گرسنه واژه ها؛ پیام روز جهانی کتاب کودک
به گزارش خبرگزاری مهر، هر سال در دوم ماه آوریل، سالروز تولد هانس کریسیتن اندرسن، از سوی یکی از شاخه های ملی دفتر بین المللی کتاب برای نسل جوان Ibby پیام و پوستری در بزرگداشت کتاب کودک منتشر می شود تا همه کشورها را به توجه بیشتر به نقش کتاب در زندگی کودکان فرابخواند. امسال هم کشور اسلوانی عهده دار انتشار این پیام بوده است، پیامی با عنوان «گرسنه واژه ها» ( A Hunger For Words) به قلم پیتر سوتینا از نویسندگان نامدار اسلوانی. این پیام به رسم هر سال از سوی شورای کتاب کودک با عنوان «بی تاب واژه ها» ترجمه و در دسترس علاقمندان قرارداده شده است.
بی تاب واژه ها
روز جهانی کتاب کودک، ۱۴ فروردین ۱۳۹۹
جایی که من زندگی می کنم، در روزهای پایانی ماه آوریل و اوایل ماه می، بوته ها به رنگ سبز در می آیند و خیلی زود پر می شوند از پیله های پروانه. این منظره، شبیه گلوله های پنبه یا پشمک است. شفیره های گرسنه، برگ ها را یکی یکی می خورند تا وقتی که بوته ها کاملا بی برگ و برهنه می شوند. اما وقتی پروانه های بالغ به پرواز در می آیند، هنوز بوته ها از بین نرفته اند. همین که تابستان می رسد، دوباره بوته ها رنگ سبز در می آیند. هربار و همه بار.
این، مثل تصویری از یک نویسنده یا تصویری از یک شاعر است. آن ها بارها، با داستان ها و شعرهای شان خورده می شوند، خونشان خشک می شود، به طوری که وقتی داستان یا شعرشان به پایان می رسد، به پرواز در می آیند. درون کتاب ها می روند و خوانندگان شان را پیدا می کنند. این اتفاق بارها و بارها میفتد.
و چه بر سر شعرها و داستان هایشان می آید؟
پسری را می شناسم که می بایست چشمش را عمل جراحی می کرد. تا دوهفته پس از عمل، تنها اجازه داشت به طرف راست دراز بکشد، و بعد از آن تا یک ماه نمی بایست چیزی بخواند. سرانجام، پس از یک ماه و نیم که توانست کتابی در دست بگیرد، احساس می کرد انگار واژه ها را با قاشق از کاسه ای بیرون می آورد و آن ها را می خورد، یعنی آن ها را می بلعد.
دختری را هم می شناسم که برای معلمی ساخته شده بود. به من می گفت: «کودکانی که با پدر و مادرشان کتاب نمی خوانند، ناتوان هستند.»
واژه ها در شعر و داستان، به غذا می مانند، نه غذایی برای بدن، نه غذایی که بتواند معده ی شما را پر کند، بلکه غذایی برای روان و برای ذهن.
وقتی کسی گرسنه یا تشنه باشد، معده و دهانش خشک می شود. کسانی که گرسنه اند، به دنبال هر چیزی برای خوردن می گردند: تکه ای نان، کاسه ای برنج یا ذرت، ماهی یا موز، هرچه گرسنه تر شوند، تمرکز آن ها کمتر می شود، چشم هایشان هیچ چیز را نمی بیند. فقط غذاست که می تواند گرسنگی و تشنگی آن ها را فرود بنشاند.
بی تابی برای واژه ها به گونه ای دیگر نمایان می شود:
به شکل دلتنگی، غم یا آثار تکبر و خودپسندی. کسانی که از این گرسنگی رنج می برند، نمی فهمند که روحشان از سرما می لرزد. آن ها درک نمی کنند که چگونه بدون توجه از کنار خودشان می گذرند.
و بدون اینکه خبردار شوند، بخشی از دنیای شان از آن ها می گریزد.
این نوع گرسنگی، با داستان و شعر فرو می نشیند.
اما آیا برای کسانی که هرگز میلی به واژه ها ندارند و نمی خواهند گرسنگی شان را برطرف کنند، امیدی هست؟
بله، امیدی هست. آن پسر، کمابیش هر روز می خواند. دختر که ذاتا معلم است و برای این کار ساخته شده است، برای دانش آموزانش داستان می خواند: هر جمعه، هر هفته و اگر زمانی فراموش کند، حتما کودکان به یاد او می آورند.
و اما درباره نویسنده و شاعر چه؟ همین که تابستان می رسد، آن ها دوباره سبز می شوند، دوباره با داستان ها و شعرهای شان خورده می شوند، داستان ها و شعرهایی که در همه سو به پرواز در می آیند، دوباره و دوباره.
