یادداشت|حوزه علمیه و رسالت های پساجنگ - تسنیم
به گزارش خبرگزاری تسنیم از قم، حجت الاسلام والمسلمین احمدحسین شریفی در یادداشتی که در اختیار خبرگزاری تسنیم قرار داده است به موضوع «حوزه علمیه و رسالت های پساجنگ» پرداخته که در زیر آمده است:
جنگ، هر چند به خودی خود مطلوبیت ندارد؛ اما تهدیدی است که می تواند فرصت های فراوانی را در دل خود داشته باشد. برکات فرهنگی، علمی، سیاسی، اجتماعی و نظامی جنگ اخیر غرب علیه جمهوری اسلامی ایران، آنقدر زیاد است که خسارت های وارده، از جمله از دست دادن سرمایه های انسانی در حوزه نظامی و علمی، را تحمل پذیر می کند.
به نظر می رسد مدیران حوزه های علمیه لازم است به طور جد درباره رسالت ها و مسؤولیت های حوزه علمیه پس از این جنگ تحمیلی بیاندیشند و از فرصت های نهفته در دل این تهدید برای ایجاد تحول در رسالت ها و مأموریت های حوزه علمیه، به ویژه در راستای منشور حوزه پیشرو و سرآمد، بهره بگیرند. اینکه بعد از این جنگ جهانی ترکیبی و پیچیده علیه جمهوری اسلامی، برنامه های درسی و پژوهشی و تبلیغی و فرهنگی حوزه های علمیه کمافی السابق و به همان سبک و سیره پیشین خود باشد، پذیرفته نیست.
در این جنگ معلوم شد که همه قوت و قدرت نظام جمهوری اسلامی در عمل به تئوری مقاومت در عرصه های نظامی و سیاسی بوده است. مبانی نظری این تئوری و این سبک از حکمرانی نیازمند تحکیم و تقویت است. مباحثی همچون الهیات مقاومت، فقه مقاومت، اخلاق مقاومت، اقتصاد مقاومت، دیپلماسی مقاومت، جامعه شناسی مقاومت، روان شناسی مقاومت و امثال آن باید در حوزه های علمیه مورد بررسی و مطالعه قرار گیرد. مباحث بسیار پردامنه و عمیق «جهاد» (اعم از جهاد نظامی، جهاد فرهنگی، جهاد علمی، جهاد تبلیغی، جهاد مبارزه با سبک زندگی غربی و امثال آن ) باید از مباحث محوری حوزه های علمیه باشد. در فلسفه های مضاف باید بیش از پیش به فلسفه مقاومت پرداخته شود. بنیان های انسان شناختی و معرفت شناختی مقاومت نیازمند تبیین جهانی است.
در این جنگ، قوت و قدرت مدل حکمرانی ولایی و شیعی بر همگان آشکار شد؛ این فضا را باید فرصتی برای تعمیق بیش از پیش مباحث فلسفه سیاسی اسلام و مدل حکمرانی اسلامی دانست و لازم است «حکمت حکومت شیعی» توسط حوزه های علمیه برای جهانیان تبیین شود و این از بزرگ ترین و مهم ترین رسالت های حوزه های علمیه است.
فهم فرهنگ و روحیه ملی و دینی ملت ایران و حفظ انسجام ملی در ذیل نظام اسلامی و زیر چتر قرآن و اسلام، از اموری است که بیش از پیش باید مورد توجه حوزه های علمیه قرار گیرد. این جنگ نشان داد که، علیرغم تحلیل های نادرست عده ای غربزده و کج اندیش، که دائما از دین گریزی و انقلاب گریزی مردم و جوانان سخن می گفتند، قاطبه جوانان و نوجوانان و خانواده های ایرانی، حتی ایرانیان خارج نشین، مدافع جمهوری اسلامی و دلبسته نظام ولایت و دلداده و دلسپرده به حضرت ولایت اند. رهبر فرزانه انقلاب اسلامی پیشتر در یکی از توصیه های هشت گانه منشور حوزه پیشرو و سرآمد به حوزه های علمیه این حقیقت را که در این جنگ تحمیلی بر همگان آشکار شد، متذکر شده بودند: «به نسل جوان جامعه با چشم خوش بینی نگریسته و با این نگاه با آنان تعامل شود. بخش مهمی از جوانان امروز با ضریب هوشی بالا، با وجود همه ی القائات مخرب فکر و احساس دینی، وفادار به دین و مدافع آنند و بسیاری دیگر هم به هیچ رو با دین و انقلاب بر سر عناد نیستند. اقلیت بسیار اندک معرض از ظواهر دینی، حوزه را دچار تحلیل غیرواقع بینانه نکند.»
