ترتیل سوره نور با نوای شهریار پرهیزگار



به گزارش حوزه قرآن و عترت گروه فرهنگی باشگاه خبرنگاران جوان، سوره نور بیست و چهارمین سوره قرآن و از سوره های مدنی که در جزء ۱۸ قرآن جای گرفته است. این سوره را از آن جهت نور می نامند که کلمه نور ۷ بار در آن به کار رفته و آیه نور در آن آمده است. سوره نور احکام فقهی بسیاری چون حد زنا و نسبت زنا دادن (قذف) و واجب بودن حجاب برای زنان را بیان می کند. همچنین در این سوره به ماجرای افک و مسائل مربوط به نکاح و افترا، بهتان، تهمت اشاره شده و از اشاعه فحشا نهی شده است. در فضیلت تلاوت این سوره، از جمله روایت شده است هر کس سوره نور را قرائت کند، خداوند به تعداد تمام مردان و زنان مؤمن در گذشته و در آینده به او ده حسنه می دهد و اینکه از حقوق دختر بر پدر آن است که سوره نور را به او آموزش دهد.

ترتیل سوره نور با نوای شهریار پرهیزگار

بسم الله الرحمن الرحیم

به نام خداوند رحمتگر مهربان

سورة أنزلناها وفرضناها وأنزلنا فیها آیات بینات لعلکم تذکرون ﴿۱﴾

[این] سوره ای است که آن را نازل و آن را فرض گردانیدیم و در آن آیاتی روشن فرو فرستادیم باشد که شما پند پذیرید (۱)

الزانیة والزانی فاجلدوا کل واحد منهما مائة جلدة ولا تأخذکم بهما رأفة فی دین الله إن کنتم تؤمنون بالله والیوم الآخر ولیشهد عذابهما طائفة من المؤمنین ﴿۲﴾

به هر زن زناکار و مرد زناکاری صد تازیانه بزنید و اگر به خدا و روز بازپسین ایمان دارید در [کار] دین خدا نسبت به آن دو دلسوزی نکنید و باید گروهی از مؤمنان در کیفر آن دو حضور یابند (۲)

الزانی لا ینکح إلا زانیة أو مشرکة والزانیة لا ینکحها إلا زان أو مشرک وحرم ذلک علی المؤمنین ﴿۳﴾

مرد زناکار جز زن زناکار یا مشرک را به همسری نگیرد و زن زناکار جز مرد زناکار یا مشرک را به زنی نگیرد و بر مؤمنان این [امر] حرام گردیده است (۳)

والذین یرمون المحصنات ثم لم یأتوا بأربعة شهداء فاجلدوهم ثمانین جلدة ولا تقبلوا لهم شهادة أبدا وأولئک هم الفاسقون ﴿۴﴾

و کسانی که نسبت زنا به زنان شوهردار می دهند سپس چهار گواه نمی آورند هشتاد تازیانه به آنان بزنید و هیچگاه شهادتی از آنها نپذیرید و اینانند که خود فاسقند (۴)

إلا الذین تابوا من بعد ذلک وأصلحوا فإن الله غفور رحیم ﴿۵﴾

مگر کسانی که بعد از آن [بهتان] توبه کرده و به صلاح آمده باشند که خدا البته آمرزنده مهربان است (۵)

والذین یرمون أزواجهم ولم یکن لهم شهداء إلا أنفسهم فشهادة أحدهم أربع شهادات بالله إنه لمن الصادقین ﴿۶﴾

و کسانی که به همسران خود نسبت زنا می دهند و جز خودشان گواهانی [دیگر] ندارند هر یک از آنان [باید] چهار بار به خدا سوگند یاد کند که او قطعا از راستگویان است (۶)

والخامسة أن لعنت الله علیه إن کان من الکاذبین ﴿۷﴾

و [گواهی در دفعه] پنجم این است که [شوهر بگوید] لعنت خدا بر او باد اگر از دروغگویان باشد (۷)

ویدرأ عنها العذاب أن تشهد أربع شهادات بالله إنه لمن الکاذبین ﴿۸﴾

و از [زن] کیفر ساقط می شود در صورتی که چهار بار به خدا سوگند یاد کند که [شوهر] او جدا از دروغگویان است (۸)

