق یابد[۴]. به نظر مشهور در فقه امامی، بین میزان و حد پوشش در نماز و ستر واجب در برابر نامحرم، تلازمی وجود ندارد[۵].
2. در مبحث نکاح که به مناسبت بحث از حکم نگاه کردن طرفین عقد به یکدیگر هنگام خواستگاری، از احکام نگاه کردن به طور عام و احکام پوشش سخن می رود. ضمن آنکه ستر و نگاه دو مسئله جداگانه اند و حکم آنها در پاره ای صورت ها با هم ملازمه دارد[۶].



مصداق حجاب



شاخص ترین مصداق حجاب، یا به نظر برخی، تنها مصداق آن، پوشش زن مسلمان به سن تکلیف رسیده، در مقابل مرد غیرمحرم بالغ و نیز کودک ممیز نابالغ است.



بر پایه فقه، حد لازم حجاب برای زن غیرآزاد (کنیز) بسیار کمتر از زنان دیگر است. همچنین به استناد آیه ۶۰ سوره نور (القَواعِدُ مِنَ النِّساء) درباره حکم پوشش زنان سالخورده ای که زمینه ازدواج در آنها منتفی است، سهل گیری شده است[۷]. بر پایه احادیث مرتبط با تفسیر این آیه[۸]، فقها برداشتن جلباب و حتی شماری از آنان برداشتن روسری و آشکار کردن مواضعی را که عادتا بیرون است، برای این افراد جایز شمرده اند[۹]. در هر صورت، تأکید اسلام بر رعایت ستر از سوی زن، عمدتا ناشی از اختلاف جنسیتی زن و مرد است که نمی توان آن را نادیده گرفت[۱۰].



وجوب حجاب



وجوب حجاب بانوان در برابر مردان غیرمحرم، مورد توافق فقهای همه مذاهب اسلامی است؛ [۱۱] اما حدود و اندازه آن مورد بحث و گفتگوی فقهاست. خاستگاه این اقوال، عمدتاً اختلاف نظر آنان درباره مواضع استثنا شده از حکم وجوب پوشش است.



محدوده حجاب



دیدگاه اول



بسیاری از فقهای امامی و اهل سنّت پوشانیدن همه بدن، جز صورت و دستها (اصطلاحاً کَفَّین)، را واجب می دانند.[۱۲] مهم ترین دلیل آنان جمله «لایبْدینَ زینَتَهُنَّ الّا ماظَهَرَ مِنها» در آیه ۳۱ سوره نور است. در احادیث مصادیق گوناگونی برای زینت ظاهری، که در این آیه استثنا شده، ذکر شده است، از جمله لباس، حنای کف دست، سرمه، انگشتر، دستبند، صورت و دو دست.[۱۳]



به نظر بسیاری از فقها و مفسران، لازمه جواز آشکار نمودن زینت هایی مانند سرمه و انگشتر، جواز نمایان بودن مواضع آنها، یعنی چهره و دستها است.[۱۴] روایاتی که بر استثنا شدن صورت و دست ها از پوشانیدن و نیز جواز نگاه کردن به آنها (و گاهی قَدَمین) دلالت می کنند[۱۵] نیز مؤید این دیدگاه است.[۱۶]



دلایل دیگر این گروه از فقها عبارت اند از:



