جایگاه اصحاب و دشمنان امام حسین (ع) در آیینه قرآن (۴) / جایگاه کوفیان در قرآن- اخبار دین ، قرآن و اندیشه - اخبار فرهنگی تسنیم
به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، داشتن تصویری قرآنی از تاریخ زندگانی خوبان بشر و در رأس ایشان اهل بیت وحی علیهم السلام و شیعیان با وفای ایشان، یکی از نقاط مغفول در اندیشه اسلامی ما محسوب می شود؛ چرا که عمده تحلیل های اندیشمندان ما درباره سیره و تاریخ عترت، مبتنی بر نگاه تاریخی و یا کمی فراتر، بیان علوم و اخلاق آن انوار مقدس است. به عنوان مثال در مسئله قیام امام حسین علیه السلام اکثر روایات از زبان مورخانی است که اصل آنها نه تنها شیعه نبودند بلکه در فضای اسلامی اموی تنفس کرده بودند و بلکه در لشکر یزیدیان بودند که از جمله آنها حمید بن مسلم ازدی بود.
اما وقتی در ماجرای امام حسین علیه السلام پای درس قرآن بنشینیم، تصویری دقیق تر و مبتنی بر معارف ناب به انسان ارائه می دهد، معارفی که نه تنها کهنگی ندارند بلکه در تمام دوران ها می جوشند و بهره های خود را به سایر پاک طینتان عالم می رسانند. در سه شماره قبل مبتنی بر آیات ۲۴ تا ۲۷ سوره انفال۱ گذری بر معارف قرآنی اصحاب امام حسین علیه السلام و دشمنان ایشان داشتیم و مطرح شد که در صورت کلی سه گروه در ماجرای قیام حسینی حضور داشتند:
۱- استجابت کنندگان ندای امام که مؤمنان جان بر کف بودند و با کشته شدن شان به حیات جاودانه رسیدند.
۲- مردم عادی که گرفتار فضای غبارآلود فتنه شدند؛ عده ای از آنان خیانت کردند، مقابل امام صف بستند و عده ای بی طرف ماندند.
۳- ظالمانی که گردانندگان اصلی فتنه بودند که در رأس آنها معاویه و یزید ملعون و نیز ابن زیاد قرار داشتند.
خداوند در آیه ۲۷ هشدار دیگری مطرح کرده، می فرماید: «یا أیها الذین آمنوا لا تخونوا الله و الرسول و تخونوا أماناتکم و أنتم تعلمون»؛ یعنی «ای کسانی که ایمان آورده اید، به خدا و پیامبر او خیانت نکنید و [نیز] در امانت های خود خیانت نورزید در حالی که (به این مسئله) علم دارید.» حال باید پرسید خیانت به امانات چه ارتباطی به عترت دارد؟ پاسخ این است که چه امانتی بزرگ تر از مقام امامت عترت علیهم السلام می تواند باشد؟ همان امانتی که بارها رسول خدا صلی الله علیه و آله آن را بیان کردند و در حدیث مشهور به حدیث ثقلین ما را دعوت به آن کردند. امام باقر علیه السلام در روایتی به صراحت بر این نکته صحه گذاشته، درباره این آیه می فرماید «تخونوا أماناتکم» فی آل محمد. (شواهد التنزیل لقواعد التفضیل، ج۱، ص: ۲۷۰) این حدیث گویای آن است که در هر دوره ممکن است درباره اهل بیت وحی خیانت صورت گیرد و این اتفاق را تقریبا در زندگانی تمام عترت شاهدیم.
