راهکارهای قرآن برای رونق اقتصادی
نوع مقاله : علمی- ترویجی
نویسندگان
۱ دانشیار دانشگاه شهید مدنی آذربایجان، تبریز
۲ کارشناس ارشد علوم قرآن و حدیث، دانشگاه شهید مدنی آذربایجان، تبریز
https://doi.org/10.22054/ajsm.2014.1331
چکیده
چکیده
در دنیای امروز که ابزار تولید و توزیع پیشرفت کرده، روابط اقتصادی به شدت پیچیده شده است و هر کشوری برای بهبود وضع اقتصادی خود تلاش می کند، به طوری که هر روز عرصه را برای رقیبان خود تنگ تر می سازد و اهمیت این امر وقتی مشخص می شود که تأثیرهای اقتصاد را بر سیاست و فرهنگ مشاهده کنیم. در جامعة جهانی امروز کشوری که اقتصاد آن ضعیف باشد، ناچار در مواردی مجبور است زیر بار تهاجم سیاسی و فرهنگی صاحبان اقتصاد باشد. در این مورد، کشورهایی که اقتصاد ضعیف دارند، دو کار اساسی باید انجام دهند و آن، تقویت تولید و استحکام بنیه های اقتصادی و نیز مقاومت در برابر فشارهای سیاسی و فرهنگی رقیبان برای حفظ هویت خود است. حال هدف ما این است که بررسی کنیم، چگونه می توان با استفاده از مؤلفه هایی که قرآن به جامعه ارائه می دهد، اقتصادی موفق داشته باشیم و تمدن اسلامی معاصر را شکل دهیم و به صورت عملی مورد استفاده قرار دهیم. بنابراین، در این جستار سعی خواهد شد تا پیشنهادهایی از قرآن کریم و روایات ارایه شود تا بر مشکلات اقتصادی جامعه فایق آییم.
کلیدواژه ها
عنوان مقاله [English]
The Solutions of the Quran for Economic prosperity
نویسندگان [English]
۱
۲
چکیده [English]
Today, the production and distribution tools have been developed leading to complicated economic relations. Every country tries to improve its economic position restricting the economic sphere against its rivals, the importance of which will be realized when the impact of economy on politics and culture is reviewed. In the present world community, any country whose economy is weak is forced in some cases to undergo the political and cultural attacks of the owners of economy. In this case, the countries suffering from a weak economy should embark on the two basic tasks: reinforcement of production and fortification of the structures of economy, and resistance against the political-cultural pressures imposed by the rivals in order to preserve its identity. Our aim is to reconsider the ways we can employ the factors that the Quran offers to the society in order to have a prosperous economy and to form the modern Islamic civilization and practically use them. Therefore, we try through this essay to present some solutions of the Quran and traditions to overcome the economic difficulties of the society.
کلیدواژه ها [English]
- The Quran
- economy
- Economic prosperity
- Society
اصل مقاله
مقدمه
اقتصاد ایران در سایة تفکر جمهوری اسلامی همیشه آماج حملات دشمنان است و یکی از ضربه های دشمنان که می تواند جامعه را دچار تزلزل کند، مشکلات اقتصادی است. در واقع، یکی از عناصر و اجزای جامعه که به شکل مستقیم، سکان هدایت یک جامعه را در دست می گیرد، اقتصاد آن کشور است و هرگونه قدم برداشتن برای اصلاح و بهبود آن می تواند به منزلة گام هایی در جهت تعالی دیگر بخش های جامعه و رفاه حال عمومی و فعالیت اعتلای پایة نظام و کشور باشد. قرآن کریم افزون بر بیان اهمیت و تأکید بر انجام جهاد و رونق اقتصادی، در آیات فراوانی شیوه های عملی بهره گیری از مواهب طبیعی را عمران و آبادانی زمین و دستیابی به پیشرفت اقتصادی افراد و جوامع پیش روی آنان نهاده است.
۱ـ اهمیت اقتصاد در جامعه
مهم ترین عاملی که جامعة انسانی را بر اساس خود پایدار می دارد، اقتصاد است که خداوند آن را مایة قوام جامعه قرار داده است. نقش ثروت در زندگی فردی و اجتماعی، همچون نقش آب در زندگی جانداران است؛ یعنی همچنان که زندگی جانداران بدون آب ممکن نیست و حیات همة موجودات زنده به آن بسته است، در زندگی فردی و اجتماعی نیز حیات افراد به مال و ثروت بستگی دارد و بدون آن، ادامة حیات ممکن نیست. نیز همچنان که جریان یافتن خون در بدن، موجب حیات همة بافت های بدن شده، جسم انسان را شاداب نگه می دارد، جریان داشتن پول، ثروت و مواهب طبیعی در رگ های اجتماع، موجب زنده ماندن همة طبقات اجتماع و شاداب ماندن جامعة انسانی می شود. از همین روی، قرآن کریم ثروت را عامل پایایی و قیام فرد و جامعه می داند: ولا تؤتوا السفهاء أموالکم التی جعل الله لکم قیاما …: اموال خود را، که خداوند وسیله قوام زندگی شما قرار داده، به دست سفیهان نسپارید … (النساء/۵). در واقع، از آن روی که مال سبب قیام و استقلال است، آن را بنا بر اطلاق مسبب بر سبب برای مبالغه به قیام نامیده است (ر.ک؛ حقی بروسوی، ۱۴۲۱ق.، ج ۲: ۲۰۲).
