اولین خطبه امام حسین(ع) هنگام ورود به کربلا



به گزارش خبرنگار فرهنگی باشگاه خبرنگاران پویا، کاروان امام حسین علیه السلام هر اندازه به کربلا نزدیک تر می شد، حال و هوایی آسمانی تر به خود می گرفت. وقتی به سخنان امام حسین علیه السلام دقت می کنیم، بیشتر سخنان حاکی از حس شهادت و اشتیاق به لقای پروردگار است. امام در مقام مربی عالم قصد دارند به بهانه های مختلف لب به سخن گشوده تا ایمان کاروانیان و حس و حال آنها را اصلاح کنند، همچنان که آن وجود مقدس در باطن و در خفا به تربیت ابعادی هر یک از کاروانیان می پرداختند.

منزلگاه عذیب الهجانات

در تاریخ ۲۸ ذی الحجه کاروانان حسینی در منزلگاه «عذیب الهجانات» فرود آمد. در این مکان امام حسین علیه السلام برخاست و خطبه ای خواند. حضرت بعد از حمد خداوند و ذکر و یاد رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود «إنه قد نزل بنا من الأمر ما قد ترون و إن الدنیا قد تغیرت و تنکرت و أدبر معروفها و استمرت حذاء و لم تبق منها إلا صبابة کصبابة الإناء و خسیس عیش کالمرعی الوبیل أ لا ترون إلی الحق لا یعمل به و إلی الباطل لا یتناهی عنه لیرغب المؤمن فی لقاء ربه محقا فإنی لا أری الموت إلا سعادة و الحیاة مع الظالمین إلا برما؛ همانا آنچه را بر ما وارد شده است، شما مشاهده می کنید. دنیا تغییر چهره داده و ناشناخته و نیکویی از آن رویگردان شده است و این روند با سرعت ادامه دارد و چیزی از آن جز ته مانده ای همانند ته مانده آب در میان ظرف و جز یک زندگی پست مانند چراگاه بد (مانند شورهزار) نمانده است. آیا نمی نگرید که به حق عمل نمی شود و از باطل جلوگیری نمی شود؟ با این وضع مؤمن باید به لقای پروردگارش (شهادت) اشتیاق یابد،همانا من مرگ را جز سعادت و زندگی با ستمگران را جز ملامت و ناراحتی نمی نگرم».

منزلگاه قطقطانیه

کاروانیان در روز ۲۹ ذی الحجه به منزلگاه قطقطانیه رسیدند. از اتفاقات مشهور در این منزلگاه، دیدار عبیدالله بن حر جعفی با امام حسین و گفت وگوی وی با آن حضرت بود. عبیدالله از قبیله بنی سعد العشیره جعفی ابتدا از یاران معاویه در جنگ صفین در مقابل امیرالمؤمنین بود و پس از شهادت آن حضرت به کوفه آمد. وی در واقعه کربلا، دعوت به یاری امام حسین را نپذیرفت و پس از شهادت امام پشیمان شد؛ در قیام مختار ابتدا به قیام کنندگان پیوست اما پس از مدتی از صف یاران مختار جدا شد و جزء سپاهیان مصعب بن زبیر در مقابل مختار قرار گرفت.

شیخ صدوق در کتاب «الأمالی» خود ضمن روایتی از امام صادق درباره وقایع مرتبط با کاروان امام حسین به نقل از آن حضرت می گوید: « … حسین حرکت کرد تا به قطقطانیه رسید و خیمه ای برپا کرد و فرمود این خیمه برای کیست، گفتند از عبیدالله بن حر جعفی. حسین به او پیغام داد که ای مرد، اگر در این ساعت مرا یاری کنی، جدم پیغمبر خدا نزد خدا شفیع تو خواهد بود وگرنه گناهکار و خطاکار می شوی و خدا تو را مؤاخذه می کند؛ أیها الرجل إنک مذنب خاطئ إن الله عز و جل آخذک بما أنت صانع إن لم تتب إلی الله تبارک و تعالی فی ساعتک هذه فتنصرنی و یکون جدی شفیعک بین یدی الله تبارک و تعالی.

گفت یا ابن رسول الله، اگر یاری ات کنم، اول کسی باشم که جانم قربانت کنم، اما این اسبم را تقدیمت کنم که به خدا هر وقت سوارش شدم هر چه را خواستم دریافتم و هر که قصد مرا کرده از او نجات یافتم. آن را بگیر. حسین(ع) از او رو گردانید و فرمود: ما را نیازی به تو و اسب تو نیست «و من گمراه کنندگان را یار و مددکار خود نگرفته ام؛ و ما کنت متخذ المضلین عضدا» (اشاره به سوره کهف۵۱) ولی بگریز و نه با ما باش و نه بر ما، زیرا هرکس فریاد و شیون ما خاندان را بشنود و اجابت نکند، خدایش به رو در دوزخ اندازد؛ لا حاجة لنا فیک و لا فی فرسک و ما کنت متخذ المضلین عضدا و لکن فر فلا لنا و لا علینا فإنه من سمع واعیتنا أهل البیت ثم لم یجبنا کبه الله علی وجهه فی نار جهنم. (الأمالی( للصدوق)، ص۱۵۴)

