استدلال امام رضا (ع) در مواجهه با منطق سقیفه- اخبار دین ، قرآن و اندیشه - اخبار فرهنگی تسنیم



به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، موضوع خلافت و امامت بر مسلمین از همان ابتدای تشکیل حکومت نبوی در مدینه، ریشه ای ترین مسئله در جامعۀ مسلمین بود و حضرت رسول خدا صلی الله علیه و آله نیز بارها در طول رسالت خویش دربارۀ خلافت پس از خودشان سخن گفتند و امیر مؤمنان علیه السلام را از جانب خداوند به عنوان خلیفةالله و امام بر حق معرفی کردند و در روز غدیر به صورت رسمی و عمومی تر بر این موضوع تأکید کردند و یا به زبان عامیانه تر، از خلافت و امامت امیر مؤمنان و خاندان عترت رونمایی کردند. بنابراین خطبۀ غدیریه و محتوای آن نزد مسلمانان آن دوران عجیب و غریب نبود بلکه آنها بارها به شکل های مختلف از زبان پیامبر صلی الله علیه و آله فضائل امیر مؤمنان علیه السلام را شنیده بودند؛ به این دلیل است که بلافاصله با آن حضرت بیعت کردند.

منتها خط نفاق که همواره جامعۀ مسلمین از وجود نحس آن آسیب دیده، با همدستی جبهۀ کفر، مسیر رسالت را از جایگاه و ریل خود خارج کرد و به دنبال آن شوم ترین مصائب تاریخ اسلام و بلکه بشریت رقم خورد. دایرۀ ایجاد این اختلاف منحصر در آن دوران نشد بلکه عمده اختلاف و تفرقه ای که در جامعۀ مسلمین مشاهده می کنیم، از آثار و تبعات شوم سقیفه است. این اقدام اهل سقیفه سبب شد هر کسی خود را لایق امامت و خلافت بر مسلمین بداند و از رهگذر آن، اهداف شوم خود و جبهۀ کفر را پیش ببرد که از جملۀ آنها امویان و عباسیان بودند. امثال معاویه و یزید نیز مولود نامشروع سقیفه بودند.

اهمیت بحث خلافت و امامت به حدی بود که جامعۀ علمی و دینی دوران تاریخ اسلام را تحت تأثیر خود قرار داده بود و علما و اندیشمندان در محافل خود از امامت و جوانبش سخن می گفتند. کلیت محور این مباحث حول شرایط امامت و خلافت می گشت و عمدتا معتقد بودند امامت مسلمین با انتخاب مردم مشروعیت دارد، هرچند آن حاکم دارای فسق علنی باشد. گروهی هم که فائل به نصب امامت از جانب خداوند بودند، در مصادیق به انحراف افتادند و امتی را نیز به انحراف کشاندند که گروه معتزلیان جزو این دست بودند؛ به این لحاظ زمامدارانی مثل مأمون عباسی به شدت به معتزلیان بها می داد و بلکه خود را معتزلی می دانست. تمام این موارد سبب شد در مقطع امامت امام رضا علیه السلام که همزمان با زمامداری ناصواب مأمون عباسی بود، برترین و مفصل ترین حدیث شیعه در موضوع امامت از سوی آن حضرت هنگام هجرتشان به ایران و در شهر مرو صادر شود.

ماجرا از این قرار بود که عده ای از علمای آن زمان در مسجد مرو دربارۀ موضوع امامت سخن می گفتند که خبرش از طریق عبدالعزیز بن مسلم به گوش مبارک امام رسید. امام نیز در همان جا حدیث امامت را بیان کردند. محتوای حدیث حاکی از ابعاد عوالمی و آسمانی امامت منطبق بر آیات قرآن تا حد امامت بر مسلمین است. امام رضا علیه السلام امامت را جایگاهی الهی با عالی ترین شأن همچون امامت ابراهیم علیه السلام معرفی می کند که هیچ کس توان دسترسی به این جایگاه را ندارد؛ این در حالی است که از همان ابتدای سقیفه شأن خلافت و امامت را تا حدی پایین آوردند که مردم راضی به خلافت امثال معاویه و یزید شدند. بعد امام به بیان استدلال های عقلانی و قرآنی بحثشان می پردازند. امام پس از بیان برخی شئون امامت، اینطور می فرمایند:



«پس چگونه توانند که همه صفت ها امامت یا چگونگی آن را توصیف کنند؟ و یا کسی که جایگزین او شود یافت شود یا بی نیازی همچون او باشد که نیاز نیازمندان را برآورد؟ از کجا؟ و حال آن که او در جایگاه ستاره ای است که از دسترس دستیازان و از توصیف وصف کنندگان به دور است. هو بحیث النجم عن أیدی المتناولین و وصف الواصفین.