پس یکی از عناصر و اجزای جامعه که به شکل مستقیم، سکان هدایت جامعه را در دست می گیرد، اقتصاد آن کشور است و هر گونه قدم برداشتن برای اصلاح و بهبود آن می تواند به منزلة گام هایی در جهت تعالی دیگر بخش های جامعه و رفاه حال عمومی و فعالیت در اعتلای پایة نظام و کشور باشد. در نظام اقتصاد اسلامی، تأمین رفاه عمومی و زدودن فقر از سطح جامعه و نیز رسیدن به اقتدار و استقلال اقتصادی، مستلزم داشتن اقتصادی شکوفا و در حال رشد است. استقلال اقتصادی و شکوفایی آن را می توان از آیات قرآن دریافت. از اطلاق برخی آیات و لازمة برخی دیگر، لزوم استقلال و شکوفایی آن فهمیده می شود؛ برای مثال می فرماید: …ولن یجعل الله للکافرین علی المؤمنین سبیلا: و خداوند هرگز کافران را بر مؤمنان تسلطی نداده است (النساء/۱۴۱) که غالب فقهای بزرگ اسلام، برای نفی هر گونه سلطة کافران بر مسلمانان بدین آیه استناد کرده اند و مفاد آن را محکم دانسته اند؛ یعنی مسلمانان می باید کاری کنند که کفار به آنان مسلط نشوند و هر عملی که منتهی به سلطة کفار شود، نامشروع است و از جمله راه های سلطة کفار بر مؤمنین، سلطة اقتصادی است. متأسفانه در این روزگار سلطة اقتصادی بیگانگان بر مسلمانان تحقق یافته است و این واقعیت تلخ به دلیل عمل نکردن مسلمانان به مقتضای ایمان و مهجور گزاردن قرآن می باشد. مطابق مستفاد این آیه، مؤمنان وظیفه دارند تلاش کنند و خود را از وابستگی ها، از جمله وابستگی اقتصادی، رهایی دهند. در آیة دیگری می خوانیم: ولا تهنوا ولا تحزنوا وأنتم الأعلون إن کنتم مؤمنین: اگر مؤمن هستید، سستی مکنید و غمگین مشوید که شما برترید (آل عمران/ ۱۳۹). از این آیه استفاده می شود که از لوازم ایمان، بی نیازی اقتصادی از کفار و خودکفایی مسلمین است؛ زیرا نیاز همیشه ملازم با ذلت و اسارت است و امتی که بخواهد عزیز و سربلند زندگی کند، باید خود را از یوغ کفار آزاد کند. همچنین خداوند می فرماید: محمد رسول الله والذین معه أشداء علی الکفار رحماء بینهم تراهم رکعا سجدا یبتغون فضلا من الله و رضوانا سیماهم فی وجوههم من أثر السجود ذلک مثلهم فی التوراة و مثلهم فی الإنجیل کزرع أخرج شطأه فآزره فاستغلظ فاستوی علی سوقه یعجب الزراع لیغیظ بهم الکفار وعد الله الذین آمنوا وعملوا الصالحات منهم مغفرة وأجرا عظیما: محمد (ص) فرستادة خداست و کسانی که با او هستند، در برابر کفار سرسخت و شدید، و در میان خود مهربانند. پیوسته آنها را در حال رکوع و سجود میبینی، در حالی که همواره فضل خدا و رضای او را خواهانند. نشانة آنها در چهرة ایشان از اثر سجده نمایان است. این توصیف آنان در تورات و انجیل هست، همانند کشته ای که جوانههای خود را خارج ساخته، سپس به تقویت آن پرداخته تا محکم شده و بر پای خود ایستاده است و به قدری نمو و رشد کرده که کشاورزان را به شگفتی وامیدارد. این برای آن است که کافران را به خشم آورد (، ولی) کسانی از آنها را که ایمان آورده اند و کارهای شایسته انجام دادهاند، خداوند وعدة آمرزش و پاداش بزرگی داده است (الفتح/۲۹).
در این آیة مبارک، در توصیف امت اسلام، با جملة فاستغلظ فاستوی علی سوقه روبه رو می شویم. مسلما تا چنین هدفی در عملیات اقتصادی منظور نگردد و مسلمانان خود را از دنباله روی کردن خلاص نکنند، نه تنها در اقتصاد، پیوسته شکست می خورند، بلکه در اخلاق و فرهنگ که منشأ هر گونه شکست مادی و معنوی دیگر است، شاهد سقوط قطعی خود خواهند بود. از این رو، مسلمین باید اقتصادی خودکفا و غیر متکی به غیر داشته باشند (ر.ک؛ موسوی اصفهانی، ۱۳۶۸: ۱۳۷). در سورة انفال نیز می خوانیم: وأعدوا لهم ما استطعتم من قوة ومن رباط الخیل ترهبون به عدو الله وعدوکم وآخرین من دونهم لا تعلمونهم الله یعلمهم وما تنفقوا من شیء فی سبیل الله یوف إلیکم وأنتم لا تظلمون: و هر چه در توان دارید، از نیرو و اسبهای آماده بسیج کنید تا با این [تدارکات]، دشمن خدا و دشمن خودتان و [دشمنان] دیگری را جز ایشان ـ که شما آنان را نمی شناسید و [تنها] خدا آنان را می شناسد ـ بترسانید، و هر چیزی در راه خدا خرج کنید، پاداشش به خود شما بازگردانیده می شود و بر شما ستم نخواهد رفت (الأنفال/۶۰).
«قوه» در برخی روایات به «شمشیر، سپر و تیر» معنی شده است (ر.ک؛ عیاشی،۱۴۲۱ق.، ج ۲: ۲۰۴، ۱۷۵۴و ۱۷۵۵)، ولی « قوه» کلمة کوچک و پرمعنایی است و نه تنها وسایل جنگی و سلاح های مدرن هر عصری را در بر می گیرد، بلکه تمام نیروها و قدرت هایی را که به نوعی از انواع در پیروزی بر دشمن اثر دارد، شامل می شود، اعم از نیروهای مادی و معنوی» (ر.ک؛ مکارم شیرازی، ۱۳۷۴، ج ۷: ۲۲۲).
از قدرت های اقتصادی، فرهنگی، سیاسی و … که در مفهوم «قوه» مندرج هستند و نقش بسیار مؤثری در پیروزی بر دشمن دارند، نباید غفلت کرد. بنابراین، نیروی اقتصادی برای رویارویی با دشمن از اهمیت بسزایی برخوردار است، به ویژه در جنگ های امروز که قدرت اقتصادی یکی از دو طرف جنگ، در سرنوشت آن نقش بسزایی دارد.
۲ـ جهاد و پیشرفت اقتصادی در قرآن
قرآن کریم مجاهدانی را که از مال و جان خود می گذرند، می ستاید و از آنان به نیکی یاد می کند. در زیر به صورت خلاصه به چندی از این موارد پرداخته شده است.
۱ـ انجام جهاد و تلاش اقتصادی از ویژگی های پیامبر اکرم (ص) و مؤمنان است و مجاهدان اقتصادی بر قاعدان اقتصادی برتری و ترجیح دارند: …فضل الله المجاهدین علی القاعدین … (النساء/ ۹۵).
۲ـ مجاهدان اقتصادی مقام والایی در نزد خداوند متعال دارند: …أعظم درجة عند الله … (التوبه/ ۲۰).
۳ـ جهاد و تلاش اقتصادی موجب خیر لهم الخیرات و رستگاری هم الفائزون و پاداش فراوان أجرا عظیما از آن مؤمنان است.
۴ـ مجاهدان اقتصادی، در ادعای ایمان و مجاهدت خود، صادق و راستگو هستند: …أولئک هم الصادقون (الحشر/۸) (ر.ک؛ ثعلبی، ۱۴۲۲ق.، ج۹: ۲۷۸).
۵ـ بدیهی است جهاد اقتصادی در صورتی دارای ارزش های پیشین است که در راه خدا و با انگیزة الهی باشد فی سبیل الله (المزمل/ ۲۰).
