شاعرانگی در جان و جهان ایرانی حضور دارد
به گزارش خبرنگار مهر، محمدباقر تاج الدینی استادیار جامعه شناسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکزی عصر روز گذشته ۱۸ خردادماه در هم اندیشی بازخوانی روایت داریوش شایگان از شاعرانگی ایرانیان گفت: شاعرانگی، از جمله مؤلفه های جدایی ناپذیر زیست جهان ایرانیان است که از گذشته های دور تاکنون همچنان حضور مسلط خود را حفظ نموده است به گونه ای که به رغم ورود مدرنیته و کم رنگ شدن رازورزی ذهن و ضمیر نسل های جدید ایرانی می توان از وجود نسبتا پررنگ شاعرانی در زیست جهان ایرانیان سراغ گرفت.
وی افزود: به راستی باید پرسید که چه نیرویی در شعر و شاعری وجود دارد و چه رمز و رازی در قدرت شعری شعرای صاحب نامی چون حافظ و مولوی و سعدی وجود دارد که از پس سده ها همچنان در خانه دل و جان ایرانیان چنین جولان می دهند و روح ایرانی را در تسخیر خویش در آورده اند؟
این مدرس دانشگاه در ادامه سخنانش تصریح کرد: اگرچه ورود مدرنیته و قدرت گرفتن عناصر و مؤلفه های جهان مدرن مانند دانش های جدید و فناوری ها تا حدودی نسل جدید را از حوزه شعر و شاعری دور ساخته و آنان را به سمت و سوی شیوه های نوین زندگی سوق داده است اما با این وجود می توان گفت همچنان این شاعرانگی است که در جان و جهان ایرانی حضور دارد و گویی به جز جدایی ناپذیر از هویت ایشان بدل گشته است که امکان بیرون رفتن از جان و جهان شأن را ندارد.
تاج الدینی با بیان اینکه ایرانیان اگرچه اکنون در جهان حاضر و مدرن زیست می کنند، تصریح کرد: اما به راستی شاعرانی چون حافظ و سعدی و مولوی را در کنار خود و در بود و باش خویش حاضر و ناظر می یابند و با آنان نزد عشق می بازند و پاسخ گوی بسیاری از مشکلات و گیر و گرفتاری ها می پندارند. ایرانی گمان می کند که با این شاعران روح زمانه های گوناگون از ازل تا ابد را یکجا با خودش دارد و اگر بر اینها روحیه اسطوره اندیشی ایرانیان را نیز بیافزائیم خواهیم دید که شاعرانگی همواره با آنان بوده است؛ چه در گذشته و چه در اکنون آنان.
این پژوهشگر با بیان اینکه شایگان، شاعرانگی را یکی از بخشهای هویت ایرانیان می دانست، گفت: داریوش شایگان متفکر و اندیشمند معاصر ایرانی در کتاب پنج اقلیم حضور، بحثی درباره شاعرانگی ایرانیان، کوشش کرد تا نشان دهد که اگر هویت ایرانیان در دوره معاصر را چهل تکه فرض کنین بدون تردید یکی از تکه های این هویت را تکه شاعرانگی آنان شکل داده است که هیچ گریزی و گزیری از آن نبوده و نیست.
وی تأکید کرد: از نظر شایگان ایرانیان آن چنان ارتباط جدایی ناپذیری با شاعران بزرگ خود داشته و دارند که روحیه و هویت شاعرانگی در آنان بسط و گسترش یافته به گونه ای که حتی در جهان مدرن به رغم هویت یابی های جدید نیز نتوانستند از چنبره هویت شاعرانه خویش رهایی یابند و به کلی آن را به کناری بنهند.
تاج الدینی بیان کرد: شاعران بزرگی چون حافظ و سعدی و مولوی و فردوسی و خیام آن چنان روح و ضمیر ایرانیان را به تسخیر خویش در آورده اند که برای آنان به اسطوره هایی بی نظیر تبدیل شده اند و دیگر دل کندن از آنان تقریبا ناممکن شده است.
