خداشناسی و توحید/ راههاي خداشناسی/ برهانها/ برهان نظم نشانههاى او در آفرینش کوهها نشان این است که به عدالت حق حکومت و ولایت و حکمرانی و سلطنت با خالق یکتای بی همتای خلایق خداوند عظیم اشأن و جلیل ا
مقدمه:
هرکس به طور اجمال می داند که آبادی ها و از بسیاری شهرهای مهم در دامنه کوه های بزرگ یا در لابه لای آنها است و نهرهای عظیم که مایه آبادی شهرها است از کوه های بزرگ سرچشمه می گیرد، ولی نقش کوه ها در زندگی انسان ها منحصر به اینها نیست، هرچند اینها نیز به نوبه خود بسیار مهم است.
کوه ها نقش بسیار مهمی در زندگی انسان ها، بلکه تمام موجودات زنده روی زمین دارند و فوائد و برکات آنها بسیار متنوع است، به طوری که اگر گفته شود کره زمین منهای وجود کوه ها به هیچ وجه قابل زندگی نیست، اغراق نخواهد بود.
به همین دلیل قرآن مجید در آیات فراوانی روی مسأله آفرینش کوه ها به عنوان یکی از آیات توحید و نشانه های علم و قدرت پروردگار تکیه کرده است. با این اشاره به آیات زیر گوش جان فرا می دهیم:
۱-(أفلا ینظرون إلی الإبل کیف خلقت و إلی السماء کیف رفعت و إلی الجبال کیف نصبت)(۱)
۲-(ألم نجعل الأرض مهادا و الجبال أوتادا)(۲)
۳-(و هو الذی مد الأرض و جعل فیها رواسی و أنهارا)(۳)
۴-(و ألقی فی الأرض رواسی أن تمید بکم و أنهارا و سبلا لعلکم تهتدون)(۴)
۵-(و جعلنا فی الأرض رواسی أن تمید بهم و جعلنا فیها فجاجا سبلا لعلهم یهتدون)(۵)
۶-(و جعل فیها رواسی من فوقها و بارک فیها و قدر فیها أقواتها فی أربعة أیام سواء للسائلین)(۶)
۷-(و جعلنا فیها رواسی شامخات و أسقیناکم ماء فراتا)(۷)
۸-(أمن جعل الأرض قرارا و جعل خلالها أنهارا و جعل لها رواسی و جعل بین البحرین حاجزا أإله مع الله بل أکثرهم لا یعلمون)(۸)
۹-(و الله جعل لکم مما خلق ظلالا و جعل لکم من الجبال أکنانا)(۹)
۱۰-(و من الجبال جدد بیض و حمر مختلف ألوانها و غرابیب سود)(۱۰)
ترجمه:
۱- «آیا آنان به شتر نمی نگرند که چگونه آفریده شده است؟! و به آسمان که چگونه برافراشته شده؟! و به کوه ها که چگونه در جای خود نصب گردیده؟!»
۲- «آیا زمین را محل آرامش (شما) قرار ندادیم؟! و کوه ها را میخ هایی (برای زمین)؟!»
۳- «و او کسی است که زمین را گسترد و در آن کوه های استوار و نهرهایی قرارداد»
۴- «و در زمین، کوه های استواری قرار داد تا شما را نلرزاند و نهرها و راه هایی ایجاد کرد، تا (به مقصدتان) راه یابید.»
۵- «و در زمین، کوه های استواری قرار دادیم، مبادا آنان را بلرزاند! ودر آن، دره ها و راه هایی قرار دادیم تا راه یابند»
۶- «او برفراز زمین کوه های استواری قرار داد و برکاتی در آن نهاد و مواد غذایی آن را مقدر فرمود، ـ اینها همه در چهار روز (= چهار دوران ) بود ـ درست به اندازه نیاز تقاضا کنندگان.»
۷- «و در آن کوه های استوار و بلند قرار دادیم و آبی گوارا به شما نوشاندیم.»
