آخرین پیام ها در آخرین ساعات / لنکرانی: منتظر عاشورایی دیگر هستم



به گزارش خبرنگار مهر، متن زیر یادداشتی از حسین نوری، تاریخ پژوه درباره مرحوم آیت الله حسین لنکرانی است که در ادامه می خوانید؛

۱- سی سال پیش وقتی در روز ۱۴ خرداد ۶۸ خبر ارتحال امام خمینی منتشر شد، ایران در غم و بهتی عمیق فرو رفت،

در این میان اما مرحوم آیت الله شیخ حسین لنکرانی که علاقه اش به امام زوال ناپذیر بود، حالی دیگر داشت و قلبش فشرده شده بود.

او با شنیدن این خبر به تلخی گریست و فرمود معلوم می شود من هم دیگر رفتنی هستم و…من هم به زودی خواهم رفت؛

این پیشبینی کمتر از یک هفته بعد محقق شد.

او این گفته را در طول ۵-۶ روزی که پس از امام زنده بود چندین بار خاصه در زمانی که از صدا و سیما آهنگ کلام ایشان را می شنید تکرار کرده و سخت منقلب شده بود که آخرین آنها صبح روز رحلتش بود که پس از انجام فریضه صبح، رادیو را روشن کرده و با شنیدن صدای امام با اندوهی فراوان گریسته و سپس به استراحت پرداخته بود که در خواب به ملکوت اعلی پیوست.

۲- مرحوم لنکرانی از دیرباز با امام راحل آشنایی داشت؛

سابقه این آشنایی به سالهای پس از تألیف کتاب کشف اسرار باز می گردد که مرحوم لنکرانی پس از مطالعه آن و مشاهده غیرت و قلم توانای نویسنده در مقابله با نحله های استعماری وهابیت (شریعت سنگلجی) و پاکدینی (احمد کسروی) نگاشته بود، سخت به وجد آمده و طالب دیدار با او شد که این ملاقات چندی بعد در منزل پدر همسر امام راحل (مرحوم آیت الله ثقفی تهرانی از علمای بزرگ تهران و دوستان مرحوم لنکرانی) اتفاق افتاد و به زودی به دوستی عمیقی میان آن دو و خانواده هایشان مبدل شد، تا آنجا که در سالهای قبل از نهضت ۱۵ خرداد، تابستان ها (که حوزه علمیه قم تعطیل بود) امام نزد مرحوم لنکرانی در کرج می رفتند و مدتی را در باغ آن وقت آقای لنکرانی یا منزلی که با نظر و توسط ایشان تهیه می شد، اقامت داشتند.

۳- لنکرانی که گوهرشناس غریبی بود، به امام علاقه و اعتقادی بسیار پیدا کرد و این علقه همواره در او رسوخ بیشتری می یافت و در هنگامه ابتلائات نیز اطرافیان و ارادتمندان خود را با این جمله کوتاه و حکیمانه آرام می کرد که: «من به ایمان این سید، ایمان دارم .»

۴- شبی در محضرش بودم، به تناسب موضوع بحث، فرمود: اسمم حسین است، پدرم علی و مادرم فاطمه، سوم شعبان به دنیا آمده ام و منتظر عاشورایی [دیگر] هستم.

۵- با رحلت امام، غم و نگرانی زیادی دردل مردم پیدا شد و همه دلواپس بودند که با وجود این همه دشمن، آینده انقلاب و کشور چه خواهد شد؟

وقتی مجلس خبرگان آیت الله خامنه ای را به عنوان رهبر برگزید، آرامشی عمیق در قلوب مردم پدید آمد و سیل پیام های تسلیت در عزای امام و ابراز خشنودی از انتخاب شایسته خبرگان به دفتر رهبر انقلاب سرازیر شد.

۶- مرحوم لنکرانی نیز در بعد ازظهر روز پنجشنبه ۱۸ خرداد دست بکار شد و با وجود بیماری و ناتوانی سه پیام تنظیم کرد،

اولی برای آیت الله خامنه ای؛

دومی به آیت الله پسندیده

و سومی هم خطاب به فرزند امام، مرحوم سید احمد خمینی؛

متن این پیام ها، نشان از هوش زیاد و فطانت و دقت وی در استخدام بهنگام و بجای کلمات و تعابیر دارد.

۷- لنکرانی در پیامش به رهبری جدید، در موقعیتی سخت قرار گرفته بود، از سویی می خواست در استخدام تعابیر، جانب رحلت امام را مرعی دارد و از سویی دیگر می خواست خشنودی عمیق خویش از انتخاب و جانشینی آیت الله خامنه ای را نیز ابراز کند، لذا در یک شاهکار سیاسی و ادبی، هم ذوق لطیف خویش را به نمایش گذاشت و هم جان کلام را به زیباترین شکل ممکن بیان نمود آنجا که با این بیت بخوبی زبان حال خود و ملت ایران را بیان کرد:

عید رمضان آمد و

ماه رمضان رفت،

بس شکر که این آمد و

صدحیف که آن رفت.

