روایت یک شهید وطن؛ «داشمشتی» که خاکیتر از خاک شد!
خبرگزاری مهر؛ گروه استان ها: شهید امدادگر محمود زینی وند را همه با مرام و مردانگی اش می شناختند؛ داش مشتی و بامعرفت. مردی که با وجود مشغله فراوان کاری، هیچ گاه از مسئولیت اجتماعی و دینی اش شانه خالی نمی کرد.
او راننده جرثقیل بود؛ سخت کوش و پرکار. اما با فرارسیدن ایام محرم، کار برایش معنایی دیگر پیدا می کرد. محمود، عاشقانه و بی هیچ چشم داشتی، پشتیبانی هیئت بزرگ تعزیه اعظم خرم آباد را بر عهده می گرفت و این وظیفه را نه یک تکلیف، که افتخار خود می دانست.
شهید زینی وند از شهدای جنگ تحمیلی ۱۲ روزه است و به ما آموخت می توان در عین داش مشتی بودن، در وقتش «خاکی تر از خاک» شد برای مردم؛ بی ادعا، بی هیاهو و بی توقع. مردانگی اش در عمل معنا پیدا می کرد، نه در شعار.
او راننده جرثقیل بود؛ سخت کوش و پرکار. اما با فرارسیدن ایام محرم، کار برایش معنایی دیگر پیدا می کرد. محمود، عاشقانه و بی هیچ چشم داشتی، پشتیبانی هیئت بزرگ تعزیه اعظم خرم آباد را بر عهده می گرفت و این وظیفه را نه یک تکلیف، که افتخار خود می دانست.
شهید زینی وند از شهدای جنگ تحمیلی ۱۲ روزه است و به ما آموخت می توان در عین داش مشتی بودن، در وقتش «خاکی تر از خاک» شد برای مردم؛ بی ادعا، بی هیاهو و بی توقع. مردانگی اش در عمل معنا پیدا می کرد، نه در شعار.
گفتگو با هوش مصنوعی
💬 سلام! میخوای دربارهی «روایت یک شهید وطن؛ «داش مشتی» که خاکی تر از خاک شد!» بیشتر بدونی؟ من اینجام که راهنماییت کنم.