رابرت پیپ: پس از این جنگ، ایران یک ابرقدرت خواهد شد



به گزارش مشرق، دکتر رابرت پیپ، استاد علوم سیاسی دانشگاه شیکاگو، کارشناس مسائل راهبردی و جنگ های مدرن که این روزها به خاطر پیش بینی های مستدل در مورد جنگ آمریکا-اسرائیل علیه ایران، بسیار مورد توجه است، در گفتگویی مفصل توضیح می دهد که آمریکا تا این مرحله از جنگ هیچ دستاورد ملموسی نداشته است و از این رو برای دستاوردسازی، جنگ روانی گسترده ای را در دستورکار خود قرار داده است.

عملیات روانی و دستاوردسازی آمریکایی ها نشانه موفقیت قاطع ایران در میدان نبرد است

به عقیده دکتر رابرت پیپ، «ابهام در میدان نبرد» به عنوان ابزاری روانی به کار گرفته شده است؛ به این شکل که طرف آمریکایی-اسرائیلی با اعلام های مکرر درباره «پیروزی» و «کنترل اوضاع» تلاش می کند یک تصویر ساختگی از برتری ایجاد کند، در حالی که شواهد می‌دانی خلاف این دعاوی را اثبات می کند.

او تصریح می کند که در میدان نبرد، ایران نه تنها توانسته ضربات موشکی و پهپادی خود را حفظ کند، بلکه با اتکا بر یک راهبرد عملیاتی مؤثر، ابتکارعمل عملیاتی را در دست نگه داشته و اراده خود را بر یکی از حیاتی ترین گلوگاه های انرژی و مواد اولیه جهان اعمال می کند. بنابراین، به عقیده پیپ ایجاد ابهام بیشتر با هدف دستکاری ادراک و عملیات روانی صورت می گیرد تا دستاوردی را برای آمریکا بسازد درحالی که ابتکار عمل در میدان نبرد کاملا در اختیار ایران است.

عملیات زمینی علیه ایران، یعنی ورود سربازان آمریکایی به تله مرگ

از نگاه پیپ، ورود آمریکا به جنگ زمینی در ایران بی شک به معنای افتادن در یک «تله راهبردی» است که ایران در دو دهه اخیر، تمام شرایط لازم برای آن را آماده کرده است. او تأکید می کند که ایران برخلاف ارتش های کلاسیک، بر پایه دکترین جنگ نامتقارن طراحی شده؛ یعنی به جای تمرکز بر نبرد متعارف، بر ترکیبی از نیروهای پراکنده، عمق جغرافیایی، شبکه های محلی و توان ضربه زنی مستمر تکیه دارد.

این کارشناس شناخته شده هشدار می دهد در چنین محیطی، ورود نیروهای آمریکایی به خاک ایران، به هر شکلی و با هر اندازه ای، آن ها را از برتری های سنتی شان تا حد زیادی محروم می کند و در عوض در معرض حملات فرسایشی، کمین ها و ضربات مستمر قرار می دهد و ناتوانی قطعی در ایجاد خطوط تدارکاتی، عملا این شرایط را به یک تله مرگبار برای سربازان آمریکایی تبدیل می کند.

در سطح عملیاتی، پیپ معتقد است که ایران با ترکیب ابزارهایی مانند موشک های کوتاه برد، پهپادها، نیروهای شبه نظامی و شناخت دقیق از زمین، قادر است یک «محیط خصمانه دائمی» برای هر نیروی اشغالگر ایجاد کند. این یعنی حتی اگر آمریکا بتواند در مراحل اولیه به برخی اهداف تاکتیکی دست یابد، نگه داشتن زمین و تثبیت دستاوردها غیرممکن خواهد بود. علاوه بر این، گستردگی جغرافیایی ایران و تراکم جمعیتی در مناطق کلیدی، هزینه های لجستیکی و انسانی را به شدت افزایش می دهد و هرگونه پیشروی را غیرممکن می سازد.

رابطه مستقیم افول هژمونی آمریکایی و ادامه حیات اسرائیل

از منظر پیپ، افول هژمونی آمریکا و جایگاه آینده اسرائیل، در واقع به صورت علی به یکدیگر گره خورده اند. این کارشناس براین باور است که تضعیف «امپراتوری آمریکا» ناشی از پدیده بیش گسترش استراتژیک است؛ در این وضعیت واشنگتن هم زمان در چند جبهه حیاتی درگیر شده و این پراکندگی منابع، در کنار فشارهای اقتصادی و انرژی، ظرفیت تمرکز و اعمال قدرت مؤثر را کاهش می دهد.

در همین چارچوب، نقش اسرائیل به عنوان یک بازیگر کلیدی مطرح می شود که می تواند با کشاندن آمریکا به یک درگیری پرهزینه در خاورمیانه، این روند فرسایشی را تشدید کند. پیپ این وضعیت را به عنوان برهم کنش منافع و وابستگی های امنیتی تحلیل می کند؛ اسرائیل برای حفظ برتری منطقه ای خود به حمایت آمریکا نیاز دارد، اما همین وابستگی می تواند آمریکا را به تعهدات پرهزینه تری بکشاند که در بلندمدت توان هژمونیک آن را تحلیل می برد. در نتیجه، آینده اسرائیل نیز به طور مستقیم به همین معادله وابسته است؛ اگر آمریکا در اثر این فشارها تضعیف یا مجبور به کاهش حضور منطقه ای گردد، اسرائیل با محیطی مواجه خواهد شد که در آن باید با اتکای کمتر به پشتیبانی مستقیم آمریکا، با تهدیداتی بسیار بزرگ مواجه شود.

پس از این جنگ، ایران ابرقدرت منطقه و حتی فرامنطقه ای خواهد بود

دکتر پیپ معتقد است با در نظر گرفتن پیوند میان «نظم منطقه ای در آینده» و «پیامدهای ژئواکونومیک جنگ»، این درگیری می تواند موقعیت ایران را در سطوح راهبردی ارتقا دهد؛ چراکه ایران در چنین سناریویی از ترکیب دو مزیت کلیدی بهره می برد:

نخست، تاب آوری نظامی–امنیتی که از طریق دکترین نامتقارن، عمق جغرافیایی و توان ضربه زنی مستمر شکل گرفته و مانع از دستیابی دشمن به یک پیروزی می شود؛ و

دوم، اهرم ژئواکونومیک انرژی که به ویژه در تنگه هرمز معنا پیدا می کند، جایی که حتی سطحی از ناامنی یا کنترل، می تواند بازارهای جهانی نفت و گاز را تحت تأثیر قرار دهد و به افزایش قیمت ها بینجامد.

در چنین چارچوبی، درحالی که جنگ به فرسایش توان آمریکا و بی ثباتی عرضه انرژی منجر شده است، ایران می تواند از این وضعیت به عنوان یک مزیت نسبی استفاده کرده و هم از نظر درآمدی و هم از نظر قدرت چانه زنی منطقه ای و بین المللی جایگاه خود را تقویت کند.

پیپ بر این اساس نتیجه می گیرد در پایان این جنگ می توان انتظار داشت که ایران به عنوان یک قدرت بزرگ منطقه ای و فرامنطقه ای ظهور کند؛ قدرتی که کارآمدی توان نظامی خود را به اثبات رسانده و ترکیبی از ابزارهای «امنیتی، انرژی و موقعیت ژئوپلیتیکی» را برای اعمال قدرت، در اختیار دارد.
AI Chatbot

💬 Hi! Want to know more about “رابرت پیپ: پس از این جنگ، ایران یک ابرقدرت خواهد شد”? I’m here to guide you.