تخم مرغ رنگی مادر بزرگ ها / عیدی که لذت اش بیشتر از مادیات است
خبرگزاری مهر، گروه استان ها - بیت اله احمدی؛ تحویل سال در خانه مادربزرگ و پدربزرگ، انگار حال و هوای دیگری دارد، ماهی های حوض آبی رنگ حیاط خانه آنها با جنب و جوش بیشتری به استقبال بهار می روند.
ماهی های درون حوض هم به مهربانی دست های مادربزرگ عادت کرده اند، وقتی مادربزرگ دست هایش را زیر آب حوض می برد، ماهی ها دور دستانش جمع شده و به آنها بوسه می زنند.
خانواده های ایرانی در اولین دقایق سال جدید، با حضور در منزل پدرها و مادرها و پدربزرگ ها مادربزرگ ها، اولین تبریک ها را نثار آنها می کنند، نوه ها با جمع شدن دور پدربزرگ ها و مادربزرگ ها منتظر هستند تا آنها لای قرآن را باز کرده و عیدی های متبرک را به آنها بدهند.
همه ما این احساس کودکانه را تجربه کرده ایم و هیچ گاه از گوشه ذهن مان پاک نمی شود، هر سال با قدم گذاشتن بهار به کوچه ها و لحظه تحویل سال جدید دسته دسته از اعضای خانواده ها را می بینیم که در کوی و برزن، پیاده و سواره، با لباس های نو به خانه پدربزرگ یا مادربزرگ و یا یکی از بزرگترهای فامیل می روند. این سنت پسندیده ریشه ای باستانی دارد و هنوز یکی از اصیل ترین سنت هایی به شمار می رود که هنوز همه ایرانیان به آن اعتقاد دارند و برایش ارزش قائل هستند.
تخم مرغ های رنگی مادربزرگ
اما عید نوروز برای کودکان، خاطرات ماندگاری با خود به همراه دارد، کودکان چند دهه پیش خاطراتی به مراتب، شیرین تر از کودکان امروزی دارند که عیدی های شأن بیشتر به صورت نقد درآمده است.
تخم مرغ این واژه آشنای نوروز برای کودکان دیروز؛ تخم مرغ یکی از نمادها و سنت های عید نوروز و نشان حیات دوباره است
در نقاط مختلف آذربایجان شرقی مرسوم بود که کودکان صبح روز عید کیسه کوچکی در دست گرفته و به خانه اقوام و آشنایان می رفتند، صاحب خانه ها نیز چیزهایی از قبیل تخم مرغ رنگ کرده، گردو، شیرینی و گاه مقداری پول یا یک جفت جوراب به آنها می دادند.
تخم مرغ این واژه آشنای نوروز برای کودکان دیروز؛ تخم مرغ یکی از نمادها و سنت های عید نوروز و نشان حیات دوباره است، مادربزرگ ها در گذشته با رنگ کردن تخم مرغ ها آنها را به عنوان عیدی به نوه ها می دادند، عیدی ای که با گذشت ۱۰ ها سال از آن ایام، هنوز هم در ذهن بسیاری از افراد مانده است.
عیدی هایی که هزینه چندانی برای مادربزرگ ها نداشت و با کم ترین هزینه تهیه و آماده می شد، اما خاطراتی بس شیرین و بزرگ و ماندگار را برای نوه ها و فرزندان رقم می زد؛ علیرغم عیدی های امروزی با اینکه شاید از نظر مادی بسیار پررنگ تر از عیدی های قدیم است اما آن لذت گذشته را ندارد.
شیطنت هایی که مادربزرگ را زنده نگه داشته است
ننه قیز خانم یکی از مادربزرگ های مهربان دنیاست، او هفته ها قبل از فرا رسیدن نوروز، به فکر عیدی نوه هایش می افتد؛ او در گفتگو با خبرنگار مهر می گوید: «روزهای پایانی سال، تنها چیزی که مرا خوشحال می کند این است که عیدی نوه هایم را آماده کنم تا وقتی عید نوروز می آیند دست خالی برنگردند.»
وی ادامه می دهد: «خیلی به گران بودن و بزرگ بودن عیدی فکر نمی کنم، همین که بتوانم لبخندی بر لبانشان بنشانم برایم کافی است، با یک جفت جوراب و یک عطر و… هم می شود این کار را کرد.»
این مادربزرگ با اشاره به شیطنت های نوه هایش می گوید: «من ۱۴ نوه دارم وقتی دور هم جمع می شوند، در خانه ما دیگر صدا به صدا نمی رسد اما هیچ گله ای ندارم چرا که همین صداها و با هم بودن ها مرا زنده نگه می دارد».
