مؤمن به دشمن خود هم ستم نمی ورزد / صبر مؤمنین در سختی ها و بلایا



خبرگزاری مهر- گروه دین و اندیشه: بعد از قرآن کریم، حدیث دومین منبع و سند دین شناسی و تعیین کننده راه سعادت انسان ها است. تکیه بر این منبع حیات بخش در برخی حوزه های دین پژوهی همچون فقه و بخش هایی از اخلاق بیشتر و گسترده تر است؛ زیرا اصول این دانش ها در قرآن به اجمال و اشاره آمده و تفصیل آن را باید در حدیث یافت.

حضرت آیت الله خامنه ای همواره در ابتدای درس خارج فقه خود که تا پیش از کرونا، چندین سال منظم برگزار گردید به قرائت و تبیین و شرح یک حدیث می پرداختند.احادیثی که با مضامین اخلاقی و اجتماعی و قابل استفاده برای عموم جامعه است و شرح حضرت آیت الله خامنه ای بر احادیث نیز حاوی نکات نو و کاربردی در سبک زندگی اسلامی است.

رهبر معظم انقلاب اسلامی در ابتدای جلسه درس خارج فقه ۱۹ خرداد ماه ۱۳۸۳ با استناد به روایتی از امام صادق (ع) می پردازند که در ادامه فیلم و متن این جلسه تقدیم مخاطبان می شود:

عن ابی عبد الله علیه السلام قال: ینبغی للمؤمن ان یکون فیه ثمان خصال وقور عند الهزاهز صبور عند البلاء شکور عند الرخاء قانع بما رزقه الله لا یظلم الاعداء و لا یتحامل للاصدقاء بدنه منه فی تعب و الناس منه فی راحة .(۱)

ینبغی للمؤمن ان یکون فیه ثمان خصال وقور عند الهزاهز

در یک نسخه ای بنده دیدم «عند الهزائز» است؛ فرق نمی کند؛ مراد، حوادث دشوار و تکان دهنده است. وقور بودن در این حوادث یعنی از جا در نرفتن، خود را نباختن، آرامش خود را حفظ کردن، به تلاطم درنیامدن. فرض کنید بیماری ای برای انسان پیش می آید، زلزله ای پیش می آید، جنگی پیش می آید، فقری پیش می آید؛ اینها هزائز زندگی است. بعضی ها بمجرد اینکه شایعه ی زلزله می آید یا فرض کنید که خوف جنگ می آید یا یک کسی علیه انسان یک کلمه حرف میزند، خودشان را می بازند، از جا در می روند. [حضرت امام صادق (علیه السلام می فرمایند:] مؤمن باید این جور نباشد و از جا در نرود، خودش را حفظ کند.

صبور عند البلاء

این باز مطلب دیگری است؛ یعنی حادثه وقتی پیش آمد برای او، صبر کند. صبر به همان معنایی است که مکرر عرض کرده ایم؛ یعنی این حرکتی را که شروع کرده متوقف نکند، استقامت کند؛ صبر یعنی این. شما مثلا حرکت کردید می خواهید از تهران بروید به یک شهری، وسط راه یک مانعی پیش می آید، یک مشکلی پیش می آید؛ یک وقت هست برمیگردید، این بی صبری است؛ یک وقت هست نه، برنمی گردید، در صدد برمی آیید که این مانع را برطرف کنید، یک جوری از آن عبور کنید؛ صبر یعنی این.

شکور عند الرخاء

بمجرد اینکه آسایش و راحتی و گشایش در کار انسان پیدا شد، انسان طغیان نکند، شکرگزار باشد، بداند که نعمتی است از طرف پروردگار، شکر الهی را در برابر نعمت فراموش نکند، شکور باشد. این هم یک مطلب مهمی است و نقطه ی مقابل این واقعا یک آفتی است که انسان بمجرد اینکه یک ذره جیبش پر پول می شود، چهار نفر به آدم سلام می کنند، بدنش مثلا از بیماری نجات پیدا می کند، ناگهان طغیان کند، ان رءاه استغنی ٰ.(۲) بمجرد اینکه انسان احساس می کند که حالا دیگر مشکلی ندارد، ناگهان باد به کله ی انسان می افتد، همه چیز را از خود می داند و خدا را فراموش می کند. این هم آفت دیگر، که باید «شکور عند الرخاء» باشد.

