نظریات و رهنمودهای رهبر شهید حضرت آیت الله سید علی حسینی خامنه ای
۱۴۰۴/۱۲/۱۳
اصول و معیارهای انتخاب رهبری توسط مجلس خبرگان از منظر حضرت آیت الله العظمی خامنه ای
نظام اسلامی توقف ندارد
امام خمینی (رحمة الله علیه): «ولایت فقیه یک چیزی است که خدای تبارک و تعالی درست کرده است؛ همان ولایت رسول الله است.»
حضرت آیت الله العظمی خامنه ای: «نظام اسلامی و انقلاب اسلامی وابسته ی به شخص نیست؛ اشخاص نقش دارند، مأموریتهایی دارند که باید انجام بدهند، نقشهای مهمی دارند که بایستی ایفا کنند آن نقشها را، لکن نظام به آنها وابسته نیست و میتواند به راه خودش ادامه بدهد، ولو آن شخص معین در میان آنها نباشد.» (۱۴۰۳/۸/۱۷)
خلأ رهبری ایجاد نمی شود
چهاردهم خرداد ۱۳۶۸ روزی خاص در تاریخ انقلاب و نظام جمهوری اسلامی است؛ روزی که دشمنان با طمع به آن چشم دوخته بودند تا از خلأ رهبری در نظام اسلامی نهایت استفاده را ببرند، اما خواست الهی از مسیر عملکرد و اقدام بهنگام مجلس خبرگان رهبری معادله ی دیگری را رقم زد: «همه ی چشمها به ایران دوخته شده بود که امام بزرگوار ما، کی از دست این مردم گرفته شود. برای آن روز، نقشه ها کشیده و امیدها بسته بودند! ده سال منتظر آن روز نشسته بودند که فرا برسد. روز چهاردهم خرداد ۱۳۶۸ از نظر دشمنان این ملت و دشمنان انقلاب، یک روز بسیار مهم و تعیین کننده بود. مجلس خبرگان نگذاشت این خلأ به وجود آید.» لذا علت مخالفت و دشمنی دشمنان مستکبر با مجلس خبرگان همین ایفای نقش منحصربه فرد برای جلوگیری از شکل گیری خلأ رهبری در نظام اسلامی است: «علت مخالفت دشمنان مستکبر جهانی با مجلس خبرگان این است. این سرعت عمل و این میدان ندادن به توطئه های دشمن، برای دنیا خیلی مهم بود. برای این است که با مجلس خبرگان مخالفند. نه، این طور نیست که اثر مجلس خبرگان آشکار نشده است؛ بعکس، چون اثر مجلس خبرگان آشکار شده و در برهه ای چنین کار مهمی را علیه دشمن انجام داده است، این قدر با آن مخالفند.» (۱۳۷۷/۷/۲۹)
حفظ جهت گیری انقلابی نظام؛ مهم ترین وظیفه ی رهبری
«رهبری نقطه ی اساسی نظام اسلامی است.» (۱۳۸۶/۶/۱۵) دلیل این محوری و اساسی بودن رهبری در جمهوری اسلامی این است که «مهم ترین وظیفه ی رهبری، رصد و حفظ حرکت کلی و حرکت بخشهای مهم نظام در جهت انقلاب است تا زاویه ای از مسیر اصلی پیش نیاید و انقلاب اسلامی مثل انقلابهای دیگر منحرف نشود.» (۱۴۰۱/۱۲/۴) در حقیقت، «وظیفه ی رهبری آنجایی است که احساس کند یک حرکتی دارد انجام میگیرد که این حرکت، مسیر نظام را دارد منحرف میکند. اینجا وظیفه ی رهبری است که بیاید در میدان و به هر شکلی که ممکن است، بایستد و نگذارد؛ ولو مورد جزئی باشد.» (۱۳۹۵/۴/۱۲) «در واقع، رهبری، یک مدیریت کلان ارزشی است. همین طور که اشاره کردم، گاهی اوقات فشارها، مضیقه ها و ضرورتها، مدیریتهای گوناگون را به بعضی از انعطافهای غیر لازم یا غیر جایز وادار میکند؛ رهبری بایستی مراقب باشد، نگذارد چنین اتفاقی بیفتد. این مسئولیت بسیار سنگینی است.» (۱۳۹۰/۷/۲۴)
البته این حفظ حرکت صحیح و بدون انحراف انقلاب، در نسبت با «حفظ جهت گیری به سمت هدف انقلاب» معنا می یابد: «در شاکله ی نظام اسلامی، جایگاه رهبری عمدتا برای حفظ جهت گیری به سمت هدف انقلاب است؛ این عمده ی مسئولیت رهبری است. انقلاب برای یک هدفی به وجود آمده است. هدف انقلاب اسلامی عبارت است از محقق کردن «توحید» در زندگی مردم در کشور. … برای اینکه جامعه ی اسلامی به این هدف نزدیک بشود و یک جامعه ی توحیدی به وجود بیاید، تلاشهایی لازم است و موانعی وجود دارد. همیشه در راه حرکت به سمت این هدف موانعی پیش می آید، انگیزه هایی وجود دارد برای جلوگیری از این حرکت؛ انگیزه وجود دارد. این انگیزه ها متوجه این است که نگذارند انقلاب و نظام به سمت هدف خودش حرکت کند و پیش برود و توفیق پیدا کند؛ [میخواهند] آن را متوقف کنند بلکه به عقب برگردانند. … یک عاملی لازم است برای اینکه جلوی این [عقبگرد] را بگیرد؛ در نظام اسلامی، این عامل «جایگاه رهبری» است؛ بایستی جلوی این انحراف به وسیله ی رهبری گرفته بشود؛ این خیلی اهمیت دارد؛ خیلی اهمیت دارد! بنابراین، اهمیت مجلس خبرگان به خاطر این است که متصدی تعیین مأمور برای این مأموریت بسیار مهم است.» (۱۴۰۳/۸/۱۷)