کاروان به حرکت خود ادامه داد تا روز اول محرم سال ۶۱ هجری به منزلگاه بیست و چهارم خود رسید، جایی که با عنوان قصر بنی مقاتل شناخته شده است. حضرت اباعبدالله علیه السلام و یاران و همراهان آن حضرت در حدود نصفه روز در این مکان درنگ کردند. این محل جایی بین عین التمر و قطقطانیه قرار داشته که فاصله آن تا سرزمین کربلا بسیار کم بود. در همین محل بود که حضرت سیدالشهدا به خواب کوتاهی رفتند و وقتی بیدار شدند، چند بار آیه استرجاع را تلاوت کردند: «إنا لله إنا إلیه راجعون.» حضرت علی اکبر جلو آمده و دلیل تکرار این ذکر را سؤال کردند. امام فرمود «لحظه ای به خواب رفتم و در خواب، اسب سواری را دیدم که می گفت: این کاروان می رود و مرگ نیز به دنبال آن ها می رود.» سپس فرمود «دانستم که او همان جان ماست که خبر مرگ ما را می دهد.» حضرت علی اکبر فرمود «پدر جان، خداوند بر ما بدی پیش نیاورد. مگر ما بر حق نیستیم؟» امام فرمود «سوگند به آن خدایی که بازگشت بندگان به سوی اوست، ما بر حق هستیم.» حضرت علی اکبر علیه السلام جواب داد «پس باکی نداریم از این که بر حق بمیریم.» اما حسین علیه السلام که از این اندازه شجاعت و ایمان فرزند جوان خود شاد شده بودند، دعا فرمودند: «خداوند بهترین پاداشی که فرزند از پدر خود می برد، به تو عطا فرماید.»

ورود کاروان به کربلا

امام حسین از روز دوم ماه محرم که دستور توقف کاروان را صادر کرد، پس از مناجاتی که با خدا داشت، فرمود مرکبش را بیاورند؛ سپس سوار شد و با صدای بلند که همه می شنیدند فرمود «ای مردم، اگر از در انصاف رفتار کنید به سعادت نزدیک ترید و اگر گوش حقیقت شنو ندارید و منصف نیستید، اندیشه های خود را یکی کنید و کار را بر خود مشتبه نکنید، بعد به من متوجه شوید و به من مهلت ندهید، زیرا که ولی من همان کسی است که قرآن را فرود آورده و او ولی صالحان است.» أیها الناس اسمعوا قولی و لا تعجلوا حتی أعظکم بما یحق لکم علی و حتی أعذر إلیکم فإن أعطیتمونی النصف کنتم بذلک أسعد و إن لم تعطونی النصف من أنفسکم فأجمعوا رأیکم ثم لا یکن أمرکم علیکم غمة ثم اقضوا إلی و لا تنظرون إن ولیی الله الذی نزل الکتاب و هو یتولی الصالحین (اشاره به سوره اعراف ۱۹۶)

سپس بعد از حمد خداوند فرمود: اما بعد به حسب و نسب من توجه کنید و ببینید من کیستم آنگاه به خود بازگشته خواهید فهمید که سخت اشتباه کرده اید و شایسته است خود را ملامت کنید، متوجه باشید آیا کشتن و دریدن پرده احترام من مناسب با حال شماست؟! آیا من پسر دختر پیغمبر شما نیستم؟ آیا من فرزند وصی و پسر عم پیغمبر شما و نخستین مؤمنان به خدا و تصدیق کننده به آئینی که از طرف خدا آورده نیستم؟ آیا حمزه سید الشهداء عموی من نیست؟ آیا جعفر طیار که با دو بال در بهشت پرواز می کند عموی من نیست؟ مگر فرموده رسول خدا را در باره من و برادرم نشنیده اید که فرمود حسن و حسین دو آقای جوانان بهشتند. اگر آنچه را اظهار می کنم تصدیق کردید، به حق رسیده و درب حقیقت را به روی خود گشوده اید، زیرا من از آغاز عمر که شنیدم خدا دروغگویان را سرزنش می کند. دروغ نگفته ام و اگر سخن مرا نمی پذیرید و تکذیب می کنید، در میان شما افرادی هستند که اگر این حقیقت را از آنان جویا شوید و پاسخ شما را خواهند داد. اینک از جابر انصاری و اباسعید خدری و سهل ساعدی و زید بن ارقم و انس بن مالک که همین بیانیه را از رسول خدا شنیده اند بپرسید. آیا همین فرمود کافی نیست که دست از کشتن من بردارید؟ أما بعد فانسبونی فانظروا من أنا ثم ارجعوا إلی أنفسکم و عاتبوها فانظروا هل یصلح لکم قتلی و انتهاک حرمتی أ لست ابن بنت نبیکم و ابن وصیه و ابن عمه و أول المؤمنین المصدق لرسول الله بما جاء به من عند ربه أ و لیس حمزة سید الشهداء عمی أ و لیس جعفر الطیار فی الجنة بجناحین عمی أ و لم یبلغکم؟ (الإرشاد فی معرفة حجج الله علی العباد، ج۲، ص ۹۷)

انتهای پیام/
گفتگو با هوش مصنوعی

💬 سلام! می‌خوای درباره‌ی «اولین خطبه امام حسین(ع) هنگام ورود به کربلا» بیشتر بدونی؟ من اینجام که راهنماییت کنم.