دعوت بر سر چیست؟ غنیسازی یا ایرانِ مستقل؟
خبرگزاری مهر؛ یادداشت مهمان - اکبر اشرفی: رهبر معظم انقلاب امسال در سی و ششمین سالگرد ارتحال حضرت امام خمینی (رحمه الله) با محور قرار دادن موضوع «استقلال ملی» به تبیین و تحلیل کامل این مقوله پرداختند و عناصر مقوم آن را برشمردند. ایشان در جایی از این بیانات تصریح می کنند: «حرف اصلی من این است که امام انقلاب اسلامی را در قبال این آفت نابودکننده حفظ کرد و مصونیت داد. امام بزرگوار، با تدبیر الهی و با عقلانیت برخاسته ی از ایمان به خدا و ایمان به غیب، کاری کرد که این آفت دامن انقلاب اسلامی را نگیرد؛ یعنی ایشان کاری کرد که احساسات خب در انقلاب ما هم احساسات زیاد بود نتواند مسیر اصلی و درست اولیه ی انقلاب را و حرکت مردم را منحرف بکند و مردم را از آن راه دور بکند. امام چه کار کرد؟ مظهر عقلانیت امام، آن عقلانیتی که موجب شد بتواند این کار را انجام بدهد، دو رکن اساسی بود: یک رکن «ولایت فقیه»، یک رکن «استقلال ملی». من آن معنایی را که در ذهن مبارک امام بود و در کلمات ایشان تکرار میشد، در ذیل کلمه ی «استقلال ملی» معرفی میکنم؛ وقتی فکر میکنم، میبینم هیچ تعبیری مناسب تر از «استقلال ملی» وجود ندارد.»
ایشان همچنین در سخنرانی تلویزیونی با مردم کشور که در اولین روز مهرماه ۱۴۰۴ برگزار شد، در یکی از محورهای بیانات خود به شرح دشمنی آمریکا و غرب با توانمندی غنی سازی اورانیوم اشاره کرده و فرمودند «در این چند دهه که ما این کارها (غنی سازی اورانیوم) را در کشور انجام دادیم، روی ما، روی ایران، روی مسئولین کشور، روی دولتهایمان فشارها هم بسیار زیاد بوده که خواسته اند با این فشارها ایران دست از این کار بردارد، [اما] ما تسلیم نشدیم و نخواهیم شد. ما در این قضیه و در هر قضیه ی دیگری، تسلیم فشار نشدیم و نخواهیم شد. حالا این طرف آمریکایی، پا را در یک کفش کرده که ایران باید غنی سازی نداشته باشد؛ حالا قبلی ها میگفتند که غنی سازی بالا نداشته باشید یا محصولات غنی سازی تان را در کشور نگه ندارید؛ این چیزها را میگفتند که ما قبول نداشتیم. این میگوید اصلا بکلی غنی سازی نداشته باشید. [این] یعنی چه؟ یعنی این دستاورد بزرگی که برای آن، کشورمان این همه تلاش کرده، این همه هزینه کرده، این همه مشکلات فراوان را از سر گذرانده، همه ی این تلاشها را، همه ی محصول این کارها را دود کنید و هوا کنید و از بین ببرید! معنای «غنی سازی نداشتن» این است. خب معلوم است، ملت غیرتمندی مثل ملت ایران، توی دهن گوینده ی این حرف میزند و این حرف را قبول نمیکند.» این سخنرانی را می توان مصداق تشریح ریشه ی اصلی دشمنی نظام غرب با «ایران مستقل» دانست.
بحث استقلال ملی به صورتی که امروزه در علوم سیاسی وجود دارد، ریشه اش در پیمان وستفالی که در ۱۶۴۸ برگزار شده است برمی گردد و از آن به بعد امپراتوری ها با وضعیت فعلی مرزهای ملی شناخته شدند و به جای امپراتوری های بزرگ، کشورهای ملی شکل گرفتند و کلیسا نقش سیاسی خود را از دست داد و رؤسای کشورهای دیگر حرف نهایی را به جای کلیساها می زدند.