۸- «آیا کسی که زمین را مستقر و آرام قرارداد، و در میان آن نهرهایی روان ساخت، و برای زمین کوه های ثابت و پابرجا ایجاد کرد، و میان دو دریا مانعی قرار داد (تا باهم مخلوط نشوند، و با این حال) آیا معبودی با خدا است؟ نه، بلکه اکثر آنها نمی دانند (و جاهلند).»
۹- «و (نیز) خداوند از آنچه آفریده است سایه هایی برای شما قرار داده و از کوه ها پناهگاه هایی»
۱۰- « … و از کوهها نیز (به لطف پروردگار) راه هایی آفریده شده سفید و سرخ و به رنگ های مختلف و گاه به رنگ کاملا سیاه»
«جبل» (بر وزن عسل) به معنی کوه است. هرچند بعضی از ارباب لغت در تفسیر آن گفته اند نقطه مقابل زمین های مسطح است و بعضی آن را به قسمت های مرتفع از زمین که بلند و طولانی باشد تفسیر کرده اند، ظاهرا همه این تعبیرات اشاره به یک معنی است. البته گاهی این واژه در معانی کنائی نیز به کار می رود و به اشخاص پر مقاومت و بزرگ «جبل» گفته می شود و «جبلی» به صفاتی گفته می شود که در طبیعت انسان ثابت است و نقل و انتقال نمی پذیرد، (مانند: کوه) و به گروه و جماعت در لغت عرب نیز «جبل» (به کسر جیم و با و تشدید لام) گفته می شود به خاطر تشبیه به کوه در عظمت.(۱۱)
«رواسی» جمع «راسیة» به معنی کوه های سخت و پابرجا است؛و در اصل از «رسو» (بر وزن رسم و غلو) به معنی ثابت و پا برجا بودن گرفتن شده است. به ظرف های بزرگی که در زمین کار می گذارند و ثابت است نیز «راسیه» گفته می شود. - مانند « قدور راسیات » که در داستان سلیمان در قرآن مجید آمده و به معنی دیگ های بزرگ و ثابت است - به ستون های ثابت وسط خیمه نیز «رسی» اطلاق می شود و «مرسات» به لنگر کشتی می گویند که باعث ثبات و قرار گرفتن کشتی در یک نقطه است.
این واژه گاه به معنی برقرار ساختن صلح در میان جمعیت نیز به کار می رود، چرا که صلح مایه ثبات یک کشور است.
در نخستین بخش از این آیات مردم را دعوت به مطالعه نشانه های خداوند در آسمان و زمین می کند و بعد از اشاره ای به چگونگی خلقت شتر و همچنین برپا شدن آسمان که با آن همه عظمت اش بدون ستون برپا است، به وضع کوه ها اشاره کرده می فرماید: «آیا آنها به کوه ها نگاه نمی کنند که چگونه در جای خود نصب شده اند»؟ (و الی الجبال کیف نصبت)
این تعبیر ممکن است اشاره به ثبات و استقرار کوه ها در جای خود و جلوگیری از لرزش های زمین - که در آیات بعد به آن اشاره خواهد شد - باشد و یا اشاره به ایستادگی در مقابل طوفان ها و تند بادها و ایجاد پناهگاه های مطمئن برای بشر و مخازنی برای نگهداری آب ها، به صورت چشمه ها و قنات ها و نهرها.
این تعبیر ممکن است اشاره ظریفی به مسأله طرز تشکیل کوه ها و پیدایش آنها باشد که علم امروز از آن پرده برداشته و می گوید کوه ها بر اثر عوامل مختلفی به وجود می آید: گاه به خاطر چین خوردگی های زمین و گاه بر اثر آتشفشان ها و گاه نتیجه آبرفت های ناشی از باران است که اطراف آن را می شوید و با خود می برد و قسمت محکم و پر صلابت بر جای خود ثابت می ماند. در درون دریاها نیز کوه های بسیاری از رسوبات حیوانات مانند مرجان ها به وجود می آید که به آنها کوه ها و جزایر مرجانی می گویند.
تمام این معانی ممکن است در جمله (کیف نصبت) «چگونه برپا و ثابت شده» جمع باشد.