انتهای پیام/
جنگ، هر چند به خودی خود مطلوبیت ندارد؛ اما تهدیدی است که می تواند فرصت های فراوانی را در دل خود داشته باشد. برکات فرهنگی، علمی، سیاسی، اجتماعی و نظامی جنگ اخیر غرب علیه جمهوری اسلامی ایران، آنقدر زیاد است که خسارت های وارده، از جمله از دست دادن سرمایه های انسانی در حوزه نظامی و علمی، را تحمل پذیر می کند.
به نظر می رسد مدیران حوزه های علمیه لازم است به طور جد درباره رسالت ها و مسؤولیت های حوزه علمیه پس از این جنگ تحمیلی بیاندیشند و از فرصت های نهفته در دل این تهدید برای ایجاد تحول در رسالت ها و مأموریت های حوزه علمیه، به ویژه در راستای منشور حوزه پیشرو و سرآمد، بهره بگیرند. اینکه بعد از این جنگ جهانی ترکیبی و پیچیده علیه جمهوری اسلامی، برنامه های درسی و پژوهشی و تبلیغی و فرهنگی حوزه های علمیه کمافی السابق و به همان سبک و سیره پیشین خود باشد، پذیرفته نیست.
در این جنگ معلوم شد که همه قوت و قدرت نظام جمهوری اسلامی در عمل به تئوری مقاومت در عرصه های نظامی و سیاسی بوده است. مبانی نظری این تئوری و این سبک از حکمرانی نیازمند تحکیم و تقویت است. مباحثی همچون الهیات مقاومت، فقه مقاومت، اخلاق مقاومت، اقتصاد مقاومت، دیپلماسی مقاومت، جامعه شناسی مقاومت، روان شناسی مقاومت و امثال آن باید در حوزه های علمیه مورد بررسی و مطالعه قرار گیرد. مباحث بسیار پردامنه و عمیق «جهاد» (اعم از جهاد نظامی، جهاد فرهنگی، جهاد علمی، جهاد تبلیغی، جهاد مبارزه با سبک زندگی غربی و امثال آن ) باید از مباحث محوری حوزه های علمیه باشد. در فلسفه های مضاف باید بیش از پیش به فلسفه مقاومت پرداخته شود. بنیان های انسان شناختی و معرفت شناختی مقاومت نیازمند تبیین جهانی است.
در این جنگ، قوت و قدرت مدل حکمرانی ولایی و شیعی بر همگان آشکار شد؛ این فضا را باید فرصتی برای تعمیق بیش از پیش مباحث فلسفه سیاسی اسلام و مدل حکمرانی اسلامی دانست و لازم است «حکمت حکومت شیعی» توسط حوزه های علمیه برای جهانیان تبیین شود و این از بزرگ ترین و مهم ترین رسالت های حوزه های علمیه است.
فهم فرهنگ و روحیه ملی و دینی ملت ایران و حفظ انسجام ملی در ذیل نظام اسلامی و زیر چتر قرآن و اسلام، از اموری است که بیش از پیش باید مورد توجه حوزه های علمیه قرار گیرد. این جنگ نشان داد که، علیرغم تحلیل های نادرست عده ای غربزده و کج اندیش، که دائما از دین گریزی و انقلاب گریزی مردم و جوانان سخن می گفتند، قاطبه جوانان و نوجوانان و خانواده های ایرانی، حتی ایرانیان خارج نشین، مدافع جمهوری اسلامی و دلبسته نظام ولایت و دلداده و دلسپرده به حضرت ولایت اند. رهبر فرزانه انقلاب اسلامی پیشتر در یکی از توصیه های هشت گانه منشور حوزه پیشرو و سرآمد به حوزه های علمیه این حقیقت را که در این جنگ تحمیلی بر همگان آشکار شد، متذکر شده بودند: «به نسل جوان جامعه با چشم خوش بینی نگریسته و با این نگاه با آنان تعامل شود. بخش مهمی از جوانان امروز با ضریب هوشی بالا، با وجود همه ی القائات مخرب فکر و احساس دینی، وفادار به دین و مدافع آنند و بسیاری دیگر هم به هیچ رو با دین و انقلاب بر سر عناد نیستند. اقلیت بسیار اندک معرض از ظواهر دینی، حوزه را دچار تحلیل غیرواقع بینانه نکند.»
انتهای پیام/
گفتگو با هوش مصنوعی
💬 سلام! میخوای دربارهی «یادداشت|حوزه علمیه و رسالت های پساجنگ - تسنیم» بیشتر بدونی؟ من اینجام که راهنماییت کنم.