از حدود ۴۰۰ سال پیش به این طرف، بحث دولت ملی شکل گرفت و تاکنون بحث استقلال ملی و وجود کشورهای مبتنی بر مرزها و استقلال ملی وجود داشته، استمرار پیدا کرده و اهمیت دارد. امروز هم با مباحثی همچون جهانی شدن یا برخی اصطلاحات دیگر به اسم جهانی سازی، گرچه اختیارات دولت ها کاهش پیدا کرده و به دلیل قدرت یابی نهادهای فراملی از اهمیت مرزها کاسته شده و هویت های جهانی در حال تقویت شدن هستند و دولت ها و مرزها تحت فشار بازیگران فراملی قرار دارند، ولی با این حال هنوز هم استقلال ملی بسیار مهم است و اتفاقا در آن سوی جریان جهانی شدن بحث ملی شدن هم تشدید شده است، به عنوان مثال شما می توانید جنگ های موجود در جهان را ببینید که بر سر بحث مرزها، استقلال و یا بحث گسترش نفوذ است.
با همه ی این تفاسیر مرزها و دولت های ملی همچنان مهم هستند و استقلال ملی هنوز حرف اول را در دنیا می زند. می بینیم کشورهایی که به لحاظ فرهنگی و حتی زبان و هویت فرهنگی مردم، اشتراکات زیادی با یکدیگر دارند مانند کشورهای عربی، همچنان استقلال خودشان را حفظ می کنند و بعضا بر سر مرزهای کوچکی اختلافات و درگیری هایی هم دارند. بنابراین همچنان استقلال ملی مورد توجه است و تا زمانی که دولت به مفهوم سیاسی آن یعنی State وجود دارد و حرف اول را در کشورهای مختلف می زند، همچنان بحث استقلال ملی مهم و مرزها از اهمیت برخوردار خواهند بود، گرچه در بعضی مواقع هم به یک میزانی تحت فشار نیروهای فراملی قرار می گیرند.
امروز حتی در بحث آمریکا شاهد هستیم که شعار ترامپ در انتخاب ریاست جمهوری آمریکا «اول آمریکا» بود؛ «اول آمریکا» یعنی همان بحث استقلال ملی و دیدیم که این کشور خیلی از تعهدات بین المللی خودش را کنار گذاشته و دنبال منافع آمریکاست. با پیروزی ترامپ در انتخابات ریاست جمهوری، موضوع ملی گرایی شدت پیدا کرده و شعار او که «اول آمریکا» بود، مظهر گرایش جدید به ملی گرایی و مقابله با جهانی شدن است. در حال حاضر آمریکا تصمیمات خود را بر مبنای ملی گرایی اتخاذ می کند، کنوانسیون های بین المللی یا حتی ناتو و هر سمبلی که نشانه کاهش اختیارات دولت های ملی و گرایش به سوی جهانی سازی بودند در حال تضعیف شدن هستند. بنابراین در مجموع به نظر می رسد دولت ملی و استقلال ملت ها در سراسر کشور در حال افزایش می باشد و با تحولاتی که در اروپا در حال رخ دادن است، ملی گرایی و استقلال ملی دوباره به صدر مسائل بین المللی بازخواهد گشت.
انقلاب اسلامی ایران و مسئله ی استقلال خواهی ایرانیان
موضوع استقلال خواهی در بحث انقلاب اسلامی یکی از ریشه های اصلی شکل گیری، استمرار و پیروزی انقلاب اسلامی است. در سال ۱۳۴۳ که بحث کاپیتولاسیون در ایران مجددا به تصویب رسید و دولت شاه این لایحه را به مجلس برد و در مجلس تصویب شد، مخالفت های حضرت امام رحمه الله شدت گرفت و به دلیل این که تا آن زمان این مسئله آشکار نشده بود و در روزنامه های آن دوره هم منتشر نشد، امام از طریق واسطه هایی مطمئن شدند که چنین مصوبه ای تصویب شده است؛ در آبان ماه سال ۱۳۴۳، بر ضد کاپیتولاسیون که به نفع آمریکا بود بیانیه ای صادر کردند و سخنرانی مفصلی انجام دادند و از آن به عنوان سند بردگی نام بردند.
بنابراین بحث استقلال خواهی یکی از ریشه های انقلاب اسلامی است و شعار اصلی انقلاب اسلامی که «استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی» و یا شعار «نه شرقی، نه غربی، جمهوری اسلامی» است، ناظر به مسئله استقلال ملی بود، یعنی یکی از ریشه های جمهوری اسلامی استقلال خواهی ملت و مبارزه با وابستگی کشور به بلوک غرب بود و این وابستگی ادامه داشته و در زمان رضاخان که وابسته به انگلیس بود، از طریق کودتای ۱۲۹۹ ریشه گرفته بود. بعد از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، محمدرضا هم اصل تاج وتخت خود را وابسته به کشور آمریکا و انگلیس می دانست و به شدت به این کشورها وابسته بود، به خصوص به آمریکا که از ۲۸ مرداد این وابستگی وجود داشت و حتی بعد از کودتای ۲۸ مرداد، تغییر نخست وزیران هم با نظر آمریکا انجام می شد و وابستگی به اوج خود رسیده بود.