1. عبارت دیگر آیه (وَلْیضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ علی جُیوبِهِنَّ) که مُفاد آن، وجوب پوشانیدن گریبان و روی سینه است. خُمُر، جمعِ خِمار، به معنای مقنعه یا روسری زنان است.[۱۷] طبق گزارش های مفسران و اشارات حدیثی، زنان پیش از نزول این آیه روسری را از پشت گوش ها رد می کردند و آن را به پشت خود می انداختند، به طوری که گوشها و گردن و گریبان آنها نمایان بود. در این آیه به آنها دستور داده شده است که روسری هایشان را به گونه ای بپوشند که گریبان و مقابل سینه آنها را بپوشاند؛ یعنی، دو طرف آن را از راست و چپ به جلو آورند تا همه این قسمتها پوشیده شود.[۱۸] در واقع، زنان موی سر خود را می پوشانده اند اما اینک آیه در مقام بیان حد پوشش، از لزوم پوشاندن گردن و سینه سخن گفته ولی از پوشاندن چهره سخنی به میان نیاورده است.[۱۹]
2. در بسیاری از احادیثِ امامان یا پرسش هایی که از آنان شده، حکم نگاه کردن به موی برخی زنان مطرح شده، [۲۰] اما از حکم چهره که مورد ابتلا بوده و پرسش از آن تناسب بیشتری داشته است ـ جز در مورد قصد ازدواج، که خصوصیت دارد[۲۱] ـ پرسش نشده و سخنی به میان نیامده است. این امر بیانگر آن است که استثنای چهره از لزوم ستر یا حرمت نظر به آن، قطعی تلقی می شده است.[۲۲]
3. پوشاندن صورت و دست ها که به حسب طبیعت بشر در همه حالات ظاهر هستند، موجب عسر و حرج و لطمه شدید به فعالیت عادی زندگی است.[۲۳] در عین حال، در منابع حدیثی و فقهی توضیح داده شده است که واجب نبودن پوشش صورت و دست ها به معنای جایز نبودن پوشاندن آنها نیست و اساساً پوشیده تر بودن زنان کاری نیکو و رعایت حریم میان زن و مرد غیرمحرم، تا حد امکان، مطلوب است، [۲۴] ضمن آنکه این توصیه های اخلاقی، که غایت آنها مراقبت از سلامت زندگی اجتماعی و پیشگیری از زمینه های بروز بی بند و باری است، نباید با احکام فقهی الزامی خلط شوند.[۲۵]



دیدگاه دوم



در برابر، برخی فقهای امامی و اهل سنّت پوشانیدن همه بدن، حتی چهره و دستها، را برای زنان واجب دانسته اند.[۲۶] در مقام استدلال، از جمله به ادله عام وجوب ستر، یا حرمت نظر که با وجوب ستر ملازمه دارد، استناد شده است، با این توضیح که اطلاق آیه ۳۰ سوره نور که نگاه نکردن به زنان غیرمحرم را بر مردان لازم شمرده است، صورت و دست ها را نیز دربرمی گیرد.[۲۷] همچنین به روایاتی که دلالت بر منع از نگاه کردن به زن غیرمحرم، به صورت مطلق، دارد و چند روایت دیگر که دلالت التزامی آنها وجوب پوشیده بودن تمام بدن زن است، نیز استدلال شده است.[۲۸] در پاسخ به این استدلال گفته اند که روایات ذکر شده، به ویژه با توجه به سیاق آنها و واژه عورت که در آنها به کار رفته است، در مقام بیان حکمِ شرعی وجوبِ ستر نیست، بلکه توصیه هایی اخلاقی و ناظر بر ترجیح و مطلوبیت پوشیده بودن زنان است.[۲۹]



دلایل دیگر مورد استناد برای شمول حجاب بانوان بر صورت و دست ها عبارت اند از:



1. احادیثی[۳۰] که مراد از «الّا ما ظهر» در آیه ۳۱ سوره نور را لباس دانسته اند.[۳۱]
2. سیره متشرعه -که با احراز شرایطی، به عنوان دلیل فقهی پذیرفته می شود[۳۲] - پوشیده بودن صورت زنان بوده است.[۳۳] به نظر برخی فقها، بین استثنا دانستن صورت و دستها از حکم وجوب ستر با جواز نگاه کردن به آنها ملازمه ای وجود ندارد.[۳۴]



انعطاف در وجوب حجاب



توجه به احکام گوناگون مربوط به پوشش و حجاب زنان در منابع فقهی نشان می دهد که این دستورِ الزامی دارای مراتب گوناگونی است و از جمله به دنبال محیطی که زن در آن قرار می گیرد، نوعی انعطاف دربردارد. مثلا فقها به استناد آیه ۶۰ سوره نور، پوشش لازم برای زنان سالخورده را که زمینه ازدواج ندارند سهل تر از حجاب متعارف دانسته اند. همچنین، به استناد آیه ۳۱ نور، پوشش زن در برابر مردانی که به نقص جنسی و عقلی دچارند[۳۵] بسیار کمتر از حجاب ضروری در برابر مردان عادی است.[۳۶]



از سوی دیگر، برخی فقها به استناد عبارت «او نِسائِهِنَّ» در همین آیه، [۳۷] آشکارساختن زینت بانوان مسلمان را در برابر زنان غیرهمکیش جایز ندانسته اند تا از توصیف احتمالی ویژگی های زنان مسلمان برای مردان پیشگیری شود.[۳۸]



