با رمان چهره ها در شلوغی در زمان سفر کنید
والریا لوئیزلی نویسنده ی رمان چهره ها در شلوغی است که در اولین رمانش با فاصله گرفتن از کلیشه های رایج، دنیایی جسورانه را به تصویر می کشد.
به گزارش ایسنا، بنابر اعلام نشر خوب، کتاب با نام انگلیسی Faces in The Crowd Valeria Luiselli و نام فارسی چهره ها در شلوغی با ترجمه خوب و روان وحید پور جعفری به تازگی توسط نشر خوب وارد بازار کتاب شده است.
اولین اثر والریا لوئیزلی مژده ی ظهور یک قلم بین المللی جدید و پرقدرت و یک صدای غیرمنتظره اما لازم ادبی را در دنیای داستان مدرن می دهد.
داستان چهره ها در شلوغی از کجا شروع می شود؟
درست در قلب شهر مکزیکوسیتی، مادری جوان در ازدواجی ناموفق گیر افتاده است. داستان با دغدغه های زنی نویسنده شروع می شود که به دنبال راه و فضایی برای نوشتن است.
در هیچ کجای رمان اسمی از دو فرزندش نمی آورد. او دغدغه ی نوشتن دارد، نوشتنی که برایش مانند نفس کشیدن است و فکر می کند حالا با یک شوهر و دو بچه مدت هاست راه نفسش بند آمده است.
زندگی او از جایی به بعد با شاعری گمنام به نام ژیلبرتو اوون گره می خورد. او در تلاش است تا ترجمه ای از آثار اوون ارائه بدهد و در این مسیر به هر چیزی چنگ می زند و درگیر و دار این کار، به طور هم زمان چهره ی مردی را در تاریکی های تونل مترو، پشت شیشه ی قطار می بیند که معتقد است او همان اوون است!
روایت زندگی اووئن و رفاقتش با لورکا و دیدن چهره ی زنی پشت شیشه ی قطار در حال عبور از جایی به بعد به طور موازی روایت می شود. گاه نشانه ها در هم می آمیزند و زندگی زن نویسنده مماس بر زندگی اوون روایت می شود تا برسیم به این سطر تکان دهنده از رمان چهره ها در شلوغی که:
«سوار مترو در مسیر بازگشت به خانه، برای آخرین بار چشمم به اوون افتاد. فکر کنم برایم دست تکان داد، اما دیگر هیچ اهمیتی نداشت، چون اشتیاقم را از دست داده بودم. دیگر شکی نداشتم که آن شبح خود من هستم.»
در جایی دیگر در اثبات این سطرها می خوانیم:
«ما در طول زندگی بارها می میریم، هرچند خیلی ها متوجهش نمی شوند، به گمانشان یک بار می میرند و ماجرا دیگر تمام می شود؛ اما فقط باید کمی توجه به خرج دهید تا دریابید مرگ هرازچندگاه به سراغتان می آید. این فقط یک بازی شاعرانه با عبارت نیست، مثال مشخصی برایتان نمی آورم، تنها می گویم روزی از خیابان عبور می کنید و ماشینی زیرتان می گیرد؛ روزی دیگر در وان حمام خوابتان می برد و هرگز بلند نمی شوید، روزی پایتان هنگام پایین آمدن از پله ها گیر می کند و با سر به زمین می خورید. بیشتر مرگ ها اهمیتی ندارند: در بر همان پاشنه ی قبلی می چرخد. جز زمانی که هر اتفاقی ممکن است، حتی اگر این احتمال ناچیز باشد و پیامدهایش مستقیما به چشم نیایند.»
همین قسمت مهم از این رمان منتشرشده توسط نشر خوب فلسفه ی کل روایت والریا لوئیزلی را نشان می دهد.
مقایسه ی کتاب خوب چهره ها در شلوغی با فیلم میان ستاره ای
در مقایسه ی فیلم و کتاب، اگر هر دو یک قصه را روایت کنند، کتاب همیشه برنده است مگر در موارد استثنا! اما این بار می خواهیم از یک نظریه ی علمی حرف بزنیم که در فیلمی از کریستوفر نولان و کتاب اول والریا لوئیزلی به صورت مشترک استفاده شده است. از دانشی در فیزیک به اسم فضا- زمان که عبارت است از یک مدل ریاضی که زمان و فضا را به صورت درهم تنیده و به عنوان یک کمیت پیوسته با یکدیگر ترکیب می کند.
نولان و لوئیزلی، هر دو به سراغ جهان های موازی رفته اند. به سراغ مفهومی تازه به نام کرم چاله که می تواند به عنوان یک ماشین زمان عمل کند. بر اساس نظریه ی نسبیت عام؛ یک کرم چاله می تواند با اتصال دونقطه ی دور به وسیله ی یک میان بر، به مانند یک پل فضا- زمان عمل می کند.