با توجه به اهمیت جهاد و تلاش اقتصادی، قرآن مأموریت انسان را در بعد مادی زندگی، عمارت و آبادانی زمین، و در بعد معنوی، عبادت و عبودیت دانسته است و انسان را به انجام این مهم تشویق فرموده است، چنان که می خوانیم: وإلی ثمود أخاهم صالحا قال یا قوم اعبدوا الله ما لکم من إله غیره هو أنشأکم من الأرض واستعمرکم …: و به سوی قوم ثمود، برادرشان، صالح را (فرستادیم). گفت: ای قوم من! خدا را پرستش کنید که معبودی جز او برای شما نیست! اوست که شما را از زمین آفرید، و آبادی آن را به شما واگذاشت … (هود/۶۱).
۳ـ راهکارهای قرآن برای پیشرفت اقتصادی
قرآن کریم افزون بر بیان اهمیت و تأکید بر انجام جهاد و رونق اقتصادی، در آیات فراوانی شیوه های عملی بهره گیری از مواهب طبیعی را عمران و آبادانی زمین و دستیابی به پیشرفت اقتصادی افراد و جوامع، پیش روی آنان نهاده است. از جملة این شیوه ها می توان به موارد زیر اشاره نمود:
۱ـ۳) استفاده از آب های گوناگون
وأنزلنا من السماء ماء بقدر فأسکناه فی الأرض …: و از آسمان، آبی به اندازة معین نازل کردیم و آن را در زمین (در جایگاهی ویژه) ساکن نمودیم … (المؤمنون/ ۱۸)؛ …وأنزل من السماء ماء فأخرج به من الثمرات رزقا لکم …: و از آسمان، آبی فرو فرستاد؛ و به وسیله آن، میوهها را پرورش داد؛ تا روزی شما باشد … (البقره/ ۲۲ و مشابه آن در الأنعام/ ۹۹، الأعراف/ ۵۷ و نوح/ ۱۲ـ۱۱).
باید به این نکته توجه کرد که باران از عوامل مهم تولید است (فاطر/ ۹ و غافر/ ۱۳). بنابراین، باید مناطق پرباران را شناسایی کرد. قطره قطرة باران روزیی است که خداوند بخشنده برای انسان می فرستد. باید از هدر رفتن آن خودداری کرد و از روش های جدید آبیاری برای بهره برداری بهینه استفاده کرد.
۲ـ۳) بهره برداری از دانه های روغنی
فأنشأنا لکم به جنات من نخیل وأعناب لکم فیها فواکه کثیرة ومنها تأکلون * وشجرة تخرج من طور سیناء تنبت بالدهن وصبغ للآکلین: سپس به وسیله آن باغ هایی از درختان نخل و انگور برای شما ایجاد کردیم؛ باغ هایی که در آن میوههای بسیار است و از آن می خورید. * و (نیز) درختی را که از طور سینا میروید [= درخت زیتون] و از آن روغن و نان خورش برای خورندگان فراهم میگردد (، آفریدیم) (المؤمنیون/۲۰ـ۱۹). از روغن زیتون هم می توان برای غذا بهره برد و هم از آن انواع داروها را ساخت. این درخت با اقسام مختلف خود معمولا در سرزمین ایران اسلامی هم می روید. با بهره برداری از این درخت و تولید انبوه آن می توان به رونق اقتصادی کشور کمک کرد. در این راستا نیز می توان برای کاشت و برداشت درخت زیتون برنامه ریزی جامع کرد و تولید آن را گسترش داد و از این طریق برای کشور ارزآوری داشته باشیم.
۳ـ۳) بهره برداری از منابع دریایی
در سورة اسراء می خوانیم: ربکم الذی یزجی لکم الفلک فی البحر لتبتغوا من فضله …: پروردگارتان کسی است که کشتی را در دریا برای شما به حرکت درمیآورد تا از نعمت او بهرهمند شوید … (الإسراء/ ۶۶) که مراد از این آیه، راه انداختن کشتی ها در دریا به وسیلة باد و امثال آن است. در سورة نحل نیز می خوانیم: وهو الذی سخر البحر لتأکلوا منه لحما طریا وتستخرجوا منه حلیة تلبسونها وتری الفلک مواخر فیه ولتبتغوا من فضله ولعلکم تشکرون: و اوست که دریا را مسخر (شما) ساخت تا از آن، گوشت تازه بخورید، و زیوری برای پوشیدن (مانند مروارید) از آن استخراج کنید، و کشتی ها را میبینی که سینة دریا را میشکافند تا شما (به تجارت پردازید و) از فضل خدا بهره گیرید، شاید شکر نعمت های او را به جا آورید! (النحل/ ۱۴). بر اساس این آیه، دریاها علاوه بر اینکه یکی از منابع غنی غذایی و پوشاک برای زندگی می باشد، همچنین دارای منابع و معادن بی شماری نیز می باشند. بنابراین، مثلا نباید زباله های اتمی و صنعتی در دل دریاها رها شوند و برای حفاظت از آن باید برنامه ریزی ملی و بین المللی طرح و اجرا کرد.
۴ـ۳) دارو
امروزه دارومی تواند اقتصاد کشور را رونق بخشد و می توان از آن به عنوان اهرمی استراتژیک استفاده کرد. باید گفت عسل، غذا و داروست و می توان آن را به شکل انبوه پرورش داد. در سورة نحل آمده است: …یخرج من بطونها شراب مختلف ألوانه فیه شفاء للناس …: از درون شکم آنها، نوشیدنی با رنگهای مختلف خارج میشود که در آن، شفا برای مردم است (النحل/ ۶۹). در واقع، با استفادة بهینه و روشمند و علمی از داروها و غذاهای سنتی می توان از مصرف بی رویة داروهای شیمیایی کاست.
۵ـ۳) چهارپایان
در اقتصاد بحرانی، مهم ترین درآمدهای انسان می تواند از چهارپایان باشد و گوشت، شیر، پارچه، سوخت و … که قرآن در این باره می فرماید: وإن لکم فی الأنعام لعبرة نسقیکم مما فی بطونه من بین فرث ودم لبنا خالصا سآئغا للشاربین: و در وجود چهارپایان برای شما (درس های) عبرتی است. از درون شکم آنها، از میان غذاهای هضمشده و خون، شیر خالص و گوارا به شما مینوشانیم (همان/۶۶). هم اکنون می توان از دامداری برای رشد اقتصادی و خودکفایی در آن بهره برد. پرورش و تولید دام را باید روشمند و با استفاده از غذاهای مجاز دامی گسترش داد و کاری کرد که هم بر کمیت و هم بر کیفیت محصولات دامی افزود تا در راستای صادرات و نیازهای داخلی مفید باشند.