در دومین بخش از آیات به عنوان بیان نعمت های الهی می فرماید: «آیا ما زمین را محل آرامش (شما) قرار ندادیم و کوه ها را میخ های زمین»؟ (ألم نجعل الأرض مهادا- و الجبال أوتادا)
«اوتاد» جمع «وتد» (بر وزن حسد) به میخ های بزرگ و محکم گفته می شود و بعضی آن را به میخ هایی که در زمین فرو می کنند و طناب خیمه را به آن می بندند تفسیر کرده اند.(۱۲)
در اینکه چگونه کوه ها به منزله میخ های زمین است؟ تفسیرهای متعددی وجود دارد: نخست اینکه امروز ثابت شده کوه ها ریشه های عظیمی در اعماق زمین دارند. این ریشه ها به هم پیوسته و چون زرهی پوسته زمین را در بر گرفته و آن را در برابر فشارهای ناشی از حرارت درونی حفظ می کند و اگر آنها نبودند سطح زمین آرام و قرار نداشت.
از این گذشته همانگونه که جاذبه ماه و خورشید بر اقیانوس ها اثر می گذارد و تولید جزر و مد می کند، این تأثیر در خشکی ها نیز وجود دارد و زره کوه ها، پوسته زمین را در مقابل این فشار عظیم نیز مقاوم می سازد.
از سوی سوم کوه ها به صورت دیوارهای بلندی مناطق مختلف زمین را در مقابل تندبادها و طوفان ها حفظ می کند، به طوری که اگر صفحه روی زمین همه جا به شکل بیابان بود زندگی انسان به خاطر این طوفان های کوبنده بر سطح آن غیر ممکن بود.
از همه اینها گذشته چون کوه ها مرکز مهمی برای ذخیره آب ها است به منزله میخ های محکمی برای نظم زندگی بشر محسوب می شود.
در تفسیر المیزان آمده است که ممکن است تعبیر «اوتاد» «میخ ها» به خاطر این باشد که غالب کوه های زمین نتیجه آتشفشان ها است که مواد مذاب درونی زمین بیرون ریخته و بر دهانه آتشفشان به صورت میخی بر زمین باقی مانده و آتشفشان را به کنترل خود درآورده است.(۱۳)
در آیه سوم و چهارم و پنجم، از کوه ها تعبیر به «رواسی» (موجودات ثابت و پابرجا) شده، می گوید: «خداوند در زمین کوه ها و نهرها قرار داد» (و جعل فیها الأرض رواسی أن تمید بکم و انهارآ و سبلا لعلکم تهتدون) همین معنی در آیه پنجم نیز دیده می شود.
روی هم رفته از این آیات سه گانه به خوبی استفاده می شود که یکی از فوائد مهم کوه ها، جلوگیری از حرکات ناموزون و لرزش های زمین است.
«تمید» از ماده «مید» (بر وزن صید) به معنی اضطراب اشیاء بزرگ است و بعضی گفته اند به معنی حرکت توأم با اضطراب به چپ و راست است، شبیه حرکت کشتی های خالی در روی امواج آب، و «میدان» را از این رو میدان گویند که به هنگام مسابقه یا جنگ در آن حرکت می کنند.
درباره تأثیر کوه ها در جلوگیری از حرکات پوسته زمین بر اثر فشارهای درونی و جاذبه جزر و مد ماه و خورشید و اضطراب های ناشی از طوفان های مداوم، در آیات قبل سخن گفته ایم و نیاز به تکرار نیست.
همچنین از این آیات اجمالا استفاده می شود که پیدایش نهرها رابطه ای با پیدایش کوه ها دارد و به راستی چنین است. نهرهای عظیمی که در تمام طول سال جریان دارند و سرزمین های تشنه را سیراب می کنند از برکت آب هایی است که در دل کوه ها یا در قله آنها به صورت برف و یخ ذخیره شده است، به همین دلیل کوه های عظیم دنیا سرچشمه نهرهای عظیم جهان است.
و از آنجا که وجود کوه ها ممکن است این اشتباه را برای بعضی ایجاد کند که آنها بخش های زمین را از یکدیگر جدا می کنند، و طریق عبور و مرور را می بندند، در آیات فوق آمده است که خداوند جاده ها و دره هایی در آنها قرارداد، تا انسان ها هدایت یابند و به مقصد برسند!