والخامسة أن غضب الله علیها إن کان من الصادقین ﴿۹﴾

و [گواهی] پنجم آنکه خشم خدا بر او باد اگر [شوهرش] از راستگویان باشد (۹)

ولولا فضل الله علیکم ورحمته وأن الله تواب حکیم ﴿۱۰﴾

و اگر فضل و رحمت خدا بر شما نبود و اینکه خدا توبه پذیر سنجیده کار است [رسوا می شدید] (۱۰)

إن الذین جاءوا بالإفک عصبة منکم لا تحسبوه شرا لکم بل هو خیر لکم لکل امرئ منهم ما اکتسب من الإثم والذی تولی کبره منهم له عذاب عظیم ﴿۱۱﴾

در حقیقت کسانی که آن بهتان [داستان افک] را [در میان] آوردند دسته ای از شما بودند آن [تهمت] را شری برای خود تصور مکنید بلکه برای شما در آن مصلحتی [بوده] است برای هر مردی از آنان [که در این کار دست داشته] همان گناهی است که مرتکب شده است و آن کس از ایشان که قسمت عمده آن را به گردن گرفته است عذابی سخت خواهد داشت (۱۱)

لولا إذ سمعتموه ظن المؤمنون والمؤمنات بأنفسهم خیرا وقالوا هذا إفک مبین ﴿۱۲﴾

چرا هنگامی که آن [بهتان] را شنیدید مردان و زنان مؤمن گمان نیک به خود نبردند و نگفتند این بهتانی آشکار است (۱۲)

لولا جاءوا علیه بأربعة شهداء فإذ لم یأتوا بالشهداء فأولئک عند الله هم الکاذبون ﴿۱۳﴾

چرا چهار گواه بر [صحت] آن [بهتان] نیاوردند پس چون گواهان [لازم] را نیاورده اند اینانند که نزد خدا دروغگویانند (۱۳)

ولولا فضل الله علیکم ورحمته فی الدنیا والآخرة لمسکم فی ما أفضتم فیه عذاب عظیم ﴿۱۴﴾

و اگر فضل خدا و رحمتش در دنیا و آخرت بر شما نبود قطعا به [سزای] آنچه در آن به دخالت پرداختید به شما عذابی بزرگ می رسید (۱۴)

إذ تلقونه بألسنتکم وتقولون بأفواهکم ما لیس لکم به علم وتحسبونه هینا وهو عند الله عظیم ﴿۱۵﴾

آنگاه که آن [بهتان] را از زبان یکدیگر می گرفتید و با زبانهای خود چیزی را که بدان علم نداشتید می گفتید و می پنداشتید که کاری سهل و ساده است با اینکه آن [امر] نزد خدا بس بزرگ بود (۱۵)

ولولا إذ سمعتموه قلتم ما یکون لنا أن نتکلم بهذا سبحانک هذا بهتان عظیم ﴿۱۶﴾

و [گر نه] چرا وقتی آن را شنیدید نگفتید برای ما سزاوار نیست که در این [موضوع] سخن گوییم [خداوندا] تو منزهی این بهتانی بزرگ است (۱۶)

یعظکم الله أن تعودوا لمثله أبدا إن کنتم مؤمنین ﴿۱۷﴾

خدا اندرزتان می دهد که هیچ گاه دیگر مثل آن را اگر مؤمنید تکرار نکنید (۱۷)

ویبین الله لکم الآیات والله علیم حکیم ﴿۱۸﴾

و خدا برای شما آیات [خود] را بیان می کند و خدا دانای سنجیده کار است (۱۸)

إن الذین یحبون أن تشیع الفاحشة فی الذین آمنوا لهم عذاب ألیم فی الدنیا والآخرة والله یعلم وأنتم لا تعلمون ﴿۱۹﴾

کسانی که دوست دارند که زشتکاری در میان آنان که ایمان آورده اند شیوع پیدا کند برای آنان در دنیا و آخرت عذابی پر درد خواهد بود و خدا[ست که] می داند و شما نمیدانید (۱۹)

ولولا فضل الله علیکم ورحمته وأن الله رءوف رحیم ﴿۲۰﴾

و اگر فضل و رحمت خدا بر شما نبود و اینکه خدا رئوف و مهربان است [مجازات سختی در انتظارتان بود] (۲۰)

