چین شی؛ رهبر بلوک شرق یا جنوب جهانی!
به گزارش مشرق،کانال تلگرامی چین و ماچین در مطلبی با عنوان چین شی؛ رهبر بلوک شرق یا جنوب جهانی نوشت:
بزرگ ترین رژه نظامی تاریخ چین به مناسبت سالگرد تسلیم ژاپن و پایان جنگ جهانی دوم، صرفا یک قدرت نمایی نظامی نیست. بلکه حاکی از عزم رهبران این کشور برای بازنویسی تاریخ و عدول از روایت های فرادست موجود است.
در روایت غالب، آمریکا، شوروی، انگلیس و فرانسه بر دولت های آلمان و ژاپن، پیروز و جهان را از شری اهریمنی خلاص کردند. روایتی که معمولا نقش دولت های فرودست شرق آسیا و خاورمیانه و شرق آفریقا که خاک و منابع انسانی و طبیعی شان، طعمه جنگ گردید، را به باد فراموشی می سپارد.
چین اکنون می خواهد به جنگ این روایت برود و داستانی تازه به مقتضای موقعیت قدرتمند امروزش خلق نماید. مخاطب این داستان نه فقط ژاپن به عنوان اصلی ترین متحد امنیتی غرب در آسیای شرقی بلکه نظام جهانی است. نظام جهانی غرب محور کنونی عمدا مخلوق پیامدهای جنگ دوم جهانی است؛ نظمی لیبرال و متکی بر قوانین با ملاحظه جایگاه ممتاز برندگان جنگ در لژ اختصاصی آن.
نگاه تجدیدنظرطلبانه چین، انقلابی و ضد سیستمی نیست؛ صرفا خواهان ورود محترمانه به باشگاه قدرتمندان عالم با حفظ شکل حکومت و ارزش های ویژه آن است. پکن نام این راهبرد را چندجانبه گرایی گذاشته و جهان چند قطبی را راه رسیدن به آن می داند.
احتمالا موفق ترین جلوه این نمایش سیاسی، دست های درهم گره شده پوتین، مودی و شی در جریان اجلاس اخیر بود. تروئیکای هند و چین و روسیه با حدود سه میلیارد نفر جمعیت حتی از بلوک کمونیست هنوز متحد دهه ۵۰ و ۶۰ برای غرب ترسناک تر است.
این موفقیت عمدتا تصادفی، مرهون اشتباهات ترامپ و سیاست خارجی مذبذب و دمدمی مزاجش است. درست است که ارکستر مسکو و پکن و دهلی در ستایش اقتدارگرایی و نکوهش دموکراسی هم آواست؛ اما اشتراک در ایدئولوژی مانع پوشاندن تضادهای عمده ژئوپولتیک میان چین و هند به عنوان دو رقیب دیرینه نیست.
هم هل دادن هند به سوی چین و هم وابستگی روزافزون روسیه به چین بر اثر تداوم جنگ اوکراین و تحریم پوتین، یک بازی حاصل جمع صفر به زیان غرب و به سود چین است. یک رئیس جمهور غیرلیبرال و انزواگرا در کاخ سفید، عطیهای آسمانی برای چین است. کسی که در داخل منتقد و تخریب کننده دموکراسی است، در خارج به پیمان نامه های بین المللی و نهادهای فراملی بی اعتناست و دوست و دشمن را به یکسان به تعرفههای تجاری می بندد، نمی تواند اعتماد برانگیز و جای امید باشد.
شی در اجلاس شانگهای با درک اختلال در رهبری جهانی آمریکا، اصلی جدید بر اصول سه گانه قبلی اش افزود: حکمرانی جهانی! این مولفه به اصول قدیمی شی یعنی توسعه جهانی، امنیت جهانی و تمدن جهانی اضافه شد. رقابت چین و آمریکا در اصل رقابت دو الگوی حکومتی و شیوه سازمان دهی اجتماعی است.
اساس الگوی پکن را ترکیب دولت اقتدارگرا و اقتصاد بازار تشکیل می دهد. در حالیکه اجماع واشنگتن مبتنی بر تلفیق لیبرال دموکراسی و بازار آزاد است. امتداد اجماع واشنگتن در دیپلماسی خارجی به دفاع از گسترش دموکراسی در پهنه گیتی و جایگزینی نظام های کثرت گرا و دموکراسی های انتخابی به جای سیستم های اقتدارگرا می رسد.