پدربزرگ ها و مادربزرگ ها چشم انتظارند
چشم های مادربزرگ همیشه منتظر است، حتی اگر کم سو شده باشد، او لحظه شماری می کند تا نوه ها و فرزندانش دور هم جمع شده و کودکان با شیطنت هایشان همه جا را به هم بریزند و صدا به صدا نرسد با اینکه گوش هایش دیگر کمتر می شنود.
وقتی چشمان مادربزرگی به در دوخته می شود یعنی منتظر است؛ منتظر صدایی که از زنگ در بشنود و لحظه ای که در باز شده و هلهله ای در حیاط خانه به پا شود.
عید نوروز بهترین فرصت برای تازه کردن یاد و خاطره گذشته هاست، به پدربزرگ ها و مادربزرگ ها سر بزنیم، یادمان نرود دستان پدربزرگ و مادربزرگ همیشه اولین دستی بود که برای عیدی دادن باز می شد؛ آن روزها دستانمان کوچک بود و عیدی آنها دستانمان را پر می کرد؛ به تدریج، دستانمان بزرگ شد اما باید در قلبمان برای آن هایی جایی داشته باشیم.
همیشه عیدی نوه های بزرگ تر بیشتر بود، در آن حال و هوای کودکی منتظر این بودیم بزرگ شویم و عیدی هایمان بیشتر شود، اما نمی دانستیم که هرچه بزرگ تر می شویم، ذوق و شوقمان برای گرفتن عیدی کمتر می شود.
پدربزرگ ها و مادربزرگ ها حتی اگر در این سنین پیری، عیدی هم به ما ندهند، همان نگاه معصومانه و دعای خیرشان، بهترین عیدی است، یادمان باشد اگر تمام عیدی های دوران کودکی مان را هم بدهیم، دیگر آن شوق و چشم انتظاری کودکانه برای گرفتن عیدی برنمی گردد.
اما در این بین، سری هم به خانه سالمندان بزنیم، خانه هایی که مأمن پدران و مادرانی است که ملتمس حتی یک نگاه هستند، اگر آنها فرزندانی ندارند و یا فرزندانی دارند که یادشان رفته پدر و مادری دارند، ما در ایام عید، نقش فرزندان را برای آنها بازی کنیم، جای دوری نمی رود…
ماهی های درون حوض هم به مهربانی دست های مادربزرگ عادت کرده اند، وقتی مادربزرگ دست هایش را زیر آب حوض می برد، ماهی ها دور دستانش جمع شده و به آنها بوسه می زنند.
خانواده های ایرانی در اولین دقایق سال جدید، با حضور در منزل پدرها و مادرها و پدربزرگ ها مادربزرگ ها، اولین تبریک ها را نثار آنها می کنند، نوه ها با جمع شدن دور پدربزرگ ها و مادربزرگ ها منتظر هستند تا آنها لای قرآن را باز کرده و عیدی های متبرک را به آنها بدهند.
همه ما این احساس کودکانه را تجربه کرده ایم و هیچ گاه از گوشه ذهن مان پاک نمی شود، هر سال با قدم گذاشتن بهار به کوچه ها و لحظه تحویل سال جدید دسته دسته از اعضای خانواده ها را می بینیم که در کوی و برزن، پیاده و سواره، با لباس های نو به خانه پدربزرگ یا مادربزرگ و یا یکی از بزرگترهای فامیل می روند. این سنت پسندیده ریشه ای باستانی دارد و هنوز یکی از اصیل ترین سنت هایی به شمار می رود که هنوز همه ایرانیان به آن اعتقاد دارند و برایش ارزش قائل هستند.
تخم مرغ های رنگی مادربزرگ
اما عید نوروز برای کودکان، خاطرات ماندگاری با خود به همراه دارد، کودکان چند دهه پیش خاطراتی به مراتب، شیرین تر از کودکان امروزی دارند که عیدی های شأن بیشتر به صورت نقد درآمده است.
تخم مرغ این واژه آشنای نوروز برای کودکان دیروز؛ تخم مرغ یکی از نمادها و سنت های عید نوروز و نشان حیات دوباره است
در نقاط مختلف آذربایجان شرقی مرسوم بود که کودکان صبح روز عید کیسه کوچکی در دست گرفته و به خانه اقوام و آشنایان می رفتند، صاحب خانه ها نیز چیزهایی از قبیل تخم مرغ رنگ کرده، گردو، شیرینی و گاه مقداری پول یا یک جفت جوراب به آنها می دادند.