این نکته نیز جالب است که همیشه در لابه لای کوه های عظیم و سر به فلک کشیده، دژها و جاده هایی است که به انسان ها اجازه عبور می دهد. یعنی در عین آنکه دیوار عظیمی است در مقابل طوفان ها، مانع عبور و مرور انسان ها نمی شود و کمتر اتفاق می افتد که این کوه ها بخش هایی از زمین را کاملا از هم جدا کنند.
این نکته نیز حائز اهمیت است که اگر سطح زمین صاف بود به خاطر حرکت سریع اش به دور خود و لغزش تند قشر هوا بر سطح آن ممکن بود چنان داغ و سوزان گردد که زندگی بر سطح آن غیر ممکن شود.
ولی خداوند بزرگی که زمین را مهد آرامش انسان قرار داده، به کوه ها دستور فرموده که پنجه های خود را در قشر هوا بیندازند و آن را همراه خود به دور زمین بچرخانند، تا از لغزش هوا و تولید گرما و حرارت جلوگیری به عمل آید. بنابراین به خوبی می بینیم که وجود این قطعات سنگ بی جان چه نقش مؤثری در حیات موجودات جاندار در ابعاد مختلف دارد.
ضمنا کوه ها به خاطر چین و شکن های فراوان، سطوح وسیعی ایجاد می کنند و قسمت قابل استفاده زمین را به چندین برابر وسعت می دهند و در عین حال بسیاری از آنها محل روئیدن درختان جنگلی فراوان و انواع گیاهان داروئی و غذائی و مراتع آباد هستند که بر اهل فن پوشیده نیست.
شاید به همین جهت در ششمین آیه، بعد از بیان قراردادن کوه ها در زمین، سخن از برکات زمین و غذاهای آن به میان آمده، می فرماید: «بر بالای زمین کوه هایی قرارداد و برکاتی در آن آفرید، و مواد غذائی را در آن مقدر فرمود (و جعل فیها رواسی من فوقها و بارک فیها وقدر فیها أقواتها) زیرا بدون شک هم خود کوه ها و هم آب هایی که از دامنه آنها سرازیر می شود نقش بسیار مؤثری در تولید مواد غذائی دارند.
جالب اینکه در پایان این آیه می گوید: (سواء للسائلین) شاید اشاره به این معنی که این مواد غذائی درست مساوی نیاز نیازمندان و تقاضا کنندگان است و تعبیر به «سائلین» ممکن است اشاره به همه انسان ها و حیوانات و گیاهان باشد - و اگر به صورت جمع مذکر عاقل ذکر شده به اصطلاح از باب تغلیب است - آری همگی به زبان حال تقاضای «اقوات» دارند.
«اقوات» جمع «قوت» به معنی ماده غذائی است. بعضی از مفسران آن را فقط به باران تفسیر کرده اند و بعضی به مواد غذائی نهفته در دل خاک، ولی ظاهر این است که اشاره به تمام مواد غذائی است که از زمین بیرون می آید یا در آن پرورش پیدا می کند و تعبیر به «قدر» از ماده «تقدیر» شاید اشاره به این باشد که قبل از آفرینش انسان و سایر موجودات زنده، تمام نیازمندی های آنها اندازه گیری و پیش بینی شده است! (مضمون آیه هفتم در آیات قبل آمده است.)
در هشتمین آیه به چهار نعمت مهم الهی اشاره می کند: زمین مستقر و آرام به گونه ای که انسان و موجودات زنده دیگر به راحتی بتوانند بر آن زندگی کنند و ایجاد نهرها در لابه لای قطعات زمین، و آفرینش کوه های محکم و پابرجا، و ایجاد مانع میان دو دریا (از آب شیرین و شور) تا با یکدیگر مخلوط نشوند.