آیا گمان دارند که امام جز در خاندان رسول خدا صلی الله علیه و آله یافت شود؟ به خدا سوگند که خودشان خویشتن را دروغ پرداز شمارند و بیهوده آرزو بردند، از گردنه بلند و جایگاه لغزنده ای که به پایین می لغزد بالا رفتند. چرا که خواستند با نظرهای [ناقص] خویش امامی را منصوب کنند و چگونه می توانند امامی را انتخاب کنند؟ و حال آن که امام عالمی است که نادانی نورزد، و نگهبانی است که حیله نکند؛ منبع نبوت است؛ در دودمانش عیبی نباشد و هیچ اصل و نسب داری با او برابری نکند، تبارش از قریش و نسلش از هاشم و خانواده او از رسول خدا صلی الله علیه و آله است؛ بزرگمندی بزرگمندان و شاخه نسل عبد مناف است. إذ راموا إقامة إمام بآرائهم و کیف لهم باختیار إمام و الإمام عالم لا یجهل و راع لا یمکر معدن النبوةلا یغمز فیه بنسب …

فزایندۀ دانش، کامل کنندۀ بردباری، توانای در فرماندهی، دانای به سیاست و سزاوار ریاست است، فرمان پذیری از او واجب، قائم به امر خدا و نیک خواه بندگان خدا است؛ نامی العلم کامل الحلم مضطلع بالأمر عالم بالسیاسة مستحق للرئاسة مفترض الطاعة قائم بأمر الله ناصح لعباد الله

همانا پیامبران و اوصیاء صلوات الله علیهم را خداوند توفیق دهد و پاینده دارد و از منبع دانش و حکمتش آن چیزی را به آنان دهد که به دیگران نداده است، دانش ایشان فرای دانش مردم عصر خویش است و به تحقیق خدای عزیز و جلیل فرمود: «أ فمن یهدی إلی الحق أحق أن یتبع أمن لا یهدی إلا أن یهدی فما لکم کیف تحکمون؛ آیا کسی که به سوی حق رهبری می کند سزاوارتر است که مورد پیروی قرار گیرد یا کسی که راه نمی یابد مگر آن که هدایت شود؟ شما را چه شده، چگونه حکم می کنید؟» [یونس (۱۰)، آیه ۳۵]؛ إن الأنبیاء و الأوصیاء ص یوفقهم الله و یسددهم و یؤتیهم من مخزون علمه و حکمته ما لا یؤتیه غیرهم یکون علمهم فوق علم أهل زمانهم و قد قال الله جل و عز- أ فمن یهدی إلی الحق أحق أن یتبع أمن لا یهدی إلا أن یهدی فما لکم کیف تحکمون.»

همان طور که مشاهده می شود، امام رضا علیه السلام در شرایطی که مردم از امامت تفسیری زمینی ارائه می کنند، از افق های آسمانی به توصیف امامت می پردازند و آن را همچون ستاره ای غیر قابل دسترسی معرفی می کنند که کسی یارای دسترسی به آن را ندارد. امامت در تعریف امام رضا علیه السلام، جایگاه معدن نبوت و میراث دار رسولان و نیز قیام کننده به امر الله و نیز دانش او فراتر از مردم زمانه است. بنابراین امام رضا علیه السلام با دانش بی پایان خویش، به تبیین حقیقی جایگاه امامت پرداختند تا حداقل شیعیان خویش را از خطر انحراف فکری و رفتاری دور نگه دارند.

یادداشت: سعید شیری

انتهای پیام/
گفتگو با هوش مصنوعی

💬 سلام! می‌خوای درباره‌ی «استدلال امام رضا (ع) در مواجهه با منطق سقیفه- اخبار دین ، قرآن و اندیشه - اخبار فرهنگی تسنیم» بیشتر بدونی؟ من اینجام که راهنماییت کنم.