چرا اسرائیل کنیسهٔ کلیمیان ایران را بمباران کرد/ چگونه غاصبان سرزمین قدس، شریعت موسی(ع) را هم غصب کرده‌اند؟ + عکس و فیلم



به گزارش سرویس جهان مشرق، در بامداد روز ۱۸ فروردین ۱۴۰۵، در بین اهداف غیرنظامی که دشمن صهیونیستی و آمریکایی هدف قرار داد و تقریبا به طور کامل منهدم کرد، یکی از عبادتگاه های تاریخی و دایر کلیمیان پایتخت، یعنی کنیسه رفیع نیا، بود.

شاید در ذهن عموم مردم کشورمان، این موضوع بسیار حیرت انگیز بود و احتمالا آخرین مکانی که در بانک اهداف دشمن آمریکایی-صهیونی در نظر می گرفتند، یک «کنیسه» مربوط به شریعت موسوی بود.

حساب کاربری عبری رهبر شهید انقلاب در شبکه اجتماعی ایکس، در واکنش به این حمله، جمله ای بسیار پرمعنا و عمیق منتشر کرد: «این است حقیقت صهیونیزم».

در واقع، حساب رهبر شهید انقلاب می خواست بر این نکته ی تاریخی و اعتقادی مهم انگشت تأکید بگذارد که پدیده ای به نام «صهیونیزم» هیچ ارتباط حقیقی با شریعت حضرت موسای کلیم الله ندارد و از منظر صهیونیزم، حتی جامعه ی کلیمی ایرانی نیز «دشمن» است.

این موضوعی بود که در بیانیه جامعه ی کلیمیان ایران در واکنش به این جنایت هم رخ نمایی کرد:

« به نام خدای یکتا و به نام مردم و رزمندگان دلیر خاک پاک وطن به اطلاع می رساند در بامداد سه شنبه ۱۸ فروردین ۱۴۰۵، در پی حملات بی امان رژیم صهیونیستی به وطن عزیز ما کنیسه رفیع نیا از کنیسه های دایر و تاریخی تهران براثر حمله دشمن آمریکایی - صهیونی کاملا تخریب شد و بار دیگر نشان داده شد حاکمان آمریکا و رژیم صهیونی بدون تفکیک قومی یا مذهبی با مردم ایران دشمنی می نمایند. ما کلیمیان ایرانی ضمن محکوم کردن حملات ددمنشانه دشمن آمریکایی صهیونی به میهن عزیز و کنیسه رفیع نیا اتحاد تاریخی خود را با مقام معظم رهبری نظام مردم و رزمندگان دلاور ایران عزیز اعلام می‌کنیم و با صدای رسا فریاد می‌زنیم که تا پای جان در کنار مردم و نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران برای حفظ میهن عزیزمان ایستاده ایم. »

اما به راستی چرا هم در لسان رهبر کبیر انقلاب و هم امام شهید انقلاب، قانون اساسی و حتی خود هموطنان پیرو شریعت حضرت موسی(ع) ، همواره از لفظ «کلیمی» برای اشاره به اعتقادات آنان استفاده می شود؟ قطعا یک دلیل اصلی این تأکید، برجسته سازی «تمایز» میان پیروان واقعی حضرت موسی(ع) با ساکنان غاصب امروز سرزمین های اشغالی است.

اما منابع تاریخی و الهیاتی درباره این «تمایز» چه به ما می گویند؟ ادامه این مقاله، در حد مجال، به همین موضوع می پردازد.

نظریه ای بدیل در تاریخ نگاری و پژوهش های حوزه شناخت «صهیونیزم» وجود دارد که پدران بنیان گذار رژیم جعلی صهیونی و حاکمان و گردانندگان اصلی آن را نه از اعقاب یهودیان غرب آسیا، بلکه از تبار قومی یهودی شده در قفقاز، موسوم به «خزرها» می داند.

آرتور کوستلر، پژوهشگر و مورخ نامدار یهودی، در کتاب معروف «قبیله سیزدهم» ، به سیر زیست این قوم پرداخته است که پیش از گرویدن به یهودیت، سابقه نوعی از شیطان پرستی رایج در استپ های منطقه شمال دریای مازندران را داشته اند.