یا أیها الذین آمنوا لا تتبعوا خطوات الشیطان ومن یتبع خطوات الشیطان فإنه یأمر بالفحشاء والمنکر ولولا فضل الله علیکم ورحمته ما زکی منکم من أحد أبدا ولکن الله یزکی من یشاء والله سمیع علیم ﴿۲۱﴾

ای کسانی که ایمان آورده اید پای از پی گامهای شیطان منهید و هر کس پای بر جای گامهای شیطان نهد [بداند که] او به زشتکاری و ناپسند وامی دارد و اگر فضل خدا و رحمتش بر شما نبود هرگز هیچ کس از شما پاک نمی شد ولی [این] خداست که هر کس را بخواهد پاک می گرداند و خدا[ست که] شنوای داناست (۲۱)

ولا یأتل أولو الفضل منکم والسعة أن یؤتوا أولی القربی والمساکین والمهاجرین فی سبیل الله ولیعفوا ولیصفحوا ألا تحبون أن یغفر الله لکم والله غفور رحیم ﴿۲۲﴾

و سرمایه داران و فراخدولتان شما نباید از دادن [مال] به خویشاوندان و تهیدستان و مهاجران راه خدا دریغ ورزند و باید عفو کنند و گذشت نمایند مگر دوست ندارید که خدا بر شما ببخشاید و خدا آمرزنده مهربان است (۲۲)

إن الذین یرمون المحصنات الغافلات المؤمنات لعنوا فی الدنیا والآخرة ولهم عذاب عظیم ﴿۲۳﴾

بی گمان کسانی که به زنان پاکدامن بی خبر [از همه جا] و با ایمان نسبت زنا می دهند در دنیا و آخرت لعنت شده اند و برای آنها عذابی سخت خواهد بود (۲۳)

یوم تشهد علیهم ألسنتهم وأیدیهم وأرجلهم بما کانوا یعملون ﴿۲۴﴾

در روزی که زبان و دستها و پاهایشان بر ضد آنان برای آنچه انجام می دادند شهادت می دهند (۲۴)

یومئذ یوفیهم الله دینهم الحق ویعلمون أن الله هو الحق المبین ﴿۲۵﴾

آن روز خدا جزای شایسته آنان را به طور کامل می دهد و خواهند دانست که خدا همان حقیقت آشکار است (۲۵)

الخبیثات للخبیثین والخبیثون للخبیثات والطیبات للطیبین والطیبون للطیبات أولئک مبرءون مما یقولون لهم مغفرة ورزق کریم ﴿۲۶﴾

زنان پلید برای مردان پلیدند و مردان پلید برای زنان پلید و زنان پاک برای مردان پاکند و مردان پاک برای زنان پاک اینان از آنچه در باره ایشان می گویند بر کنارند برای آنان آمرزش و روزی نیکو خواهد بود (۲۶)

یا أیها الذین آمنوا لا تدخلوا بیوتا غیر بیوتکم حتی تستأنسوا وتسلموا علی أهلها ذلکم خیر لکم لعلکم تذکرون ﴿۲۷﴾

ای کسانی که ایمان آورده اید به خانه هایی که خانه های شما نیست داخل مشوید تا اجازه بگیرید و بر اهل آن سلام گویید این برای شما بهتر است باشد که پند گیرید (۲۷)

فإن لم تجدوا فیها أحدا فلا تدخلوها حتی یؤذن لکم وإن قیل لکم ارجعوا فارجعوا هو أزکی لکم والله بما تعملون علیم ﴿۲۸﴾

و اگر کسی را در آن نیافتید پس داخل آن مشوید تا به شما اجازه داده شود و اگر به شما گفته شد برگردید برگردید که آن برای شما سزاوارتر است و خدا به آنچه انجام می دهید داناست (۲۸)

لیس علیکم جناح أن تدخلوا بیوتا غیر مسکونة فیها متاع لکم والله یعلم ما تبدون وما تکتمون ﴿۲۹﴾

بر شما گناهی نیست که به خانه های غیرمسکونی که در آنها برای شما استفاده ای است داخل شوید و خدا آنچه را آشکار و آنچه را پنهان می دارید می داند (۲۹)

