راز کاربست تعبیر «عبدنا» درباره پیامبران
به گزارش خبرنگار مهر، حجت الاسلام علی نصیری استاد دانشگاه و رئیس مرکز معارف وحی و خرد در یادداشتی با عنوان راز کاربست تعبیر عبدنا درباره پیامبران به این مسئله پرداخته است؛
تعبیر «عبدنا» افزون بر این آیه یک بار دیگر در باره پیامبر اکرم (ص) بکار رفته است: «وما أنزلنا علی عبدنا یوم الفرقان یوم التقی الجمعان» (انفال، ۴۱) این تعبیر در سه مورد دیگر نیز بکار رفته است: درباره نوح پیامبر (ع): «کذبت قبلهم قوم نوح فکذبوا عبدنا وقالوا مجنون وازدجر» (قمر، ۹) درباره ایوب پیامبر (ع): «واذکر عبدنا أیوب إذ نادی ربه أنی مسنی الشیطان بنصب وعذاب» (ص، ۴۱) درباره داود پیامبر (ع): «اصبر علی ما یقولون واذکر عبدنا داوود ذا الأید إنه أواب». (ص، ۱۷) نگریستن در آیات فوق نشان می دهد که همه آنها ناظر به شرایط دشوار پیامبران است؛ شرایط تنهایی، بی کسی، امتحان سخت و مظلومیت شدید.
نوح(ع) مورد تکذیب و استهزاء قرار می گیرد، ایوب(ع) در معرض بلاهای سخت قرار گرفت و از داود(ع) نیز امتحان گرفته شد. از این جهت خداوند داستان زندگی آنان را برای عبرت پیامبر اکرم و دعوت ایشان به صبر و پایداری ذکر می کند.
درباره رسول اکرم (ص) آیه «وما أنزلنا علی عبدنا یوم الفرقان یوم التقی الجمعان» (انفال، ۴۱) به جنگ احد اشاره دارد که آن حضرت با حمله شدید دشمن و شهادت یارانش مواجه شد. بر همین اساس در آیه «وإن کنتم فی ریب مما نزلنا علی عبدنا» در اثر شدت عناد و لجاجت کافران، رسالت و حقانیت قرآن به عنوان معجزه رسالت ایشان، مورد شک و تردید قرار گرفته است.
می بینیم که در چنین موارد تنهایی، دشواری و بی کسی پیامبران خداوند از آنان به تعبیر «عبدنا» یاد می کند، در حالی که می توانست از تعبیری نظیر «رسولنا» یا «نبینا» بهره گیرد؛ چنان که در مواردی دیگر از این تعبیر استفاده کرده است؛ به عنوان نمونه در سوره مائده چنین آمده است: «یا أهل الکتاب قد جاءکم رسولنا یبین لکم کثیرا مما کنتم تخفون من الکتاب» (مائده، ۱۵) نیز در سوره تغابن چنین آمده است: «وأطیعوا الله وأطیعوا الرسول فإن تولیتم فإنما علی رسولنا البلاغ المبین» (تغابن، ۱۲)
کاربست «عبدنا» در موارد پیشگفته می تواند به دو دلیل باشد: ۱- با تعبیر «عبدنا» آن هم با توجه به اضافه «عبد» به ضمیر متکلم مع الغیر «نا» بلافاصله این نکته به ذهن تبادر می کند که این انسان؛ یعنی پیامبر به خداوند و همه قدرت ای آشکار و پنهان او تعلق داشته و دارای مولی، ارباب و صاحبی است. از این جهت کسی گمان نکند که پیامبران واقعا تنها و بی کس اند. ۲- تعبیر «عبدنا» ملهم این معنا نیز هست که پیامبران در سایه عبودیت و بندگی خداوند به چنین جایگاه رفیع رسیده اند که افزون بر مقام نبوت و رسالت این چنین از آنان تمجید ستایش می شود و در کتاب آسمانی به ویژه قرآن بارها از آنان نام برده شده و گاه یک سوره به نام آنان اختصاص پیدا می کند.
