چرا به این دانشگاه تهی حمله نمی کنیم؟
خبرگزاری فارس، گروه اندیشه: در تاریخ ۱۳ بهمن ۹۷ بزرگداشت دکتر محمود مهر محمدی در خانۀ اندیشمندان علوم انسانی برگزار شد. نعمت الله فاضلی، استاد مطالعات فرهنگی در این نشست، در نقد وضعیت دانشگاهی و اوضاع و احوال اساتید، سخنانی نقادانه و بی پروا بیان کرد. او گفت: «۵۰ درصد اساتید در ایران سواد خواندن و نوشتن ندارند.»، «بسیاری از آن ها حتی نمی توانند یک صفحه رمان بخوانند.» «استادی که هیچ سهمی در نوشتن مقاله ندارد در نهایت بی شرمی نام خودش را بر روی مقاله و کتاب می آورد!» سخنان فاضلی که گویای توصیفی بسیاری بدیهی از وضعیت دانشگاه در ایران است، واکنش هایی را در میان برخی اساتید دانشگاهی برانگیخت. رضا ماحوزی و عبدالرحمن حسنی فر، سید جواد میری برخی اساتید بودند.
اخیرا نیز قاسم پورحسن، استاد فلسفه و کلام دانشگاه علامه طباطبایی نیز به سخنان فاضلی واکنش داده است. پورحسن دربرابر حمله ای که سیدجواد میری نثار فاضلی کرده بود، طرح بحث فاضلی را متین خوانده است و معتقد است باید این دانشگاه را نقد کرد.
متن قاسم پورحسن به این شرح است:
سخنرانی منتقدانه و البته دلسوزانه دوست ارجمندم، نعمت الله فاضلی را شنیدم و انتقادات رفیق عزیزم، سید جواد میری، را خواندم. از حیث نظری، دیدگاه آقای فاضلی قابل دفاع است. شکوه های جواد میری به حوزه اداری و مناقشات کاربستی در درون دانشگاهها در ایران باز می گردد. این دو نباید چندان خلط شوند که بنیان های نظری در باب دانشگاه، مورد التفات قرار نگیرد.
به هر روی، اینکه فردی مانند فاضلی یا میری، مدیریتی و منصبی را در دورانی در «دیوانسالاری غیرعلمی» حوزه دانشگاهی داشتند، دلیلی بر عدم التفات نظری به ماهیت دانشگاه و کارکردهای مطلوب و نامطلوب آن نمی شود. در نشستی که من، آقای فاضلی و آقای بخارایی درباره ذات دانشگاه داشتیم، به رغم تفاوت فهم ها و رهیافت ها، دانشگاه کنونی ایران را «ناکارآمد» و «ناکامیاب» تلقی کردیم. در نشست دیگری که در پژوهشگاه به اهتمام سید جواد میری برگزار شد، تأکید نمودم که دانشگاهایمان نتوانست سپهر دانایی را در پرتو سامان دادن فضای آکادمیک، شکل بدهند.
دانشگاه ها در ایران گرفتار اشتیاق و میل وصف ناپذیر کسب رتبه و رنکینگ ویرانگر و انبوه نویسی استادان خود شده و از ظهور دادن دانایی و دانش بازماندند. نوشتاری از دانشگاه های ایران در علوم انسانی تبدیل به متن درس دانشگاه های مهم دنیا نشده است؛ درحالی که با هزینه بسیار در حال ترجمه و التقاط آثار و آرای غیربنیادین دیگران هستیم. بخش مهمی از دانش دانشگاه های ایران را باید در درون اروپا محوری قرار داد.