قل للمؤمنین یغضوا من أبصارهم ویحفظوا فروجهم ذلک أزکی لهم إن الله خبیر بما یصنعون ﴿۳۰﴾

به مردان با ایمان بگو دیده فرو نهند و پاکدامنی ورزند که این برای آنان پاکیزه تر است زیرا خدا به آنچه می کنند آگاه است (۳۰)

وقل للمؤمنات یغضضن من أبصارهن ویحفظن فروجهن ولا یبدین زینتهن إلا ما ظهر منها ولیضربن بخمرهن علی جیوبهن ولا یبدین زینتهن إلا لبعولتهن أو آبائهن أو آباء بعولتهن أو أبنائهن أو أبناء بعولتهن أو إخوانهن أو بنی إخوانهن أو بنی أخواتهن أو نسائهن أو ما ملکت أیمانهن أو التابعین غیر أولی الإربة من الرجال أو الطفل الذین لم یظهروا علی عورات النساء ولا یضربن بأرجلهن لیعلم ما یخفین من زینتهن وتوبوا إلی الله جمیعا أیه المؤمنون لعلکم تفلحون ﴿۳۱﴾

و به زنان با ایمان بگو دیدگان خود را [از هر نامحرمی] فرو بندند و پاکدامنی ورزند و زیورهای خود را آشکار نگردانند مگر آنچه که طبعا از آن پیداست و باید روسری خود را بر سینه خویش [فرو] اندازند و زیورهایشان را جز برای شوهرانشان یا پدرانشان یا پدران شوهرانشان یا پسرانشان یا پسران شوهرانشان یا برادرانشان یا پسران برادرانشان یا پسران خواهرانشان یا زنان [همکیش] خود یا کنیزانشان یا خدمتکاران مرد که [از زن] بی نیازند یا کودکانی که بر عورتهای زنان وقوف حاصل نکرده اند آشکار نکنند و پاهای خود را [به گونه ای به زمین] نکوبند تا آنچه از زینتشان نهفته می دارند معلوم گردد ای مؤمنان همگی [از مرد و زن] به درگاه خدا توبه کنید امید که رستگار شوید (۳۱)

وأنکحوا الأیامی منکم والصالحین من عبادکم وإمائکم إن یکونوا فقراء یغنهم الله من فضله والله واسع علیم ﴿۳۲﴾

بی همسران خود و غلامان و کنیزان درستکارتان را همسر دهید اگر تنگدستند خداوند آنان را از فضل خویش بی نیاز خواهد کرد و خدا گشایشگر داناست (۳۲)

ولیستعفف الذین لا یجدون نکاحا حتی یغنیهم الله من فضله والذین یبتغون الکتاب مما ملکت أیمانکم فکاتبوهم إن علمتم فیهم خیرا وآتوهم من مال الله الذی آتاکم ولا تکرهوا فتیاتکم علی البغاء إن أردن تحصنا لتبتغوا عرض الحیاة الدنیا ومن یکرههن فإن الله من بعد إکراههن غفور رحیم ﴿۳۳﴾

و کسانی که [وسیله] زناشویی نمی یابند باید عفت ورزند تا خدا آنان را از فضل خویش بی نیاز گرداند و از میان غلامانتان کسانی که در صددند با قرارداد کتبی خود را آزاد کنند اگر در آنان خیری [و توانایی پرداخت مال] می یابید قرار بازخرید آنها را بنویسید و از آن مالی که خدا به شما داده است به ایشان بدهید [تا تدریجا خود را آزاد کنند] و کنیزان خود را در صورتی که تمایل به پاکدامنی دارند برای اینکه متاع زندگی دنیا را بجویید به زنا وادار مکنید و هر کس آنان را به زور وادار کند در حقیقت خدا پس از اجبار نمودن ایشان [نسبت به آنها] آمرزنده مهربان است (۳۳)

ولقد أنزلنا إلیکم آیات مبینات ومثلا من الذین خلوا من قبلکم وموعظة للمتقین ﴿۳۴﴾

و قطعا به سوی شما آیاتی روشنگر و خبری از کسانی که پیش از شما روزگار به سر برده اند و موعظه ای برای اهل تقوا فرود آورده ایم (۳۴)

