سندی قرآنی و روایی بر حقانیت امیرالمؤمنین



خداوند در قرآن کریم بارها به حقانیت امام علی (ع) اشاره کرده است اما در آیات ۷۳ تا ۷۵ سوره اسراء خداوند به نحوی به پیامبر هشدار می دهد که فریب کفار را نخورد. در روایات متعددی از اهل بیت آمده که این آیات در حقانیت امیرالمؤمنین و ولایت ایشان پس از پیامبر است.

به گزارش خبرنگار قرآن و فعالیت های دینی خبرگزاری فارس در قرآن کریم آیاتی وجود دارد که معنای آن در نگاه اول عجیب و غیرپذیرفتنی می نماید. چراکه با اصول ثابت شده اعتقادی و بینش دینی رایج ناسازگاری دارد. از جمله این آیات، می توان به آیه های ۷۳ تا ۷۵ سوره اسراء اشاره کرد.

خداوند در این آیات فرموده است: «و إن کادوا لیفتنونک عن الذی أوحینا إلیک لتفتری علینا غیره و إذا لاتخذوک خلیلا (۷۳) و لو لا أن ثبتناک لقد کدت ترکن إلیهم شیئا قلیلا (۷۴) إذا لأذقناک ضعف الحیاة و ضعف الممات ثم لاتجد لک علینا نصیرا (۷۵)؛ نزدیک بود آن ها تو را از آنچه بر تو وحی کرده ایم بفریبند، تا غیر آن را به ما نسبت دهی و آنگاه تو را به دوستی خود بر می گزیدند.(۷۳) و اگر تو را ثابت قدم نمی داشتیم، همانا نزدیک بود اندکی به سوی آنان متمایل شوی.(۷۴) در آن صورت دو برابر در دنیا و دو برابر در آخرت عذاب به تو می چشاندیم، آنگاه برای خود در برابر ما یاوری نمی یافتی.(۷۵)»

تمجید یا تهدید پیامبر!

خداوند در این آیات به طرز غیرقابل باوری پیامبر خود را تهدید کرده است؛ به این دلیل که ظاهرا نزدیک بوده اندک تمایلی به کفار پیدا کند! این مطلب در نگاه اول با عظمت شأن و عصمت پیامبر تعارض دارد. اما با دقت در الفاظ آیه روشن می شود که نه تنها سخن از نقص و عیب پیامبر نیست که در حقیقت این آیات پیامبر را ستوده اند. رکون در عربی به معنای کمترین حد تمایل است و بر اساس این آیات، رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم نه تنها کمترین میلی به کفار نکرد، که حتی به میل، نزدیک هم نشد. این مطلب نه تنها با عصمت او ناسازگاری ندارد که عین عصمت الهی رسول خدا صلی الله علیه وآله و سلم است.[۱]

به در بگو دیوار بشنود!

گاهی در قرآن مشاهده می شود در مواردی که مطلب بسیار مهم و حیاتی است و تخلف از آن به هیچ وجه بخشودنی نیست، خداوند در قالب تهدید پیامبر، تکلیف دیگران را یکسره کرده است تا همه بدانند وقتی پیامبر چنین مورد خطاب قرار می گیرد، آنها چه حال و روزی خواهند داشت. در موارد متعددی ائمه علیهم السلام در تفسیر این آیات، به این مطلب اشاره کرده اند که مراد خداوند در واقع تهدید پیامبر نبوده است، بلکه می خواسته امتش را متوجه اهمیت امر کند.[۲] [۳]

مفسران حقیقی قرآن

برای دانستن اینکه مسأله مورد اشاره این آیات چیست و چه امر خطیری در میان بوده که خداوند چنین هشدارهایی داده است، بهترین راه مراجعه به روایات اهل بیت علیهم السلام است که مفسر حقیقی قرآن و سخنگویان رسمی دین هستند. هرچند قرآن به زبان عربی مبین نازل شده است، اما قرآن کتاب ابدی هدایت و جوشیده از چشمه بیکران علوم لایزال الهی است، لذا فهم حقایق و باطن آن چیزی نیست که برای همگان میسر باشد.

