کاربست حکمت در علوم انسانی و اسلامی نزد علامه ملاعبدالله بهابادی یزدی - تسنیم
به گزارش خبرگزاری تسنیم از قم، متن زیر یادداشتی است که حسن عبدی پور پژوهشگر و نویسنده با عنوان کاربست حکمت در علوم انسانی و اسلامی در نظر و عمل نزد علامه ملاعبدالله بهابادی یزدی نوشته است:
۱- حکمت به عنوان دستگاه معرفتی منسجم:
دکتر سید حسین نصر (۱۳۷۷، ص. ۵۸) تصریح می کند: «حکمت در سنت ایرانی–اسلامی فراتر از فلسفه نظری است و پیوند ذاتی با سیاست، اخلاق، تربیت و فقه دارد.» همچنین دکتر غلامرضا اعوانی (۱۳۹۰، ص. ۲۱) بیان می دارد: «حکمت جاویدان نظامی برای تدبیر نفس و مدینه است.» به نظر نویسنده، علامه ملاعبدالله بهابادی یزدی (متوفی ۹۸۱ق) این منظومه را عملا در پیوند علوم عقلی و علوم اسلامی محقق ساخت و در عین تدریس منطق، فلسفه، کلام و فقه، این اصول را به حکمرانی علمی و تربیتی پیوند زد.
۲- حکمت در سازماندهی علوم اسلامی:
دکتر غلامحسین ابراهیمی دینانی تصریح می کند: «منطق و فلسفه ابزار اصلاح اندیشه و تصفیه علوم دینی اند.» در همین راستا، علامه ملاعبدالله بهابادی یزدی، با نگارش حاشیه بر تهذیب المنطق و سایر آثار منطقی، فلسفی، کلامی، تفسیری و فقهی، چارچوبی منسجم برای پرورش عقلانیت و سامان دهی استدلال در فقه و اصول ایجاد کرد. (دینانی، ۱۳۹۲، ص. ۲۵).
این رویکرد باعث شد شاگردان او توانایی ورود به مباحث میان رشته ای را بیابند و علوم عقلی مستقیما بر علوم نقلی اثرگذار شوند.
۳- حکمت در مدیریت نهادهای علمی:
بر پایه گزارش جعفریان (۱۳۸۹، ص. ۱۱۲) و مدرسی (۲۰۰۵, p. ۲۱۷)، علامه ملاعبدالله بهابادی یزدی در نجف و کربلا، با رویکردی عقلانی–حکیمانه، به تأسیس و احیای مدارس، تجهیز کتابخانه ها و حمایت مالی و سازمانی از طلاب پرداخت. این پشتیبانی ها، که عمدتا از وجوهات و نذورات ارسالی از ایران تأمین می شد، در مواردی مراکز علمی اهل سنت دارای روابط صلح آمیز با جامعه شیعی را نیز دربر می گرفت و موجب تقویت زیرساخت های علمی و اعتماد متقابل میان مذاهب می گردید (Newman, ۲۰۰۶).
این اقدام مصداقی از «فقه الاجتماع حکیمانه» است که محقق داماد (۱۳۹۵، ص. ۷۸) مطرح می کند و نشان می دهد حکمت عملی چگونه می تواند در محیط های چندمذهبی عمل کند.
۴- حکمت در علوم انسانی اسلامی:
نصر (۱۳۷۷، ص. ۱۰۲) و اعوانی (۱۳۹۰، ص. ۴۵) تأکید دارند که علوم انسانی اسلامی باید بر اصول حکمت استوار باشند و پیوندی ذاتی میان معرفت عقلی، اخلاق و تدبیر جامعه برقرار کنند. در همین راستا، بهابادی یزدی گفت وگوهای بین مذهبی را با بهره گیری از قواعد منطق و فلسفه اداره می کرد و تعارضات فرهنگی–فقهی را با زبان استدلالی حل وفصل می نمود (مدرسی، ۲۰۰۵، ص. ۱۵۵؛ Newman, ۲۰۰۶, p. ۸۸).
این روش ضمن پاسداری از هویت شیعی، بستر همزیستی و همکاری علمی را تقویت کرد.