قلمرو خانات خزریه از ۳۰۰ تا ۱۰۰۰ میلادی

در همان روایت آلترناتیو، راکفلرها، روتچیلدها، سوروس ها، گلدمن ها و … را «مافیای خزری» می نامند که بعد از جلوگیری از گسترش اسلام از معبر قفقاز به اروپا (طبق شرح تاریخی کوستلر، خزرهای شیطان پرست نقش مهمی در مقاومت در برابر لشکر مسلمانان داشتند)، در عرض چند سده، به شرق اروپا منتقل و از آن جا به عنوان یهودیان شرق اروپا به سرتاسر جهان پراکنده شدند.

اعقاب خزری ها بعدا به اروپای شرقی رفتند و سپس با پایه گذاری نظامات مالی نوین، همچون بانک و صرافی، در طول دو سه قرن، یک شبکه مالی فراگیر و قدرتمند جهانی ایجاد کردند و سلطه جهانی خود را تثبیت نمودند.

اما آن ها هیچ گاه ریشه های خزری خود را فراموش نکردند و هیچ گاه از تعمیق و تثبیت ساختار نفوذ و قدرت خود در روسیه و قفقاز دست برنداشتند.

کتاب «یهودیان خزریه» اثر کوین آلان بروک

در بازه زمانی ۸۰۰ تا ۱۰۰ بعد از میلاد، خزریان به ملتی تبدیل می شوند که توسط پادشاهی شرور اداره می شود. الیگارشی های غیبی که در دربار او خدمت می کردند، دارای هنرهای سیاه جادوی بابلی باستانی هستند.

خزری ها در سرزمین های همسایه به عنوان دزد، قاتل، راهزن و سارقان هویت مسافرانی که می کشند شناخته می شوند.

کتاب «قبیله سیزدهم» اثر آرتور کوستلر

در سال ۸۰۰ بعد از میلاد، تحت فشار پادشاه روسیه، سلطان خزریان، یهودیت را به عنوان دین خود انتخاب کرد. با این حال، حلقه درونی او به جادوی سیاه بابلی باستانی که به شیطان پرستی مخفی نیز معروف است، ادامه دادند.

این مراسم غیبی شامل قربانی کردن کودکان بود. پس از بیرون ریختن خون، خونشان را می نوشیدند و قلب قربانیان را می خوردند.

یک نقاشی که گرویدن حاکم خزریه به یهودیت را تصویر کرده است.

راز تاریک مراسم غیبی این بود که همه آن ها بر اساس پرستش بعل باستانی معروف به «مولوخ» بود که به عنوان پرستش جغد نیز شناخته می شد. پادشاه خزری این اعمال جادوی سیاه لوسیفری را با یهودیت آمیخت و یک دین ترکیبی مخفی شیطانی را به نام «تلمودیسم بابلی» ایجاد کرد.

آن ها در سال ۱۲۰۰ میلادی توسط کشورهای همسایه به مافیای خزریان معروف شدند. کشورهای اطراف برای متوقف کردن آن ها نقشه کشیدند. آن ها از خزریه به کشورهای اروپایی در غرب گریختند و ثروت هنگفت خود را به صورت طلا و نقره با خود بردند.

مافیای خزری برای سلطه بر انگلستان تلاش خود را در قرن هفدهم آغاز کردند. برای انجام این مأموریت، آن ها الیور کرامول را استخدام کردند تا پادشاه چارلز اول را به قتل برساند و انگلستان را برای بانکداری به روش خزری ها امن کند.

این آغاز جنگ های داخلی انگلیس بود. لندن سپس به عنوان پایتخت بانکی اروپا آغاز به کار کرد و طرح تشکیل امپراتوری بریتانیا کلید خورد. بار دیگر باید تأکید کرد که خزری ها یهودیان واقعی، یعنی خط خونی عبرانی، نیستند؛ آن ها خزری هستند که خود را یهودی نشان می دهند.

مافیای خزری تصمیم گرفت با استفاده از جادوی سیاه بابلی که به عنوان جادوی پول بابلی یا «هنر مخفی پول درآوردن از هیچ» شناخته می شود، به تمام بانک های جهانی نفوذ کرده و نظام بانکی جهانی را تحت سلطه خود بگیرد.

آن ها در راه شکل دادن و تثبیت امپراتوری مالی خود، از «رباخواری» سیستمیک هم استفاده می کردند و می کنند. خزریان معتقدند که به واسطه قربانی کردن کودکان بسیار برای «بعل» (از جمله بسیاری از فرزندان خود)، تحت حمایت و توجه این اهریمن باستانی هستند.