تخم مرغ این واژه آشنای نوروز برای کودکان دیروز؛ تخم مرغ یکی از نمادها و سنت های عید نوروز و نشان حیات دوباره است، مادربزرگ ها در گذشته با رنگ کردن تخم مرغ ها آنها را به عنوان عیدی به نوه ها می دادند، عیدی ای که با گذشت ۱۰ ها سال از آن ایام، هنوز هم در ذهن بسیاری از افراد مانده است.
عیدی هایی که هزینه چندانی برای مادربزرگ ها نداشت و با کم ترین هزینه تهیه و آماده می شد، اما خاطراتی بس شیرین و بزرگ و ماندگار را برای نوه ها و فرزندان رقم می زد؛ علیرغم عیدی های امروزی با اینکه شاید از نظر مادی بسیار پررنگ تر از عیدی های قدیم است اما آن لذت گذشته را ندارد.
شیطنت هایی که مادربزرگ را زنده نگه داشته است
ننه قیز خانم یکی از مادربزرگ های مهربان دنیاست، او هفته ها قبل از فرا رسیدن نوروز، به فکر عیدی نوه هایش می افتد؛ او در گفتگو با خبرنگار مهر می گوید: «روزهای پایانی سال، تنها چیزی که مرا خوشحال می کند این است که عیدی نوه هایم را آماده کنم تا وقتی عید نوروز می آیند دست خالی برنگردند.»
وی ادامه می دهد: «خیلی به گران بودن و بزرگ بودن عیدی فکر نمی کنم، همین که بتوانم لبخندی بر لبانشان بنشانم برایم کافی است، با یک جفت جوراب و یک عطر و… هم می شود این کار را کرد.»
این مادربزرگ با اشاره به شیطنت های نوه هایش می گوید: «من ۱۴ نوه دارم وقتی دور هم جمع می شوند، در خانه ما دیگر صدا به صدا نمی رسد اما هیچ گله ای ندارم چرا که همین صداها و با هم بودن ها مرا زنده نگه می دارد».
پدربزرگ ها و مادربزرگ ها چشم انتظارند
چشم های مادربزرگ همیشه منتظر است، حتی اگر کم سو شده باشد، او لحظه شماری می کند تا نوه ها و فرزندانش دور هم جمع شده و کودکان با شیطنت هایشان همه جا را به هم بریزند و صدا به صدا نرسد با اینکه گوش هایش دیگر کمتر می شنود.
وقتی چشمان مادربزرگی به در دوخته می شود یعنی منتظر است؛ منتظر صدایی که از زنگ در بشنود و لحظه ای که در باز شده و هلهله ای در حیاط خانه به پا شود.
عید نوروز بهترین فرصت برای تازه کردن یاد و خاطره گذشته هاست، به پدربزرگ ها و مادربزرگ ها سر بزنیم، یادمان نرود دستان پدربزرگ و مادربزرگ همیشه اولین دستی بود که برای عیدی دادن باز می شد؛ آن روزها دستانمان کوچک بود و عیدی آنها دستانمان را پر می کرد؛ به تدریج، دستانمان بزرگ شد اما باید در قلبمان برای آن هایی جایی داشته باشیم.
همیشه عیدی نوه های بزرگ تر بیشتر بود، در آن حال و هوای کودکی منتظر این بودیم بزرگ شویم و عیدی هایمان بیشتر شود، اما نمی دانستیم که هرچه بزرگ تر می شویم، ذوق و شوقمان برای گرفتن عیدی کمتر می شود.
پدربزرگ ها و مادربزرگ ها حتی اگر در این سنین پیری، عیدی هم به ما ندهند، همان نگاه معصومانه و دعای خیرشان، بهترین عیدی است، یادمان باشد اگر تمام عیدی های دوران کودکی مان را هم بدهیم، دیگر آن شوق و چشم انتظاری کودکانه برای گرفتن عیدی برنمی گردد.
اما در این بین، سری هم به خانه سالمندان بزنیم، خانه هایی که مأمن پدران و مادرانی است که ملتمس حتی یک نگاه هستند، اگر آنها فرزندانی ندارند و یا فرزندانی دارند که یادشان رفته پدر و مادری دارند، ما در ایام عید، نقش فرزندان را برای آنها بازی کنیم، جای دوری نمی رود…
گفتگو با هوش مصنوعی
💬 سلام! میخوای دربارهی «تخم مرغ رنگی مادر بزرگ ها#@!عیدی که لذت اش بیشتر از مادیات است» بیشتر بدونی؟ من اینجام که راهنماییت کنم.