ماجرای انتقال سوخت به ونزوئلا و دستاوردسازی تصنعی برای برجام
خبرگزاری مهر، گروه استان ها - میثم ظهوریان؛ تبادلات اخیر ایران - ونزوئلا که به شکل خاص در ماجرای تبادل سوخت در برابر طلا و رسیدن نفتکش های ایرانی به ونزوئلا تبلور پیدا کرد را می توان به عنوان نمادی از احیای راهبرد جنوب-جنوب جمهوری اسلامی و جایگزینی آن با سیاست نگاه به غرب دانست. در این میان البته عده ای نیز که همچنان به دنبال دستاوردسازی تصنعی برای توافق هسته ای هستند، این اتفاق را حاصل و دستاورد برجام خوانده و ادعا کرده اند از بنیاد این اتفاق نتیجه برجام و قطع نامه مرتبط با آن در سازمان ملل بوده است و قبل از برجام ایران امکان کشتی رانی در آب های بین المللی نداشته است.
در این مطالب طوری تصویر شده است که گویا ایران پس از قطع نامه ۱۹۲۹ و قبل از برجام به دلیل خطر توقیف کشتی های ایرانی توسط کشور ثالث امکان کشتی رانی در آب های بینالمللی یا انتقال نفت نداشته است و این برجام بوده که چنین حقی را برای ایران ایجاد کرده است.
این در حالی است که اولا در هیچ یک از قطع نامه های سازمان ملل متحد منعی برای کشتی رانی و حمل و انتقال یا حتی فروش نفت یا سوخت برای ایران وجود ندارد و محدودیت مذکور براساس تحریم های آمریکا اعمال شده است که همچنان نیز ادامه دارد. ثانیا بر خلاف ادعای این جریانات حتی در دوران اوج تحریم های ایران در سال ۹۱ نیز کشتی های ایرانی اعم از کشتی های نظامی یا حمل سوخت (هم نفت ایران و هم کشورهای دیگر) با وجود تهدیدهای مختلف و مزاحمت ها و مشکلات ناشی از تحریم ها (که هم اکنون نیز ادامه دارد) برای انتقال نفت ایران فعال بوده اند.
رسانه ای ترین مورد از این ماجرا مربوط به انتقال نفت سوریه از بندر طرطوس در سال ۹۱ به شرکتی دولتی ژوهای زنرونگ در چین بود که واکنش و اعتراض آمریکا را هم به دنبال داشت. این مطلب از این رو جالب توجه است که نقل و انتقال فعلی نفت به ونزوئلا عملا بین ۲ کشور تحریم شده صورت می گیرد و طبیعتا هر ۲ طرف دغدغه افزایش تحریم ها را ندارند ولی یک طرف نقل و انتقال مذکور شرکت دولتی کشور چین است که رفتار محافظه کارانه ای در برابر تحریم های آمریکا داشته است.
مورد رسانه ای دیگر نیز مربوط به حضور ناو نظامی ایران در سال ۲۰۱۲ در دریای مدیترانه پس از عبور از کانال سوئز است که برای دومین بار پس از انقلاب اسلامی و در اوج تحریم ها، در عین تهدید اولیه اسرائیل اتفاق افتاد.
سابقه توقیف کشتی ایرانی در جبل الطارق و آزادی آن پس از توقیف متقابل کشتی انگلیسی در دوران پس از برجام نمونه نقض دیگری برای ادعای کسانی است که به دنبال اثبات گزاره عاملیت برجام برای امنیت کشتی رانی ایران هستند.
اینکه کسی معادله توازن قدرت شکل گرفته توسط ایران (به ویژه پس از شخم زدن عین الاسد و ماجرای توقیف نفتکش انگلیسی) که عملا هزینه ماجراجویی آمریکا را بالا برده است، نبیند و انتقال نفت ایران به ونزوئلا را دستاورد برجام بداند و از ملت بخواهد به خاطر برجام کلاه خود را بالا بگذارند (هر چند بعد بگوید حالا فقط برجام هم نبوده و عین الاسد و توقیف کشتی انگلیسی هم تأثیر داشته است)، دیدگاه غیرواقع بینانه ای نسبت به مناسبات بین الملل است. اگر چه حمایت از برجام حق هر گروه و فردی است ولی تحریف واقعیت برای آن قطعا خلاف اخلاق و صداقت رسانه ای است.