بنابراین یکی از ریشه های اصلی انقلاب اسلامی بحث استقلال خواهی بود و دو شعار عمده و محوری انقلاب اسلامی، شعار «استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی» و شعار «نه شرقی، نه غربی، جمهوری اسلامی» مربوط به استقلال خواهی بود.
جنگ ۱۲ روزه و حراست از استقلال کشور
رفتار مردم در این جنگ علیرغم انتظار دشمنان، رفتار مورد انتظاری بود. مردم تابع رأی بزرگان کشور هستند و این رفتار مردم متأثر از رهبر معظم انقلاب بود. اگر آن مقاومت در سطح بالا از طرف رهبر انقلاب به عنوان فرمانده کل نیروهای مسلح انجام نمی گرفت و یا مقابله موشکی ایران بر ضد رژیم صهیونیستی همان اول انجام نمی شد و در سطح سران کشور یک بلاتکلیفی در تصمیم گیری و سیاست گذاری به وجود می آمد، مردم هم قطعا سرگردان می شدند و هیچ کاری از آن ها برنمی آمد. آن روحیه و نیرویی که به انسجام ملی منجر شد و مردم را در صحنه حفظ کرد، اقدام به موقع رهبر معظم انقلاب اسلامی در انتخاب سریع فرماندهان جدید به جای شهدای عزیزمان بود و همچنین دستور اقدام سریع در موشک باران رژیم صهیونیستی در مقابل حملات آن ها بود که به مردم روحیه داد و به آن ها این احساس را تزریق کرد که باید مقابله کرد و می شود که مقابله کرد و روحیه شجاعت را به ملت ایران بخشید. ما دیدیم که در روزهای سوم و چهارم به بعد جنگ، حتی کسانی که از شهر تهران خارج شده بودند، به شهر برگشتند؛ که این هم به دلیل استمرار مقاومت و روحیه شجاعتی بود که از طرف رهبر معظم انقلاب اسلامی و از طریق رسانه ملی، به خصوص شبکه خبر، به ملت تزریق شد.
پس به طور کلی عامل اصلی در موضوع اتحاد و انسجام مردم، شجاعت و تصمیم شجاعانه رهبر معظم انقلاب هم در برخورد با رژیم صهیونیستی و هم در انتخاب فرماندهان جدید و هم در پیامی به مردم با این مضمون که «رژیم اسرائیل را گوشمالی سختی خواهیم داد» بود که این پیام در ایجاد روحیه مقاومت در بین مردم بسیار مؤثر بود.
البته ملت ایران همیشه در برابر خطر مشترک می ایستند ولی این ایستادگی ملت نیازمند یک رهبری است، همچنان که در پاسخ سؤال قبلی اشاره کردم به کودتای ۲۸ مرداد، در این تاریخ کودتایی بر ضد مردم ایران شکل گرفت ولی مردم ایران مقابله نکردند، به این دلیل که رهبری که بخواهد مردم را به سوی مقاومت هدایت کند وجود نداشت. به علت اختلافاتی که بین آیت الله کاشانی و دکتر مصدق به وجود آمده بود، مردم رهبر مطمئنی نداشتند که در برابر جریان کودتای ۲۸ مرداد ایستادگی کنند و به همین دلیل سرگردان بودند و نمی دانستند چه باید بکنند.
موضوع جنگ ۱۲ روزه هم کودتای بین المللی بر ضد انقلاب اسلامی بود که با کمک آمریکا و هدایت او و از طریق رژیم صهیونیستی و عوامل داخلی و خارجی او شکل گرفت. در برابر این کودتا، رهبری معظم انقلاب شجاعانه ایستادند و مردم هم به تبعیت از ایشان و با حس استقلال ملی و روحیه ایران دوستی که در آن ها وجود داشت، همه در ذیل پرچم جمهوری اسلامی ایران تحت رهبری ایشان گرد هم جمع شدند و شجاعتی که نیروهای مسلح کشور به خصوص نیروی هوافضای سپاه از خود نشان دادند، حس غرور ملی را به ملت ایران تزریق کرد که اگر این حس در مردم وجود نداشت، مردم دچار سرگردانی می شدند.
