تنگه هرمز: از انسداد لجستیکی تا آتش در بازار جهانی فلزات



به گزارش مشرق، میثم زمانی فر فعال رسانه در تلگرام نوشت:

مقدمه: پویایی های بحرانی در زنجیره تأمین جهانی

اقتصاد معدنی جهان بر پایه ای از زنجیره های تأمین توزیع شده و به هم پیوسته استوار است که در عین ظاهر انعطاف پذیر، در برابر شوک های ژئوپلیتیکی دارای آسیب پذیری ساختاری بالایی هستند. تنگه هرمز، به عنوان یکی از حیاتی ترین گلوگاه های ژئوپلیتیک و لجستیکی جهان، سالانه مسیر عبور بیش از ۲۰ درصد نفت جهان و حجم عظیمی از کالاهای فله خشک (Dry Bulk) است. با شروع درگیری های نظامی اخیر و اعمال محدودیت های عملیاتی در این آبراه، تعادل عرضه و تقاضا در بازارهای جهانی به شدت برهم خورده است. آنچه در حال رخ دادن است، فراتر از یک بحران گذرای انرژی است؛ ما شاهد تغییر پارادایم در منازعات هستیم که در آن جنگ از مرزهای نظامی فراتر رفته و مستقیما به هسته صنایع معدنی و فلزی جهان حمله کرده است. در این گزارش،با استناد به داده های دقیق بازار، دو فاز اصلی این بحران را تشریح می کنیم: فاز اول، اختلال لجستیکی و پدیده «اثر شلاقی» در بازارها؛ و فاز دوم، تشدید بحران با هدف قرار گرفتن و تخریب زیرساخت های تولیدی.

فاز اول: انسداد تنگه هرمز و «اثر شلاقی» در بازارهای جهانی فلزات

اختلال در تنگه هرمز تنها یک توقف فیزیکی در کشتیرانی نیست؛ بلکه ماشه ای است که مکانیسم «اثر شلاقی» (Bullwhip Effect) را در زنجیره تأمین جهانی فعال کرده است. در تئوری مدیریت زنجیره تأمین، اثر شلاقی به پدیده ای گفته می شود که در آن نوسانات کوچک در تقاضا در سطح مصرف کننده نهایی، باعث نوسانات شدید و غیرقابل کنترل در سطوح بالادستی تولید می شود. در شرایط کنونی، ناامنی در مسیرهای دریایی باعث شده است که خریداران و تولیدکنندگان برای پوشش ریسک تأمین، اقدام به انباشت سازی (Stockpiling) یا لغو سفارشات کنند که این امر نوسانات قیمتی را به شدت تشدید کرده است.

بحران در بازار آلومینیوم و شتاب خروج از انبارهای LME

بازار آلومینیوم بیشترین حساسیت را به این اختلال نشان داده است. خاورمیانه کانون تولید حدود ۹ درصد از آلومینیوم اولیه جهان است و توقف صادرات از این منطقه، عرضه جهانی را با چالش جدی مواجه کرده است. داده های بورس فلزات لندن (LME) گویای عمق این بحران است:

خروج انبوه از انبارها (Massive Inventory Drawdown): در ظاهر، خروج کالا از انبار ممکن است یک روند عادی تجاری به نظر برسد، اما در ابعاد و با سرعتی که در بحران کنونی رخ داده است، این پدیده یک «سیگنال هشداردهنده» در ساختار بازار است. شرکت های بازرگانی بزرگ مانند «مرکوریا» و «گونور» در هفته های اخیر اقدام به خروج نزدیک به ۱۰۰ هزار تن آلومینیوم از انبارهای مورد تأیید بورس فلزات لندن (مانند بندر پورت کلانگ در مالزی) کرده اند. حجم «گواهی های لغوشده» (Cancelled Warrants) که نشان دهنده برداشت فیزیکی فلز از انبارهاست، به ۱۷۷ هزار و ۳۲۵ تن رسیده که معادل ۴۰ درصد از کل موجودی انبارهای LME است (این رقم در ۲۷ فوریه تنها ۹ درصد بود).