۶ـ۳) زمین
در جامعه هایی که صنعتی نیستند، تنها اتکای آنها استفاده از زمین است و جز این راهی برای خودکفایی نیست. توجه به صنعت بدون عنایت به کشاورزی اشتباه بزرگی است. خداوند زمین را برای مردم نهاد: والأرض وضعها للأنام: زمین را برای خلایق آفرید (الرحمن/۱۰). باید همة ویژگی های مناطق مختلف را شناخت و نهایت استفاده را برد، چراکه خداوند بزرگ زمین را رام و مسخر انسان نموده است: هو الذی جعل لکم الأرض ذلولا …: اوست که زمین را برای شما رام کرد … (الملک/۱۵). امروزه معطل گذاشتن زمین های مستعد، به نوعی به هدر دادن سرمایه است که می توان با برنامه ریزی صحیح، در هر زمینی، محصولات مناسب آن زمین را کاشت.
۷ـ۳) وسعت منابع تولید
بالأخره باید گفت قرآن به گستردگی منابع تولیدعقیده دارد: وآتاکم من کل ما سألتموه وإن تعدوا نعمت الله لا تحصوها …: و از هر چیزی که از او خواستید، به شما داد؛ و اگر نعمتهای خدا را بشمارید، هرگز آنها را شماره نتوانید کرد (ابراهیم/ ۳۴)؛ ولقد مکناکم فی الأرض وجعلنا لکم فیها معایش …: ما تسلط و مالکیت و حکومت بر زمین را برای شما قرار دادیم و انواع وسایل زندگی را برای شما فراهم ساختیم … (الأعراف/۱۰). پس با توجه به اینکه همه چیز در زمین هست، باید با مدیریت صحیح، از منابع موجود استفاده کرد و منابع شناخته نشده را شناسایی کرد و به کار گرفت و این با اهمیت دادن به رشته های زمین شناسی، معدن، زیست شناسی و … محقق می شود.
امام علی(ع)که در بیان و کردار خود مفسر قرآن کریم است، در عهدنامة ماندگار خود به مالک اشتر، یکی از مأموریت های مهم حاکمان را عمران و آبادانی زمین معرفی فرموده است و می فرماید: « … باید توجه تو به آباد کردن زمین بیش از توجه به گرفتن خراج باشد، چراکه خراج جز در نتیجة آبادی فراهم نمی آید. هر کس بدون آباد کردن زمین خواستار خراج شود، کشور را خراب و مردم را هلاک کرده است و کار او جز اندکی، راست نخواهد شد. پس اگر از زیادی مالیات (خراج)، یا رسیدن آفات آسمانی، یا قطع شدن آب، یا خراب شدن بذر در نتیجة غرق شدن زمین در زیر آب، یا نابود شدن مادة غذایی از زمین شکایت کنند، باید چنان بار مردم را سبک کنی که کارشان اصلاح شود و این کار نباید برتو گران افتد؛ زیرا که این اقدام همچون ذخیره ای است که مردم خود آن را با آباد کردن، آراستن و پیراستن سرزمین ها بازمی گردانند. علاوه بر این، سپاسگزار تو نیز خواهند شد و خود از اینکه با عدل و داد با مردمان رفتار کرده ای، شادمان خواهی بود و به دلیل راحتی که برای ایشان فراهم کرده ای و عدل و مهربانی که نسبت به آنان روا داشته ای و (بدین گونه) اعتمادشان را جلب کرده ای، می توانی به حسن نیت و خدمت ایشان بیشتر متکی باشی. بسا که در آینده حادثه ای پیش آید که چون در آن به یاری ایشان چشم داشته باشی، با کمال صفای دل، آن را تحمل کنند و این همه برای عمران و آبادی ضرورت دارد. ویرانی زمین از فقر مردم آن نتیجه می شود و زمانی مردمان، فقیر می شوند که والیان در اندیشة جمع مال و نسبت به باقی ماندن بر سر کار خود بدگمان باشند و از چیزهایی که مایة عبرت گرفتن است، بهره مند نشوند» (نهج البلاغه/ ن ۵۳).
۴ـ سیرة پیشوایان معصوم در انجام فعالیت های اقتصادی
کلمه های کار، تلاش، عمران، آبادی و تولید، انسان را به نشاط در می آورد و او را از رخوت و سستی دور ساخته، آینده ای زیباتر برای او رقم می زند. زندگی انسان بر محور کار می گردد. مظاهر تمدن بشری به طور کامل، مستمر و طولانی در زندگی بشر بر کرة زمین است. ساختمان های بلند، سدهای عظیم، تونل های طولانی، هواپیماهای غول پیکر، کتابخانه های بزرگ، رصدخانه ها و همة آنچه در کرة خاکی وجود دارد، حاصل عملکرد آدمی است. اثر کار فقط در ابعاد اقتصادی و تولید نیست، بلکه در نظام اخلاقی، تربیتی، اجتماعی و فرهنگی نیز نقش مؤثری را ایفا می کند. از همین رو، در متون دینی به ابعاد گوناگون آن توجه داده شده است و جایگاه آن را روشن ساخته اند (ر.ک؛ رضایی،۱۳۸۲: ۱۷). با توجه به فراخور موضوع در این بحث، بیشتر به جنبة اقتصادی آن پرداخته خواهد شد.
اقتصاد یک جامعه، رمز بقای آن است. همانگونه که قبلا نیز گفته شد، اقتصاد، متکی بر تصرف در طبیعت و هر چیزی است که در آن است و این نتیجه جز با کار به دست نمی آید. پس کار برای اقتصاد همچون ستون برای خانه است؛ یعنی همانگونه که خانه بدون ستون پدید نمی آید، اقتصاد هم بدون کار معنایی ندارد و از این لحاظ، میان اقتصاد فردی و اجتماعی تفاوتی نیست. پس بر آدمی واجب است که پیشه و کاری داشته باشد، به گونه ای که نیازهای خود و اجتماع را تأمین کند و بر ثروت ملت خویش بیفزاید و برای همین، خداوند متعال نیروی کار کردن به آدمی داد و به تعبیر امام سجاد (ع): «رکب فینا آلات البسط، و جعل لنا أدوات القبض، و متعنا بأرواح الحیاة، و أثبت فینا جوارح الأعمال: در [پیکر] ما ابزار گشادن و وسایل گرفتن نهاد و ما را از نیروهای حیات بهره مند ساخت و به ما اندام هایی (دست و پا) برای کار کردن داد» (صحیفة سجادیه/ ۳۰).