انرژی هسته ای و استقلال ملی
موضوع انرژی هسته ای در جمهوری اسلامی ایران در راستای استمرار و تثبیت استقلال ملی در کشور است و قدرت های جهانی به خصوص آمریکا و رژیم صهیونیستی این موضوع که ایران یکی از قدرت های بزرگ در منطقه غرب آسیا است را درک کرده اند و با توجه به این که تمدن و فرهنگ جمهوری اسلامی تابع فرهنگ و تمدن غرب نیست و برای خود دارای استقلال تمدنی است، اگر این تمدن جدید که جمهوری اسلامی ایران آن را مطرح و رهبری می کند بتواند به یک قدرت علمی، نظامی و سیاسی مستقلی در ایران دست پیدا کند، یک تمدن جدید را در کل جهان ایجاد می نماید و تمدن غرب را به چالش خواهد کشید. به همین علت فشار زیادی را به ایران برای جلوگیری از این موضوع وارد می کنند و این موضوع دارای ابعاد مختلفی است. در واقع بحث انرژی هسته ای صرفا بحث نظامی نیست، گرچه ایران اعلام کرده که به دنبال موضوع نظامی و سلاح هسته ای در بحث انرژی هسته ای نیست.
امروزه انرژی هسته ای، انرژی مادر برای حوزه های مختلف علمی از جمله در پزشکی، کشاورزی و در همه ابعاد امروز انسانی مورد استفاده قرار می گیرد. بنابراین جلوگیری از پیشرفت انرژی هسته ای در ایران از طرف غرب، در راستای تلاش آن ها در وابسته نگه داشتن ایران است، همچنان که در دوران پهلوی ها هم غرب همین تلاش را در وابسته نگه داشتن ایران به خود انجام داد و تلاش می کرد کارهایی در ایران صورت بگیرد که به آن تمایل داشت و بدون میل آن کشورها و کشورهای غربی کاری در ایران صورت نمی گرفت. در حال حاضر هم می خواهند از هسته ای شدن ایران و دستیابی ایران به انرژی هسته ای به طور مستقل جلوگیری کنند تا ایران به لحاظ علمی، کشاورزی، صنعتی، بهداشتی و پزشکی همیشه به کشورهای غربی وابسته باشد.
موانع شکل گیری استقلال
استقلال، مشکلات، موانع و آفت های متعددی دارد که یکی از مهم ترین موانع آن کشورهای قدرتمند دنیا هستند که فکر می کنند دنیا را اداره می کنند و استقلال یافتن کشورهای دیگر از جمله کشور مهمی مانند ایران را برنمی تابند و نمی خواهند که در برابر آن ها قد علم کنند. بنابراین یکی از موانع قدرت های مؤثر بین المللی است.
مانع دوم، فکر برخی از دولت مداران و قدرتمندان در داخل کشور است، یعنی کسانی که مؤثرند در داخل و قدرت در دستشان هست و در نهادهای اجرایی کشور فعالیت دارند و این طرز تفکر را دارند که کشور را نمی شود به طور مستقل اداره کرد. این مانع از مانع اول مهم تر است و مشکلات بیشتری را برای استقلال ملی ایجاد می کند.
مانع سوم روشنفکری است. روشنفکری در ایران متأسفانه از ابتدا وابسته به غرب رشد کرده است و کسانی که اولین روشنفکران را در ایران ایجاد کردند، کسانی بودند که با سفر به غرب متحیر شدند و خود را باختند. اکثریت روشنفکران در ایران وابسته به غرب هستند و امروزه در کشور هم کسانی که کار نویسندگی را انجام می دهند و در حیطه نشر و کتاب و تدریس در دانشگاه ها فعال هستند، اغلب این ها دارای گرایش های وابسته به غرب هستند و غرب به عنوان نماد و آرزوی آن هاست و به هیچ وجه معتقد به این نیستند که می شود کشوری مثل ایران را بدون وابستگی به غرب اداره کرد و بحث استقلال برای این ها موضوع اصلی و اولیه نیست. متأسفانه غرب باوری برای این ها ارزش است و حرفی که تقی زاده زده بود که «برای پیشرفت از فرق سر تا نوک پا باید غربی بشویم» را اعتقاد دارند و غربی شدن را شرط اول می دانند و مکتب توسعه آن ها مکتب نوسازی است که الگو برای آن ها غرب است و معتقدند که در راه توسعه باید از داشته های بومی خود صرف نظر کرد و در راه توسعه و رشد همان کاری که غربی ها انجام دادند باید انجام دهیم و با وابستگی به غرب باید جلو رفت. این موضوع عامل اصلی است که به فکر دانشجویان در رشته های علوم انسانی در دانشگاه و حتی در مدارس تزریق می شود.