این همان چیزی است که درصحنه هایی از فیلم نولان می بینیم. جایی که پدر از فضای پشت کتابخانه با دخترش مورفی ارتباط برقرار می کند.
در این کتاب از نشر خوب نیز فضایی مشترک، گذشته و آینده را به هم پیوند می زند و آنجایی نیست جز تونل های تاریک مترو!
نویسنده در جایی از رمان می نویسد:
«ایستگاه های متعدد، خرابی ها، شتاب های ناگهانی و مناطق تاریک مترو می توانست طرح (داستان) فضا-زمانی برای آن یکی رمان باشد.»
این طور که از روایت مشخص است او هم زمان در حال نوشتن چند رمان است، یا شاید خودش جزئی از این رمان است و یا فراتر از آن، شاید او خود شخصیت رمانی است که دارد نوشته می شود!
از تصویر جلد رمان ولریا لوئیزلی تا واقعیت چهره ها در شلوغی
کتاب چهره ها در شلوغی از همان طرح جلد شروع می شود. پس زمینه ای تاریک و خط هایی درهم وبرهم که گاه از کنار هم می گذرند و گاه در نقطه یا نقاطی همدیگر را قطع می کنند.
سیاهی پس زمینه همان سیاهی تاریکی تونل متروست و آن خط ها، چهره هایی که در شلوغی باهم تلاقی پیدا می کنند. یکدیگر را می بینند و نمی بینند. گذشته و آینده ی چهره ها در تاریکی تونل های مترو برای چند ثانیه باهم تلاقی پیدا می کند و این شروع ماجرای اصلی کتاب چهره ها در شلوغی است! شروعی که تا انتها مخاطب را شریک و درگیر می کند.
حرف آخر
رمان چهره ها در شلوغی را می توان شروعی خوب برای والریا لوئیزلی دانست. او با جسارت تمام قدم پا در یک فضای ناشناخته گذاشت و با از بین برداشتن مرزهای مکان و زمان، رمانی عجیب و خواندنی خلق کرد.
برای خواندن این رمان جذاب از نشر خوب می توانید به سایت خوب مراجعه کنید و از سفر در زمان همراه با سطر به سطر این رمان، لذت ببرید!
انتهای رپرتاژ آگهی
به گزارش ایسنا، بنابر اعلام نشر خوب، کتاب با نام انگلیسی Faces in The Crowd Valeria Luiselli و نام فارسی چهره ها در شلوغی با ترجمه خوب و روان وحید پور جعفری به تازگی توسط نشر خوب وارد بازار کتاب شده است.
اولین اثر والریا لوئیزلی مژده ی ظهور یک قلم بین المللی جدید و پرقدرت و یک صدای غیرمنتظره اما لازم ادبی را در دنیای داستان مدرن می دهد.
داستان چهره ها در شلوغی از کجا شروع می شود؟
درست در قلب شهر مکزیکوسیتی، مادری جوان در ازدواجی ناموفق گیر افتاده است. داستان با دغدغه های زنی نویسنده شروع می شود که به دنبال راه و فضایی برای نوشتن است.
در هیچ کجای رمان اسمی از دو فرزندش نمی آورد. او دغدغه ی نوشتن دارد، نوشتنی که برایش مانند نفس کشیدن است و فکر می کند حالا با یک شوهر و دو بچه مدت هاست راه نفسش بند آمده است.
زندگی او از جایی به بعد با شاعری گمنام به نام ژیلبرتو اوون گره می خورد. او در تلاش است تا ترجمه ای از آثار اوون ارائه بدهد و در این مسیر به هر چیزی چنگ می زند و درگیر و دار این کار، به طور هم زمان چهره ی مردی را در تاریکی های تونل مترو، پشت شیشه ی قطار می بیند که معتقد است او همان اوون است!
روایت زندگی اووئن و رفاقتش با لورکا و دیدن چهره ی زنی پشت شیشه ی قطار در حال عبور از جایی به بعد به طور موازی روایت می شود. گاه نشانه ها در هم می آمیزند و زندگی زن نویسنده مماس بر زندگی اوون روایت می شود تا برسیم به این سطر تکان دهنده از رمان چهره ها در شلوغی که:
«سوار مترو در مسیر بازگشت به خانه، برای آخرین بار چشمم به اوون افتاد. فکر کنم برایم دست تکان داد، اما دیگر هیچ اهمیتی نداشت، چون اشتیاقم را از دست داده بودم. دیگر شکی نداشتم که آن شبح خود من هستم.»
