نوسروده محمود ژولیده برای شهدای کرمان
محمود ژولیده شاعر آیینی در رثای حمله تروریستی گلزار شهدای کرمان و سالروز شهادت سپهبد شهید سردار حاج قاسم سلیمانی شعری سرود. متن کامل این شعر به شرح زیر است:
ایکه به دل ها غمت ابراز شد
مکتب تو مکتب اعجاز شد
تا حرمت، مرکز پرواز شد
باب شهادت به همه باز شد
هدیه احسان تو بر زائران
معبر گلزار تو، تا آسمان
تا حرمت شد به جهان جلوه گاه
کوی ولایت شده این تکیه گاه
نور رسید از تو بر این خیمه گاه
گلش گلزار تو شد قتلگاه
معبر گلزار تو، چون غزه شد
شهر تو، چون فکه شد و جبهه شد
بس، ز غم فاطمه افروختی
شمع شدی، آب شدی، سوختی
آنچه که از معرکه اندوختی
بر همه ی مردمت آموختی
فاطمیون را تو بنا کرده ای
حیدریون را تو بپا کرده ای
بس که صفا از کرمت می رسد
نور، ز نطق و قلمت می رسد
عشق، ز گرمای دمت می رسد
بوی ظهور از حرمت می رسد
کیست نداند که هدایت تویی
یکه علمدار ولایت تویی
من به گمانم که شده تربتت
مایه ی افزون شدن عزتت
غم مخورم هرگز از این غربتت
زانکه حسینی شده این ملتت
هر چه که دشمن به تو تازیده است
نایب مهدی به تو نازیده است
آنکه به مولای جهان نایب است
چشم امیدش بسوی صاحب است
گرچه به ظاهر ز نظر غایب است
عین علی بن ابی طالب است
اذن ظهور پسر فاطمه
بسته به چشمان تر فاطمه
گفت به سید رضی قهرمان
غیر شهادت نبود راهمان
طالب لبخند امام زمان
جز به شهادت نرود بی گمان
دوره ی غم، از سر ما بگذرد
قدس هم از کرب و بلا بگذرد
ما سپر زاده زهرا شدیم
در ره حق، واله و شیدا شدیم
هر چه که ما کشته، ز اعدا شدیم
تازه مقربتر مولا شدیم
هر که در این بزم مقرب تر است
جزو صحابی همین لشکر است
قصه ی ما قصه قالوا بلاست
غصه ی ما غصه کرب و بلاست
گریه ی ما گریه آن مبتلاست
ناله ی ما ناله جام بلاست
پیش روی ماست ندای حسین
ملت لبیک، فدای حسین
هرچه نوایش به عیان می رسید
بر گلویش تیر و سنان می رسید
نیزه ی کوفی به دهان می رسید
ناله و فریاد زنان می رسید
سنگ جفایی به جبین خورد آه
چادر خاکی به زمین خورد آه
ایکه به دل ها غمت ابراز شد
مکتب تو مکتب اعجاز شد
تا حرمت، مرکز پرواز شد
باب شهادت به همه باز شد
هدیه احسان تو بر زائران
معبر گلزار تو، تا آسمان
تا حرمت شد به جهان جلوه گاه
کوی ولایت شده این تکیه گاه
نور رسید از تو بر این خیمه گاه
گلش گلزار تو شد قتلگاه
معبر گلزار تو، چون غزه شد
شهر تو، چون فکه شد و جبهه شد
بس، ز غم فاطمه افروختی
شمع شدی، آب شدی، سوختی
آنچه که از معرکه اندوختی
بر همه ی مردمت آموختی
فاطمیون را تو بنا کرده ای
حیدریون را تو بپا کرده ای
بس که صفا از کرمت می رسد
نور، ز نطق و قلمت می رسد
عشق، ز گرمای دمت می رسد
بوی ظهور از حرمت می رسد
کیست نداند که هدایت تویی
یکه علمدار ولایت تویی
من به گمانم که شده تربتت
مایه ی افزون شدن عزتت
غم مخورم هرگز از این غربتت
زانکه حسینی شده این ملتت
هر چه که دشمن به تو تازیده است
نایب مهدی به تو نازیده است
آنکه به مولای جهان نایب است
چشم امیدش بسوی صاحب است
گرچه به ظاهر ز نظر غایب است
عین علی بن ابی طالب است
اذن ظهور پسر فاطمه
بسته به چشمان تر فاطمه
گفت به سید رضی قهرمان
غیر شهادت نبود راهمان
طالب لبخند امام زمان
جز به شهادت نرود بی گمان
دوره ی غم، از سر ما بگذرد
قدس هم از کرب و بلا بگذرد
ما سپر زاده زهرا شدیم
در ره حق، واله و شیدا شدیم
هر چه که ما کشته، ز اعدا شدیم
تازه مقربتر مولا شدیم
هر که در این بزم مقرب تر است
جزو صحابی همین لشکر است
قصه ی ما قصه قالوا بلاست
غصه ی ما غصه کرب و بلاست
گریه ی ما گریه آن مبتلاست
ناله ی ما ناله جام بلاست
پیش روی ماست ندای حسین
ملت لبیک، فدای حسین
هرچه نوایش به عیان می رسید
بر گلویش تیر و سنان می رسید
نیزه ی کوفی به دهان می رسید
ناله و فریاد زنان می رسید
سنگ جفایی به جبین خورد آه
چادر خاکی به زمین خورد آه
گفتگو با هوش مصنوعی
💬 سلام! میخوای دربارهی «نوسروده محمود ژولیده برای شهدای کرمان» بیشتر بدونی؟ من اینجام که راهنماییت کنم.