این چهار نعمت به طرز جالبی با یکدیگر ارتباط دارند. کوه ها مایه آرامش زمین و سرچشمه پیدایش نهرها است، و این نهرها هنگامی که به دریاهای آب شور می ریزند با یک حجاب نامرئی مدت ها جدا می مانند و مخلوط نمی شوند و این حجاب چیزی جز تفاوت درجه غلظت آب شور و شیرین نیست، به تعبیر دیگر تفاوت وزن مخصوص آنها سبب می شود که آب های شیرین نهرها تا مدت زیادی در آب شور حل نشوند و این فایده بسیار مهمی برای کشت و زرع مناطق ساحلی دارد، زیرا به کمک جزر و مد این آب های شیرین به عقب رانده می شوند و زمین های زیادی را زیر کشت فرو می برند و باغ های سرسبز و مزارع آباد به وجود می آورند.
بی جهت نیست که در پایان این آیه می فرماید: «آیا معبود دیگری با خداوند است؟!» (أإله مع الله) «بلکه اکثر آنها نمی دانند» (بل أکثرهم لا یعلمون) .آری آنها از اسرار این همه نعمت ها و برکات بی خبرند. نعمت هایی که در هر گوشه و کنار جهان وجود دارد، و هریک نشانه ای است برای آن ذات بی نشان، اما این بی خبران از آن محجوب اند.
نهمین و دهمین آیه اشاره به بعضی دیگر از ویژگی ها و منافع کوه ها نموده است. نخست بعد از ذکر آفرینش سایه ها که انسان را در مقابل گرمای سخت و سوزان آفتاب حفظ می کند، به پناهگاه هایی اشاره می فرماید که در کوه ها وجود دارد، می فرماید: «و از کوه ها برای شما پناهگاه هایی قرارداد» (و جعل لکم من الجبال أکنانا).
«اکنان» جمع «کن» (بر وزن جن) به گفته مجمع البیان به معنی محلی است که انسان را در خود می پوشاند. ولی بعضی آن را به معنی هر نوع پوشش ذکر کرده اند حتی پیراهن را برای انسان «کن» می دانند و منظور از «اکنان جبال» همان غارها و شکاف هایی است که انسان می تواند از آنها به عنوان پناهگاه برای خود استفاده کند. ممکن است اهمیت پناهگاه های کوهستانی و غارها برای ساکنان آسوده خاطر شهرها هرگز روشن نباشد، ولی برای مسافران بی دفاع و بیابانگردها و شبان ها و تمام کسانی که در آفتاب داغ تابستان یا سرمای سخت زمستان و زیر باد و باران گرفتار می شوند اهمیت حیاتی دارد، بسیار می شود که آنها را از مرگ حتمی نجات می دهد، به خصوص اینکه این گونه پناهگاه ها در زمستان ها غالبا گرم و در تابستان ها سرد است.
از این گذشته در دوران های پیش و حتی امروز گروهی از انسان ها خانه هایی در دل کوه ها می تراشند، خانه هایی بسیار محکم و کاملا امن در برابر حوادث مختلف طبیعی. چنانکه در قرآن مجید درباره «اصحاب الحجر» (قوم ثمود) آمده است (و کانوا ینحتون من الجبال بیوتآ آمنین): «آنها برای خود خانه های امن و امانی در دل کوه ها می تراشیدند» (۱۴) این یکی دیگر از منافع کوه ها است.
در قسمت دیگری از این آیات اشاره به جاده هایی شده است که خداوند آنها را به رنگ های مختلف سفید و سرخ و گاهی کاملا سیاه آفریده است (و من الجبال جدد بیض و حمر مختلف ألوانها و غرابیت سود)
«جدد» جمع «جده» (مانند غدد و غده) به معنی جاده و راه است. «بیض» جمع «ابیض» به معنی سفید و «حمر» جمع «احمر» به معنی سرخ و «غرابیب» جمع «غربیب» (بر وزن کبریت) به معنی سیاه پر رنگ است و کلاغ را به همین جهت «غراب» گویند و «سود» جمع «اسود» به معنی سیاه است و در اینجا به عنوان تأکید بعد از کلمه «غرابیب» آمده است.