۵- پیوند نظر و عمل:
در حوزه نظری، علامه بهابادی یزدی با تدوین و سامان دهی پیوسته ساختار آموزشی منطق–فلسفه–کلام، چارچوبی منسجم برای پرورش ظرفیت عقلانی طلاب ایجاد کرد. در عرصه عملی نیز، با ایجاد شبکه ای علمی میان اقالیم مختلف و تربیت شاگردان برجسته، نه تنها جریان تبادل معرفت را تقویت نمود، بلکه با تأسیس و احیای نهادهای علمی، بنیان های پایدار برای استمرار آموزش و تولید علم فراهم ساخت. این الگو تجسم عملی حکمت و مصداق سرمایه فرهنگی است که اعوانی آن را عامل پایداری تمدن می داند.
جمع بندی:
علامه ملاعبدالله بهابادی یزدی با به کارگیری حکمت در نظر و عمل، الگویی از پیوند علوم عقلی با علوم اسلامی و انسانی ارائه کرد که نه تنها در حوزه های علمی، بلکه در مدیریت اجتماعی و فرهنگی نیز مؤثر بود. تجربه او نشان داد که حکمت می تواند ابزاری در دیپلماسی علمی، مدیریت تعارضات و ارتقای فرهنگ عمومی باشد.
منابع :
اعوانی، غ. (۱۳۹۰). حکمت جاویدان. تهران: مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران.
دینانی، غ.ا. (۱۳۹۲). درخشش حکمت در تمدن ایران. تهران: طرح نو.
دینانی، غ.ا. (۱۳۹۲). درخشش حکمت در تمدن ایران. تهران: طرح نو.
جعفریان، ر. (۱۳۸۹). تاریخ تشیع در ایران. قم: پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی.
محمدی کیا، ط. (۱۳۹۹). دیپلماسی علمی در عصر صفوی: مطالعه موردی علامه بهابادی یزدی. فصلنامه تاریخ اسلام و ایران، ۳۰(۱)، ۵۵-۸۸.
مدرسی، ح. (۲۰۰۵). Tradition and Survival: A Bibliographical Survey of Early Shiʿite Literature. Oxford: Oneworld.
محقق داماد، س.م. (۱۳۹۵). فقه و زمانه. تهران: نشر نی.
موسوی، ع.ح.ه. (۱۴۰۰). ملاعبدالله یزدی و نقش او در تحول منطق آموزشی. بغداد: دانشگاه مستنصریه.
Newman, A. J. (۲۰۰۶). Safavid Iran: Rebirth of a Persian Empire. London: I.B. Tauris.
Nasr, S. H. (۲۰۰۶). Islamic Philosophy from Its Origin to the Present. Albany: State University of New York Press.
انتهای پیام/
۱- حکمت به عنوان دستگاه معرفتی منسجم:
دکتر سید حسین نصر (۱۳۷۷، ص. ۵۸) تصریح می کند: «حکمت در سنت ایرانی–اسلامی فراتر از فلسفه نظری است و پیوند ذاتی با سیاست، اخلاق، تربیت و فقه دارد.» همچنین دکتر غلامرضا اعوانی (۱۳۹۰، ص. ۲۱) بیان می دارد: «حکمت جاویدان نظامی برای تدبیر نفس و مدینه است.» به نظر نویسنده، علامه ملاعبدالله بهابادی یزدی (متوفی ۹۸۱ق) این منظومه را عملا در پیوند علوم عقلی و علوم اسلامی محقق ساخت و در عین تدریس منطق، فلسفه، کلام و فقه، این اصول را به حکمرانی علمی و تربیتی پیوند زد.
۲- حکمت در سازماندهی علوم اسلامی:
دکتر غلامحسین ابراهیمی دینانی تصریح می کند: «منطق و فلسفه ابزار اصلاح اندیشه و تصفیه علوم دینی اند.» در همین راستا، علامه ملاعبدالله بهابادی یزدی، با نگارش حاشیه بر تهذیب المنطق و سایر آثار منطقی، فلسفی، کلامی، تفسیری و فقهی، چارچوبی منسجم برای پرورش عقلانیت و سامان دهی استدلال در فقه و اصول ایجاد کرد. (دینانی، ۱۳۹۲، ص. ۲۵).
این رویکرد باعث شد شاگردان او توانایی ورود به مباحث میان رشته ای را بیابند و علوم عقلی مستقیما بر علوم نقلی اثرگذار شوند.
۳- حکمت در مدیریت نهادهای علمی:
بر پایه گزارش جعفریان (۱۳۸۹، ص. ۱۱۲) و مدرسی (۲۰۰۵, p. ۲۱۷)، علامه ملاعبدالله بهابادی یزدی در نجف و کربلا، با رویکردی عقلانی–حکیمانه، به تأسیس و احیای مدارس، تجهیز کتابخانه ها و حمایت مالی و سازمانی از طلاب پرداخت. این پشتیبانی ها، که عمدتا از وجوهات و نذورات ارسالی از ایران تأمین می شد، در مواردی مراکز علمی اهل سنت دارای روابط صلح آمیز با جامعه شیعی را نیز دربر می گرفت و موجب تقویت زیرساخت های علمی و اعتماد متقابل میان مذاهب می گردید (Newman, ۲۰۰۶).