الله نور السماوات والأرض مثل نوره کمشکاة فیها مصباح المصباح فی زجاجة الزجاجة کأنها کوکب دری یوقد من شجرة مبارکة زیتونة لا شرقیة ولا غربیة یکاد زیتها یضیء ولو لم تمسسه نار نور علی نور یهدی الله لنوره من یشاء ویضرب الله الأمثال للناس والله بکل شیء علیم ﴿۳۵﴾

خدا نور آسمانها و زمین است مثل نور او چون چراغدانی است که در آن چراغی و آن چراغ در شیشه ای است آن شیشه گویی اختری درخشان است که از درخت خجسته زیتونی که نه شرقی است و نه غربی افروخته می شود نزدیک است که روغنش هر چند بدان آتشی نرسیده باشد روشنی بخشد روشنی بر روی روشنی است خدا هر که را بخواهد با نور خویش هدایت می کند و این مثلها را خدا برای مردم می زند و خدا به هر چیزی داناست (۳۵)

فی بیوت أذن الله أن ترفع ویذکر فیها اسمه یسبح له فیها بالغدو والآصال ﴿۳۶﴾

در خانه هایی که خدا رخصت داده که [قدر و منزلت] آنها رفعت یابد و نامش در آنها یاد شود در آن [خانه]ها هر بامداد و شامگاه او را نیایش می کنند (۳۶)

رجال لا تلهیهم تجارة ولا بیع عن ذکر الله وإقام الصلاة وإیتاء الزکاة یخافون یوما تتقلب فیه القلوب والأبصار ﴿۳۷﴾

مردانی که نه تجارت و نه داد و ستدی آنان را از یاد خدا و برپا داشتن نماز و دادن زکات به خود مشغول نمی دارد و از روزی که دلها و دیده ها در آن زیرورو می شود می هراسند (۳۷)

لیجزیهم الله أحسن ما عملوا ویزیدهم من فضله والله یرزق من یشاء بغیر حساب ﴿۳۸﴾

تا خدا بهتر از آنچه انجام می دادند به ایشان جزا دهد و از فضل خود بر آنان بیفزاید و خدا[ست که] هر که را بخواهد بیحساب روزی می دهد (۳۸)

والذین کفروا أعمالهم کسراب بقیعة یحسبه الظمآن ماء حتی إذا جاءه لم یجده شیئا ووجد الله عنده فوفاه حسابه والله سریع الحساب ﴿۳۹﴾

و کسانی که کفر ورزیدند کارهایشان چون سرابی در زمینی هموار است که تشنه آن را آبی می پندارد تا چون بدان رسد آن را چیزی نیابد و خدا را نزد خویش یابد و حسابش را تمام به او دهد و خدا زودشمار است (۳۹)

أو کظلمات فی بحر لجی یغشاه موج من فوقه موج من فوقه سحاب ظلمات بعضها فوق بعض إذا أخرج یده لم یکد یراها ومن لم یجعل الله له نورا فما له من نور ﴿۴۰﴾

یا [کارهایشان] مانند تاریکیهایی است که در دریایی ژرف است که موجی آن را می پوشاند [و] روی آن موجی [دیگر] است [و] بالای آن ابری است تاریکیهایی است که بعضی بر روی بعضی قرار گرفته است هر گاه [غرقه] دستش را بیرون آورد به زحمت آن را می بیند و خدا به هر کس نوری نداده باشد او را هیچ نوری نخواهد بود (۴۰)

ألم تر أن الله یسبح له من فی السماوات والأرض والطیر صافات کل قد علم صلاته وتسبیحه والله علیم بما یفعلون ﴿۴۱﴾

آیا ندانسته ای که هر که [و هر چه] در آسمانها و زمین است برای خدا تسبیح می گویند و پرندگان [نیز] در حالی که در آسمان پر گشوده اند [تسبیح او می گویند] همه ستایش و نیایش خود را می دانند و خدا به آنچه می کنند داناست (۴۱)

ولله ملک السماوات والأرض وإلی الله المصیر ﴿۴۲﴾

و فرمانروایی آسمانها و زمین از آن خداست و بازگشت [همه] به سوی خداست (۴۲)