آقای فاضلی به درستی تصریح داشتند که وضعمان از حیث علمی در علوم انسانی در حال فروریزی است. بسیارند که نه در ایران از حیث علمی، نامی (نام مبتنی بر دانش) دارند و نه کرسی مهمی در حوزه علم انسانی به خود اختصاص داده و نه نوشتاری (مطلقا) موثر و دقیق تدوین کردند، اما به مدارج علمی بالا دست یافتند. برخی هرسال با «انبوه نویسی زائد»، موفق به دریافت جایزه و لقب پژوهشگر برتر می شوند، دریغ از آنکه آثارشان، اندک تأثیری بر فرآیند علم داشته باشد. امروز هم باید محقق انبوه و پرنویس را بیرون از مطالعات دقیق علمی قرار داد و هم، دانشگاهی که به وی لقب و جوایز اعطا می کند را توبیخ کرد. این وضعیت غیر علمی در حال تسری است و متأسفانه بیشترین دانش های تأثیرگذار در علوم انسانی از سوی محققان بیرون از دانشگاهها شکل گرفته است
می توان با قاطعیت ابراز داشت که مصطفی ملکیان در صورتی که در درون دانشگاه قرار می گرفت، به هیچ روی نمی توانست چنین پژوهش ها، ترجمه ها و دیدگاههای بنیادین را در فلسفه دین سامان دهد. مقصودم موافقت با تمام دیدگاههای آقای ملکیان نیست. در نوشته هایم مخالفت خود را با ایمان گرایی رادیکال در باب گزاره های دینی، تأکید کرده و راهی غیر از عقلانیت نمی یابم. با آرای ایشان در باب «فلسفه اسلامی» و «مسئله تعبد» و «ناسازگاری» آن با «عقل گروی» همراه نیستم، اما با این وصف، وی یکی از متفکران تأثیرگذار ایرانی در حوزه مطالعات فلسفه دین می باشد.
غرضم آن است که تصریحات و تأکیدات آقای فاضلی در باب وضعیت رنجور و درحال احتضار دانشگاهها، سخنی نادرست نیست. چنین هزینه های بسیار برای دانشگاهها برای ظهور نظام دانایی و سپهر علمی، گزاف بود و دستاورد بسیار اندکی داشته است.
تنها با رویکردهای انتقادی است که می توان فهمید در وضعیت کنونی با چیزی به نام دانشگاه مواجه نیستیم. به عبارتی دانشگاه به نظر می رسد تهی شده است. دانشگاهها در ایران دارای «ذات بالاستقلال» نیستند و بیشتر به ساختمان و فیزیک یک بیمار شباهت پیدا کردند. هرچه می گذرد از سهم دانشگاههای ایران در تحولات اجتماعی، فکری، فرهنگی و علمی کاسته شده و از بنیانی بودن آن درحال دور شدن هستیم.
تنها امید باقیمانده، «منظر انتقادی» به وضع نابسامان و ویرانگر است تا مگر از فروپاشی علمی نجات یابد.
انتهای پیام/
اخیرا نیز قاسم پورحسن، استاد فلسفه و کلام دانشگاه علامه طباطبایی نیز به سخنان فاضلی واکنش داده است. پورحسن دربرابر حمله ای که سیدجواد میری نثار فاضلی کرده بود، طرح بحث فاضلی را متین خوانده است و معتقد است باید این دانشگاه را نقد کرد.
متن قاسم پورحسن به این شرح است:
سخنرانی منتقدانه و البته دلسوزانه دوست ارجمندم، نعمت الله فاضلی را شنیدم و انتقادات رفیق عزیزم، سید جواد میری، را خواندم. از حیث نظری، دیدگاه آقای فاضلی قابل دفاع است. شکوه های جواد میری به حوزه اداری و مناقشات کاربستی در درون دانشگاهها در ایران باز می گردد. این دو نباید چندان خلط شوند که بنیان های نظری در باب دانشگاه، مورد التفات قرار نگیرد.
به هر روی، اینکه فردی مانند فاضلی یا میری، مدیریتی و منصبی را در دورانی در «دیوانسالاری غیرعلمی» حوزه دانشگاهی داشتند، دلیلی بر عدم التفات نظری به ماهیت دانشگاه و کارکردهای مطلوب و نامطلوب آن نمی شود. در نشستی که من، آقای فاضلی و آقای بخارایی درباره ذات دانشگاه داشتیم، به رغم تفاوت فهم ها و رهیافت ها، دانشگاه کنونی ایران را «ناکارآمد» و «ناکامیاب» تلقی کردیم. در نشست دیگری که در پژوهشگاه به اهتمام سید جواد میری برگزار شد، تأکید نمودم که دانشگاهایمان نتوانست سپهر دانایی را در پرتو سامان دادن فضای آکادمیک، شکل بدهند.