پکن بر عکس دموکراسی را نه در درون دولت ها بلکه در بیرون آن می خواهد؛ بدین معنا که عیسی و موسی هر یک به دین خود باشند؛ کسی کاری به کشورها و نظام های سیاسی آن ها نداشته باشد، دموکراسی و حقوق بشر نه هنجاری جهانی بلکه ارزش های نسبی و ماهیتا غربیاند. به جای مداخله در امور داخلی دولت ها، نظام جهانی دمکراتیزه و بر مبنای برابری راستین تمام کشورها باز تعریف شود.
در اوضاع کنونی، ترامپ که نه دمکرات است و نه لیبرال، نمایندهای شایسته برای الگوی واشنگتن نیست. گویی اشتباهی رخ داده و او به جای مسکو و پکن و دهلی در واشنگتن به قدرت رسیده است! صرف نظر از متغیرهای عدیده، همین مساله دستکم در کوتاه مدت می تواند به سود چین و جذابیت مدل حکومتی آن تمام شود.
هرچند پکن برای هماوردی با واشنگتن راهی دراز و سنگلاخ در پیش دارد. جدا از تضادهای موجود در نظام سیاسی آن، هم اکنون با مشکلات متعدد اقتصادی نظیر رکود، تورم، بیکاری و افتادن در چاله جمعیتی روبروست. جایگاه و مشروعیت حزب حاکم کمونیست بر اثر این مشکلات صدمه دیده و ناسیونالیسم تهاجمی جهت جبران مافات در دستور کار قرار گرفته است. تشدید تهدید و ستیزهجویی علیه تایوان بخشی از دستور کار مزبور است. حمله احتمالی به تایوان می تواند به تله اوکراین شی تبدیل و بلندپروازی های چین را در قله، ساقط کند. هرچند تا اینجا هم پکن در ایجاد ائتلافی آسیایی حول خود موفق بوده؛ غیر از متحدان کلیدی آمریکا نظیر ژاپن، کره جنوبی، سنگاپور و فیلیپین، تقریبا تمام دولت های آسیایی در نمایش شانگهای حاضر شدند.
*بازنشر مطالب شبکه های اجتماعی به منزله تأیید محتوای آن نیست و صرفا جهت آگاهی مخاطبان از فضای این شبکه ها منتشر می شود.
بزرگ ترین رژه نظامی تاریخ چین به مناسبت سالگرد تسلیم ژاپن و پایان جنگ جهانی دوم، صرفا یک قدرت نمایی نظامی نیست. بلکه حاکی از عزم رهبران این کشور برای بازنویسی تاریخ و عدول از روایت های فرادست موجود است.
در روایت غالب، آمریکا، شوروی، انگلیس و فرانسه بر دولت های آلمان و ژاپن، پیروز و جهان را از شری اهریمنی خلاص کردند. روایتی که معمولا نقش دولت های فرودست شرق آسیا و خاورمیانه و شرق آفریقا که خاک و منابع انسانی و طبیعی شان، طعمه جنگ گردید، را به باد فراموشی می سپارد.
چین اکنون می خواهد به جنگ این روایت برود و داستانی تازه به مقتضای موقعیت قدرتمند امروزش خلق نماید. مخاطب این داستان نه فقط ژاپن به عنوان اصلی ترین متحد امنیتی غرب در آسیای شرقی بلکه نظام جهانی است. نظام جهانی غرب محور کنونی عمدا مخلوق پیامدهای جنگ دوم جهانی است؛ نظمی لیبرال و متکی بر قوانین با ملاحظه جایگاه ممتاز برندگان جنگ در لژ اختصاصی آن.
نگاه تجدیدنظرطلبانه چین، انقلابی و ضد سیستمی نیست؛ صرفا خواهان ورود محترمانه به باشگاه قدرتمندان عالم با حفظ شکل حکومت و ارزش های ویژه آن است. پکن نام این راهبرد را چندجانبه گرایی گذاشته و جهان چند قطبی را راه رسیدن به آن می داند.
احتمالا موفق ترین جلوه این نمایش سیاسی، دست های درهم گره شده پوتین، مودی و شی در جریان اجلاس اخیر بود. تروئیکای هند و چین و روسیه با حدود سه میلیارد نفر جمعیت حتی از بلوک کمونیست هنوز متحد دهه ۵۰ و ۶۰ برای غرب ترسناک تر است.