ألم تر أن الله یزجی سحابا ثم یؤلف بینه ثم یجعله رکاما فتری الودق یخرج من خلاله وینزل من السماء من جبال فیها من برد فیصیب به من یشاء ویصرفه عن من یشاء یکاد سنا برقه یذهب بالأبصار ﴿۴۳﴾

آیا ندانسته ای که خدا[ست که] ابر را به آرامی می راند سپس میان [اجزاء] آن پیوند می دهد آنگاه آن را متراکم می سازد پس دانه های باران را می بینی که از خلال آن بیرون می آید و [خداست که] از آسمان از کوههایی [از ابر یخزده] که در آنجاست تگرگی فرو می ریزد و هر که را بخواهد بدان گزند می رساند و آن را از هر که بخواهد باز می دارد نزدیک است روشنی برقش چشمها را ببر د (۴۳)

یقلب الله اللیل والنهار إن فی ذلک لعبرة لأولی الأبصار ﴿۴۴﴾

خداست که شب و روز را با هم جابجا می کند قطعا در این [تبدیل] برای دیدهوران [درس] عبرتی است (۴۴)

والله خلق کل دابة من ماء فمنهم من یمشی علی بطنه ومنهم من یمشی علی رجلین ومنهم من یمشی علی أربع یخلق الله ما یشاء إن الله علی کل شیء قدیر ﴿۴۵﴾

و خداست که هر جنبنده ای را [ابتدا] از آبی آفرید پس پاره ای از آنها بر روی شکم راه می روند و پاره ای از آنها بر روی دو پا و بعضی از آنها بر روی چهار [پا] راه می روند خدا هر چه بخواهد می آفریند در حقیقت خدا بر هر چیزی تواناست (۴۵)

لقد أنزلنا آیات مبینات والله یهدی من یشاء إلی صراط مستقیم ﴿۴۶﴾

قطعا آیاتی روشنگر فرود آورده ایم و خدا هر که را بخواهد به راه راست هدایت می کند (۴۶)

ویقولون آمنا بالله وبالرسول وأطعنا ثم یتولی فریق منهم من بعد ذلک وما أولئک بالمؤمنین ﴿۴۷﴾

و می گویند به خدا و پیامبر [او] گرویدیم و اطاعت کردیم آنگاه دسته ای از ایشان پس از این [اقرار] روی برمی گردانند و آنان مؤمن نیستند (۴۷)

وإذا دعوا إلی الله ورسوله لیحکم بینهم إذا فریق منهم معرضون ﴿۴۸﴾

و چون به سوی خدا و پیامبر او خوانده شوند تا میان آنان داوری کند بناگاه دسته ای از آنها روی برمی تابند (۴۸)

وإن یکن لهم الحق یأتوا إلیه مذعنین ﴿۴۹﴾

و اگر حق به جانب ایشان باشد به حال اطاعت به سوی او می آیند (۴۹)

أفی قلوبهم مرض أم ارتابوا أم یخافون أن یحیف الله علیهم ورسوله بل أولئک هم الظالمون ﴿۵۰﴾

آیا در دلهایشان بیماری است یا شک دارند یا از آن می ترسند که خدا و فرستاده اش بر آنان ستم ورزند [نه] بلکه خودشان ستمکارند (۵۰)

إنما کان قول المؤمنین إذا دعوا إلی الله ورسوله لیحکم بینهم أن یقولوا سمعنا وأطعنا وأولئک هم المفلحون ﴿۵۱﴾

گفتار مؤمنان وقتی به سوی خدا و پیامبرش خوانده شوند تا میانشان داوری کند تنها این است که می گویند شنیدیم و اطاعت کردیم اینانند که رستگارند (۵۱)

ومن یطع الله ورسوله ویخش الله ویتقه فأولئک هم الفائزون ﴿۵۲﴾

و کسی که خدا و فرستاده او را فرمان برد و از خدا بترسد و از او پروا کند آنانند که خود کامیابند (۵۲)

وأقسموا بالله جهد أیمانهم لئن أمرتهم لیخرجن قل لا تقسموا طاعة معروفة إن الله خبیر بما تعملون ﴿۵۳﴾