این اقدام مصداقی از «فقه الاجتماع حکیمانه» است که محقق داماد (۱۳۹۵، ص. ۷۸) مطرح می کند و نشان می دهد حکمت عملی چگونه می تواند در محیط های چندمذهبی عمل کند.
۴- حکمت در علوم انسانی اسلامی:
نصر (۱۳۷۷، ص. ۱۰۲) و اعوانی (۱۳۹۰، ص. ۴۵) تأکید دارند که علوم انسانی اسلامی باید بر اصول حکمت استوار باشند و پیوندی ذاتی میان معرفت عقلی، اخلاق و تدبیر جامعه برقرار کنند. در همین راستا، بهابادی یزدی گفت وگوهای بین مذهبی را با بهره گیری از قواعد منطق و فلسفه اداره می کرد و تعارضات فرهنگی–فقهی را با زبان استدلالی حل وفصل می نمود (مدرسی، ۲۰۰۵، ص. ۱۵۵؛ Newman, ۲۰۰۶, p. ۸۸).
این روش ضمن پاسداری از هویت شیعی، بستر همزیستی و همکاری علمی را تقویت کرد.
۵- پیوند نظر و عمل:
در حوزه نظری، علامه بهابادی یزدی با تدوین و سامان دهی پیوسته ساختار آموزشی منطق–فلسفه–کلام، چارچوبی منسجم برای پرورش ظرفیت عقلانی طلاب ایجاد کرد. در عرصه عملی نیز، با ایجاد شبکه ای علمی میان اقالیم مختلف و تربیت شاگردان برجسته، نه تنها جریان تبادل معرفت را تقویت نمود، بلکه با تأسیس و احیای نهادهای علمی، بنیان های پایدار برای استمرار آموزش و تولید علم فراهم ساخت. این الگو تجسم عملی حکمت و مصداق سرمایه فرهنگی است که اعوانی آن را عامل پایداری تمدن می داند.
جمع بندی:
علامه ملاعبدالله بهابادی یزدی با به کارگیری حکمت در نظر و عمل، الگویی از پیوند علوم عقلی با علوم اسلامی و انسانی ارائه کرد که نه تنها در حوزه های علمی، بلکه در مدیریت اجتماعی و فرهنگی نیز مؤثر بود. تجربه او نشان داد که حکمت می تواند ابزاری در دیپلماسی علمی، مدیریت تعارضات و ارتقای فرهنگ عمومی باشد.
منابع :
اعوانی، غ. (۱۳۹۰). حکمت جاویدان. تهران: مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران.
دینانی، غ.ا. (۱۳۹۲). درخشش حکمت در تمدن ایران. تهران: طرح نو.
دینانی، غ.ا. (۱۳۹۲). درخشش حکمت در تمدن ایران. تهران: طرح نو.
جعفریان، ر. (۱۳۸۹). تاریخ تشیع در ایران. قم: پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی.
محمدی کیا، ط. (۱۳۹۹). دیپلماسی علمی در عصر صفوی: مطالعه موردی علامه بهابادی یزدی. فصلنامه تاریخ اسلام و ایران، ۳۰(۱)، ۵۵-۸۸.
مدرسی، ح. (۲۰۰۵). Tradition and Survival: A Bibliographical Survey of Early Shiʿite Literature. Oxford: Oneworld.
محقق داماد، س.م. (۱۳۹۵). فقه و زمانه. تهران: نشر نی.
موسوی، ع.ح.ه. (۱۴۰۰). ملاعبدالله یزدی و نقش او در تحول منطق آموزشی. بغداد: دانشگاه مستنصریه.
Newman, A. J. (۲۰۰۶). Safavid Iran: Rebirth of a Persian Empire. London: I.B. Tauris.
Nasr, S. H. (۲۰۰۶). Islamic Philosophy from Its Origin to the Present. Albany: State University of New York Press.
انتهای پیام/
AI Chatbot
💬 Hi! Want to know more about “کاربست حکمت در علوم انسانی و اسلامی نزد علامه ملاعبدالله بهابادی یزدی - تسنیم”? I’m here to guide you.