به هرحال بحث فکری و ذهنی مانع عمده است که در دانشجویان و دانش آموزان انتقال پیدا می کند و در کنار آن حس در بین دولت مردان و نیروها و قدرت های بین المللی، سه عامل اصلی در مشکلات شکل گیری استقلال وجود دارد. البته در کشور ایران استقلال شکل گرفته و جمهوری اسلامی ایران دولت مستقلی است. نمی توان این موضوعات را از موانع شکل گیری استقلال گفت. استقلال وجود دارد ولی آفت ها و مشکلاتی هم برای انکار وجود دارد که این سه عامل سه مشکل عمده در راه استمرار و تقویت استقلال در جمهوری اسلامی ایران هستند.
ایشان همچنین در سخنرانی تلویزیونی با مردم کشور که در اولین روز مهرماه ۱۴۰۴ برگزار شد، در یکی از محورهای بیانات خود به شرح دشمنی آمریکا و غرب با توانمندی غنی سازی اورانیوم اشاره کرده و فرمودند «در این چند دهه که ما این کارها (غنی سازی اورانیوم) را در کشور انجام دادیم، روی ما، روی ایران، روی مسئولین کشور، روی دولتهایمان فشارها هم بسیار زیاد بوده که خواسته اند با این فشارها ایران دست از این کار بردارد، [اما] ما تسلیم نشدیم و نخواهیم شد. ما در این قضیه و در هر قضیه ی دیگری، تسلیم فشار نشدیم و نخواهیم شد. حالا این طرف آمریکایی، پا را در یک کفش کرده که ایران باید غنی سازی نداشته باشد؛ حالا قبلی ها میگفتند که غنی سازی بالا نداشته باشید یا محصولات غنی سازی تان را در کشور نگه ندارید؛ این چیزها را میگفتند که ما قبول نداشتیم. این میگوید اصلا بکلی غنی سازی نداشته باشید. [این] یعنی چه؟ یعنی این دستاورد بزرگی که برای آن، کشورمان این همه تلاش کرده، این همه هزینه کرده، این همه مشکلات فراوان را از سر گذرانده، همه ی این تلاشها را، همه ی محصول این کارها را دود کنید و هوا کنید و از بین ببرید! معنای «غنی سازی نداشتن» این است. خب معلوم است، ملت غیرتمندی مثل ملت ایران، توی دهن گوینده ی این حرف میزند و این حرف را قبول نمیکند.» این سخنرانی را می توان مصداق تشریح ریشه ی اصلی دشمنی نظام غرب با «ایران مستقل» دانست.
بحث استقلال ملی به صورتی که امروزه در علوم سیاسی وجود دارد، ریشه اش در پیمان وستفالی که در ۱۶۴۸ برگزار شده است برمی گردد و از آن به بعد امپراتوری ها با وضعیت فعلی مرزهای ملی شناخته شدند و به جای امپراتوری های بزرگ، کشورهای ملی شکل گرفتند و کلیسا نقش سیاسی خود را از دست داد و رؤسای کشورهای دیگر حرف نهایی را به جای کلیساها می زدند.
از حدود ۴۰۰ سال پیش به این طرف، بحث دولت ملی شکل گرفت و تاکنون بحث استقلال ملی و وجود کشورهای مبتنی بر مرزها و استقلال ملی وجود داشته، استمرار پیدا کرده و اهمیت دارد. امروز هم با مباحثی همچون جهانی شدن یا برخی اصطلاحات دیگر به اسم جهانی سازی، گرچه اختیارات دولت ها کاهش پیدا کرده و به دلیل قدرت یابی نهادهای فراملی از اهمیت مرزها کاسته شده و هویت های جهانی در حال تقویت شدن هستند و دولت ها و مرزها تحت فشار بازیگران فراملی قرار دارند، ولی با این حال هنوز هم استقلال ملی بسیار مهم است و اتفاقا در آن سوی جریان جهانی شدن بحث ملی شدن هم تشدید شده است، به عنوان مثال شما می توانید جنگ های موجود در جهان را ببینید که بر سر بحث مرزها، استقلال و یا بحث گسترش نفوذ است.