همچنین مقدار واجب پوشش زنان در برابر مردان محرم (غیر از همسر) و نیز زنان، بسیار کم است و به نظر مشهور فقهی، شامل سر و گردن و سینه نمی شود.[۳۹]



فلسفه حجاب



با تأمل در حکمت تشریعِ حکم حجاب ـ که به تصریح آیات قرآن و احادیث، [۴۰] ایجاد امنیت روانی و حفظ سلامت اخلاقی جامعه و ارزش گذاری عفاف و حیاست ـ گوناگونی مراتب احکام حجاب به خوبی قابل تحلیل است. تأکید قرآن و احادیث و متون فقهی بر اکتساب و تقویت ملکه عفت و تقوا، ضرورت رعایت حیا و عفاف در مناسبات زن و مرد غیرمحرم، و حرمت برخی امور (همچون قرارگرفتن زن و مرد غیرمحرم در یک محیط بدون امکان ورود شخص دیگر، نهی شدید از چشم چرانی مردان، وجوب ستر برای زن در برابر غیرمحرم و پرهیز او از هرگونه رفتار تحریک آمیز در محیط جامعه از قبیل تبرّج یا سخن گفتن مهیج) بیانگر ارتباط وثیق عفاف و حیا با حجاب است.[۴۱]



حجاب مردان



بر این اساس، برای حفظ و استقرار حجاب به عنوان هنجاری ایمانی ـ اجتماعی در همه مناسبات اجتماعی، علاوه بر زنان، مردان نیز به موجب فقه اسلامی مکلف اند که در ارتباطات خود با افراد جامعه -خواه زنان غیرمحرم، خواه محارم و خواه همجنسان- مراتبی از ستر و عفاف را رعایت کنند. هرچند ستر واجب برای مردان بسیار کمتر از زنان است، [۴۲] برخی فقهای شیعه و اهل سنّت[۴۳] پوشاندن مواضعی از بدن را که به طور معمول پوشانده می شود، در برابر غیرمحرم بر مردان لازم شمرده اند.



همچنین به نظر برخی فقهای شیعه، هرگاه بدن مرد در معرض نگاه آمیخته با تلذد باشد، مانند مردانی که به ورزش یا عزاداری می پردازند، پوشاندن بدن بر او واجب است، زیرا از مصادیق «معاونت بر اثم» (همیاری در گناه) شمرده می شود.[۴۴]



به اقتضای حکمت مذکور برای حکم حجاب، پوشش زن فقط در برابر مردان لازم نیست، بلکه، به استناد آیه ۳۱ سوره نور، به نظر برخی فقها وی در برابر پسر نابالغ ممیز هم باید این تکلیف را مراعات کند.[۴۵]



تاسیسی و ضروری بودن حکم حجاب



از نکات مورد تأکید فقها تأسیسی بودن حکم حجاب در اسلام است[۴۶] و دیگر اینکه اصل حجاب از احکام ضروری اسلام است؛ [۴۷] ازاین رو، فقها حتی در وضعی که زندگی زناشویی زن به سبب رعایت حجاب به مخاطره افتد، برداشتن حجاب را به انگیزه رفع مخاطره، جایز ندانسته اند.[۴۸] در عین حال، در موارد اضطرار (مانند بیماری) رفع حجاب به مقدار ضرورت تجویز شده است.[۴۹]



فتاوای فقها حاکی از آن است که فعالیت ها و مراودات اجتماعی زنان را به هیچ روی منافی با حجاب نمی دانند و از جمله بر جواز اشتغال و تحصیل بانوان، مشروط بر رعایت حجاب، فتوا می دهند.[۵۰]



شکل حجاب در فرهنگ های مختلف



در فقه اسلامی شکل خاصی از پوشش برای زن تعیین نشده و فقط بر پوشیده بودن بدن، جز موارد استثنا، تصریح شده است، [۵۱] حتی برخی فقها پوشش حجم بدن را بنفسه لازم ندانسته اند.[۵۲] البته آنان پوشیدن لباس های نازک و بدن نما و تحریک آمیز را نپذیرفته اند و درباره استفاده از لباس های رنگارنگ و تزیین شده ملاحظاتی دارند.[۵۳]