در جایی دیگر در اثبات این سطرها می خوانیم:
«ما در طول زندگی بارها می میریم، هرچند خیلی ها متوجهش نمی شوند، به گمانشان یک بار می میرند و ماجرا دیگر تمام می شود؛ اما فقط باید کمی توجه به خرج دهید تا دریابید مرگ هرازچندگاه به سراغتان می آید. این فقط یک بازی شاعرانه با عبارت نیست، مثال مشخصی برایتان نمی آورم، تنها می گویم روزی از خیابان عبور می کنید و ماشینی زیرتان می گیرد؛ روزی دیگر در وان حمام خوابتان می برد و هرگز بلند نمی شوید، روزی پایتان هنگام پایین آمدن از پله ها گیر می کند و با سر به زمین می خورید. بیشتر مرگ ها اهمیتی ندارند: در بر همان پاشنه ی قبلی می چرخد. جز زمانی که هر اتفاقی ممکن است، حتی اگر این احتمال ناچیز باشد و پیامدهایش مستقیما به چشم نیایند.»
همین قسمت مهم از این رمان منتشرشده توسط نشر خوب فلسفه ی کل روایت والریا لوئیزلی را نشان می دهد.
مقایسه ی کتاب خوب چهره ها در شلوغی با فیلم میان ستاره ای
در مقایسه ی فیلم و کتاب، اگر هر دو یک قصه را روایت کنند، کتاب همیشه برنده است مگر در موارد استثنا! اما این بار می خواهیم از یک نظریه ی علمی حرف بزنیم که در فیلمی از کریستوفر نولان و کتاب اول والریا لوئیزلی به صورت مشترک استفاده شده است. از دانشی در فیزیک به اسم فضا- زمان که عبارت است از یک مدل ریاضی که زمان و فضا را به صورت درهم تنیده و به عنوان یک کمیت پیوسته با یکدیگر ترکیب می کند.
نولان و لوئیزلی، هر دو به سراغ جهان های موازی رفته اند. به سراغ مفهومی تازه به نام کرم چاله که می تواند به عنوان یک ماشین زمان عمل کند. بر اساس نظریه ی نسبیت عام؛ یک کرم چاله می تواند با اتصال دونقطه ی دور به وسیله ی یک میان بر، به مانند یک پل فضا- زمان عمل می کند.
این همان چیزی است که درصحنه هایی از فیلم نولان می بینیم. جایی که پدر از فضای پشت کتابخانه با دخترش مورفی ارتباط برقرار می کند.
در این کتاب از نشر خوب نیز فضایی مشترک، گذشته و آینده را به هم پیوند می زند و آنجایی نیست جز تونل های تاریک مترو!
نویسنده در جایی از رمان می نویسد:
«ایستگاه های متعدد، خرابی ها، شتاب های ناگهانی و مناطق تاریک مترو می توانست طرح (داستان) فضا-زمانی برای آن یکی رمان باشد.»
این طور که از روایت مشخص است او هم زمان در حال نوشتن چند رمان است، یا شاید خودش جزئی از این رمان است و یا فراتر از آن، شاید او خود شخصیت رمانی است که دارد نوشته می شود!
از تصویر جلد رمان ولریا لوئیزلی تا واقعیت چهره ها در شلوغی
کتاب چهره ها در شلوغی از همان طرح جلد شروع می شود. پس زمینه ای تاریک و خط هایی درهم وبرهم که گاه از کنار هم می گذرند و گاه در نقطه یا نقاطی همدیگر را قطع می کنند.
سیاهی پس زمینه همان سیاهی تاریکی تونل متروست و آن خط ها، چهره هایی که در شلوغی باهم تلاقی پیدا می کنند. یکدیگر را می بینند و نمی بینند. گذشته و آینده ی چهره ها در تاریکی تونل های مترو برای چند ثانیه باهم تلاقی پیدا می کند و این شروع ماجرای اصلی کتاب چهره ها در شلوغی است! شروعی که تا انتها مخاطب را شریک و درگیر می کند.
حرف آخر
رمان چهره ها در شلوغی را می توان شروعی خوب برای والریا لوئیزلی دانست. او با جسارت تمام قدم پا در یک فضای ناشناخته گذاشت و با از بین برداشتن مرزهای مکان و زمان، رمانی عجیب و خواندنی خلق کرد.
برای خواندن این رمان جذاب از نشر خوب می توانید به سایت خوب مراجعه کنید و از سفر در زمان همراه با سطر به سطر این رمان، لذت ببرید!
انتهای رپرتاژ آگهی
گفتگو با هوش مصنوعی
💬 سلام! میخوای دربارهی «با رمان چهره ها در شلوغی در زمان سفر کنید» بیشتر بدونی؟ من اینجام که راهنماییت کنم.