گفتنی است که به طور خاص، در یک دهه اخیر، روی تیره «اشکنازی» یهودیان غاصب سرزمین فلسطین، مطالعات مختلفی صورت گرفته که نشان می دهد به لحاظ خزانه ژنتیکی، کم ترین ارتباط را با غرب آسیا (کمتر از ۵ درصد) و بیشترین ارتباط را با شرق اروپا و قفقاز دارند.

اشکنازی ها طبقه حاکم بر رژیم اسرائیل، تقریبا در همه حوزه ها هستند و به شدت یهودیان تیره سفاردی و تیره میزراحی را از جایگاه های نفوذ و قدرت به حاشیه رانده اند.

شماری از محققان یهودی، با شواهد و استدلال های مختلف تاریخی، تبارشناختی، اعتقادی و جغرافیایی، به شدت اسطوره های بنیان گذار دولت اسرائیل را زیر سؤال برده اند.

از جمله، شلومو سند، با کتاب جنجالی خود «ابداع ملت یهود» ، اسطوره هایی چون اخراج یهودیان توسط رومیان، و «بازگشت به ارض موعود» را افسانه های برساخته مؤسسان دولت یهودی از جمله حییم وایزمن و روتشیلدها خوانده است.

به بحث خزریان برگردیم. سرانجام، پادشاه خزریان و دربار کوچک اطرافش در آلمان نفوذ کردند و نام خانوادگی آلمانی معروف «باوئر» (Bauer) را برای خود برگزیدند و با جازدن خود به عنوان یک خاندان اصیل، به پرستش بعل و شرارت شیطانی خود ادامه دادند.

آن ها خود را «باوئرهای سرخ نشان» می نامیدند؛ نشانی نمادین از پیوند مخفی آنان با مناسک قربانی برای بعل و کشتن کودکان.

«آیا اشکنازی ها در واقع همان خزریان هستند؟ »

آن ها سرانجام، بعد از تثبیت شدن در آلمان، نام خود را به Rothschild تغییر دادند. روت شیلد در آلمانی به معنای «سپر سرخ» (rotten schild) است.

گفته می شود این نام اشاره به نشانی دارد که سردر خانه روتشیلدها در آلمان (که چند نسل از ایشان در آن زندگی کردند) نصب شده بود.

روتشیلدها، بنا بر کتاب ها و مقالات متعدد محققانه که توسط پژوهندگان و آکادمیسین های عمدتا مسیحی در غرب نگاشته و منتشر شده اند، در رأس شبکه ای الیگارشیک از زرسالاران هستند که حوزه جغرافیایی عمل آنان سراسر دنیا است و گلوگاه های مالی دنیا را از طریق سیطره بر بازارهای انرژی، سنگ های گران بها، کودهای شیمیایی، صنایع غذایی، اسلحه سازی و تجارت اسلحه و البته ساحت های نوظهوری مثل رمزارز و هوش مصنوعی کنترل می کنند.

اما نکته بسیار مهم درباره نقش خاندان روتشیلد، نقش کلیدی آنان در تأسیس دولت جعلی اسرائیل، به عنوان غده سرطانی منطقه و جهان است.

نامه حاوی بیانیه بالفور (۱۹۱۷)، که بیانیه رسمی اعلام تشکیل دولت جعلی یهود در فلسطین از سوی دولت بریتانیا بود، خطاب به لرد والتر روتشیلد نگاشته شد. والتر عنوان لرد را از پدرش «ناتائیل» ، که معروف به بانکدار ملکه بود، به میراث برد.

نامه به خانه اش در پیکادیلی تحویل داده شد و از آن جا در املاکش در ترینگ برای او برده شد.

تصمیم برای ارسال بیانیه نخست وزیر انگلستان به او، توسط برخی تعجب آور تلقی شد.

به عنوان مثال، ناهوم سوکولوف، از رهبران جنبش صهیونیزم در ابتدای قرن بیستم، خاطرنشان کرد که دلیل اصلی ارسال اعلامیه بالفور به والتر، به جای کمیته صهیونیستی، این بود که صهیونیست ها «آدرسی نداشتند در حالی که والتر آدرس بسیار خوبی در ۱۴۸ پیکادیلی لندن داشت».