دانشگاه ها در ایران گرفتار اشتیاق و میل وصف ناپذیر کسب رتبه و رنکینگ ویرانگر و انبوه نویسی استادان خود شده و از ظهور دادن دانایی و دانش بازماندند. نوشتاری از دانشگاه های ایران در علوم انسانی تبدیل به متن درس دانشگاه های مهم دنیا نشده است؛ درحالی که با هزینه بسیار در حال ترجمه و التقاط آثار و آرای غیربنیادین دیگران هستیم. بخش مهمی از دانش دانشگاه های ایران را باید در درون اروپا محوری قرار داد.
آقای فاضلی به درستی تصریح داشتند که وضعمان از حیث علمی در علوم انسانی در حال فروریزی است. بسیارند که نه در ایران از حیث علمی، نامی (نام مبتنی بر دانش) دارند و نه کرسی مهمی در حوزه علم انسانی به خود اختصاص داده و نه نوشتاری (مطلقا) موثر و دقیق تدوین کردند، اما به مدارج علمی بالا دست یافتند. برخی هرسال با «انبوه نویسی زائد»، موفق به دریافت جایزه و لقب پژوهشگر برتر می شوند، دریغ از آنکه آثارشان، اندک تأثیری بر فرآیند علم داشته باشد. امروز هم باید محقق انبوه و پرنویس را بیرون از مطالعات دقیق علمی قرار داد و هم، دانشگاهی که به وی لقب و جوایز اعطا می کند را توبیخ کرد. این وضعیت غیر علمی در حال تسری است و متأسفانه بیشترین دانش های تأثیرگذار در علوم انسانی از سوی محققان بیرون از دانشگاهها شکل گرفته است
می توان با قاطعیت ابراز داشت که مصطفی ملکیان در صورتی که در درون دانشگاه قرار می گرفت، به هیچ روی نمی توانست چنین پژوهش ها، ترجمه ها و دیدگاههای بنیادین را در فلسفه دین سامان دهد. مقصودم موافقت با تمام دیدگاههای آقای ملکیان نیست. در نوشته هایم مخالفت خود را با ایمان گرایی رادیکال در باب گزاره های دینی، تأکید کرده و راهی غیر از عقلانیت نمی یابم. با آرای ایشان در باب «فلسفه اسلامی» و «مسئله تعبد» و «ناسازگاری» آن با «عقل گروی» همراه نیستم، اما با این وصف، وی یکی از متفکران تأثیرگذار ایرانی در حوزه مطالعات فلسفه دین می باشد.
غرضم آن است که تصریحات و تأکیدات آقای فاضلی در باب وضعیت رنجور و درحال احتضار دانشگاهها، سخنی نادرست نیست. چنین هزینه های بسیار برای دانشگاهها برای ظهور نظام دانایی و سپهر علمی، گزاف بود و دستاورد بسیار اندکی داشته است.
تنها با رویکردهای انتقادی است که می توان فهمید در وضعیت کنونی با چیزی به نام دانشگاه مواجه نیستیم. به عبارتی دانشگاه به نظر می رسد تهی شده است. دانشگاهها در ایران دارای «ذات بالاستقلال» نیستند و بیشتر به ساختمان و فیزیک یک بیمار شباهت پیدا کردند. هرچه می گذرد از سهم دانشگاههای ایران در تحولات اجتماعی، فکری، فرهنگی و علمی کاسته شده و از بنیانی بودن آن درحال دور شدن هستیم.
تنها امید باقیمانده، «منظر انتقادی» به وضع نابسامان و ویرانگر است تا مگر از فروپاشی علمی نجات یابد.
انتهای پیام/
گفتگو با هوش مصنوعی
💬 سلام! میخوای دربارهی «چرا به این دانشگاه تهی حمله نمی کنیم؟» بیشتر بدونی؟ من اینجام که راهنماییت کنم.