و با سوگندهای سخت خود به خدا سوگند یاد کردند که اگر به آنان فرمان دهی بی شک [برای جهاد] بیرون خواهند آمد بگو سوگند مخورید اطاعتی پسندیده [بهتر است] که خدا به آنچه می کنید داناست (۵۳)

قل أطیعوا الله وأطیعوا الرسول فإن تولوا فإنما علیه ما حمل وعلیکم ما حملتم وإن تطیعوه تهتدوا وما علی الرسول إلا البلاغ المبین ﴿۵۴﴾

بگو خدا و پیامبر را اطاعت کنید پس اگر پشت نمودید [بدانید که] بر عهده اوست آنچه تکلیف شده و بر عهده شماست آنچه موظف هستید و اگر اطاعتش کنید راه خواهید یافت و بر فرستاده [خدا] جز ابلاغ آشکار [ماموریتی] نیست (۵۴)

وعد الله الذین آمنوا منکم وعملوا الصالحات لیستخلفنهم فی الأرض کما استخلف الذین من قبلهم ولیمکنن لهم دینهم الذی ارتضی لهم ولیبدلنهم من بعد خوفهم أمنا یعبدوننی لا یشرکون بی شیئا ومن کفر بعد ذلک فأولئک هم الفاسقون ﴿۵۵﴾

خدا به کسانی از شما که ایمان آورده و کارهای شایسته کرده اند وعده داده است که حتما آنان را در این سرزمین جانشین [خود] قرار دهد همان گونه که کسانی را که پیش از آنان بودند جانشین [خود] قرار داد و آن دینی را که برایشان پسندیده است به سودشان مستقر کند و بیمشان را به ایمنی مبدل گرداند [تا] مرا عبادت کنند و چیزی را با من شریک نگردانند و هر کس پس از آن به کفر گراید آنانند که نافرمانند (۵۵)

وأقیموا الصلاة وآتوا الزکاة وأطیعوا الرسول لعلکم ترحمون ﴿۵۶﴾

و نماز را برپا کنید و زکات را بدهید و پیامبر [خدا] را فرمان برید تا مورد رحمت قرار گیرید (۵۶)

لا تحسبن الذین کفروا معجزین فی الأرض ومأواهم النار ولبئس المصیر ﴿۵۷﴾

و مپندار کسانی که کفر ورزیدند [ما را] در زمین درمانده می کنند جایگاهشان در آتش است و چه بد بازگشتگاهی است (۵۷)

یا أیها الذین آمنوا لیستأذنکم الذین ملکت أیمانکم والذین لم یبلغوا الحلم منکم ثلاث مرات من قبل صلاة الفجر وحین تضعون ثیابکم من الظهیرة ومن بعد صلاة العشاء ثلاث عورات لکم لیس علیکم ولا علیهم جناح بعدهن طوافون علیکم بعضکم علی بعض کذلک یبین الله لکم الآیات والله علیم حکیم ﴿۵۸﴾

ای کسانی که ایمان آورده اید قطعا باید غلام و کنیزهای شما و کسانی از شما که به [سن] بلوغ نرسیده اند سه بار در شبانه روز از شما کسب اجازه کنند پیش از نماز بامداد و نیمروز که جامه های خود را بیرون می آورید و پس از نماز شامگاهان [این] سه هنگام برهنگی شماست نه بر شما و نه بر آنان گناهی نیست که غیر از این [سه هنگام] گرد یکدیگر بچرخید [و با هم معاشرت نمایید] خداوند آیات [خود] را این گونه برای شما بیان می کند و خدا دانای سنجیده کار است (۵۸)

وإذا بلغ الأطفال منکم الحلم فلیستأذنوا کما استأذن الذین من قبلهم کذلک یبین الله لکم آیاته والله علیم حکیم ﴿۵۹﴾

و چون کودکان شما به [سن] بلوغ رسیدند باید از شما کسب اجازه کنند همان گونه که آنان که پیش از ایشان بودند کسب اجازه کردند خدا آیات خود را این گونه برای شما بیان می دارد و خدا دانای سنجیده کار است (۵۹)

والقواعد من النساء اللاتی لا یرجون نکاحا فلیس علیهن جناح أن یضعن ثیابهن غیر متبرجات بزینة وأن یستعففن خیر لهن والله سمیع علیم ﴿۶۰﴾