بر این اساس، نقش مجلس خبرگان نقشی بی بدیل است که عامل حرکت بدون وقفه ی جمهوری اسلامی است: «وضع مجلس خبرگان و جعل مجلس خبرگان، معنایش این است که حرکت نظام اسلامی توقف ندارد؛ یعنی در او وقفه حاصل نمیشود، به وجود نمی آید؛ مجلس خبرگانی وجود دارد که نفر بعد او [ــ رهبری ــ] را مشخص کند؛ یعنی این تسلسل همچنان با قوت، با قدرت، با توانایی کامل وجود خواهد داشت؛ … اگر این شخصی که وجود دارد نبود، بی درنگ مجلس خبرگان اقدام میکند و نفر بعد را مشخص میکند.» (۱۴۰۳/۸/۱۷)
معیارهای اسلامی و انقلابی انتخاب رهبر
اما مجلس خبرگان برای ایفای نقش منحصربه فرد خود در تداوم حرکت انقلاب و نظام اسلامی و انجام صحیح وظیفه ی اساسی خود که تعیین رهبری در بزنگاه مورد نیاز است، باید بر اساس معیارهای درست و دقیقی حرکت کند. اولین نکته ی مهم در این زمینه این است که خبرگان ملت در انتخاب رهبر باید خدا را در نظر بگیرند: «در انتخاب رهبر آینده، ملاحظه ی خدا را بکنید. آن وقتی که بنا است رهبر انتخاب بشود، ملاحظات و رودربایستی ها را کنار بگذارند؛ خدا را در نظر بگیرند، وظایف را در نظر بگیرند، نیاز کشور را در نظر بگیرند؛ بر این اساس رهبر انتخاب بشود.» (۱۳۹۴/۱۲/۲۰)
نکته ی کلیدی دیگر، مراقبت نسبت به «اصول جمهوری اسلامی» در انتخاب های این مجلس است: «مجلس خبرگان در گزینشها و انتخابهایی که خواهد داشت، این را باید مراقبت بکند که اصول ثابت جمهوری اسلامی مورد غفلت قرار نگیرد؛ این خیلی مهم است؛ یعنی انتخاب رهبری با رعایت و ملاحظه ی اصول ثابتی باشد که در جمهوری اسلامی، آن اصول جزو مسلمات و ثوابت است. یک اصول ثابت داریم که اینها دیگر قابل تغییر نیست. در قانون اساسی میشود این اصول را پیدا کرد، در بیانات امام راحل (رضوان الله علیه) میشود این اصول را پیدا کرد، در معارف اسلامی هم میشود این اصول را پیدا کرد؛ اینها بایست ملاحظه بشود. مثل اقامه ی عدل، مثل مبارزه ی با فساد، مثل بالا بردن سطح معرفت اسلامی، سطح عمل اسلامی در جامعه؛ اینها اصول ثابتی است که غیر قابل تغییر است.» (۱۴۰۲/۱۲/۱۷)
انتخاب رهبر بر اساس شرایط ذکرشده در قانون اساسی، یکی دیگر از معیارهای کلیدی است. در این زمینه، یکی از مهم ترین شرایط «اعتقاد راسخ به هدف و مسیر انقلاب» است: «مجلس خبرگان بایستی در گزینش خودش، نهایت دقت و توجه را به کار ببرد؛ نهایت دقت و توجه باید به کار برود. در قانون اساسی، شرایطی برای رهبری ذکر شده که خب معلوم است؛ یکی از مهم ترین این شرایط عبارت است از اعتقاد قلبی راسخ به مسیر انقلاب و هدف انقلاب؛ این اعتقاد باید وجود داشته باشد. آمادگی برای حرکت مستمر بدون خستگی بی وقفه ی در این راه باید در کسی باشد تا شایسته ی این مسئولیت باشد؛ باید اینها را در افراد تشخیص داد، و انتخاب کرد.» (۱۴۰۳/۸/۱۷)
در امتداد این معیارها، «استقلال فکری و اسیر کلیشه های تحمیلی نظام سلطه نشدن» یکی دیگر از موارد بسیار مهم است: «[در انتخاب رهبر توسط خبرگان،] دقتهای لازم و استقلال فکری بایستی به طور کامل مراعات بشود. مجلس خبرگان بایستی استقلال فکری داشته باشد. اسیر کلیشه های تحمیلی نظام سلطه نباید بشود.» (۱۳۹۴/۶/۱۲)
معیار کلیدی دیگر اینکه در این انتخاب رهبری، عنصر «فقه و ارزشهای اسلامی» جایگاهی بنیادین دارد: «[انتخاب رهبری] تفاوتش با سایر انتخابهای جمعی این است که اینجا ملاک و معیار عبارت است از فقه؛ یعنی ارزشهای اسلامی. بنابراین، انتخاب آنها انتخابی است برای حاکمیت ارزشهای اسلامی، برای اجرای احکام اسلامی، برای تحقق اسلام در واقعیت زندگی.» (۱۳۹۴/۶/۱۲)
نکته ی پایانی در این زمینه اینکه در اصل یکصدونهم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران نیز شرایط و صفات رهبر به روشنی مشخص شده است. بر اساس این اصل، سه مورد «صلاحیت علمی لازم برای افتاء در ابواب مختلف فقه»، «عدالت و تقوای لازم برای رهبری امت اسلام» و «بینش صحیح سیاسی و اجتماعی، تدبیر، شجاعت، مدیریت و قدرت کافی برای رهبری»، معیارهای اصلی در تعیین رهبر هستند.