آری، خداوند طبع آدمیان را مشتاق کوشش و تلاش آفرید و به آنان فکر هدایت گر و انگیزنده به کار و عمل بخشید (الفکر مرآة صافیة: فکر آیینه ای روشن است)، و زمین و آنچه را که در آن و بر آن است، به گونه ای فراهم آورد که برای آدمی پرداختن به کار در آن میسر باشد. پس انسان نمی تواند عذری برای رها کردن کار و شغل داشته باشد و بار خویشتن را بر دوش دیگران نهد. اسلام آن کس را که بار خویش بر دوش دیگران گذارد، لعنت کرده است و او را وبالی بر اقتصاد اجتماعی و اموال عمومی شمرده است که از دسترنج دیگران می خورد و هر کس را موظف ساخته که به کاری و پیشه ای بپردازد و در کار خود نیز کوشا، جدی، متعهد، امین و درستکار باشد تا چرخ زندگی بشری از راه تعاون و همکاری بچرخد و هر کس از ثمرة کار خویش برخوردار شود (و نه، تنها از نتیجة کار و تلاش دیگران)، و نیز میوة چیده شده با هر دست به دهان صاحب دست برود (ر.ک؛ حکیمی، ۱۳۸۰، ج ۵: ۴۵۲).
به همین دلیل، در سیرة پیشوایان معصوم (ع) فعالیت های اقتصادی افراد، ارزش بالایی دارد. آن بزرگوران، کارگران و تولید کنندگان را بسیار تشویق می کردند. سیرة عملی پیامبر اکرم (ص) و امامان معصوم (ع) این بوده است که بار زندگی خود را شخصا به دوش می کشیدند و هیچ گاه برای تأمین امور ضروری زندگی، خود را وابسته به دیگران نمی کردند. مسئولیت سنگین هدایت معنوی انسان ها هم مانع از اشتغال آنان به فعالیت های مثبت و سازنده نمی شد و از بابت نقش هدایتی خود هیچ مطالبة اجر و مزد از مردم نمی کردند. در قرآن کریم نیز آیات بسیاری دلالت بر اشتغال پیامبران به فعالیت های مختلف اقتصادی می کند و در بسیاری از آیات هم به نوع فعالیت آنان اشاره شده است.
رویکرد قرآن کریم بدین موضوع به گونه ای است که به هیچ وجه میان فعالیت انبیا به عنوان فرستادة خداوند و هدایت کنندة انسان ها با اشتغالات دنیوی آنها تباین و تضادی نمی بیند و شغل هایی که عهده دار آن بودن،د از نوع مشاغل معمولی آحاد جامعه یا حتی اغلب از مشاغل قشر متوسط به پایین جامعه بود؛ شغل هایی چون چوپانی، نجاری، آهنگری، زراعت، تجارت و … گاهی نیز در بخش های مختلف زندگی خود به فعالیت های متفاوت می پرداختند. هیچ گاه در تأمین نیاز مادی خود و خانوادة خود دست نیاز مقابل دیگران دراز نمی کردند. به استناد بعضی روایات، همة انبیاء در بخشی از زندگی خود به کار چوپانی پرداختند. البته این موضوع می تواند با ساختار حاکم بر مناسبت های اقتصادی جوامع سنتی ـ که معمولا شبانی یا کشاورزی بود، منطبق باشد (ر.ک؛ ولوی، ۱۳۸۱: ۱۶۸ـ ۱۶۷). ابن جوزی معتقد است که آدم(ع) به کشاورزی، نوح به نجاری، ادریس به خیاطی، صالح به بازرگانی، ابراهیم به کشاورزی و شعیب و موسی به چوپانی، داوود به اسلحه سازی، سلیمان به پادشاهی و پیامبر اسلام (ص) به شبانی اشتغال داشتند و حوا نخ ریسی می کرده است (ر.ک؛ ابن جوزی، ۱۴۱۵ق.، ج ۲: ۱۴۶).
از مجموع همة اشاره هایی که در باب شغل انبیاء در متون و منابع مختلف دیده می شود، یک نکتة مشترک که همه روی آن متفق هستند، قابل استنباط است و آن اینکه همة انبیاء به شغلی مشغول بوده اند و هیچ یک از آنان به بهانة اعتکاف و خلوت گزینی، دعا و نماز یا به خاطر انجام مأموریت و مسئولیت های سنگین نبوت و رسالت، شانه از زیر بار مسئولیت های فردی و اجتماعی خود خالی نکرده اند و این امر بیانگر نوع نگرش آن برگزیدگان الهی به دنیا و رابطة آن با آخرت است و بر اندیشه های انحرافی زهدمآبانه که کار و تولید را با کمالات معنوی و مصالح اخروی در تضاد می دانستند و یا افکار باطل ارباب مآبانه که کار را وظیفة افراد پست و پایین جامعه می دانستند، خط بطلان می کشد.
۵ـ ارزش کار در اسلام
بیکاری در اسلام مردود است و کار به عنوان یک امر مقدس شناخته شده است و خدای متعال کارکنان را دوست دارد که حضرت علی (ع) در این باب می فرماید: «ان الله یحب المحترف الأمین: خداوند کسی را که دارای یک حرفه است و بدان اشتغال دارد و امانت دار است، دوست دارد» (حر عاملی،۱۳۹۱ق.: ۱۲، ۱۳، ۱۴). در حدیث دیگری از امام صادق (ع) نیز نقل شده که کسی که خود را برای زندگی خویش به مشقت می اندازد، مانند کسی دانسته شده که در راه خدا جهاد می کند (ر.ک؛ کلینی، ۱۳۸۸ق.: ۱، ۵ و ۸۸) و پیامبر خدا (ص) کسی را که سنگینی [معاش] خود را بر دوش مردم بیندازد، ملعون دانسته است (ر.ک؛ همان: ۵، ۷ و ۷۲).
بدین دلیل است که وقتی در حضور پیامبر (ص) دربارة کسی سخن می گفتند، حضرت می پرسید کارش چیست. اگر می گفتند کار ندارد، می فرمود: «سقط من عینی» یعنی در چشم من دیگر ارزش ندارد (مطهری،۱۳۸۷: ۲۲ و ۷۸۶) علی (ع) نیز بر این اساس، کار را شعار مؤمن دانسته، می فرماید: «العمل شعار المؤمن» (آمدی،۱۳۶۰: ۴۰۸) که بر این اساس، بیکار ایمان ندارد و در حدیث دیگری کار را همسفر شخص برخوردار از یقین دانسته، می فرماید: «العمل رفیق المؤمن» (همان: ۹۷۵)؛ یعنی اهل یقین به خود اجازه نمی دهند که لحظه ای بیکار باشند و از تمام لحظات خود بهینه استفاده می کنند. پس بدین روی است که ارزش مؤمن بستگی به کارش دارد، همچنان که علی (ع) متذکر آن شده، می فرماید: «المؤمن بعمله» (همان: ۱ و ۱۲).