شکل حجاب و چگونگی انطباق آن با معیارهای پوشش اسلامی با توجه به عواملی چون فرهنگ و آداب و باورها و عرف و شرایط اقلیمی و گاه محدودیتهای اجتماعی هر سرزمین، تفاوت می کرده است. مثلاً رایج ترین نوع پوشش اسلامی در ایران، چادر بوده که در مقاطع گوناگون تاریخی و اوضاع جغرافیایی، متنوع بوده است، اما زنان مسلمانِ پایبند به حجاب در بسیاری از کشورهای اسلامی، دست کم در دهه های اخیر، به ندرت از چادر استفاده کرده اند. در کشورهای عربی خاور میانه، عَبایه و در مغرب، جلّاب رایج بوده و همچنان رایج است. زنان مسلمان مقیم کشورهای غیراسلامی ـ که گاه محدودیت هایی برای رعایت حجابشان اعمال می شود ـ نیز کوشیده اند پوشش مناسب از نظر محیطی و مقبول از نظر شرعی را طراحی و درباره مطابقت آن با موازین فقهی، استفتا کنند.[۵۴]



تکلیف حکومت های اسلامی در برابر حجاب



اگرچه حجاب، دستوری قرآنی و تکلیفی دینی است که مخاطبان آن اصالتاً مکلّفان هستند، اما ماهیت این حکم، اجتماعی است و ازاین رو رعایت یا عدم رعایت آن بروز و ظهور اجتماعی می یابد. از سوی دیگر، اقتضای اطلاقات دلایل احکام فردی و اجتماعی دین آن است که تمام مقررات دینی در جامعه اجرا شود و شارع به رعایت نشدن احکام دین راضی نیست. از لوازم این موضوع آن است که حکومت ها در یک جامعه اسلامی در برابر جهت گیری اخلاقی مردم و اجرای احکام شریعت در زندگی اجتماعی مسئولیت دارند و باید به حفظ شؤون اجتماع ملتزم باشند و به آموزه های دینی احترام گذارند.[۵۵]



دولت اسلامی همان گونه که نمی تواند اجازه شرب خمر علنی را، حتی به پیروان ادیان دیگر بدهد، نمی تواند با رعایت نشدن حجاب در جامعه نیز موافقت کند، زیرا حجاب، فراتر از ادای تکلیف توسط مؤمنان، هنجاری لازم الاجرا در جامعه دینی است.



برخی مخالفان دخالت حکومت در این زمینه بر آن اند که پیشگیری از بی حجابی سابقه فقهی و تاریخی ندارد و سیره معصومان، به ویژه پیامبر(ص) و امام علی(ع) که حکومت تشکیل داده بودند، الزام حکومتی حجاب نبوده است و آنان به تذکر و ارشاد بسنده می کرده و هیچ گاه برای بی حجابی حکم کیفری صادر نکرده اند.[۵۶] در پاسخ این ادعا گفته اند که اصولاً تا قبل از دوره جدید، حجاب زنان امری متداول و شایع در دنیای متمدن بوده است. حکومت های مسلمان در گذشته با این مسئله به شکل کلان روبه رو نبودند و تنها در سده اخیر، و به تبع تغییر وضع در دنیای غرب، حرکت های گوناگونی برای رفع حجاب در کشورهای اسلامی سازمان دهی شد.



کشف حجاب و نگارش آثاری در ایران



مطرح شدن موضوع کشفِ حجاب در ایران ـ که زمزمه آن هم زمان بانفوذ و رواج افکار تجددگرایانه از سال های نخست پیروزی مشروطه آغاز شد و حدود ۲۵ سال بعد، در ۱۳۱۴ش، به دستور رضا شاه پهلوی اجبار و اجرا گردید ـ سبب نگارش آثار مستقل متعددی در واکنش به این اقدام و اثبات قطعی بودن حکم حجاب در اسلام شد.[۵۷]



نگارش رساله هایی به نام حجابیه، ظاهرآ از ۱۳۲۹ با رسالة فی وجوب الحجاب و حرمةالشراب، اثر محمد صادق ارومی فخرالاسلام (عالم مسیحی نومسلمان و نویسنده اَنیسُ الاَعْلام)، آغاز گردید، ولی بیشتر رساله های حجابیه در سال های ۱۳۰۶ و ۱۳۰۷ش نوشته شدند. پس از سقوط رضاشاه در شهریور ۱۳۲۰ و لغو قانون کشف حجاب اجباری در ۱۳۲۲ش، نیز کتاب ها و مقاله های زیادی در این باره انتشار یافت.[۵۸] تعدادی از این رساله ها به کوشش رسول جعفریان با عنوان رسائل حجابیه در ۱۳۸۰ش به چاپ رسیده است.