با همه ی این تفاسیر مرزها و دولت های ملی همچنان مهم هستند و استقلال ملی هنوز حرف اول را در دنیا می زند. می بینیم کشورهایی که به لحاظ فرهنگی و حتی زبان و هویت فرهنگی مردم، اشتراکات زیادی با یکدیگر دارند مانند کشورهای عربی، همچنان استقلال خودشان را حفظ می کنند و بعضا بر سر مرزهای کوچکی اختلافات و درگیری هایی هم دارند. بنابراین همچنان استقلال ملی مورد توجه است و تا زمانی که دولت به مفهوم سیاسی آن یعنی State وجود دارد و حرف اول را در کشورهای مختلف می زند، همچنان بحث استقلال ملی مهم و مرزها از اهمیت برخوردار خواهند بود، گرچه در بعضی مواقع هم به یک میزانی تحت فشار نیروهای فراملی قرار می گیرند.
امروز حتی در بحث آمریکا شاهد هستیم که شعار ترامپ در انتخاب ریاست جمهوری آمریکا «اول آمریکا» بود؛ «اول آمریکا» یعنی همان بحث استقلال ملی و دیدیم که این کشور خیلی از تعهدات بین المللی خودش را کنار گذاشته و دنبال منافع آمریکاست. با پیروزی ترامپ در انتخابات ریاست جمهوری، موضوع ملی گرایی شدت پیدا کرده و شعار او که «اول آمریکا» بود، مظهر گرایش جدید به ملی گرایی و مقابله با جهانی شدن است. در حال حاضر آمریکا تصمیمات خود را بر مبنای ملی گرایی اتخاذ می کند، کنوانسیون های بین المللی یا حتی ناتو و هر سمبلی که نشانه کاهش اختیارات دولت های ملی و گرایش به سوی جهانی سازی بودند در حال تضعیف شدن هستند. بنابراین در مجموع به نظر می رسد دولت ملی و استقلال ملت ها در سراسر کشور در حال افزایش می باشد و با تحولاتی که در اروپا در حال رخ دادن است، ملی گرایی و استقلال ملی دوباره به صدر مسائل بین المللی بازخواهد گشت.
انقلاب اسلامی ایران و مسئله ی استقلال خواهی ایرانیان
موضوع استقلال خواهی در بحث انقلاب اسلامی یکی از ریشه های اصلی شکل گیری، استمرار و پیروزی انقلاب اسلامی است. در سال ۱۳۴۳ که بحث کاپیتولاسیون در ایران مجددا به تصویب رسید و دولت شاه این لایحه را به مجلس برد و در مجلس تصویب شد، مخالفت های حضرت امام رحمه الله شدت گرفت و به دلیل این که تا آن زمان این مسئله آشکار نشده بود و در روزنامه های آن دوره هم منتشر نشد، امام از طریق واسطه هایی مطمئن شدند که چنین مصوبه ای تصویب شده است؛ در آبان ماه سال ۱۳۴۳، بر ضد کاپیتولاسیون که به نفع آمریکا بود بیانیه ای صادر کردند و سخنرانی مفصلی انجام دادند و از آن به عنوان سند بردگی نام بردند.
بنابراین بحث استقلال خواهی یکی از ریشه های انقلاب اسلامی است و شعار اصلی انقلاب اسلامی که «استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی» و یا شعار «نه شرقی، نه غربی، جمهوری اسلامی» است، ناظر به مسئله استقلال ملی بود، یعنی یکی از ریشه های جمهوری اسلامی استقلال خواهی ملت و مبارزه با وابستگی کشور به بلوک غرب بود و این وابستگی ادامه داشته و در زمان رضاخان که وابسته به انگلیس بود، از طریق کودتای ۱۲۹۹ ریشه گرفته بود. بعد از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، محمدرضا هم اصل تاج وتخت خود را وابسته به کشور آمریکا و انگلیس می دانست و به شدت به این کشورها وابسته بود، به خصوص به آمریکا که از ۲۸ مرداد این وابستگی وجود داشت و حتی بعد از کودتای ۲۸ مرداد، تغییر نخست وزیران هم با نظر آمریکا انجام می شد و وابستگی به اوج خود رسیده بود.
بنابراین یکی از ریشه های اصلی انقلاب اسلامی بحث استقلال خواهی بود و دو شعار عمده و محوری انقلاب اسلامی، شعار «استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی» و شعار «نه شرقی، نه غربی، جمهوری اسلامی» مربوط به استقلال خواهی بود.