ارزش مؤمن بر اساس عملکرد اوست و برترین کارها، کاری است که عامل آن برای انجام آن بسیار تلاش کند. علی (ع) در این باره می فرماید: «افضل الأعمال ما اکرهت نفسک علیه: برترین کارها کاری است که خود را ناگزیر بر انجام آن قرار دهی» (نهج البلاغه/ ق۲۴۹).
یکی از بارزترین امتیازهای جوامع ایده آل، داشتن اقتصادی سالم، پویا و وجود مجریان فعال، متعهد و کاردان در عرصه های اقتصادی است. پیامبران الهی نیز برای ایجاد قسط و عدالت در سطح وسیع آن در میان اقشار مختلف جامعه و تأمین نیازهای مادی مردم و آبادانی و آسایش آنان و به وسیلة توزیع عادلانة امکانات، سرمایه ها، ایجاد زمینه های مناسب، آگاهی رسانی همگانی و بالأخره ترویج احسان، نیکوکاری و خدمت کوشیده اند تا مردم را به سوی سعادت و نیک بختی سوق دهند.
هرگاه بخش های اساسی جامعه به کار اشتغال داشته باشند، اقتصاد جامعه رشد و شکوفایی خواهد داشت، تولید و درآمد ملی افزایش می یابد، درآمد دولت به جهت مالیات ها فزونی می گیرد و امکان ارائة خدمات عمومی به مردم فراهم می شود. نیروی کار با به کارگیری سرمایه باعث تولید جامعه می شود و یکی از مبانی اصلی اقتصاد مقاومتی تکیه بر تولید می باشد. با بیکاری، نیروی کار، سرمایة بالقوه یا بالفعل معطل می ماند و بنیة اقتصادی جامعه ضعیف می شود. هرچه تولید بیشتر شود، امکان برخورداری دولت از مالیات های مردمی افزایش می یابد و آبادی جامعه صورت می گیرد. در نامة امام علی (ص) به مالک اشتر آمده است: «اگر وضع خراج دهندگان اصلاح شود، افراد دیگر جامعه هم به سامان می رسند و باید فکر حاکم اسلامی به آبادی و گسترش تولید، بیش از جمع آوری مالیات باشد وگرنه کشور و مردم به نابودی کشانده می شوند» (همان/ ن ۵۳).
افزایش توان اقتصادی بدون شک از آثار کار و انگیزة مناسبی برای شخص مسلمان در رو آوردن به آن است. به همین دلیل، هرگاه جامعه به کاری احتیاج داشت، شخص باید این گونه «واجبات نظامیه» را انجام دهد و از تلاش خود در این زمینه خودداری نکند، چون گاهی تلاش در انجام مشاغل مورد نیاز جامعه، واجب می شود. امروزه جایگاه نیرو و سرمایة انسانی در رشد و توسعة اقتصادی از مباحث مهم و کلیدی اقتصاد کلان و توسعه به شمار می رود. یکی از انگیزه های اصلی شخص برای کار، رشد اقتصادی جامعه است و تقویت این انگیزه میان نیروی کار، آثار پربرکتی دارد؛ از جمله آنکه فرد را از توجه به خود دور می کند و به فکر دیگران می اندازد یا حتی اگر به مال احتیاج ندارد، برای اعتلای جامعه می کوشد. در برخی ممالک، مردم ابتدا برای وطن و پس از آن برای خانواده و در نهایت، برای خود کار می کنند. این چنین روحیه ای به یقین، شکوفایی اقتصادی را موجب می شود.
۶ـ تقویت تولید
فعالیت های تولیدی، عنصر اساسی در طلب روزی است و برای اهمیت و تشویق به آن، می توان از آیات متعدد قرآن کریم استفاده کرد. قرآن تصرف در عوامل تولید و نهاد هایی که خداوند برای بشر خلق کرده، توصیه و به شکر این نعمت ها و استفادة درست از آنها تأکید و نیز دوری کردن از تصرف در عوامل تولید را پیروی از گامهای شیطانی دانسته است و نکوهش می کند. قرآن کریم با تذکر اینکه خداوند نعمت ها و منابع را بری شما آفریده، به جستجو در زمین برای طلب روزی، امر می فرماید و به «تهیة قوه» دستور داده است و خواستار آبادانی در زمین شده است و با بیان های مختلف، اهمیت تولید و تشویق به آن را گوشزد کرده است. در بیشتر این آیات، هدف از تسخیر آسمان و زمین، خلقت شب و روز، فرستادن باد و باران و حرکت کشتی ها در دریاها، جستجو و طلب روزی معرفی شده است (ر.ک؛ عباس نژاد، ۱۳۸۴: ۴۳۸ـ۴۳۷). برای نمونه می فرماید: وجعلنا اللیل والنهار آیتین فمحونا آیة اللیل وجعلنا آیة النهار مبصرة لتبتغوا فضلا من ربکم ولتعلموا عدد السنین والحساب وکل شیء فصلناه تفصیلا: ما شب و روز را دو نشانة توحید و عظمت خود قرار دادیم. سپس نشانة شب را محو کردیم و نشانة روز را روشنیبخش ساختیم تا (در پرتو آن،) فضل پروردگارتان را بجویید (و به تلاش زندگی برخیزید) و عدد سالها و حساب را بدانید و هر چیزی را مشخص و آشکارا بیان کردیم (الإسراء/ ۱۲).
«فضل» که جمع آن «فضول» است (ر.ک؛ ازهری، ۱۴۲۱ق.: ذیل «فضل»)، به معنای بیش از حد اعتدال است (ر.ک؛ راغب اصفهانی، ۱۴۱۲ق.: ذیل «فضل»). مقصود از فضل و زیادت در این آیه، مال است و آنچه که به دست می آید و کسب می شود (همان).
«ابتغاء فضل الله» در قرآن معمولا به معنی رزق و کسب و کار مفید و ارزنده است (ر.ک؛ مکارم شیرازی، ۱۳۷۴، ج ۱۲: ۴۶). خداوند بزرگ در این آیه می فرماید: «اگر ما آیت روز را روشن قرار دادیم، برای این است که انسان بتواند در آن، به موقع، رزق پروردگار خود را طلب کند، چون «رزق» فضل و عطای خدای تعالی است» (طباطبائی،۱۴۱۷ق.، ج ۱۳: ۵۱).
