آدرس عروسی: هتل بین الحرمین! / له کردن متلک ها به سبک دو عاشق



اصلا دلت را که به دست شان بدهی، خودشان بهترین نقاشی ها را برایت می کشند و بهترین کارها را برایت انجام می دهند، آمدن ما معجزه بود، همسرم فداکاری کرد و مثل من دلش را به آقا سپرد تا ایشان پشت و پناه ما و همه جوانان باشد.

خبرگزاری فارس مازندران سرویس اجتماعی|علی رحیمی و الهام زیارتی زوج کاشانی کاروان ما، به جای برپایی جشن عروسی در این اوضاع و احوال اقتصادی، سفر کربلا را جایگزین کرده اند، گپ وگفت کوتاهی با آنها داشتیم که مشروح آن را در ادامه می خوانید.

مصاحبه را این گونه آغاز کردیم: این تصمیم از کجا شروع شد و آیا به عواقب قبل و بعدش فکر کردید؟ ما در عصری زندگی می کنیم که بیشتر جوانان درگیر ظواهر و رنگ و لعاب هستند، به خصوص به دنبال عروسی های آنچنانی!

علی رحیمی گفت: امروزه ازدواج مقوله ای است که به طور کلی چه برای پسر و چه دختر سخت شده، اگر چنانچه زوجین با هم بر سر این موضوع که می توان با یک ازدواج ساده زیر یک سقف رفت، به تفاهم برسند، بسیاری از مشکلات حل می شود، من هم با همسرم به چنین توافقی رسیدم و از آنجایی که بیشتر خانم ها در زمینه گرفتن مراسم و جشن تصمیمات اساسی و حیاتی می گیرند، من هم اختیار را به عهده همسرم گذاشتم، حتی اگر نظرش به برگزاری مراسم عروسی بود، من مشکلی نداشتم ولی خوشبختانه خودش با رضایت کامل اعلام کرد که دلش می خواهد به جای برگزاری مراسم، به پابوس آقا امام حسین(ع) برویم.

از دی ماه سال گذشته برنامه جشن عروسی را کلا کنسل کردیم اما برنامه آمدن به کربلا هنوز مشخص نبود، شبی به همسرم گفتم که ما از آقا خواستیم.

«صحبت هایش قطع شد و شروع کرد به اشک ریختن»

همسرش گفت: گریه نکن آمدن را که آمدیم.

ادامه داد: امام حسین(ع) اگر خودش کسی را طلب کند، همه چیز را جور می کند، ما اصلا ویزا نداشتیم، تا لحظه آخر فکر نمی کردیم بتوانیم راهی سفر کربلا شویم.

در حالی که دیشب اصلا باورم نمی شد که در حرم حضرت اباالفضل(ع) هستم، خیلی منقلب شدم، باورم نمی شد، این را صادقانه می گویم از آن زمان که دلم را دست آقا دادم، گفتم: آقاجان! اگر دلت می خواهد ما بیاییم، خودت همه چیز را ردیف کن؛ آمدن مان به طور معجزه آسایی ردیف شد، وقتی رسیدم نماز شکر خواندم، اینکه آقا اباعبدالله(ع) ما را طلبید، دلیلش این بود که صادقانه کارها را به خودش سپردم؛ خودشان بهترین ها را رقم می زنند، یک سال پس از نماز صبح زیارت عاشورا می خواندم تا این سفر نصیبم شد.

این سفر معجزه خواندن همان زیارت های عاشوراست که خوشبختانه کار برگزاری مراسم عروسی گره خورد و خود آقا همه چیز را برای راهی شدن به این سفر مهیا کرد.

هیچ مخالفتی از سوی خانواده ام نبود، من تک پسرم، هر کسی در کوچه و خیابان مرا می دید، می گفت پدر و مادرت آرزو دارند برایت جشن عروسی بگیرند اما مادرم همیشه می گفت خواسته تو خواسته من است و هر طور که مایلید، رفتار کنید.

من از دوران کودکی با تشویق پدر و مادرم با ائمه اطهار(ع) آشنا شدم، در هیأت حضرت علی اصغر(ع) بودم و معجزه ها و خیرات فراوانی دیدم.

اصلا دلت را که به دست شان بدهی، خودشان بهترین نقاشی ها را برایت می کشند و بهترین کارها را برایت انجام می دهند.

آمدن ما معجزه بود، تقریبا یک سوم هزینه عروسی را به این سفر اختصاص دادیم، همسرم فداکاری کرد و مثل من دلش را به آقا سپرد تا ایشان پشت و پناه ما و همه جوانان باشد.

درست است ازدواج سخت است اما می توان آن را شیرین کرد؛ مهم آرامش است که خدا کمک می کند.

با پول کارگری ام توانستم خانه بسازم، پدر همسرم کشاورز است اما بالاخره با مشقت توانست جهیزیه دخترش را فراهم کند؛ اگر دل مان را به خدا بسپاریم، خودش همه چیز را فراهم می کند.

الهام زیارتی در ادامه گفت: دلیل اینکه این تصمیم را گرفتم این بود که حس کردم مراسم بیشتر برای دیگران برگزار خواهد شد، گویی من دلقک و دیگران تماشاچی ام هستند؛ تا اینکه خودم خواستم کاری برای فراهم آوردن آرامش خودم انجام دهم؛ سفر به کربلا را واقعا دوست داشتم و آرزویم همین بود.

انگیزه را از زمانی گرفتم که خواهرم چند سال پیش به جای برگزاری مراسم عروسی به سفر کربلا رفت و برکات زندگی اش را مدیون این سفر بود؛ امروز هم قسمت ما شد، از اینکه در بین الحرمین هستم حس خوبی دارم.

توصیه ام به جوانان این است که به دنبال کاری باشند تا به آرامش برسند، اول قرار بود به مشهد برویم ولی من دلم اینجا بود، مطمئن بودم که راهی سفر کربلا می شویم، دعای امام حسین(ره) بدرقه راه ما شد.

______________________

گزارش : مهرانگیز عباسی«زائر کربلا»

_______________________

انتهای پیام/۳۱۴۱/ح/و
گفتگو با هوش مصنوعی

💬 سلام! می‌خوای درباره‌ی «آدرس عروسی: هتل بین الحرمین!#@!له کردن متلک ها به سبک دو عاشق» بیشتر بدونی؟ من اینجام که راهنماییت کنم.