* کارشناس اقتصادی
در این مطالب طوری تصویر شده است که گویا ایران پس از قطع نامه ۱۹۲۹ و قبل از برجام به دلیل خطر توقیف کشتی های ایرانی توسط کشور ثالث امکان کشتی رانی در آب های بینالمللی یا انتقال نفت نداشته است و این برجام بوده که چنین حقی را برای ایران ایجاد کرده است.
این در حالی است که اولا در هیچ یک از قطع نامه های سازمان ملل متحد منعی برای کشتی رانی و حمل و انتقال یا حتی فروش نفت یا سوخت برای ایران وجود ندارد و محدودیت مذکور براساس تحریم های آمریکا اعمال شده است که همچنان نیز ادامه دارد. ثانیا بر خلاف ادعای این جریانات حتی در دوران اوج تحریم های ایران در سال ۹۱ نیز کشتی های ایرانی اعم از کشتی های نظامی یا حمل سوخت (هم نفت ایران و هم کشورهای دیگر) با وجود تهدیدهای مختلف و مزاحمت ها و مشکلات ناشی از تحریم ها (که هم اکنون نیز ادامه دارد) برای انتقال نفت ایران فعال بوده اند.
رسانه ای ترین مورد از این ماجرا مربوط به انتقال نفت سوریه از بندر طرطوس در سال ۹۱ به شرکتی دولتی ژوهای زنرونگ در چین بود که واکنش و اعتراض آمریکا را هم به دنبال داشت. این مطلب از این رو جالب توجه است که نقل و انتقال فعلی نفت به ونزوئلا عملا بین ۲ کشور تحریم شده صورت می گیرد و طبیعتا هر ۲ طرف دغدغه افزایش تحریم ها را ندارند ولی یک طرف نقل و انتقال مذکور شرکت دولتی کشور چین است که رفتار محافظه کارانه ای در برابر تحریم های آمریکا داشته است.
مورد رسانه ای دیگر نیز مربوط به حضور ناو نظامی ایران در سال ۲۰۱۲ در دریای مدیترانه پس از عبور از کانال سوئز است که برای دومین بار پس از انقلاب اسلامی و در اوج تحریم ها، در عین تهدید اولیه اسرائیل اتفاق افتاد.
سابقه توقیف کشتی ایرانی در جبل الطارق و آزادی آن پس از توقیف متقابل کشتی انگلیسی در دوران پس از برجام نمونه نقض دیگری برای ادعای کسانی است که به دنبال اثبات گزاره عاملیت برجام برای امنیت کشتی رانی ایران هستند.
اینکه کسی معادله توازن قدرت شکل گرفته توسط ایران (به ویژه پس از شخم زدن عین الاسد و ماجرای توقیف نفتکش انگلیسی) که عملا هزینه ماجراجویی آمریکا را بالا برده است، نبیند و انتقال نفت ایران به ونزوئلا را دستاورد برجام بداند و از ملت بخواهد به خاطر برجام کلاه خود را بالا بگذارند (هر چند بعد بگوید حالا فقط برجام هم نبوده و عین الاسد و توقیف کشتی انگلیسی هم تأثیر داشته است)، دیدگاه غیرواقع بینانه ای نسبت به مناسبات بین الملل است. اگر چه حمایت از برجام حق هر گروه و فردی است ولی تحریف واقعیت برای آن قطعا خلاف اخلاق و صداقت رسانه ای است.
* کارشناس اقتصادی
AI Chatbot
💬 Hi! Want to know more about “ماجرای انتقال سوخت به ونزوئلا و دستاوردسازی تصنعی برای برجام”? I’m here to guide you.