جاده های مختلف کوهستانی، با رنگ های کاملا متفاوت، از این نظر دارای اهمیت است که به مسافران برای پیدا کردن مقصد خود کمک کرده و آنها را از گمراهی نجات می دهد. بعلاوه این تفاوت رنگ ها نشانه تفاوت مواد ترکیبی سنگ ها و گاه دلیل وجود معادن مختلفی است که در دل آنها نهفته است.
در یک جمع بندی از مجموع این آیات به خوبی استفاده می شود که آفرینش کوه ها با فوائد بسیار مهم و حیاتی و سرنوشت ساز آنها، از نشانه های مهم علم و قدرت پروردگار و دلائل حکمت و رحمت او نسبت به انسان ها است، و به خوبی نشان می دهد که آفرینش این جهان و جزء جزء موجوداتش، تا چه اندازه پر معنی و پر محتوا است که هر قدر در آنها مطالعه شود اسرار تازه ای کشف و به دنبال آن عشق و علاقه جدیدی نسبت به آفریدگار آنها برای انسان پیدا می شود.
۱- نقش کوه ها و اعجاز علمی قرآن
۱- شاید تا یک قرن پیش نظریه دانشمندان بر سطحی بودن کوه ها قرار داشت و تصور عمومی این بود که تمام کوه ها قطعات عظیمی از سنگ است که روی زمین قرار گرفته است. ولی با گذشت زمان پرده از روی راز مهمی برداشته شد و دانشمندان به این حقیقت پی بردند که قسمت عمده هر کوه در زیر زمین قرار گرفته است!
ژرژ گاموف، در کتاب سر گذشت زمین، می گوید: «مطابق نظریه های کنونی کوه های زمین موضعی شبیه به کوههای یخی دارند که تحت تأثیر فشار یخ در نواحی قطبی به وجود می آیند. هرکس نواحی قطبی را بازدید کرده باشد به خوبی می داند که وقتی قطعات عظیم یخ بر اثر فشار شکسته می شوند بر روی هم قرار می گیرند. - و به دریاها می ریزند، در این هنگام - بیشتر حجم یخ معمولا در آب فرو می رود - شاید تنها یک دهم آن از آب بیرون است و نه دهم زیر آب - به همین طریق در برابر هر کوهی که از سطح زمین بلند می شود یک کوه منفی از جنس سنگ خارا درون لایه بازالتی نرم و تحتانی قرار گرفته است.» (۱۵) از اینجا به این نکته اعجازآمیز قرآنی پی می بریم که کوه ها را «اوتاد» و میخ های زمین نامیده، چرا که می دانیم همیشه قسمت عمده میخ را در دیوار یا اشیاء دیگر فرو می برند!
همچنین نیز از آنجا که میخ ها را برای استحکام یک شیء، یا پیوند قطعات مختلف آن با یکدیگر به کار می برند این تعبیر اشاره لطیفی است به تأثیر مهمی که کوه ها در جلوگیری از متلاشی شدن قطعات زمین بر اثر فشار درونی کره زمین و فشار ناشی جزر و مدها دارد.
۲- کوه ها نه تنها در آرامش زمین که در آرامش هوای اطراف زمین نیز فوق العاده مؤثرند. هرکسی می داند که در یک کویر پهناور زندگی غیر ممکن است، چرا که هوا در آنجا غالبا طوفانی و پر گرد و غبار است و نه تنها آرامش در آنجا نیست، که نفس کشیدن هم مشکل و ناراحت کننده است. آری این قامت بر افراشته کوه ها است که جلو این تند بادهای دیوانه را می گیرد و آنها را به عقب می راند، یا به ارتفاعات بالای جو می فرستد.
۳- از این گذشته کوه ها تأثیر فراوانی در نزول برف و باران دارند، زیرا بر سر راه ابرها و رطوبت های برخاسته از دریا قد علم کرده و آنها را متوقف و وادار به باریدن می کنند. قسمتی از این باران ها را از دامنه خود سرازیر کرده و قسمتی را در دل خود، یا به صورت برف و یخ در قله های خود نگهداری می کنند.