پیتر سوتینا در سال ۱۹۷۰ م. در لیوبلیانا در کشور اسلوونی به دنیا آمد. در سال ۱۹۹۵ م. در رشته ی مطالعات اسلوونی دانش آموخته شد. پایان نامه ی دکترای او درباره ی شعر کهن اسلوونی بود. (هم در دانشکده ی هنرهای زیبا و هم در دانشگاه لیوبلیانا، اسلوونی). اکنون او در مؤسسه ی زبان های اسلاوی، در دانشگاه آلپن- آدریا در شهر کلاگنفورت در اتریش، دانشیار رشته ی ادبیات اسلاوی است. سوتینا برای کودکان، نوجوانان و بزرگسالان می نویسد، اما کارهایش را بیشتر، خوانندگان مختلفی از گروه های سنی متفاوت می خوانند. آثار او را می توان ادبیات متقاطع یا تغییر یافته خواند. اولین اثر ادبی او، یک کتاب تصویری با عنوان «والروس، کسی که نمی خواست ناخن هایش را کوتاه کند» (۱۹۹۹ م.) بود، که بلافاصله پس از چاپ، برای اجرای نمایش عروسکی انتخاب و استفاده شد، روشی که بعد از آن در بسیاری از کارهایش ادامه پیدا کرد (برای مثال، کلاه آقای کنستانتین.) کتاب های او برای کودکان و نوجوانان، به زبان های زیادی ترجمه شده اند، از جمله: انگلیسی، آلمانی، اسپانیایی، کره ای، لهستانی، لتونی، استونیایی و لیتوانیایی.
بیشتر کارهای سوتینا با نمایشی اتفاقی و تصادفی و تصوراتی از زندگی روزمره همراه اند. آثارش نه تنها انعکاسی از زادگاهش، لیوبلیانا و مقصد سفرهایش هستند، بلکه دل مشغولی های پژوهشی و علمی او را نیز نشان می دهند. پژوهش های علمی سوتینا، بر زمینه ی شعر کهن اسلوونیایی، ادبیات کودک و نوجوان (به ویژه درباره ی تغییرات اجتماعی و سیاسی پس از جنگ جهانی دوم) و رمان های پلیسی و کارآگاهی تمرکز دارند. او، هم مترجم شعر و داستان کودک از زبان های انگلیسی، آلمانی، کروواتی و چک است و هم ویراستار مجموعه شعرها و متن های ادبی برای مخاطبان گروه سنی دبستان.
کتاب های سوتینا برخی جایزه های معتبر بین المللی و ملی را دریافت کرده اند و میان خوانندگان کودک و نوجوان و منتقدان ادبی، شناخته شده و مشهورند.
ترجمه انگلیسی: جرنج زوپانیک
ترجمه فارسی: فرمهر منجزی
بی تاب واژه ها
روز جهانی کتاب کودک، ۱۴ فروردین ۱۳۹۹
جایی که من زندگی می کنم، در روزهای پایانی ماه آوریل و اوایل ماه می، بوته ها به رنگ سبز در می آیند و خیلی زود پر می شوند از پیله های پروانه. این منظره، شبیه گلوله های پنبه یا پشمک است. شفیره های گرسنه، برگ ها را یکی یکی می خورند تا وقتی که بوته ها کاملا بی برگ و برهنه می شوند. اما وقتی پروانه های بالغ به پرواز در می آیند، هنوز بوته ها از بین نرفته اند. همین که تابستان می رسد، دوباره بوته ها رنگ سبز در می آیند. هربار و همه بار.
این، مثل تصویری از یک نویسنده یا تصویری از یک شاعر است. آن ها بارها، با داستان ها و شعرهای شان خورده می شوند، خونشان خشک می شود، به طوری که وقتی داستان یا شعرشان به پایان می رسد، به پرواز در می آیند. درون کتاب ها می روند و خوانندگان شان را پیدا می کنند. این اتفاق بارها و بارها میفتد.
و چه بر سر شعرها و داستان هایشان می آید؟
پسری را می شناسم که می بایست چشمش را عمل جراحی می کرد. تا دوهفته پس از عمل، تنها اجازه داشت به طرف راست دراز بکشد، و بعد از آن تا یک ماه نمی بایست چیزی بخواند. سرانجام، پس از یک ماه و نیم که توانست کتابی در دست بگیرد، احساس می کرد انگار واژه ها را با قاشق از کاسه ای بیرون می آورد و آن ها را می خورد، یعنی آن ها را می بلعد.
دختری را هم می شناسم که برای معلمی ساخته شده بود. به من می گفت: «کودکانی که با پدر و مادرشان کتاب نمی خوانند، ناتوان هستند.»
واژه ها در شعر و داستان، به غذا می مانند، نه غذایی برای بدن، نه غذایی که بتواند معده ی شما را پر کند، بلکه غذایی برای روان و برای ذهن.