این موفقیت عمدتا تصادفی، مرهون اشتباهات ترامپ و سیاست خارجی مذبذب و دمدمی مزاجش است. درست است که ارکستر مسکو و پکن و دهلی در ستایش اقتدارگرایی و نکوهش دموکراسی هم آواست؛ اما اشتراک در ایدئولوژی مانع پوشاندن تضادهای عمده ژئوپولتیک میان چین و هند به عنوان دو رقیب دیرینه نیست.
هم هل دادن هند به سوی چین و هم وابستگی روزافزون روسیه به چین بر اثر تداوم جنگ اوکراین و تحریم پوتین، یک بازی حاصل جمع صفر به زیان غرب و به سود چین است. یک رئیس جمهور غیرلیبرال و انزواگرا در کاخ سفید، عطیهای آسمانی برای چین است. کسی که در داخل منتقد و تخریب کننده دموکراسی است، در خارج به پیمان نامه های بین المللی و نهادهای فراملی بی اعتناست و دوست و دشمن را به یکسان به تعرفههای تجاری می بندد، نمی تواند اعتماد برانگیز و جای امید باشد.
شی در اجلاس شانگهای با درک اختلال در رهبری جهانی آمریکا، اصلی جدید بر اصول سه گانه قبلی اش افزود: حکمرانی جهانی! این مولفه به اصول قدیمی شی یعنی توسعه جهانی، امنیت جهانی و تمدن جهانی اضافه شد. رقابت چین و آمریکا در اصل رقابت دو الگوی حکومتی و شیوه سازمان دهی اجتماعی است.
اساس الگوی پکن را ترکیب دولت اقتدارگرا و اقتصاد بازار تشکیل می دهد. در حالیکه اجماع واشنگتن مبتنی بر تلفیق لیبرال دموکراسی و بازار آزاد است. امتداد اجماع واشنگتن در دیپلماسی خارجی به دفاع از گسترش دموکراسی در پهنه گیتی و جایگزینی نظام های کثرت گرا و دموکراسی های انتخابی به جای سیستم های اقتدارگرا می رسد.
پکن بر عکس دموکراسی را نه در درون دولت ها بلکه در بیرون آن می خواهد؛ بدین معنا که عیسی و موسی هر یک به دین خود باشند؛ کسی کاری به کشورها و نظام های سیاسی آن ها نداشته باشد، دموکراسی و حقوق بشر نه هنجاری جهانی بلکه ارزش های نسبی و ماهیتا غربیاند. به جای مداخله در امور داخلی دولت ها، نظام جهانی دمکراتیزه و بر مبنای برابری راستین تمام کشورها باز تعریف شود.
در اوضاع کنونی، ترامپ که نه دمکرات است و نه لیبرال، نمایندهای شایسته برای الگوی واشنگتن نیست. گویی اشتباهی رخ داده و او به جای مسکو و پکن و دهلی در واشنگتن به قدرت رسیده است! صرف نظر از متغیرهای عدیده، همین مساله دستکم در کوتاه مدت می تواند به سود چین و جذابیت مدل حکومتی آن تمام شود.
هرچند پکن برای هماوردی با واشنگتن راهی دراز و سنگلاخ در پیش دارد. جدا از تضادهای موجود در نظام سیاسی آن، هم اکنون با مشکلات متعدد اقتصادی نظیر رکود، تورم، بیکاری و افتادن در چاله جمعیتی روبروست. جایگاه و مشروعیت حزب حاکم کمونیست بر اثر این مشکلات صدمه دیده و ناسیونالیسم تهاجمی جهت جبران مافات در دستور کار قرار گرفته است. تشدید تهدید و ستیزهجویی علیه تایوان بخشی از دستور کار مزبور است. حمله احتمالی به تایوان می تواند به تله اوکراین شی تبدیل و بلندپروازی های چین را در قله، ساقط کند. هرچند تا اینجا هم پکن در ایجاد ائتلافی آسیایی حول خود موفق بوده؛ غیر از متحدان کلیدی آمریکا نظیر ژاپن، کره جنوبی، سنگاپور و فیلیپین، تقریبا تمام دولت های آسیایی در نمایش شانگهای حاضر شدند.
*بازنشر مطالب شبکه های اجتماعی به منزله تأیید محتوای آن نیست و صرفا جهت آگاهی مخاطبان از فضای این شبکه ها منتشر می شود.
AI Chatbot
💬 Hi! Want to know more about “چین شی؛ رهبر بلوک شرق یا جنوب جهانی!”? I’m here to guide you.