ساختار موضوعی و محتوای رساله های حجابیه عموماً چنین است:



1. تاریخ حجاب در ادیان دیگر و سابقه دار بودن آن نزد اقوام و ادیان گوناگون؛
2. بررسی آیات و احادیث راجع به حجاب و آرای فقها درباره حد آن؛
3. فلسفه حجاب؛
4. اهمیت تعلیم و تربیت بانوان و تعارض نداشتن حجاب با آن؛
5. بیان اهداف طرفداران کشف حجاب،
6. گزارش انتقادهای آنان و پاسخ به آنها؛
7. بررسی آثار منفی رفع حجاب، مانند رواج بی عفتی، کاهش ازدواج و افزایش طلاق.



رویکرد مباحث در مقالات و کتاب های نگاشته شده بر ضد حجاب نیز بدین گونه است:



1. تحریف مسائل مطرح شده در ذیل آیات مربوط به حکم پوشش،
2. منافات داشتن حجاب با شیوه زندگی جدید،
3. ضرورت آزادی زن،
4. ناسازگاری حجاب با مشارکت زن در فرایند تعلیم و تربیت و فعالیت های اجتماعی،
5. فاقد اصالت دینی بودن حجاب به سبب وارد شدن آن از دیگر فرهنگها به فرهنگ مسلمانان،
6. انکار ارتباط حجاب با عفت و تأکید بر تأثیر منفی حجاب در برانگیختن احساسات غیراخلاقی جنسی.



گفتنی است که در سال های آخر دهه ۱۳۴۰ش، کتابِ مسئله حجاب مرتضی مطهری از آثار مهم و تأثیر گذار در دفاع از حکم حجاب بود و به سبب ویژگی های انحصاری آن با اقبال بسیار روبه رو شد.



پس از پیروزی انقلاب (۱۳۵۷ش) نیز، باتوجه به برجسته تر شدن جایگاه و اهمیت حجاب در جامعه ای که بر پایه آموزه های دینی انقلاب کرده بود، مقالات و آثار بسیاری در این باره به چاپ رسید.[۵۹]



انقلاب اسلامی ایران و مسئله حجاب



پس از سقوط رضاشاه در ایران، با مقاومت علما و متدینان، امکان حضور زنان در جامعه با رعایت حجاب شرعی، فراهم گشت. بر پایه گزارش ها، در سال های منتهی به انقلاب اسلامی، استفاده از پوشش اسلامی در ایران رشد محسوسی یافت.[۶۰] در آغاز روند انقلاب اسلامی ایران و در راه پیمایی ها، حجاب نمادی اساسی برای مخالفان حکومت بود و نوعی ابراز نارضایتی و مخالفت با الگوهای تحمیل شده بر زنان در دوران پهلوی به شمار می رفت.[۶۱]



پس از پیروزی انقلاب اسلامی، امام خمینی بارها درباره حجاب و اهمیت آن سخن گفت که برخی از آنها پاسخ به پرسش درباره شیوه اجرای حکم حجاب در ایران بود.[۶۲] در اسفند ۱۳۵۸ش، نیز بحث الزامی شدن رعایت حجاب از سوی بانوان در جمهوری اسلامی ایران مطرح شد و بر پایه این دیدگاه فقهی که مخالفت عملی با حکم حجاب می تواند مشمول کیفر تعزیر باشد، [۶۳] در تبصره مادّه ۶۳۸ قانون مجازات اسلامی[۶۴] برای آن ضمانت اجرایی کیفری مقرر شد.[۶۵]



حجاب در عصر حاضر



به رغم همه مخالفت ها، برای بسیاری از زنان مسلمان، حجاب نماد مقاومت زنان در برابر فرهنگ تحمیل شده به جهان اسلام به شمار می رود و اکنون در بین زنان مسلمان، به خصوص مسلمانان ساکن در کشورهای غربی، حجاب نماد دین داری، اسلام گرایی، سازگاری آموزه های اسلامی با دنیای مدرن و نفی فرهنگ غرب است.[۶۶] اینک باتوجه به اقامت حدود ۴۵۰ میلیون مسلمان در ۱۵۰ کشور غیرعضو سازمان کنفرانس اسلامی، موضوعِ ممنوعیت حجاب اسلامی از دیدگاه حقوق بین الملل، باتوجه به اصول حاکم بر حقوق اقلیت ها، مورد بحث و گفتگوست.[۶۷]



همچنین رویکرد کلی جهان اسلام در فرایند جهانی شدن، یافتن ساز و کاری مناسب برای حفظ هویت فرهنگی مسلمانان است و در این میان بحث از حجاب و پوشش زنان جایگاه ویژه ای دارد.