وقتی کسی گرسنه یا تشنه باشد، معده و دهانش خشک می شود. کسانی که گرسنه اند، به دنبال هر چیزی برای خوردن می گردند: تکه ای نان، کاسه ای برنج یا ذرت، ماهی یا موز، هرچه گرسنه تر شوند، تمرکز آن ها کمتر می شود، چشم هایشان هیچ چیز را نمی بیند. فقط غذاست که می تواند گرسنگی و تشنگی آن ها را فرود بنشاند.
بی تابی برای واژه ها به گونه ای دیگر نمایان می شود:
به شکل دلتنگی، غم یا آثار تکبر و خودپسندی. کسانی که از این گرسنگی رنج می برند، نمی فهمند که روحشان از سرما می لرزد. آن ها درک نمی کنند که چگونه بدون توجه از کنار خودشان می گذرند.
و بدون اینکه خبردار شوند، بخشی از دنیای شان از آن ها می گریزد.
این نوع گرسنگی، با داستان و شعر فرو می نشیند.
اما آیا برای کسانی که هرگز میلی به واژه ها ندارند و نمی خواهند گرسنگی شان را برطرف کنند، امیدی هست؟
بله، امیدی هست. آن پسر، کمابیش هر روز می خواند. دختر که ذاتا معلم است و برای این کار ساخته شده است، برای دانش آموزانش داستان می خواند: هر جمعه، هر هفته و اگر زمانی فراموش کند، حتما کودکان به یاد او می آورند.
و اما درباره نویسنده و شاعر چه؟ همین که تابستان می رسد، آن ها دوباره سبز می شوند، دوباره با داستان ها و شعرهای شان خورده می شوند، داستان ها و شعرهایی که در همه سو به پرواز در می آیند، دوباره و دوباره.
پیتر سوتینا در سال ۱۹۷۰ م. در لیوبلیانا در کشور اسلوونی به دنیا آمد. در سال ۱۹۹۵ م. در رشته ی مطالعات اسلوونی دانش آموخته شد. پایان نامه ی دکترای او درباره ی شعر کهن اسلوونی بود. (هم در دانشکده ی هنرهای زیبا و هم در دانشگاه لیوبلیانا، اسلوونی). اکنون او در مؤسسه ی زبان های اسلاوی، در دانشگاه آلپن- آدریا در شهر کلاگنفورت در اتریش، دانشیار رشته ی ادبیات اسلاوی است. سوتینا برای کودکان، نوجوانان و بزرگسالان می نویسد، اما کارهایش را بیشتر، خوانندگان مختلفی از گروه های سنی متفاوت می خوانند. آثار او را می توان ادبیات متقاطع یا تغییر یافته خواند. اولین اثر ادبی او، یک کتاب تصویری با عنوان «والروس، کسی که نمی خواست ناخن هایش را کوتاه کند» (۱۹۹۹ م.) بود، که بلافاصله پس از چاپ، برای اجرای نمایش عروسکی انتخاب و استفاده شد، روشی که بعد از آن در بسیاری از کارهایش ادامه پیدا کرد (برای مثال، کلاه آقای کنستانتین.) کتاب های او برای کودکان و نوجوانان، به زبان های زیادی ترجمه شده اند، از جمله: انگلیسی، آلمانی، اسپانیایی، کره ای، لهستانی، لتونی، استونیایی و لیتوانیایی.
بیشتر کارهای سوتینا با نمایشی اتفاقی و تصادفی و تصوراتی از زندگی روزمره همراه اند. آثارش نه تنها انعکاسی از زادگاهش، لیوبلیانا و مقصد سفرهایش هستند، بلکه دل مشغولی های پژوهشی و علمی او را نیز نشان می دهند. پژوهش های علمی سوتینا، بر زمینه ی شعر کهن اسلوونیایی، ادبیات کودک و نوجوان (به ویژه درباره ی تغییرات اجتماعی و سیاسی پس از جنگ جهانی دوم) و رمان های پلیسی و کارآگاهی تمرکز دارند. او، هم مترجم شعر و داستان کودک از زبان های انگلیسی، آلمانی، کروواتی و چک است و هم ویراستار مجموعه شعرها و متن های ادبی برای مخاطبان گروه سنی دبستان.
کتاب های سوتینا برخی جایزه های معتبر بین المللی و ملی را دریافت کرده اند و میان خوانندگان کودک و نوجوان و منتقدان ادبی، شناخته شده و مشهورند.
ترجمه انگلیسی: جرنج زوپانیک
ترجمه فارسی: فرمهر منجزی
گفتگو با هوش مصنوعی
💬 سلام! میخوای دربارهی «گرسنه واژه ها؛ پیام روز جهانی کتاب کودک» بیشتر بدونی؟ من اینجام که راهنماییت کنم.