سکینه و آرامش در دل های مؤمنین
بر اساس آنچه گذشت، مجلس خبرگان رهبری نهادی بی بدیل در ساختار حاکمیتی جمهوری اسلامی است: «مجلس خبرگان به لحاظ مفهومی، به لحاظ آن عنوانی که در قانون اساسی و در نظام تعریف شده، یکی از انقلابی ترین نهادهای جمهوری اسلامی است. منظورم از «انقلابی ترین»، مرتبط ترین است با انقلاب اسلامی؛ این [مجلس] به این معنا یکی از انقلابی ترین نهادهای انقلابی است. علت این تعبیر که میگوییم «انقلابی ترین است»، نقش این مجلس است در گزینش رهبری؛ این خیلی کار مهمی است، نقش منحصربه فردی است و بحمدالله مجلس خبرگان آماده است برای این نقش.» (۱۴۰۳/۸/۱۷) لذا «مجلس خبرگان باید انقلابی بماند؛ باید انقلابی فکر کند و انقلابی عمل بکند.» (۱۳۹۴/۱۲/۲۰)
نکته ی پایانی اینکه منتخبان مردم در مجلس خبرگان با اقدام بهنگام و از سر بصیرت و تقوای خود و با مبنا قرار دادن معیارهای اساسی اسلام و تفکر انقلابی، در واقع، زمینه ساز تداوم حرکت مستمر انقلاب کبیر اسلامی و تقویت میراث سترگ بر جای مانده از امام خمینی(رحمة الله علیه) و رهبر شهید انقلاب اسلامی حضرت آیت الله العظمی خامنه ای می شوند؛ و این گونه زمینه ی انزال سکینه ی الهی در جامعه ی اسلامی فراهم می شود: «هو الذی انزل السکینة فی قلوب المؤمنین لیزدادوا ایمانا مع ایمانهم و لله جنود السموت و الارض و کان الله علیما حکیما. … مجلس خبرگان میتواند مظهر تام و تمام این انزال سکینه ی الهی باشد؛ چون این انزال سکینه ی الهی از نشانه های ایمان است: هو الذی انزل السکینة فی قلوب المؤمنین لیزدادوا ایمانا مع ایمانهم؛ این سکینه ی الهی، مایه ی ازدیاد ایمان و مایه ی تقویت ایمان است. معنای سکینه هم آرامش در مقابل تلاطم است؛ حوادث گوناگون، خبرهای گوناگون، دشمنی ها، وضعیتهای مختلف، در روح انسانها به طور طبیعی تلاطم ایجاد میکند. این آرامش، خیلی از اوقات، مایه ی استقرار فکر و ذهن و استقامت در طریق میشود. خدای متعال این سکینه را، آرامش را به مؤمنین میدهد به برکت ایمانشان و به آنها خاطرجمعی میدهد که «و لله جنود السموت و الارض». از چه انسان واهمه کند؟ همه ی نیروهای زمین و آسمان، همه ی سنن طبیعت، جنود الهی هستند و متعلق به خدایند؛ اگر ما مؤمن باشیم، اگر ما بنده ی خدا باشیم، این نیروها در خدمت مؤمنین قرار میگیرند. … وقتی این مجلس تشکیل میشود و آمادگی خود و استقلال فکری خود و آگاهی خود را نشان میدهد، این موجب سکینه و آرامش در دلهای مؤمنین میشود؛ در واقع، این سکینه ی الهی، سرریز میشود از این مجلس به داخل جامعه.» (۱۳۹۴/۶/۱۲)
https://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=۶۲۷۹۵
AI Chatbot
💬 Hi! Want to know more about “نظریات و رهنمودهای رهبر شهید حضرت آیت الله سید علی حسینی خامنه ای”? I’m here to guide you.