احکام حجاب



احکام مشترک



بر هر مکلّفی -جز زن و شوهر و نیز کنیز و مولا نسبت به یکدیگر- پوشاندن عورت از دیگران حتّی محارم بلکه دیوانه و کودک ممیز (برخوردار از قدرت تمییز و تشخیص زشتی و زیبایی) واجب است.[۶۸]



در وجوب ستر عورت از ممیزی که هنوز غریزه شهوت و میل جنسی در او به هیجان نیامده اختلاف است.[۶۹]



مراد از عورت بنابر نظر مشهور -بلکه ادّعای اجماع شده- در مرد عبارت است از آلت تناسلی، بیضه ها و حلقه دُبُر (مقعد) و در زن، قُبُل (شرمگاه) و دُبُر (مقعد). برخی عورت را -اعم از مرد و زن- به مابین ناف و زانو تعریف کرده و پوشاندن آن مقدار را واجب دانسته اند؛ [۷۰] لیکن بنابر نظر مشهور، پوشاندن مابین ناف و زانو مستحب است.[۷۱]



مقدار واجب در پوشش عورت، ستر خود عورت است نه حجم آن؛ البتّه نباید ساتر به قدری نازک باشد که شبح و نمای عورت از روی آن پیدا باشد.[۷۲] در جنس ساتر، نوع خاصّی شرط نیست؛ بلکه پوشش با هر چیزی تحقّق پیدا کند حتّی با دست کفایت می کند.[۷۳]



احکام اختصاصی زن



احکام پوشش مربوط به زن یا ناظر به وظیفه وی در ارتباط با نامحرم است و یا ناظر به وظیفه او در ارتباط با عبادات.



در ارتباط با نامحرم



بر زن واجب است تمامی بدن خود ـ جز صورت و دست از سر انگشتان تا مچ و نیز پا از سر انگشتان تا مچ ـ را از نامحرم بپوشاند. در وجوب پوشاندن صورت و دست ها از سر انگشت تا مچ و نیز قدم ها اختلاف است.



به نصّ قرآن کریم[۷۴] بر زن واجب نیست خود را از مردان « غیر اولی الإرْبَه » بپوشاند. در مراد از « غیر اولی الإرْبَه » اختلاف است. علامه طباطبایی آن را به مردان مجنون و دارای سرپرستی دانسته است که شهوتی نداشته باشند.[۷۵] برخی نیز آن را به پیرمردانی تفسیر کرده اند که بر اثر پیری زیاد رغبتی به زناشویی ندارند.[۷۶]



پوشاندن موی اصلی از نامحرم واجب است؛ لیکن در وجوب ستر موی مصنوعی، موی بند و زیور آلات متّصل به مو ـ با پوشیده بودن موی اصلی ـ اختلاف است.[۷۷] پیرزنانی که بر اثر پیری امیدی به ازدواج ندارند به نصّ قرآن کریم از حکم یادشده مستثنا هستند و نمایاندن آن مقدار از مو که نپوشاندن آن برای پیرزنان، متعارف می باشد ـ مانند بعض مو و ذراع ـ برای آنان جایز است، مشروط بر آنکه از این کار قصد خودنمایی نداشته باشند؛ هرچند پوشاندن آن مقدار نیز برای آنان افضل است.[۷۸]



در ارتباط با عبادات



نماز: واجب است زن بالغ آزاد تمام بدن خود را در نماز بپوشاند خواه بیننده ای باشد یا نباشد؛ لیکن پوشاندن صورت، دست از سر انگشتان تا مچ و بنابر مشهور قدم (از سر انگشتان پا تا مچ) لازم نیست. البتّه بنابر قول وجوب پوشیدن آنها از نامحرم، در صورت وجود بیننده نامحرم، پوشیدن آنها نیز واجب خواهد بود.[۷۹] برخی نسبت به وجوب ستر مقدار اضافی موها که بر صورت یا پشت افشانده شده و نیز گردن، تأمّل و تردید کرده اند؛ [۸۰] بلکه عدم وجوب ستر مقدار اضافی موها به ظاهر عبارات اکثر فقها نسبت داده شده است.[۸۱] از بعض قدما نیز قول به عدم وجوب پوشاندن سر نقل شده است.[۸۲] پوشاندن سر در نماز بر کنیز بالغ و دختر نابالغ واجب نیست.[۸۳]