لرد یعقوب روتشیلد، نتانیاهو، ترزا می(نخست وزیر وقت انگلستان) در حال بازدید از نامه تاریخی لرد بالفور در عمارت لنکستر به میزبانی یعقوب روتشیلد(۳ نوامبر ۲۰۱۷)

جدای از این ادعا، والتر عمیقا درگیر جنبش صهیونیستی بود. او از طریق خواهرزن مجارستانی خود، روزیکا، یک صهیونیست متعصب، که با برادر کوچکتر والتر، یعنی چارلز ازدواج کرده بود، با «حییم وایزمن» آشنا شده بود.

وایزمن، متنفذترین چهره در جنبش صهیونیزم، پرقدرت ترین فرد در آژانس جهانی یهود و نخستین رئیس جمهور رژیم صهیونیستی بعد از تشکیل آن بود.

در فیلم زیر، جیکوب روتشیلد (در اسفند ۱۴۰۲ مرد)، که تا زمان مرگش در رأس خاندان روتشیلد قرار داشت، به صراحت و با تفاخر اعلام می کند که «اسرائیل را خاندان ما به وجود آورد» .

اما اگر رأس مالی-سیاسی شبکه جهانی صهیونیزم (تجسم «دولتی» آن، رژیم صهیونیستی) را خاندان روتشیلد و زرسالاران جهانی چون ابر-کمپانی بلک راک در نظر بگیریم، در ساحت اعتقادی، هدایت و فرماندهی با فرقه ای به شدت منحرف، کابالایی و آرماگدون‑محور به نام «خاباد لوباویچ» است.

نژادپرستی افراطی صهیونیستی که به شدت به خشونت بی حد و مرز علیه غیریهودیان (و حتی یهودیان غیرصهیونی) باور دارد و خروجی آن روان پریش های جانی همچون نتانیاهو، بن گویر و اسموتریچ هستند، از دل همین فرقه و اعتقادات به شدت منحرف آن بیرون می آید.

از همین رو، محققان و پژوهندگان حوزه صهیون در غرب، از سال ها پیش، به این فرقه لقب «کنیسه شیطان» داده اند. این فرقه که آبشخور آن خاخام ها و کابالیست های حسیدی اصالتا اهل شرق اروپا، به ویژه اوکراین و حوزه دریای بالتیک هستند، به لحاظ خونی و تباری هیچ نسبتی با منطقه غرب آسیا و کنعان قدیم و اصولا تبار عبرانی ندارند.

با این حال، آنان بزرگ ترین غاصبان شریعت پدر موحدان جهان حضرت ابراهیم خلیل(ع) و حضرت موسی کلیم الله(ع) هستند که در حقیقت هیچ نسبتی با توحید و نبوت و معاد ندارند. اندیشه آنان برگرفته از یک دکترین به شدت انحرافی از عرفان یهودی موسوم به «قباله» یا کابالا است که «شر» را تقدیس می کند و روش های جادوی سیاه بابلی و مصری را به جای آداب و شرایع اصیل ادیان ابراهیمی دنبال می کنند.

بنیامین نتانیاهو در اوایل دهه ۱۹۹۰، زمانی که تازه به عنوان نماینده وارد کنیسه رژیم شده بود، در چند نوبت برای بیعت و گرفتن اوامر، به نزد رهبر فرقه خاباد لوباویچ، یعنی خاخام اشنیرسون رفت که دست کم فیلم دو نوبت آن موجود است.

مندل اشنیرسون

این فرد، به نام «مناخم مندل اشنیرسون» (۱۹۹۴-۱۹۰۲)، معروف به ربه (Rebbe)، رهبر جنبش افراطی صهیونیستی موسوم به حسیدیسم نوین و رهبر فرقه یهودی موسوم به «خاباد لوباویچ» بود.

او را یکی از مهم ترین و ذی نفوذترین (و بنا به روایتی قدرتمندترین) چهره به اصطلاح «معنوی» یهودیت صهیونیستی در قرن بیستم می دانند، چنان که صهیونیست ها به او لقب «مشیاخ» (مسیح) داده بودند!

شاید جالب باشد که بدانید اشنیرسون نقشی اساسی در انتقال هزاران جوان و نوجوان یهودی از ایران در سال ۱۳۵۷ و آستانه پیروزی انقلاب به آمریکا و سرزمین های اشغالی داشته است.