تمهید مقدمات کار و تلاش، زمینه سازی برای آرامش و استراحت و پس از آن، روشنی بخشیدن و چراغانی کردن زمین برای جستجوی روزی، تشویق عملی برای فعالیت اقتصادی است. براستی اگر روز روشن نمی بود و تاریکی شب کنار نمی رفت، چگونه امکان فعالیت اقتصادی و جستجوی روزی ممکن بود!؟ نمونة دیگر را در سورة روم می توان مشاهده کرد که می فرماید: و من آیاته أن یرسل الریاح مبشرات و لیذیقکم من رحمته ولتجری الفلک بأمره ولتبتغوا من فضله و لعلکم تشکرون: و از آیات (عظمت) خدا این است که بادها را به عنوان مژده دهندگانی میفرستد تا شما را از رحمت خویش بچشاند (و سیراب کند) و کشتی ها به فرمانش حرکت کنند و از فضل او بهره گیرید. شاید شکر او را به جای آرید (الروم/ ۴۶).
مراد از «إذاقة رحمت» رساندن انواع نعمت ها است که بر وزیدن باد مترتب می شود، چون وقتی باد می وزد، عمل تلقیح در گل ها و میوه ها انجام می شود، و عفونت ها از بین می رود و جو زمین تصفیه می شود و نعمت هایی دیگر از این قبیل که اطلاق جمله همگی را شامل می شود. همچنین …ولتجری الفلک بأمره …؛ یعنی بادها را می فرستد تا چنین و چنان شود و نیز کشتی ها به امر او به حرکت درآیند، و لتبتغوا من فضله، یعنی تا رزق او را که از فضل اوست، طلب کنید» (طباطبائی، ۱۴۱۷ق.، ج۱۶: ۱۹۹).
از آیات دیگر می توان به (الفاطر/ ۱۲؛ الجاثیه/ ۱۲ و الإسراء/ ۶۶) اشاره کرد. البته بادآوری می شود که در بعضی از آیات، واژة «ابتغاء» از فضل الهی دیده نمی شود، ولی به جستجوی روزی سفارش می کنند؛ مانند این آیه که می فرماید: هو الذی جعل لکم الأرض ذلولا فامشوا فی مناکبها و کلوا من رزقه و إلیه النشور: اوست که زمین را برای شما رام کرد، پس بر شانههای آن راه بروید و از روزیهای خداوند بخورید و بازگشت و اجتماع همه به سوی اوست (الملک/۱۵).
با توجه به این آیه می توان فهمید که مایه های اصلی اقتصاد و کلید بسیاری از درآمدها را خداوند در زمین قرار داده است. این زمین شرایطی را در خود جمع کرده که قابل فرمان بردن است و انسان که خلیفة خدا در زمین است، طوری آفریده شده که می تواند از امکانات مادی زمین استفاده کند و در حقیقت، این امکانات را خداوند به انسان سپرده است تا با استقرار بر پشت زمین و بهره مندی از هرگونه وسایل طلب، رزق و نصیب مادی خود را از زمین به دست آورد و در این میدان وسیع و خوان گستردة خدای کریم، با همزیستی و حسن برخورد، همة انسان ها با هم بهره گیرند.
امکاناتی که زمین در اختیار انسان نهاده، عبارت است از: تحمل عملیات کشاورزی، خدمات صنعتی، روابط بازرگانی و بسیاری از فعالیت های دیگر. انسان در روی زمین تا آنجا که امکانات جغرافیایی منطقه ای اجازه می دهد، به تولید می پردازد و هنگامی که تولید محلی، نیازهایش را تأمین نکرد، با روابط بازرگانی و مبادلات اقتصادی با سرزمین های دور و نزدیک، نیازهای خود را مرتفع می سازد و با کار و فعالیت، وسایل زندگی خویش را فراهم می آورد. پس انسان موجودی است که عمدة نیازهای او به وسیلة زمین و در روی زمین فراهم شده است. او باید با حرکت و تلاش مداوم و ملایم خود، طبیعت را رام کند و از آن بهره گیرد، تا با تأمین اقتصاد، بتواند بر مشکلات مادی خود فایق آید و مسیر خود را به سوی کمال پایدارش طی کند. بنابراین، باید گفت که این اقتصاد سالم و پیشرفته است که نقش خود را مستقیما در زندگی این دنیا و به گونة غیرمستقیم در پیمودن راه کمال آخرت ایفا می کند (ر.ک؛ موسوی اصفهانی، ۱۳۶۸: ۱۲۵).
برخی از آیات نیز با فراهم ساختن زمینة تولید، بر اهمیت و تشویق به تولید نیز دلالت دارند؛ مانند آیات زیر: ولقد مکناکم فی الأرض وجعلنا لکم فیها معایش قلیلا ما تشکرون: ما تسلط، مالکیت و حکومت بر زمین را برای شما قرار دادیم و انواع وسایل زندگی را برای شما فراهم ساختیم، اما کمتر شکرگزاری میکنید (الأعراف/ ۱۰)؛ الله الذی سخر لکم البحر لتجری الفلک فیه بأمره ولتبتغوا من فضله ولعلکم تشکرون * وسخر لکم ما فی السماوات وما فی الأرض جمیعا منه إن فی ذلک لآیات لقوم یتفکرون: خداوند است که دریا را مسخر شما کرد تا کشتی ها به فرمانش در آن حرکت کنند و بتوانید از فضل او بهره گیرید و شاید شکر نعمت هایش را به جا آورید. * او آنچه در آسمانها و زمین است، همه را از سوی خود مسخر شما ساخته است. در این نشانههای (مهمی) است برای کسانی که می اندیشند (الجاثیه/ ۱۳ـ۱۲)؛ الله الذی خلق السماوات والأرض وأنزل من السماء ماء فأخرج به من الثمرات رزقا لکم وسخر لکم الفلک لتجری فی البحر بأمره وسخر لکم الأنهار * و سخر لکم الشمس والقمر دآئبین و سخر لکم اللیل والنهار: خداوند است که آسمان ها و زمین را آفرید و از آسمان، آبی نازل کرد و با آن، میوهها(ی مختلف) را برای روزی شما (از زمین) بیرون آورد و کشتیها را مسخر شما گردانید تا بر صفحة دریا به فرمان او حرکت کنند و نهرها را (نیز) مسخر شما نمود * و خورشید و ماه را ـ که با برنامة منظمی در کارند ـ به تسخیر شما درآورد و شب و روز را (نیز) مسخر شما ساخت (ابراهیم/ ۳۳ـ۳۲)؛ وسخر لکم اللیل والنهار والشمس والقمر والنجوم مسخرات بأمره إن فی ذلک لآیات لقوم یعقلون * و ما ذرأ لکم فی الأرض مختلفا ألوانه إن فی ذلک لآیة لقوم یذکرون * وهو الذی سخر البحر لتأکلوا منه لحما طریا وتستخرجوا منه حلیة تلبسونها وتری الفلک مواخر فیه ولتبتغوا من فضله ولعلکم تشکرون: او شب و روز و خورشید و ماه را مسخر شما ساخت و ستارگان نیز به فرمان او مسخر شمایند. در این، نشانههایی است (از عظمت خدا،) برای گروهی که عقل خود را به کار میگیرند. * (علاوه بر این،) آفریدگانی را که در زمین به رنگهای گوناگون آفریده نیز مسخر (فرمان شما) ساخت. در این، نشانة روشنی است برای گروهی که متذکر میشوند. * اوست که دریا را مسخر (شما) ساخت تا از آن، گوشت تازه بخورید و زیوری برای پوشیدن (مانند مروارید) از آن استخراج کنید، و کشتی ها را میبینی که سینة دریا را میشکافند تا شما (به تجارت پردازید و) از فضل خدا بهره گیرید. شاید شکر نعمت های او را به جا آورید (النحل/ ۱۴ـ۱۲).