قانع بما رزقه الله

به همان [چیزی] که بعد از همه ی زحمت هایی که باید بکشید به شما رسید، قانع باشید؛ نگویید چرا بیشتر نشد، چرا بهتر نشد. نه اینکه تلاش نکنید؛ تلاش کنید [اما] بعد از آنکه تلاش کردید و این تلاش شما منتهی به یک حدی از زندگی شد -حالا زندگی یعنی پول، زندگی یعنی زندگی معمولی، یا جاه و مسئولیت و غیره- به همان قانع باشید، دیگر زیاده طلبی نکنید. معنایش این باشد که راضی به آنچه هستید نیست.

لا یظلم الاعداء

[مؤمن] به دشمن خود هم ستم نمی ورزد؛ حالا دوست که هیچ، مؤمن که هیچ. بعضی ها خیال می کنند اگر کسی دشمن شد، می شود به او ظلم کرد، می شود به او تهمت زد، می شود غیبتش را کرد، می شود اموالش را خورد، می شود اذیتش کرد. چرا؟ دشمن است دیگر! نه، دشمن را هم ظلم نباید کرد، ولو دشمن است. اگر جرمی کرده، خب بر طبق جرمش اگر مسئولیت مجازات با شما است، مجازاتش کنید، اگر مسئولیت با دیگری است که شما همان را هم نباید بکنید؛ به صرف اینکه دشمن است، نمی شود به او فحش داد، تهمت زد، دروغ گفت، مالش را برد، [به این بهانه] دشمن است.

و لا یتحامل للاصدقاء

[مؤمن] برای دوستان خودش هم تحامل درست نمی کند. «لا یتحامل للاصدقاء» را اینجا [در پی نوشت کتاب] معنا کرده «لا یجور علیهم لأجل الاصدقاء و طلب مرضاتهم»؛ این هم یک معنا است، این هم خوب است، بد نیست. «لا یتحامل علی الاصدقاء» نیست، «للاصدقاء» است؛ یعنی برای خاطر دوستانش تحامل به این و آن نمی کند؛ یعنی همین جناح بازی که حالا الان رایج است بین ما که انسان به خاطر دوستان خودش، مدام به این تحامل کند، مدام به آن بد بگوید. یا این جور، یا هم همان [معنا] که ابتدائا به ذهن انسان متبادر می شود؛ یعنی تحمیل بر دوستان خودش هم نباشد، آنها را هم مورد تحامل خود قرار ندهد.

بدنه منه فی تعب و الناس منه فی راحة

این دو صفت [هم برای مؤمن] ذکر شده است، اما این دو صفت تقریبا با هم است. فرض کنید یک مسافرتی کرده اید، حالا مثلا در این اتاق رفیق شما شب خر و پف می کند و نمی گذارد شما بخوابید. دو راه وجود دارد؛ یکی اینکه لگد بزنید بگویید «پا شو مرد حسابی، نمی گذاری ما بخوابیم»! این «الناس منه فی راحة» نیست؛ این اذیت کردن دیگران است. خب بالاخره چه کار کند بیچاره؟ خر و پف می کند. یکی هم این است که خودتان این تعب را تحمل کنید؛ یا بروید در راهرو بخوابید، یا گوشتان را بگیرید، بالاخره یک کاری بکنید. یعنی انسان در مقام معارضه ی با راحت خود و راحت دیگران، راحت دیگران را ترجیح بدهد، راحت خود را ترجیح ندهد. حدیث دنباله [هم] دارد، که البته آن هشت چیز [مشابه] همینها است.

۱) خصال، ج ۲، ص ۴۰۶؛ «امام صادق (علیه السلام) فرمود شایسته است که در مؤمن هشت خصلت باشد: در موقع گرفتاری ها خودنگهدار باشد و در موقع رسیدن بلا شکیبا باشد و در خوشی ها شکرگزار باشد و به آنچه خداوند او را روزی داده قانع باشد، به دشمنانش ظلم نکند و به خاطر دوستانش به مردم ستم نکند، بدن خود را به زحمت اندازد و مردم از وی در آسایش باشند.»

۲) سوره ی علق، آیه ی ۷؛ «همین که خود را بی نیاز پندارد.»
گفتگو با هوش مصنوعی

💬 سلام! می‌خوای درباره‌ی «مؤمن به دشمن خود هم ستم نمی ورزد#@!صبر مؤمنین در سختی ها و بلایا» بیشتر بدونی؟ من اینجام که راهنماییت کنم.