او مطالب مهم دیگری را نیز بیان کرد و در پیامش نوشت:

«جناب مستطاب آیة الله آقای سید علی خامنه ای سلام علیکم؛

با عرض تسلیت به مناسبت این واقعه خیلی بزرگ و دردناک و اظهار رضایت از مصلحت اندیشی فقهای معظم خبرگان و بخصوص از تسریع آن حضرات در اتخاذ تصمیم به انتخاب جناب عالی به منظور جبران و پرکردن خلأ حاصل از فقدان حضرت آیة الله خمینی رضوان الله علیه موجب امیدواری زیاد شدکه:

عید رمضان آمد و

ماه رمضان رفت،

بس شکر که این آمد و

صد حیف که آن رفت

از خداوند منان مسالت دارم که در این مقام خیلی مهم و حساس جنابعالی را یاری دهد تا منشأ خیر و صلاح فراوان باشید.

با تقدیم احترامات فائقه شیخ حسین لنکرانی

۶۸/۳/۱۸»

۸- لنکرانی در پیام پرمعنا و مهمش به مرحوم سید احمد خمینی فرزند گرامی امام نیز از او خواست با حسن تدبیر و دقت لازم در نگاهداشت بیت آیةالله خمینی به عنوان مرجع و ملجا، کوششی صحیح و حسابشده داشته باشد که استخدام این تعابیر دقیق نشانگر آنست که آن مرحوم در آخرین ساعات حیات پربار خویش نیز بر مسائل روز کشور توجه و اشراف دقیق داشته و حوادث را از منظر «مصالح عمومی اسلام و ایران» مورد توجه قرار می داده است:

«جماران

جناب حجةالاسلام أقای سید احمد خمینی

همراه عرض تسلیت در این واقعه اندوهبار به جنابعالی و والده محترمه و دیگر افراد آن خانواده بزرگ بخصوص به خدمت حضرت آیة الله پسندیده عموی گرامیتان امید است که شما با حسن تدبیر و دقت لازم در نگاهداشت بیت آیةالله خمینی به عنوان مرجع و ملجا کوششی صحیح و حسابشده داشته باشید و رجاء واثق دارم که مسؤولان مملکتی که همه از دست پروردگان والد معظم جنابعالی حضرت آیةالله خمینی رضوان الله علیه می باشند در انجام ایم امر مهم یار و یاور شما باشند

با احترامات

شیخ حسین لنکرانی

۶۸/۳/۱۸»

۹- پیام به مرحوم آیةالله پسندیده اما سرشار از مضامین عاطفی است و اوج تأثر آن نرحوم را از این ضایعه بزرگ نشان نی دهد و بیانگر عمق ارتباط لنکرانی با این خاندان بویژه با امام راحل است:

«قم

حضرت آیةالله آقای آقا سید مرتضی پسندیده

سلام علیکم؛

اگر حالم مساعد بود و می توانستم، برای عرض تسلیت به آن وجود محترم [حرکت کنم] خود می آمدم تا ساعاتی را با هم در این مصیبت بزرگ همدردی کنیم؛ چه کنم؟ وضع مزاجیم مرا از شرکت در مراسم تشییع و تدفین حضرت آیةالله خمینی رضوان الله علیه هم محروم داشت.

با آن همه سوابق یگانگی بین ما و خانواده های ما، شدت تأثر من در رحلت معظم له و عدم توانایی شرکتم را در آن مراسم دو چندان کرده است.

با تقدیم احترام و آرزوی سلامتی آن وجود مغتنم

شیخ حسین لنکرانی

۶۸/۳/۱۸»

۱۰- حدود ساعت ۷ بعدازظهر از نگارش این پیام ها فراغت یافت و عموزاده خود را مأمور کرد تا آنها تلگراف کند و چند ساعت بعد یعنی در پگاه روز جمعه ۱۹ خرداد ۶۸ که ایران در غم جانکاه رهبر خویش همچون عاشورا عزادار و سیاهپوش بود، رحلت کرد تا این پیشبینی او (که: منتظر عاشورایی هستم) نیز محقق شود.

۱۱- روز شنبه ۲۰ خرداد ماه پیکر پاک مرحوم آیت الله شیخ حسین لنکرانی پس از عمری خدمت خالصانه و مجاهدت مستمر برای حفظ استقلال ایران اسلامی و کوشش در مسیر بریدن طمع استعمار و عوامل داخلی آن از این کشور در حرم حضرت عبدالعظیم (بین مزار مرحوم آیت الله حاج ملأ علی کنی و آیت الله سید ابوالقاسم کاشانی) به خاک سپرده شد.

عاش سعیدا و مات سعیدا
گفتگو با هوش مصنوعی

💬 سلام! می‌خوای درباره‌ی «آخرین پیام ها در آخرین ساعات#@! لنکرانی: منتظر عاشورایی دیگر هستم» بیشتر بدونی؟ من اینجام که راهنماییت کنم.