حج: پوشاندن صورت با روبند یا غیر آن که متّصل به صورت باشد در حال احرام حرام است.[۸۴] در اینکه پوشاندن روی پا نیز حرام است یا نه، اختلاف می باشد.[۸۵]



احکام اختصاصی مرد



پوشاندن عورت در نماز واجب است، خواه بیننده ـ اعم از محرم و نامحرم ـ وجود داشته باشد یا نباشد.[۸۶] عریان نماز گزاردن در صورتی که عورت پوشیده باشد جایز است، هرچند کراهت دارد.[۸۷]



پوشاندن سر[۸۸] و نیز ـ بنابر مشهور ـ روی پا[۸۹] در حال احرام، حرام است.



ویژگی های پوشش در نماز



پوشش در نماز از جهاتی با غیر نماز تفاوت دارد، از جمله:



1. پوشش در نماز واجب است؛ هرچند بیننده ای نباشد ولی در غیر نماز تنها با وجود بیننده نامحرم واجب خواهد بود.
2. پوشش در غیر نماز با هر ساترِ مانع از نگاه دیگران تحقّق می یابد؛ لیکن در نماز ـ در غیر حال ضرورت ـ باید از نوع لباس باشد. در کفایت پوشش به گیاهان و برگ درختان در غیر حال ضرورت و نیز در اینکه پوشش به مثل گِل در حال اختیار کافی است یا تنها در حال ضرورت؛ و یا حتّی در حال ضرورت نیز کفایت نمی کند ـ و در نتیجه چنین کسی فاقد ساتر محسوب می شود ـ اختلاف است.[۹۰]



آداب پوشیدن



آغاز کردن از طرف راست بدن در پوشیدن لباس؛ و خواندن دعاهای وارد شده هنگام پوشیدن لباس نو مستحب است. نشسته پوشیدن شلوار مستحب و ایستاده پوشیدن آن و نیز کفش مکروه است.[۹۱]



پوشش به لحاظ جنس یا صفت پوشیدنی دارای احکامی است که در برخی از آنها زن با مرد تفاوت دارد. برخی احکام نیز اختصاص به پاره ای احوال، همچون نماز و احرام دارد.



1. واجبات:از واجبات احرام پوشیدن دو جامه احرام برای مرد است.[۹۲]
2. مستحبات: پوشیدن لباس نظیف، سفید و از جنس پنبه یا کتان، مستحب است.[۹۳]
3. محرّمات: پوشیدن لباس ابریشم خالص یا لباسی که آستر آن ابریشم خالص باشد.[۹۴] و نیز لباس زرباف، بر مرد حرام و نماز خواندن با آن باطل است.[۹۵] در حرمت یا کراهت پوشیدن لباس شهرت و بنابر قول به حرمت، در بطلان نماز با آن، اختلاف است.[۹۶]
1. پوشیدن لباس اختصاصی زن بر مرد و مرد بر زن در صورتی که عنوان تشبّه بر آن صادق باشد حرام است؛ لیکن در بطلان نماز با آن اختلاف می باشد.[۹۷]
2. پوشیدن لباس دوخته بر مرد[۹۸] و قفّازین (نوعی دستکش) بر زن[۹۹] در حال احرام حرام است. پوشیدن لباس زینتی برای زن در حال عدّه وفات حرام است.[۱۰۰]
4. مکروهات: پوشیدن لباس سیاه، لباس شهرت ـ بنابر قول به عدم حرمت آن ـ لباس کفّار و دشمنان دین، و نیز در نماز پوشیدن لباس نازک و بدن نما، چرکین و لباسی که دارای نقش موجود دارای روح همچون حیوان و انسان است مکروه می باشد.[۱۰۱]



پانویس



1.





1. مهذب الاحکام، ج۵، ص۳۴۷، ۳۴۹ و ۳۵۶ ـ ۳۵۸.



منابع





پیوند به بیرون





[نمایش]





احکام بانوان






[نمایش]





زنان در قرآن






[نمایش]





احکام خانواده






آنچه را که دنبالش بودید را یافتید؟



بله



خیر



رده ها:




AI Chatbot

💬 Hi! Want to know more about “74824”? I’m here to guide you.