۴- همچنین کوه ها در تعدیل گرمای هوا مخصوصا در مناطق استوائی نقش مؤثری دارند. زیرا بلندی کوه ها سبب دوری مناطق مجاور آنها از سطح زمین می گردد، و می دانیم هر قدر از سطح زمین دورتر شویم هوا خنک تر می گردد.
۵- کوه ها اثر مهم دیگری در باز داشتن ریگ های روان دارند. می دانیم ریگ های روان که با وزش بادها در صحراهای بی آب و علف از نقطه ای به نقطه ای دیگر حرکت کرده، گاهی درختان و انسان ها و قافله ها و حتی آبادی ها را در زیر خود دفن می کنند و مایه هلاکت گیاهان و حیوانات می شوند. اگر آنها مهار نشوند به همه مناطق روی زمین حمله می کنند، و هیچ عاملی بهتر از کوه ها نمی تواند آنها را مهار کند.
این منافع بزرگ به اضافه فوائد بسیار مهم دیگری که در تفسیر آیات بالا ذکر کردیم، ما را به نقش مهم کوه ها از یک سو، و عظمت آیات قرآن در این زمینه از سوی دیگر آشنا می سازد.
۲- سخنی از امام صادق (علیه السلام) درباره کوه ها
در حدیث توحید مفضل که حدیثی است بسیار پر محتوا و بیانگر اسرار آفرینش در جنبه های مختلف و به منظور شناخت خداوند است، چنین آمده است:
«ای مفضل! به این کوه های متراکم از سنگ و خاک نظر کن، که بی خبران آنها را اموری اضافی و بی فایده می پندارند در حالی که منافع فراوانی در آنها است. از جمله اینکه:
برف ها بر آن می بارد و در قله های آن برای نیازمندان ذخیره می شود، و تدریجا ذوب می گردد و چشمه های پر آب جاری می شود، و از به هم پیوستن آنها به یکدیگر نهرهای عظیم تشکیل می گردد، انواع گیاهان و مواد داروئی که در صحراها نمی روید بر کوه ها می روید.
در کوه ها غارها و پناهگاه هایی برای حیوانات وحشی وجود دارد و نیز در کوه ها می توان دژها و قلعه های محکم برای مقابله با دشمنان ساخت. بعلاوه از کوه ها سنگ هایی تراشیده می شود که برای ساختمان ها و سنگ آسیاب مورد استفاده قرار می گیرد.
در کوه ها معادن انواع فلزات گرانب ها قرار دارد و در آنها فوائد فراوان دیگری است که هیچ کس آن را نمی داند جز خداوندی که آنها را در علم خود مقدر فرموده است.»(۱۶)
جمله سر بسته ای که در پایان کلام امام صادق (علیه السلام) طبق این حدیث آمده است، ممکن است اشاره به منافع مهم دیگری باشد که با پیشرفت علوم تدریجا کشف شده، و در بحث های گذشته به آنها اشاره شد و یا منافع مهم دیگری که هنوز از چشم تیزبین علم و دانش بشری مخفی مانده است.
مرحوم علامه مجلسی در بحارالانوار هنگامی که بحث کوه ها را مطرح می کند، در تفسیر آیه ای که می گوید: «خداوند کوه ها را میخ های زمین قرار داده» هفت تفسیر ذکر می کند که سومین تفسیر آن چنین است:
«آنچه به فکر من می آید این است که تأثیر کوه ها در جلوگیری از اضطراب و لرزش زمین به سبب آن است که در اعماق زمین به هم پیوسته و شبکه ای تشکیل داده اند، به گونه ای که زمین را از تشتت و پراکندگی حفظ می کنند. آنها در حقیقت به منزله میخ هایی هستند که به درها می کوبند، درهایی که مرکب از قطعات زیادی از چوب ها است، و سبب می شود این قطعات به یکدیگر بچسبند و متفرق نشوند. این حقیقت برای کسانی که چاه ها را در زمین حفر می کنند روشن است، زیرا اگر به کار خود ادامه دهند به سنگ های سخت و محکم می رسند. بعلاوه ملاحظه می کنید که اکثر قطعه های زمین در میان کوه هایی که به آنها احاطه کرده واقع شده، گوئی آنها از زیر به هم پیوسته است و همچون ظرفی است برای قطعات زمین که آنها را از تشتت و پراکنده گی و اضطراب به هنگامی که عوامل اضطراب فراهم می گردد حفظ می کند.»(۱۷)
این سخن با توجه به اینکه طبق تصریح بعضی از دانشمندان اخیر - که در بالا آوردیم - جزء اکتشافات یکصد ساله اخیر می باشد، مطلب بسیار جالبی به نظر می رسد که این عالم بزرگ اسلامی حدود سیصد سال قبل به آن توجه پیدا کرده است.
