حق الناس؛ دینی که با توبه و استغفار جبران نمی شود
در بخشی از کتاب «صراط و شفاعت» نوشته حجت الاسلام والمسلمین مسعود عالی، درمورد جبران حق الناس نوشته شده است: «نحوه جبران حق الناس و توبه فقط به استغفار نیست، بلکه به تعبیر حضرت علی (ع): «أن تؤدی إلی المخلوقین حقوقهم» «حقوق بندگان خدا را ادا کنی.»
علی بن حمزه بطائنی می گوید: دوست جوانی داشتم که در دستگاه بنی امیه نویسنده و دفتردار بود.
روزی به من گفت: برای من از امام جعفر صادق (ع) وقت ملاقات بگیر. او نزد حضرت (ع) آمد و گفت: من مدتی در دستگاه بنی امیه دفتردار بوده ام و از این راه، مال بسیار به دست آورده ام که مقید به حلال و حرامش نبودم.
حضرت (ع) فرمودند: اگر بنی امیه، امثال شما را نمی یافتند که لشکر آن ها باشند، حق ما را غصب نمی کردند.
آن جوان گفت: راهی برای نجات من وجود دارد؟
فرمودند: اگر بگویم انجام می دهی؟!
گفت: بله
فرمودند: از هرچه در دستگاه آن ها به دست آوردی چشم بپوش و هر مالی که صاحب آن را می شناسی به او برگردان و هرچه صاحبش را نمی شناسی برایش صدقه بده. من هم در عوض، بهشت را برای تو ضمانت می کنم. جوان مدتی سر به زیر انداخت و بعد سر برداشت و گفت: چشم انجام می دهم.
به کوفه برگشتم و هرچه داشت حتی لباس هایش را به صاحبانش داد، یا انفاق کرد.
علی بن حمزه می گوید: وقتی چنین دیدم، پولی جمع کرده و برایش، لباس تهیه کردم و مقداری هم برای مخارج زندگی اش بردم و پس از چند ماه مریض شد و من هم مرتب به عیادتش می رفتم تا روزی که حس کردم وقت مرگش فرا رسیده است و در بستر بود.
چشم باز کرد و گفت: «یا علی وفیٰ لی واللٰه صاحبک! ای علی بن حمزه به خدا سوگند صاحب تو به عهدش وفا کرد.»
او را به خاک سپردیم و بعد که به محضر امام (ع) رسیدیم، حضرت همان اول فرمودند: «علی، ما به وعده ای که به رفیق تو دادیم وفا کردیم.»
در ارتباط با حقوق مالی یک جور، در امور عرضی و آبرویی جوری دیگر باید عمل و توبه کرد.
علی بن حمزه بطائنی می گوید: دوست جوانی داشتم که در دستگاه بنی امیه نویسنده و دفتردار بود.
روزی به من گفت: برای من از امام جعفر صادق (ع) وقت ملاقات بگیر. او نزد حضرت (ع) آمد و گفت: من مدتی در دستگاه بنی امیه دفتردار بوده ام و از این راه، مال بسیار به دست آورده ام که مقید به حلال و حرامش نبودم.
حضرت (ع) فرمودند: اگر بنی امیه، امثال شما را نمی یافتند که لشکر آن ها باشند، حق ما را غصب نمی کردند.
آن جوان گفت: راهی برای نجات من وجود دارد؟
فرمودند: اگر بگویم انجام می دهی؟!
گفت: بله
فرمودند: از هرچه در دستگاه آن ها به دست آوردی چشم بپوش و هر مالی که صاحب آن را می شناسی به او برگردان و هرچه صاحبش را نمی شناسی برایش صدقه بده. من هم در عوض، بهشت را برای تو ضمانت می کنم. جوان مدتی سر به زیر انداخت و بعد سر برداشت و گفت: چشم انجام می دهم.
به کوفه برگشتم و هرچه داشت حتی لباس هایش را به صاحبانش داد، یا انفاق کرد.
علی بن حمزه می گوید: وقتی چنین دیدم، پولی جمع کرده و برایش، لباس تهیه کردم و مقداری هم برای مخارج زندگی اش بردم و پس از چند ماه مریض شد و من هم مرتب به عیادتش می رفتم تا روزی که حس کردم وقت مرگش فرا رسیده است و در بستر بود.
چشم باز کرد و گفت: «یا علی وفیٰ لی واللٰه صاحبک! ای علی بن حمزه به خدا سوگند صاحب تو به عهدش وفا کرد.»
او را به خاک سپردیم و بعد که به محضر امام (ع) رسیدیم، حضرت همان اول فرمودند: «علی، ما به وعده ای که به رفیق تو دادیم وفا کردیم.»
در ارتباط با حقوق مالی یک جور، در امور عرضی و آبرویی جوری دیگر باید عمل و توبه کرد.
AI Chatbot
💬 Hi! Want to know more about “حق الناس؛ دینی که با توبه و استغفار جبران نمی شود”? I’m here to guide you.