وقتی جریان دائمی صادرات از خاورمیانه قطع می شود، کارخانه های اروپایی و آمریکایی برای تأمین خوراک خود به «ذخایر موجود» بازار یعنی انبارهای LME هجوم می آورند. این خروج انبوه باعث کاهش «نقدشوندگی» (Liquidity) بازار می شود و یعنی ضربه گیر ایمنی بازار از بین رفته است. اگر شوک دیگری رخ دهد، بازار با هیچ ذخیره ای برای پاسخگویی مواجه نخواهد بود.

جهش پریمیوم ها (Spike in Premiums): پریمیوم، مبلغی است که خریدار علاوه بر قیمت رسمی بورس (LME Cash Settlement) می پردازد تا کالا را در زمان و مکان مشخص تحویل بگیرد. در شرایط عادی، پریمیوم بازتاب دهنده هزینه های لجستیکی است، اما در بحران کنونی، پریمیوم تبدیل به «قیمت ریسک تأمین» شده است.

در حالی که قیمت پایه آلومینیوم در LME به حدود ۳۴۵۰ دلار در هر تن رسیده است، پریمیوم بازار فیزیکی در اروپا به ۴۲۰ دلار در هر تن و در بازار غرب میانه آمریکا به رکورد ۲۴۰۰ دلار در هر تن (۱٫۰۹ دلار به ازای هر پوند) نزدیک شده است.

این جهش نشان دهنده «گرانی کالای موجود در دسترس» است. خریداران حاضرند تا ۲۴۰۰ دلار اضافه بپردازند تا کالا را همین الان در کارخانه خود ببینند، چون به محموله های خلیج فارس اعتماد ندارند. این وضعیت باعث شکاف بین بازار نقدی و آتی شده و هزینه های نهایی تولیدکنندگان را به شدت افزایش می دهد.

فشار بر بازار روی و تغییر الگوهای تأمین کنسانتره

فلز روی، به عنوان چهارمین فلز پرکاربرد صنعتی جهان، نیز درگیر این گرداب شده است. چین به عنوان بزرگترین مصرف کننده، سالانه حدود ۲۸۰ هزار تن کنسانتره روی از ایران و عمان وارد می کرد. با افزایش ریسک های حمل ونقل از تنگه هرمز، کارخانه های ذوب چین مجبور به تغییر منابع تأمین خود به سمت پرو، قزاقستان و استرالیا شده اند. این تغییر ناگهانی منبع تأمین، به دلیل تفاوت در عیار (درصد خلوص فلز در سنگ معدن) و ناخالصی ها، فرآیند تولید را مختل کرده و تحلیلگران پیش بینی می کنند که این امر می تواند باعث افزایش ۱۵ تا ۲۵ درصدی قیمت ها در کوتاه مدت و ایجاد یک پریمیوم ریسک پایدار ۸ تا ۱۲ درصدی شود.

شوک به بازار فولاد و زغال سنگ

صنعت فولاد جهان نیز از این بحران مصون نمانده است. هند به عنوان دومین تولیدکننده بزرگ فولاد جهان، با کاهش ۵۰ درصدی تولید در برخی کارخانه های کوچک مواجه شده است.همچنین در هند نیز شرکت «هندالکو» فروش محصولات اکسترود شده را متوقف کرده است، زیرا تأمین گاز مورد نیاز برای فرآوری نهایی با مشکل مواجه شده است. علاوه بر این، افزایش قیمت زغال سنگ حرارتی به بالاترین سطح در دو سال گذشته (۱۳۳ دلار در هر تن در اروپا و ۱۲۹٫۶۲ دلار در بندر نیوکاسل استرالیا) هزینه های تولید را به شدت افزایش داده است. این افزایش قیمت ناشی از جایگزینی گاز با زغال سنگ در نیروگاه های اروپایی و آسیایی است که خود تأثیری ثانویه از بحران انرژی خاورمیانه محسوب می شود.

فاز دوم: از اختلال لجستیکی تا تخریب زیرساخت؛ ورود جنگ به فاز فیزیکی

اگر فاز اول بحران، چالشی در «انتقال» کالاها بود، فاز دوم با هدف قرار گرفتن زیرساخت های تولیدی، به تخریب «خود تولید» منجر شده است. حملات اخیر به تأسیسات صنعتی، پارادایم جنگ های اقتصادی را تغییر داده و ضربات را از زنجیره تأمین به قلب کارخانه ها منتقل کرده است.