مباحث درباره خزری ها، روتشیلدها، فرقه خاباد بسیار وسیع و لایه به لایه است و در این مجال نمی گنجد، اما فقط به عنوان یک تذکار کلیدی باید گفت: پروژه اصلی «کنیسه شیطان» ، که با پول زرسالاران، آتش تسلیحاتی مزدوران صهیونیست در کاخ سفید و پنتاگون و پشتیبانی مجتمع های صنایع نظامی بزرگ چون لاکهید مارتین، در همه این سال ها جلو رفته، زمینه سازی برای ظهور «ماشیاخ» (تلفظ عبری همان مسیح) است.

اما این مسیح، برعکس آنچه با مغزشویی و تبلیغات و فریبکاری در ذهن بخشی از مسیحیان، به ویژه مسیحیان اوانجلیست (صهیونیزم مسیحی آمریکا) جا افتاده، هیچ ربطی به حضرت عیسی مسیح(ع) ندارد؛ طبق اعتقادات ما شیعیان، ایشان در زمان ظهور، با خود حضرت حجت(عج) رجوع خواهد فرمود و یار حضرت در برقراری حکومت جهانی عدل الهی خواهد بود.

در واقع صهیون، به ظهور شخصیتی به عنوان «منجی» خود باور دارد که «ماشیاخ بن داوود» نام دارد و قصد دارد در پایان زمان (در تفسیر صهیونی)، حکومتی هزارساله تشکیل دهد که در آن همه جهانیان زیر طوغ بندگی یهود قرار دارند.

این همان پروژه ای است که دست کم از زمان ریاست جمهوری جرج هربرت واکر بوش (پدر) با اسم رمز «نظم نوین جهانی» دنبال می شد. او کسی بود که اولین تهاجم سیستماتیک به غرب آسیا را در جریان جنگ اول خلیج فارس رقم زد و ده سال بعد، پسرش، جرج بوش کوچک، آن را به صورتی گسترده تر و خونین تر اجرا کرد.

نفس این که چطور در عرض ده سال دو عضو یک خانواده در رأس ایالات متحده قرار گرفتند و دو فاز از یک پروژه را اجرایی کردند، از عجایب تاریخ است که کلید حل آن، دقیقا در ارتباطات خاندان بوش از یک سو با زرسالاران نفتی صهیونیست، و از سوی دیگر با فردی به نام «آلیستر کراولی» باز می گردد.

کراولی، معروف به «شریرترین انسان زمین» ، کسی بود که نقش مهمی در تدوین اصول عقاید محافل قدرتمند و بانفوذ مخفی در قرن بیستم ایفا کرد که عملا در مناسک پنهان خود، «شیطان» و اجنه قدیم دوران مصر باستان را می پرستند و از آنان فرمان می برند.

بنا بر یک روایت بسیار قابل تأمل (که مجالی مستقل می طلبد)، جرج بوش پدر، محصول ارتباط نامشروع مادرش با آلیستر کراولی بود.

همین حالا، کسی که دم گوش ترامپ، فرقه خاباد، یعنی کنیسه شیطان را نمایندگی می کند، کسی جز داماد او، «جررد کوشنر» نیست.

او که به همراه خانواده پدری و مادری، از معتقدان و مبلغان افراطی و سرسخت فرقه خاباد بوده است، در اسناد منتشره از اف بی آی در ذیل پرونده جفری اپستین، به عنوان «کنترل گر» (handler) معرفی شده است.

جرد کوشنر و دختر «یهودی شده» ی ترامپ و نوه های او در مراسم جشن سکوت در کنیسه شیطان

در همان هفته نخست جنگ، زمانی که روند جنگ شروع به برگشتن علیه محور آمریکایی-صهیونی کرد، منابع غربی از زبان شخص ترامپ، چنین نقل کردند که: «جرد و استیو مرا به جنگ تشویق کردند.» و شاید لازم به ذکر نباشد که استیو ویتکاف هم دیگر عضو «کنیسه شیطان» است!

«استیو ویتکاف یوم کیپور را در کنیسه خاباد در میامی بیچ نیایش می کند»

ان شاالله درباره این فرقه در قسمت بعد بیشتر خواهیم نوشت.
AI Chatbot

💬 Hi! Want to know more about “چرا اسرائیل کنیسه کلیمیان ایران را بمباران کرد#@! چگونه غاصبان سرزمین قدس، شریعت موسی(ع) را هم غصب کرده اند؟ + عکس و فیلم”? I’m here to guide you.