خداوند خود تکلیف تفسیر قرآن را مشخص کرده و در آیات متعددی پیامبر و اهل بیتش علیهم السلام را تنها مرجع رسمی و قانونی تفسیر قرآن معرفی کرده است. به عنوان نمونه در این دو آیه، خداوند تبیین قرآن را وظیفه پیامبر دانسته است: «و ما أنزلنا علیک الکتاب إلا لتبین لهم الذی اختلفوا فیه و هدی و رحمة لقوم یؤمنون؛[۴]

ما این کتاب را بر تو نازل نکردیم مگر برای اینکه حقایقی را که در آن اختلاف کرده اند، برای آنان توضیح دهی [تا از آراء، نظریات وسلیقه های باطلشان نسبت به حقایق دست بردارند] و برای مردمی که ایمان دارند [مایه] هدایت و رحمت باشد.» همچنین فرموده است: «و أنزلنا إلیک الذکر لتبین للناس ما نزل إلیهم و لعلهم یتفکرون؛[۵] و قرآن را [هم] به سوی تو نازل کردیم به خاطر اینکه برای مردم آنچه را که برای [هدایتشان] به سویشان نازل شده بیان کنی و برای اینکه [در پیامبری تو و آنچه را به حق نازل شده] بیندیشند.»

ردپای ولایت امیرالمؤمنین در جای جای قرآن

با مراجعه به روایاتی که در تفسیر این آیات وارد شده، روشن می شود، آن مسأله مهم که خداوند پیامبرش را به شدت تهدید کرده، مربوط به امر امامت امیرالمؤمنین علی علیه السلام بوده است. خداوند با تهدید پیامبر خواسته به مردم بفهماند که سهل انگاری در امر امامت و جانشینی پیامبر به هیچ وجه پذیرفتنی نیست و خدا حتی با بهترین بنده اش بر سر امامت شوخی ندارد. امام کاظم علیه السلام درباره ماجرای نزول این آیات فرموده است: «قریش می خواست پیامبر صلی الله علیه و آله را در رأی و نظرش نسبت به علی علیه السلام دچار تردید و شک نماید تا پیامبر دست از علی بردارد و او را رها کند، حتی برخی از زنان حضرت در این باره بسیار بر او اصرار ورزیدند …»[۶]

امام باقر علیه علیه السلام نیز در این باره فرموده است: «تفسیر این آیه در مورد علی علیه السلام است؛ یعنی آنها خواستند تو را از آنچه درباره علی به تو وحی کردیم، باز دارند و خداوند به آن حضرت وحی فرموده بود که ایشان را به پذیرش ولایت علی فرمان دهد.»[۷]

بر خلاف تصور عده ای که نبودن نام علی علیه السلام در قرآن را بهانه قرار می دهند، در جای جای قرآن یاد علی علیه السلام وجود دارد و هیچ گاه قرآن جدا از علی نبوده است، همانطور که هیچگاه علی از قرآن جدا نبوده است.

علی روشن

پی نوشت:

[۱] المیزان، ج۱۳، ص۱۷۳.

[۲] عیون اخبار الرضا علیه السلام، ج۱، ص۲۰۲.

[۳] کافی، ج۲، ص۶۳۱.

[۴] نحل، آیه: ۶۴.

[۵] نحل، آیه: ۴۴.

[۶] تفسیر اهل بیت علیهم السلام، ج۸، ص۲۸۰.

[۷] تفسیر فرات الکوفی، ص۲۴۳.

انتهای پیام/
گفتگو با هوش مصنوعی

💬 سلام! می‌خوای درباره‌ی «سندی قرآنی و روایی بر حقانیت امیرالمؤمنین» بیشتر بدونی؟ من اینجام که راهنماییت کنم.