فرسایش ظرفیت تولید در خلیج فارس

در روز های اخیر حملات به زیر ساخت های صنایع معدنی و فلزی ایران صورت گرفته است و ایران در پاسخ به حملات صورت گرفته صنایعی در کشور های امارات و بحرین را هدف قرار داده است. در ادامه به طور خلاصه به جایگاه جهانی کارخانجات مورد اصابت توسط ایران خواهیم پرداخت.

بحرین استیل (Bahrain Steel): این شرکت بزرگ ترین تولیدکننده مستقل گندله آهن در جهان است. گندله (Pellet) محصولی فرآوری شده از سنگ معدن است که به عنوان خوراک اصلی کارخانه های فولادسازی عمل می کند. اختلال در این واحد، تأمین خوراک فولادسازان بزرگ جهان را با خطر جدی مواجه می کند.

بحرین آلومینیوم (ALBA): این مجتمع یکی از سه تولیدکننده بزرگ تک سایتی آلومینیوم در جهان است و حجم تولید آن ۳ برابر کل تولید آلومینیوم ایران می باشد. هدف قرار گرفتن این مجتمع که دارای نیروگاه و بندر اختصاصی است، می تواند عرضه جهانی آلومینیوم را برای ماه ها مختل کند.

امارات استیل (Emirates Steel): این شرکت در کنار فولاد مبارکه اصفهان، یکی از سه ضلع اصلی تولید فولاد در غرب آسیا محسوب به می رود و ستون فقرات صنعت ساختمان منطقه است.

اعلام وضعیت فورس ماژور و توقف تولید

پس از این حملات، شرکت های بزرگ منطقه از جمله «قطالوم قطر» و «آلومینیوم بحرین» وضعیت «فورس ماژور» (Force Majeure) اعلام کرده اند. در حقوق تجارت بین الملل، فورس ماژور به شرایطی گفته می شود که در آن یک طرف قرارداد به دلیل وقوع حوادث غیرقابل پیش بینی (مانند جنگ یا بلایای طبیعی) از انجام تعهدات خود معاف می شود. این اعلامیه به معنای توقف عملی فروش و صادرات است.

پیامدهای راهبردی برای زنجیره تأمین مواد معدنی حیاتی

تخریب زیرساخت ها نشان می دهد که دیگر صرفا مسیرهای دریایی امن نیستند، بلکه خود نقاط تولید نیز در معرض خطر هستند. این امر باعث شده است که شرکت های بزرگ جهانی مانند «کره زینک» برای استخراج عناصر خاکی کمیاب از ضایعات مراکز داده با شرکت های فناوری آمریکا مذاکره کنند. این تغییر استراتژی نشان دهنده یک «گریز به جلو» (Forward Escape) است؛ جایی که صنایع برای کاهش وابستگی به معادن و بنادر آسیب پذیر، به سمت بازیافت شهری و زنجیره های تأمین داخلی روی می آورند.

جمع بندی: آینده ای با هزینه های ترانسفورماتیو بالا

داده های بازار و تحولات می‌دانی نشان می دهند که اقتصاد معدنی جهان وارد یک دوره تلاطم بی سابقه شده است. از یک سو، «اثر شلاقی» ناشی از انسداد تنگه هرمز باعث جهش پریمیوم ها در بورس فلزات لندن و خروج ذخایر استراتژیک از انبارها شده است؛ و از سوی دیگر، آسیب ها و حملات متقابل به زیرساخت هایی ، ظرفیت مادی تولید را هدف قرار داده است که بازار ها را دچار بحران طولانی تری خواهد کرد.

*بازنشر مطالب شبکه های اجتماعی به منزله تأیید محتوای آن نیست و صرفا جهت آگاهی مخاطبان از فضای این شبکه ها منتشر می شود.
AI Chatbot

💬 Hi! Want to know more about “تنگه هرمز: از انسداد لجستیکی تا آتش در بازار جهانی فلزات”? I’m here to guide you.