تعبیر «عبدنا» افزون بر این آیه یک بار دیگر در باره پیامبر اکرم (ص) بکار رفته است: «وما أنزلنا علی عبدنا یوم الفرقان یوم التقی الجمعان» (انفال، ۴۱) این تعبیر در سه مورد دیگر نیز بکار رفته است: درباره نوح پیامبر (ع): «کذبت قبلهم قوم نوح فکذبوا عبدنا وقالوا مجنون وازدجر» (قمر، ۹) درباره ایوب پیامبر (ع): «واذکر عبدنا أیوب إذ نادی ربه أنی مسنی الشیطان بنصب وعذاب» (ص، ۴۱) درباره داود پیامبر (ع): «اصبر علی ما یقولون واذکر عبدنا داوود ذا الأید إنه أواب». (ص، ۱۷) نگریستن در آیات فوق نشان می دهد که همه آنها ناظر به شرایط دشوار پیامبران است؛ شرایط تنهایی، بی کسی، امتحان سخت و مظلومیت شدید.
نوح(ع) مورد تکذیب و استهزاء قرار می گیرد، ایوب(ع) در معرض بلاهای سخت قرار گرفت و از داود(ع) نیز امتحان گرفته شد. از این جهت خداوند داستان زندگی آنان را برای عبرت پیامبر اکرم و دعوت ایشان به صبر و پایداری ذکر می کند.
درباره رسول اکرم (ص) آیه «وما أنزلنا علی عبدنا یوم الفرقان یوم التقی الجمعان» (انفال، ۴۱) به جنگ احد اشاره دارد که آن حضرت با حمله شدید دشمن و شهادت یارانش مواجه شد. بر همین اساس در آیه «وإن کنتم فی ریب مما نزلنا علی عبدنا» در اثر شدت عناد و لجاجت کافران، رسالت و حقانیت قرآن به عنوان معجزه رسالت ایشان، مورد شک و تردید قرار گرفته است.
می بینیم که در چنین موارد تنهایی، دشواری و بی کسی پیامبران خداوند از آنان به تعبیر «عبدنا» یاد می کند، در حالی که می توانست از تعبیری نظیر «رسولنا» یا «نبینا» بهره گیرد؛ چنان که در مواردی دیگر از این تعبیر استفاده کرده است؛ به عنوان نمونه در سوره مائده چنین آمده است: «یا أهل الکتاب قد جاءکم رسولنا یبین لکم کثیرا مما کنتم تخفون من الکتاب» (مائده، ۱۵) نیز در سوره تغابن چنین آمده است: «وأطیعوا الله وأطیعوا الرسول فإن تولیتم فإنما علی رسولنا البلاغ المبین» (تغابن، ۱۲)
کاربست «عبدنا» در موارد پیشگفته می تواند به دو دلیل باشد: ۱- با تعبیر «عبدنا» آن هم با توجه به اضافه «عبد» به ضمیر متکلم مع الغیر «نا» بلافاصله این نکته به ذهن تبادر می کند که این انسان؛ یعنی پیامبر به خداوند و همه قدرت ای آشکار و پنهان او تعلق داشته و دارای مولی، ارباب و صاحبی است. از این جهت کسی گمان نکند که پیامبران واقعا تنها و بی کس اند. ۲- تعبیر «عبدنا» ملهم این معنا نیز هست که پیامبران در سایه عبودیت و بندگی خداوند به چنین جایگاه رفیع رسیده اند که افزون بر مقام نبوت و رسالت این چنین از آنان تمجید ستایش می شود و در کتاب آسمانی به ویژه قرآن بارها از آنان نام برده شده و گاه یک سوره به نام آنان اختصاص پیدا می کند.
گفتگو با هوش مصنوعی
💬 سلام! میخوای دربارهی «راز کاربست تعبیر «عبدنا» درباره پیامبران» بیشتر بدونی؟ من اینجام که راهنماییت کنم.