مختصری در رابطه با شهادت امام جعفر صادق سلام الله علیه


نمایه رهنمود حضرت امام جعفر صادق سلام الله علیه



مختصری در رابطه با شهادت امام جعفر صادق سلام الله علیهبسیاری از محدثین و مورخین آورده اند، که ربیع بن یونس از طرف منصور عباسی استاندار شهر مدینه بود؛ پسر ربیع که فضل نام دارد حکایت کند:
منصور خلیفه عباسی - در سال ۱۴۷ - پس از مراسم حج وارد مدینه منوره شد و به پدرم ، ربیع گفت : هر چه زودتر جعفر بن محمد علیه السلام را با حالتی توهین آمیز احضار کن ، می خواهم او را به قتل برسانم .
پدرم ربیع گوید: خود را به حال فراموشی زدم ؛ ولی منصور دومرتبه پیام شدیدی بر احضار آن حضرت برایم فرستاد و من نیز اهمال کردم و خود را به فراموشی زدم تا شاید پشیمان گردد.
ولیکن منصور در مرتبه سوم رسما نامه ای را برایم فرستاد، با تهدید بر این که اگر چنان کاری را انجام ندهم ، مورد تهدید و خطر قرار خواهم گرفت .
به همین جهت ناچار شدم و حضرت را نزد خود آوردم ؛ و اظهار داشتم : منصور چنین تصمیم شومی را در حق شما دارد، از خداوند طلب کن که از شر او در اءمان باشی .
امام صادق علیه السلام با شنیدن چنین مطلبی ، لب به سخن گشود و اظهار نمود: لله لله ((لاحول ولاقوة إ لا بالله )) .
و هنگامی که حضرت بر منصور وارد شد، منصور با حالت تندی و درشتی با وی سخن گفت ؛ و سپس حضرت را مورد خطاب و سرزنش قرار داد و اظهار داشت : دشمنان و مخالفین ما در عراق تو را به عنوان امام و رهبر خود برگزیده اند، خدا مرا هلاک کند اگر تو را نکشم و از بین نبرم .
حضرت صادق علیه السلام اظهار داشت : آنچه برایت گفته اند دروغ است ، مگر نمی دانی که حضرت سلیمان مورد لطف قرار گرفت شکر و سپاس ‍ انجام داد و حضرت ایوب مبتلی گردید و صبر و شکیبائی نشان داد، حضرت یوسف مورد ظلم قرار گرفت و عفو و بخشش کرد.
چون منصور چنین کلماتی را شنید، غضب خود را فرو نشاند؛ و آن گاه امام علیه السلام را نزد خود دعوت کرد و ضمن عذرخواهی و پوزش ، گفت : ساحت شما از آنچه گفته اند پاک است ؛ ولی فلانی گزارشاتی را برای ما مطرح کرده است ، که خواستم شک و شبهه برطرف شود.
حضرت فرمود: او را احضار نما تا ثابت شود.
هنگامی که آن شخص وارد مجلس شد، منصور دوانیقی به او گفت : مگر تو این مطالب و گزارشات را بر علیه جعفر بن محمد حکایت نکرده ای ؟
آن شخص اعتراف کرد و گفت : بلی ، من گفته ام .
امام علیه السلام فرمود: او را بر آنچه می گوید، قسم دهید.
همین که طبق روش خاصی قسم خورد، ناگهان به درک ، واصل شد و پس از آن منصور، حضرت صادق علیه السلام را مورد احترام و تکریم قرار داد؛ و روانه منزلش نمود.
و از آنجا که دشمنان و منافقان کینه توز نمی توانند لحظه ای آرام بنشینند، در نهایت منصور دوانیقی ، حضرت صادق آل محمد صلوات الله و سلامه علیه را به وسیله انگور زهرآلود مسموم کرده و به شهادت رسانید.
و یکی دو روز پس از مسموم شدن حضرت ، هنگامی که بعضی از اصحاب به ملاقات آمدند، دیدند که آن امام مظلوم در بستر قرار گرفته ؛ و رنگ چهره مبارکش زرد و بیش از حد، لاغر و ضعیف گردیده است ، به همین جهت بسیار گریستند.
و همچنین مرحوم کلینی رحمة الله علیه امام موسی کاظم علیه السلام روایت کرده است :
چون پدرم به شهادت نائل آمد او را پس از غسل ، با دو لباس و پارچه ای که در ایام حج با آن ها احرام می بست ، کفن کردم .
و نیز عمامه ای را که از جدش ، امام سجاد علیه السلام به ارث برده بود بر سرش بستم ؛ و سپس جسد مطهرش را در پارچه ای برد یمانی پوشاندم .
و بعد از آن ، بدن مقدس و مطهر حضرت صادق آل محمد صلوات الله علیهم را پس از وداع با قبر جد بزرگوارش ، رسول خدا صلی الله علیه و آله ، در قبرستان بقیع - کنار مرقد شریف پدر و جد و عمویش - دفن کردند.(۱)
((صلوات الله وسلامه علیه یوم ولد و یوم استشهد و یوم یبعث حیا، جعلنا الله من محبیهم و موالیهم، و رزقنا الله فی الدنیا زیارتهم و فی الآخرة شفاعتهم، آمین .))



_



۱-اعیان الشیعة : ج ۱، ص ۶۶۶، إ علام الوری طبرسی : ص ۲۷۰، دلائل الا مامة : ص ۳۲۸، ح ۲۸۵، ارشاد شیخ مفید: ص ۲۷۲، بحارالا نوار: ج ۴۷، ص ۱۷۴ با تفاوت مختصر.



http://www.sibtayn.com/fa/index.php?option=com_content&view=article&id=۳۷۴۶۵


گفتگو با هوش مصنوعی

💬 سلام! می‌خوای درباره‌ی «مختصری در رابطه با شهادت امام جعفر صادق سلام الله علیه» بیشتر بدونی؟ من اینجام که راهنماییت کنم.