و بر زنان از کار افتاده ای که [دیگر] امید زناشویی ندارند گناهی نیست که پوشش خود را کنار نهند [به شرطی که] زینتی را آشکار نکنند و عفت ورزیدن برای آنها بهتر است و خدا شنوای داناست (۶۰)

لیس علی الأعمی حرج ولا علی الأعرج حرج ولا علی المریض حرج ولا علی أنفسکم أن تأکلوا من بیوتکم أو بیوت آبائکم أو بیوت أمهاتکم أو بیوت إخوانکم أو بیوت أخواتکم أو بیوت أعمامکم أو بیوت عماتکم أو بیوت أخوالکم أو بیوت خالاتکم أو ما ملکتم مفاتحه أو صدیقکم لیس علیکم جناح أن تأکلوا جمیعا أو أشتاتا فإذا دخلتم بیوتا فسلموا علی أنفسکم تحیة من عند الله مبارکة طیبة کذلک یبین الله لکم الآیات لعلکم تعقلون ﴿۶۱﴾

بر نابینا و لنگ و بیمار و بر شما ایرادی نیست که از خانه های خودتان بخورید یا از خانه های پدرانتان یا خانه های مادرانتان یا خانه های برادرانتان یا خانه های خواهرانتان یا خانه های عموهایتان یا خانه های عمه هایتان یا خانه های داییهایتان یا خانه های خاله هایتان یا آن [خانه هایی] که کلیدهایش را در اختیار دارید یا [خانه] دوستتان [هم چنین] بر شما باکی نیست که با هم بخورید یا پراکنده پس چون به خانه هایی [که گفته شد] درآمدید به یکدیگر سلام کنید درودی که نزد خدا مبارک و خوش است خداوند آیات [خود] را این گونه برای شما بیان می کند امید که بیندیشید (۶۱)

إنما المؤمنون الذین آمنوا بالله ورسوله وإذا کانوا معه علی أمر جامع لم یذهبوا حتی یستأذنوه إن الذین یستأذنونک أولئک الذین یؤمنون بالله ورسوله فإذا استأذنوک لبعض شأنهم فأذن لمن شئت منهم واستغفر لهم الله إن الله غفور رحیم ﴿۶۲﴾

جز این نیست که مؤمنان کسانی اند که به خدا و پیامبرش گرویده اند و هنگامی که با او بر سر کاری اجتماع کردند تا از وی کسب اجازه نکنند نمی روند در حقیقت کسانی که از تو کسب اجازه می کنند آنانند که به خدا و پیامبرش ایمان دارند پس چون برای برخی از کارهایشان از تو اجازه خواستند به هر کس از آنان که خواستی اجازه ده و برایشان آمرزش بخواه که خدا آمرزنده مهربان است (۶۲)

لا تجعلوا دعاء الرسول بینکم کدعاء بعضکم بعضا قد یعلم الله الذین یتسللون منکم لواذا فلیحذر الذین یخالفون عن أمره أن تصیبهم فتنة أو یصیبهم عذاب ألیم ﴿۶۳﴾

خطاب کردن پیامبر را در میان خود مانند خطاب کردن بعضی از خودتان به بعضی [دیگر] قرار مدهید خدا می داند [چه] کسانی از شما دزدانه [از نزد او] می گریزند پس کسانی که از فرمان او تمرد می کنند بترسند که مبادا بلایی بدیشان رسد یا به عذابی دردناک گرفتار شوند (۶۳)

ألا إن لله ما فی السماوات والأرض قد یعلم ما أنتم علیه ویوم یرجعون إلیه فینبئهم بما عملوا والله بکل شیء علیم ﴿۶۴﴾

هشدار که آنچه در آسمانها و زمین است از آن خداست به یقین آنچه را که بر آنید می داند و روزی که به سوی او بازگردانیده می شوند آنان را [از حقیقت] آنچه انجام داده اند خبر می دهد و خدا به هر چیزی داناست (۶۴)

انتهای پیام/
AI Chatbot

💬 Hi! Want to know more about “ترتیل سوره نور با نوای شهریار پرهیزگار”? I’m here to guide you.