جنگ ۱۲ روزه و حراست از استقلال کشور
رفتار مردم در این جنگ علیرغم انتظار دشمنان، رفتار مورد انتظاری بود. مردم تابع رأی بزرگان کشور هستند و این رفتار مردم متأثر از رهبر معظم انقلاب بود. اگر آن مقاومت در سطح بالا از طرف رهبر انقلاب به عنوان فرمانده کل نیروهای مسلح انجام نمی گرفت و یا مقابله موشکی ایران بر ضد رژیم صهیونیستی همان اول انجام نمی شد و در سطح سران کشور یک بلاتکلیفی در تصمیم گیری و سیاست گذاری به وجود می آمد، مردم هم قطعا سرگردان می شدند و هیچ کاری از آن ها برنمی آمد. آن روحیه و نیرویی که به انسجام ملی منجر شد و مردم را در صحنه حفظ کرد، اقدام به موقع رهبر معظم انقلاب اسلامی در انتخاب سریع فرماندهان جدید به جای شهدای عزیزمان بود و همچنین دستور اقدام سریع در موشک باران رژیم صهیونیستی در مقابل حملات آن ها بود که به مردم روحیه داد و به آن ها این احساس را تزریق کرد که باید مقابله کرد و می شود که مقابله کرد و روحیه شجاعت را به ملت ایران بخشید. ما دیدیم که در روزهای سوم و چهارم به بعد جنگ، حتی کسانی که از شهر تهران خارج شده بودند، به شهر برگشتند؛ که این هم به دلیل استمرار مقاومت و روحیه شجاعتی بود که از طرف رهبر معظم انقلاب اسلامی و از طریق رسانه ملی، به خصوص شبکه خبر، به ملت تزریق شد.
پس به طور کلی عامل اصلی در موضوع اتحاد و انسجام مردم، شجاعت و تصمیم شجاعانه رهبر معظم انقلاب هم در برخورد با رژیم صهیونیستی و هم در انتخاب فرماندهان جدید و هم در پیامی به مردم با این مضمون که «رژیم اسرائیل را گوشمالی سختی خواهیم داد» بود که این پیام در ایجاد روحیه مقاومت در بین مردم بسیار مؤثر بود.
البته ملت ایران همیشه در برابر خطر مشترک می ایستند ولی این ایستادگی ملت نیازمند یک رهبری است، همچنان که در پاسخ سؤال قبلی اشاره کردم به کودتای ۲۸ مرداد، در این تاریخ کودتایی بر ضد مردم ایران شکل گرفت ولی مردم ایران مقابله نکردند، به این دلیل که رهبری که بخواهد مردم را به سوی مقاومت هدایت کند وجود نداشت. به علت اختلافاتی که بین آیت الله کاشانی و دکتر مصدق به وجود آمده بود، مردم رهبر مطمئنی نداشتند که در برابر جریان کودتای ۲۸ مرداد ایستادگی کنند و به همین دلیل سرگردان بودند و نمی دانستند چه باید بکنند.
موضوع جنگ ۱۲ روزه هم کودتای بین المللی بر ضد انقلاب اسلامی بود که با کمک آمریکا و هدایت او و از طریق رژیم صهیونیستی و عوامل داخلی و خارجی او شکل گرفت. در برابر این کودتا، رهبری معظم انقلاب شجاعانه ایستادند و مردم هم به تبعیت از ایشان و با حس استقلال ملی و روحیه ایران دوستی که در آن ها وجود داشت، همه در ذیل پرچم جمهوری اسلامی ایران تحت رهبری ایشان گرد هم جمع شدند و شجاعتی که نیروهای مسلح کشور به خصوص نیروی هوافضای سپاه از خود نشان دادند، حس غرور ملی را به ملت ایران تزریق کرد که اگر این حس در مردم وجود نداشت، مردم دچار سرگردانی می شدند.
انرژی هسته ای و استقلال ملی
موضوع انرژی هسته ای در جمهوری اسلامی ایران در راستای استمرار و تثبیت استقلال ملی در کشور است و قدرت های جهانی به خصوص آمریکا و رژیم صهیونیستی این موضوع که ایران یکی از قدرت های بزرگ در منطقه غرب آسیا است را درک کرده اند و با توجه به این که تمدن و فرهنگ جمهوری اسلامی تابع فرهنگ و تمدن غرب نیست و برای خود دارای استقلال تمدنی است، اگر این تمدن جدید که جمهوری اسلامی ایران آن را مطرح و رهبری می کند بتواند به یک قدرت علمی، نظامی و سیاسی مستقلی در ایران دست پیدا کند، یک تمدن جدید را در کل جهان ایجاد می نماید و تمدن غرب را به چالش خواهد کشید. به همین علت فشار زیادی را به ایران برای جلوگیری از این موضوع وارد می کنند و این موضوع دارای ابعاد مختلفی است. در واقع بحث انرژی هسته ای صرفا بحث نظامی نیست، گرچه ایران اعلام کرده که به دنبال موضوع نظامی و سلاح هسته ای در بحث انرژی هسته ای نیست.