اما وقتی این آیه را در بستر تاریخ صدر اسلام رصد کنیم، حداقل به دو ماجرای بزرگ می رسیم:
یکی پس از ماجرای غدیر و دیگری ماجرای قیام امام حسین علیه السلام. در ماجرای غدیر، خداوند به واسطه رسول خدا صلی الله علیه و آله از امت مسلمان نسبت به سرسپردگی به امامت، ولایت، امارت و خلافت امیر مؤمنان علیه السلام عهد می گیرد. در همان لحظات ابتدایی پس از فوت پیامبر، همان مردمان به امانت نبوی خیانت کردند و سقیفه را رقم زدند و اتفاقات اسفباری که در برگ های تاریخ خواندیم. در ماجرای قیام امام حسین علیه السلام تقریبا مشابه این ماجرا اتفاق افتاد. همان ها که به امام از کوفه نامه نوشتند و ایشان را دعوت کردند تا تحت امامت شان قرار گیرند، از عهد خود نه تنها رویگردان شدند بلکه عمده آنها در صف یزید آمدند و مقابل امام صف بستند. این مسئله اگر داستان هم باشد، داستانی غم انگیز و تأسف بار است که در تاریخ به ندرت اتفاق می افتاد.
--------------------------------
پاورقی:
۱- یا أیها الذین آمنوا استجیبوا لله و للرسول إذا دعاکم لما یحییکم و اعلموا أن الله یحول بین المرء و قلبه و أنه إلیه تحشرون (۲۴)
و اتقوا فتنة لا تصیبن الذین ظلموا منکم خاصة و اعلموا أن الله شدید العقاب (۲۵)
و اذکروا إذ أنتم قلیل مستضعفون فی الأرض تخافون أن یتخطفکم الناس فآواکم و أیدکم بنصره و رزقکم من الطیبات لعلکم تشکرون (۲۶)
یا أیها الذین آمنوا لا تخونوا الله و الرسول و تخونوا أماناتکم و أنتم تعلمون (۲۷)
ای کسانی که ایمان آورده اید، چون خدا و پیامبر، شما را به چیزی فرا خواندند که به شما حیات می بخشد، آنان را اجابت کنید، و بدانید که خدا میان آدمی و دلش حایل می شود و هم در نزد او محشور خواهید شد.
و از فتنه ای که تنها به ستمکاران شما نمی رسد بترسید و بدانید که خدا سخت کیفر است.
و به یاد آورید هنگامی را که شما در زمین، گروهی اندک و مستضعف بودید. می ترسیدید مردم شما را بربایند، پس [خدا] به شما پناه داد و شما را به یاری خود نیرومند کنند و از چیزهای پاک به شما روزی داد، باشد که شکر کنید.
ای کسانی که ایمان آورده اید، به خدا و پیامبر او خیانت نکنید و [نیز] در امانت های خود خیانت نورزید و خود می دانید [که نباید خیانت کرد].
انتهای پیام/
اما وقتی در ماجرای امام حسین علیه السلام پای درس قرآن بنشینیم، تصویری دقیق تر و مبتنی بر معارف ناب به انسان ارائه می دهد، معارفی که نه تنها کهنگی ندارند بلکه در تمام دوران ها می جوشند و بهره های خود را به سایر پاک طینتان عالم می رسانند. در سه شماره قبل مبتنی بر آیات ۲۴ تا ۲۷ سوره انفال۱ گذری بر معارف قرآنی اصحاب امام حسین علیه السلام و دشمنان ایشان داشتیم و مطرح شد که در صورت کلی سه گروه در ماجرای قیام حسینی حضور داشتند:
۱- استجابت کنندگان ندای امام که مؤمنان جان بر کف بودند و با کشته شدن شان به حیات جاودانه رسیدند.
۲- مردم عادی که گرفتار فضای غبارآلود فتنه شدند؛ عده ای از آنان خیانت کردند، مقابل امام صف بستند و عده ای بی طرف ماندند.
۳- ظالمانی که گردانندگان اصلی فتنه بودند که در رأس آنها معاویه و یزید ملعون و نیز ابن زیاد قرار داشتند.