این استاد دانشگاه در پایان گفت: در مقاله ای که برای این هم اندیشی تهیه شده است روایت داریوش شایگان از روحیه و هویت شاعرانگی ایرانیان در پیوند با شاعران پیش گفته مورد نقد و بررسی قرار می گیرد.
وی افزود: به راستی باید پرسید که چه نیرویی در شعر و شاعری وجود دارد و چه رمز و رازی در قدرت شعری شعرای صاحب نامی چون حافظ و مولوی و سعدی وجود دارد که از پس سده ها همچنان در خانه دل و جان ایرانیان چنین جولان می دهند و روح ایرانی را در تسخیر خویش در آورده اند؟
این مدرس دانشگاه در ادامه سخنانش تصریح کرد: اگرچه ورود مدرنیته و قدرت گرفتن عناصر و مؤلفه های جهان مدرن مانند دانش های جدید و فناوری ها تا حدودی نسل جدید را از حوزه شعر و شاعری دور ساخته و آنان را به سمت و سوی شیوه های نوین زندگی سوق داده است اما با این وجود می توان گفت همچنان این شاعرانگی است که در جان و جهان ایرانی حضور دارد و گویی به جز جدایی ناپذیر از هویت ایشان بدل گشته است که امکان بیرون رفتن از جان و جهان شأن را ندارد.
تاج الدینی با بیان اینکه ایرانیان اگرچه اکنون در جهان حاضر و مدرن زیست می کنند، تصریح کرد: اما به راستی شاعرانی چون حافظ و سعدی و مولوی را در کنار خود و در بود و باش خویش حاضر و ناظر می یابند و با آنان نزد عشق می بازند و پاسخ گوی بسیاری از مشکلات و گیر و گرفتاری ها می پندارند. ایرانی گمان می کند که با این شاعران روح زمانه های گوناگون از ازل تا ابد را یکجا با خودش دارد و اگر بر اینها روحیه اسطوره اندیشی ایرانیان را نیز بیافزائیم خواهیم دید که شاعرانگی همواره با آنان بوده است؛ چه در گذشته و چه در اکنون آنان.
این پژوهشگر با بیان اینکه شایگان، شاعرانگی را یکی از بخشهای هویت ایرانیان می دانست، گفت: داریوش شایگان متفکر و اندیشمند معاصر ایرانی در کتاب پنج اقلیم حضور، بحثی درباره شاعرانگی ایرانیان، کوشش کرد تا نشان دهد که اگر هویت ایرانیان در دوره معاصر را چهل تکه فرض کنین بدون تردید یکی از تکه های این هویت را تکه شاعرانگی آنان شکل داده است که هیچ گریزی و گزیری از آن نبوده و نیست.
وی تأکید کرد: از نظر شایگان ایرانیان آن چنان ارتباط جدایی ناپذیری با شاعران بزرگ خود داشته و دارند که روحیه و هویت شاعرانگی در آنان بسط و گسترش یافته به گونه ای که حتی در جهان مدرن به رغم هویت یابی های جدید نیز نتوانستند از چنبره هویت شاعرانه خویش رهایی یابند و به کلی آن را به کناری بنهند.
تاج الدینی بیان کرد: شاعران بزرگی چون حافظ و سعدی و مولوی و فردوسی و خیام آن چنان روح و ضمیر ایرانیان را به تسخیر خویش در آورده اند که برای آنان به اسطوره هایی بی نظیر تبدیل شده اند و دیگر دل کندن از آنان تقریبا ناممکن شده است.
این استاد دانشگاه در پایان گفت: در مقاله ای که برای این هم اندیشی تهیه شده است روایت داریوش شایگان از روحیه و هویت شاعرانگی ایرانیان در پیوند با شاعران پیش گفته مورد نقد و بررسی قرار می گیرد.
AI Chatbot
💬 Hi! Want to know more about “شاعرانگی در جان و جهان ایرانی حضور دارد”? I’m here to guide you.