امروزه انرژی هسته ای، انرژی مادر برای حوزه های مختلف علمی از جمله در پزشکی، کشاورزی و در همه ابعاد امروز انسانی مورد استفاده قرار می گیرد. بنابراین جلوگیری از پیشرفت انرژی هسته ای در ایران از طرف غرب، در راستای تلاش آن ها در وابسته نگه داشتن ایران است، همچنان که در دوران پهلوی ها هم غرب همین تلاش را در وابسته نگه داشتن ایران به خود انجام داد و تلاش می کرد کارهایی در ایران صورت بگیرد که به آن تمایل داشت و بدون میل آن کشورها و کشورهای غربی کاری در ایران صورت نمی گرفت. در حال حاضر هم می خواهند از هسته ای شدن ایران و دستیابی ایران به انرژی هسته ای به طور مستقل جلوگیری کنند تا ایران به لحاظ علمی، کشاورزی، صنعتی، بهداشتی و پزشکی همیشه به کشورهای غربی وابسته باشد.
موانع شکل گیری استقلال
استقلال، مشکلات، موانع و آفت های متعددی دارد که یکی از مهم ترین موانع آن کشورهای قدرتمند دنیا هستند که فکر می کنند دنیا را اداره می کنند و استقلال یافتن کشورهای دیگر از جمله کشور مهمی مانند ایران را برنمی تابند و نمی خواهند که در برابر آن ها قد علم کنند. بنابراین یکی از موانع قدرت های مؤثر بین المللی است.
مانع دوم، فکر برخی از دولت مداران و قدرتمندان در داخل کشور است، یعنی کسانی که مؤثرند در داخل و قدرت در دستشان هست و در نهادهای اجرایی کشور فعالیت دارند و این طرز تفکر را دارند که کشور را نمی شود به طور مستقل اداره کرد. این مانع از مانع اول مهم تر است و مشکلات بیشتری را برای استقلال ملی ایجاد می کند.
مانع سوم روشنفکری است. روشنفکری در ایران متأسفانه از ابتدا وابسته به غرب رشد کرده است و کسانی که اولین روشنفکران را در ایران ایجاد کردند، کسانی بودند که با سفر به غرب متحیر شدند و خود را باختند. اکثریت روشنفکران در ایران وابسته به غرب هستند و امروزه در کشور هم کسانی که کار نویسندگی را انجام می دهند و در حیطه نشر و کتاب و تدریس در دانشگاه ها فعال هستند، اغلب این ها دارای گرایش های وابسته به غرب هستند و غرب به عنوان نماد و آرزوی آن هاست و به هیچ وجه معتقد به این نیستند که می شود کشوری مثل ایران را بدون وابستگی به غرب اداره کرد و بحث استقلال برای این ها موضوع اصلی و اولیه نیست. متأسفانه غرب باوری برای این ها ارزش است و حرفی که تقی زاده زده بود که «برای پیشرفت از فرق سر تا نوک پا باید غربی بشویم» را اعتقاد دارند و غربی شدن را شرط اول می دانند و مکتب توسعه آن ها مکتب نوسازی است که الگو برای آن ها غرب است و معتقدند که در راه توسعه باید از داشته های بومی خود صرف نظر کرد و در راه توسعه و رشد همان کاری که غربی ها انجام دادند باید انجام دهیم و با وابستگی به غرب باید جلو رفت. این موضوع عامل اصلی است که به فکر دانشجویان در رشته های علوم انسانی در دانشگاه و حتی در مدارس تزریق می شود.
به هرحال بحث فکری و ذهنی مانع عمده است که در دانشجویان و دانش آموزان انتقال پیدا می کند و در کنار آن حس در بین دولت مردان و نیروها و قدرت های بین المللی، سه عامل اصلی در مشکلات شکل گیری استقلال وجود دارد. البته در کشور ایران استقلال شکل گرفته و جمهوری اسلامی ایران دولت مستقلی است. نمی توان این موضوعات را از موانع شکل گیری استقلال گفت. استقلال وجود دارد ولی آفت ها و مشکلاتی هم برای انکار وجود دارد که این سه عامل سه مشکل عمده در راه استمرار و تقویت استقلال در جمهوری اسلامی ایران هستند.
گفتگو با هوش مصنوعی
💬 سلام! میخوای دربارهی «دعوت بر سر چیست؟ غنی سازی یا ایران مستقل؟» بیشتر بدونی؟ من اینجام که راهنماییت کنم.