خداوند در آیه ۲۷ هشدار دیگری مطرح کرده، می فرماید: «یا أیها الذین آمنوا لا تخونوا الله و الرسول و تخونوا أماناتکم و أنتم تعلمون»؛ یعنی «ای کسانی که ایمان آورده اید، به خدا و پیامبر او خیانت نکنید و [نیز] در امانت های خود خیانت نورزید در حالی که (به این مسئله) علم دارید.» حال باید پرسید خیانت به امانات چه ارتباطی به عترت دارد؟ پاسخ این است که چه امانتی بزرگ تر از مقام امامت عترت علیهم السلام می تواند باشد؟ همان امانتی که بارها رسول خدا صلی الله علیه و آله آن را بیان کردند و در حدیث مشهور به حدیث ثقلین ما را دعوت به آن کردند. امام باقر علیه السلام در روایتی به صراحت بر این نکته صحه گذاشته، درباره این آیه می فرماید «تخونوا أماناتکم» فی آل محمد. (شواهد التنزیل لقواعد التفضیل، ج۱، ص: ۲۷۰) این حدیث گویای آن است که در هر دوره ممکن است درباره اهل بیت وحی خیانت صورت گیرد و این اتفاق را تقریبا در زندگانی تمام عترت شاهدیم.
اما وقتی این آیه را در بستر تاریخ صدر اسلام رصد کنیم، حداقل به دو ماجرای بزرگ می رسیم:
یکی پس از ماجرای غدیر و دیگری ماجرای قیام امام حسین علیه السلام. در ماجرای غدیر، خداوند به واسطه رسول خدا صلی الله علیه و آله از امت مسلمان نسبت به سرسپردگی به امامت، ولایت، امارت و خلافت امیر مؤمنان علیه السلام عهد می گیرد. در همان لحظات ابتدایی پس از فوت پیامبر، همان مردمان به امانت نبوی خیانت کردند و سقیفه را رقم زدند و اتفاقات اسفباری که در برگ های تاریخ خواندیم. در ماجرای قیام امام حسین علیه السلام تقریبا مشابه این ماجرا اتفاق افتاد. همان ها که به امام از کوفه نامه نوشتند و ایشان را دعوت کردند تا تحت امامت شان قرار گیرند، از عهد خود نه تنها رویگردان شدند بلکه عمده آنها در صف یزید آمدند و مقابل امام صف بستند. این مسئله اگر داستان هم باشد، داستانی غم انگیز و تأسف بار است که در تاریخ به ندرت اتفاق می افتاد.
--------------------------------
پاورقی:
۱- یا أیها الذین آمنوا استجیبوا لله و للرسول إذا دعاکم لما یحییکم و اعلموا أن الله یحول بین المرء و قلبه و أنه إلیه تحشرون (۲۴)
و اتقوا فتنة لا تصیبن الذین ظلموا منکم خاصة و اعلموا أن الله شدید العقاب (۲۵)
و اذکروا إذ أنتم قلیل مستضعفون فی الأرض تخافون أن یتخطفکم الناس فآواکم و أیدکم بنصره و رزقکم من الطیبات لعلکم تشکرون (۲۶)
یا أیها الذین آمنوا لا تخونوا الله و الرسول و تخونوا أماناتکم و أنتم تعلمون (۲۷)
ای کسانی که ایمان آورده اید، چون خدا و پیامبر، شما را به چیزی فرا خواندند که به شما حیات می بخشد، آنان را اجابت کنید، و بدانید که خدا میان آدمی و دلش حایل می شود و هم در نزد او محشور خواهید شد.
و از فتنه ای که تنها به ستمکاران شما نمی رسد بترسید و بدانید که خدا سخت کیفر است.
و به یاد آورید هنگامی را که شما در زمین، گروهی اندک و مستضعف بودید. می ترسیدید مردم شما را بربایند، پس [خدا] به شما پناه داد و شما را به یاری خود نیرومند کنند و از چیزهای پاک به شما روزی داد، باشد که شکر کنید.
ای کسانی که ایمان آورده اید، به خدا و پیامبر او خیانت نکنید و [نیز] در امانت های خود خیانت نورزید و خود می دانید [که نباید خیانت کرد].
انتهای پیام/
گفتگو با هوش مصنوعی
💬 سلام! میخوای دربارهی «جایگاه اصحاب و دشمنان امام حسین (ع) در آیینه قرآن (۴) #@! جایگاه کوفیان در قرآن- اخبار دین ، قرآن و اندیشه - اخبار فرهنگی تسنیم» بیشتر بدونی؟ من اینجام که راهنماییت کنم.