ملتی که می خواهد در برابر استعمار و نفوذ مستکبران دنیا با عزت و سربلندی زندگی کند، به جای اینکه مدام خود را با سرمایه ها و پیشرفت های آنها مقایسه کند، نیروی فکری و جسمانی خویش را در راه رشد و ترقی خویشتن به کار گیرد و به خود بگوید من چیزی کمتر از دیگران ندارم و دلیلی ندارد که نتوانم از آنها بیشتر پیشرفت کنم، من چرا چشم به امکانات و پیشرفت آنها بدوزم که این پیشرفت آنان فقط در جهت مادی است و در بحران معنویت دست و پا می زنند. من خود بهتر و بیشتر تولید می کنم. بدین ترتیب، نباید اجازه دهیم که بیگانگان به کشورمان نفوذ کنند. مقام معظم رهبری در این باره می فرمایند: «موفقیت هر ملت در پیشرفت های خود، نسبت معکوس با نفوذ بیگانگان و دشمنان در آن کشور دارد. نسبت اینها متعاکس است؛ یعنی هرگاه بیگانه و یک قدرت خارجی، ولو آن قدرت خارجی علنا اظهار دشمنی نکرده باشد، نفوذش در بین مردم، قشرهای مختلف و فضای سیاسی بیشتر باشد، این ملت از آینده ای همراه با عزت و همراه با افتخار و تأمین شده، فاصله اش بیشتر است، نه اینکه با هر بیگانه ای باید ستیزه گری کرد، نه. گاهی هم انسان به خاطر مصالح، با بیگانه ای دوستی می کند، اما به همان بیگانة دوست هم نباید اجازه داد که در امور داخل این خانه، این خانواده، این کشور و این جامعه بتواند نقش ایفا کند. از اول انقلاب که به کلی رشته های نفوذ آمریکا و دیگر قدرتمندان ـ فقط هم آمریکا نبود، منتها بدترینشان آمریکا بود ـ در این کشور گسسته شد. اینها دایم در فکر بودند که به نحوی در داخل کشور نفوذ کنند و به پیاده کردن فکر خودشان، حرف خودشان،کار خودشان و مقاصد و هدف های خودشان بپردازند. از همة راه ها هم برای این کار استفاده می کنند» (بیانات رهبری در دیدار دانشجویان و دانش آموزان و جانبازان: ۱۱/ ۰۸/ ۱۳۷۹).
یکی از اساسی ترین روش های مقابله با نفوذ و استعمار دشمنان و تحریم های اقتصادی، حمایت از تولید ملی می باشد. این عنوان که بخش نخست نامگذاری سال ۱۳۹۱ نیز بود، موجب تقویت و شکوفایی اقتصاد ملی می گردد. رونق تولید داخلی و کاستن از واردات که می تواند به افول و رونق کم و توقف واحدهای تولید داخلی منجر شود، موجب استقلال اقتصادی، قطع وابستگی به خارج و ارتقای تکنولوژی در سطح کلان شود. افزایش بهره وری در تولید، کاهش قیمت تمام شدة تولید، کیفیت بهتر و خدمات بیشتر در رقابت با تولید خارجی و کاهش واردات و حمایت از تولید ملی، از عوامل مهم تحرک و رونق اقتصاد داخلی می باشد.
نتیجه گیری
با توجه به مطالب بیان شده در این پژوهش، به این نتیجه می رسیم که:
ـ قرآن کریم افزون بر بیان اهمیت و تأکید بر انجام جهاد و رونق اقتصادی، در آیات بسیاری شیوه های عملی بهره گیری از مواهب طبیعی را عمران و آبادانی زمین و دستیابی به پیشرفت اقتصادی افراد و جوامع، پیش روی آنان نهاده است.
ـ در سیرة پیشوایان معصوم (ع) نیز فعالیت های اقتصادی افراد، ارزش بالایی دارد. آن بزرگوران، کارگران و تولیدکنندگان را بسیار تشویق می کردند. سیرة عملی پیامبر اکرم (ص) و امامان معصوم (ع) این بوده که بار زندگی خود را شخصا به دوش می کشیدند و هیچ گاه برای تأمین ضروریات زندگی، خود را وابسته به دیگران نمی کردند.
ـ قرآن کریم تصرف در عوامل تولید و نهاده هایی که خداوند برای بشر خلق کرده، توصیه می کند و به شکر این نعمت ها و استفادة درست از آنها تأکید و دوری کردن از تصرف در عوامل تولید را پیروی از گام های شیطانی دانسته است و نکوهش می کند.
ـ رونق تولید داخلی و کاستن از واردات که می تواند به افول و کم رونقی و توقف واحدهای تولیدی داخلی منجر شود، موجب استقلال اقتصادی، قطع وابستگی به خارج و ارتقای تکنولوژی در سطح کلان می شود.
ـ افزایش بهره وری در تولید، کاهش قیمت تمام شدة تولید، کیفیت بهتر و خدمات بیشتر در رقابت با تولید خارجی و کاهش واردات و حمایت از تولید ملی، از عوامل مهم تحرک و رونق اقتصاد داخلی می باشد
مراجع
دوره 5، شماره 16 - شماره پیاپی 16
مهر ۱۳۹۳
صفحه ۱۰۹-۱۳۰
فایل ها
هم رسانی
ارجاع به این مقاله
آمار
- تعداد مشاهده مقاله: ۴۹,۶۲۷
- تعداد دریافت فایل اصل مقاله: ۵,۳۲۱
https://ajsm.atu.ac.ir/article_۱۳۳۱.html
AI Chatbot
💬 Hi! Want to know more about “راهکارهای قرآن برای رونق اقتصادی”? I’m here to guide you.