۴- یک حدیث اعجازآمیز درباره پیدایش کوه ها
در حدیثی آمده کسی از امیرمؤمنان علی (علیه السلام) سؤال کرد «مما خلقت الجبال؟» «کوه ها از چه آفریده شده است؟!» در پاسخ فرمودند: «من الأمواج!»: «از امواج آفریده شده اند!»
این حدیث نیز با نظریه معروف امروز دانشمندان که معتقدند بسیاری از کوه ها بر اثر چین خوردگی قشر زمین به خاطر انجماد تدریجی آن - همانند چین خوردگی هایی که در پوست سیب به هنگام خشک شدن ظاهر می شود - به وجود می آید، کاملا تطبیق می کند، چرا که این چین خوردگی ها درست شبیه امواجی است که بر سطح آب پیدا می شود. تعبیر به (و القی فی الأرض رواسی): «خداوند کوه های محکم و ثابتی در زمین ایجاد کرد»(۱۸) نیز می تواند اشاره به آفرینش کوه ها بعد از آفرینش زمین باشد.
پی نوشتها:
۱. سوره غاشیه، آیات ۱۷ - ۱۹.
۲. سوره نبأ، آیه ۶ و ۷.
۳. سوره رعد، آیه ۳.
۴. سوره نحل، آیه ۱۵.
۵. سوره انبیاء، آیه ۳۱.
۶. سوره فصلت، آیه ۱۰.
۷. سوره مرسلات، آیه ۲۷.
۸. سوره نمل، آیه ۶۱.
۹. سوره نحل، آیه ۸۱.
۱۰. سوره فاطر، آیه ۲۷.
۱۱. مفردات راغب و مجمع البحرین و لسان العرب.
۱۲. تفسیر مراغی، جلد ۳۰، صفحه ۴.
۱۳. المیزان، جلد ۲۰، صفحه ۲۵۹.
۱۴. سوره حجر، آیه ۸۲.
۱۵. سرگذشت زمین، نوشته ژرژ گاموف، صفحه ۱۲۶ (با کمی تلخیص).
۱۶. بحارالانوار، جلد ۳، صفحه ۱۲۷.
۱۷. بحارالانوار، جلد ۶۰، صفحه ۱۰۶ (چاپ دارالکتب الاسلامیه).
۱۸. سوره نحل، آیه ۱۵.
http://samenquran.ir/DefaultFarsi.aspx?title=٪D۸٪A۲٪D۹٪۸A٪D۸٪A۷٪D۸٪AA٪۲۰٪D۸٪A۷٪D۹٪۸۸٪۲۰٪D۸٪AF٪D۸٪B۱٪۲۰٪D۸٪A۲٪D۹٪۸۱٪D۸٪B۱٪DB٪۸C٪D۹٪۸۶٪D۸٪B۴٪۲۰٪DA٪A۹٪D۹٪۸۸٪D۹٪۸۷٪۲۰٪D۹٪۸۷٪D۸٪A۷٪۲۰&type=&fLevel=&fCenter=cLevel&x_=۸۸۳&xIsLesson=False#
گفتگو با هوش مصنوعی
💬 سلام! میخوای دربارهی «خداشناسی و توحید#@! راه های خداشناسی#@! برهان ها#@! برهان نظم نشانه های او در آفرینش کوه ها نشان این است که به عدالت حق حکومت و ولایت و حکمرانی و سلطنت با خالق یکتای بی همتای خلایق خداوند عظیم اشأن و جلیل ا» بیشتر بدونی؟ من اینجام که راهنماییت کنم.