زندگینامه حضرت علی اکبر سلام الله علیه


حضرت علی اکبر (علیه السلام)



گروه تولیدمحتوای نسیم رضوان۱۴۰۴-۰۴-۱۴بروزرسانی: ۱۴۰۴-۰۸-۰۹



۰ ۶,۳۶۴ خواندن این مطلب ۱۲ دقیقه زمان می‌برد



فهرست مطالب: نمایش



کربلا، بام زمین است و سبب اتصال به آسمان؛ کربلاییان در هنگامه ای تفتیده، سقایت تاریخ را بر عهده گرفته اند. در ظاهر، واژه های زلال معنا شکسته، چاک چاک شده و به خون غلطان است؛ اما همین جماعت زخمی زیرساخت قاموس بزرگ مهدوی را شکل داده اند. ازاین روست که کربلا حق بزرگی بر انقلاب جهانی امام زمان (علیه السلام) دارد.



کربلا در ظاهر کویر سکوت است، با خیمه هایی نیم سوخته و مشک هایی شرحه؛ اما در باطن زمزم است که اهل معنا از آن کام می گیرند.



یکی از قهرمانان کربلا، فرزند رشید امام حسین (علیه السلام)، حضرت علی اکبر (علیه السلام) است. او که در خلق و منطق به حضرت محمد (ص) می ماند، رازدار لحظه های خلوت پدر، با نگاهی که مهر محمدی(صلی الله علیه وآله وسلم) را به یاد می آورد و با قامتی به بلندای اندیشۀ علی(علیه السلام).



ولادت حضرت علی اکبر (ع)



حضرت علی اکبر (علیه السلام) در یازدهم شعبان سال سی وسوم هجری، پیش از کشته شدن عثمان، چشم به جهان گشود.



این گفتۀ شیخ جلیل القدر، ابن ادریس حلی که در بخش مزار کتاب السرائر آمده که وی در زمان عثمان متولد شد، درست است. به این ترتیب، آن حضرت در روز عاشورا، حدودا بیست وهفت ساله بوده است. دلیل آن، اتفاق نظر مورخان و نسب شناسان است که ایشان از امام سجاد(علیه السلام) که در کربلا بیست و سه سال داشته، بزرگ تر بوده است.



کنیه حضرت علی اکبر (ع)



علی بن حسین بن علی بن ابی طالب، معروف به علی اکبر، کنیه اش ابوالحسن (۳۳-۶۱ق)، فرزند امام حسین(علیه السلام) و از شهدای کربلا در قیام امام حسین(علیه السلام) است.



جدش، امیرالمؤمنان، امام علی (علیه السلام) شجاعی است که هیچ قدرتمندی در مقابلش توان و یارای مقاومت ندارد. شخصیتی که هرگز از دشمن گریزان نبود، او حیدر تکرار است.



پدرش حسین بن علی(علیه السلام) نیز در شجاعت شیر بیشۀ میدان نبرد است؛ پس او دارای شجاعت حسینیه است. عمویش امام حسن (علیه السلام) فاتح جنگ جمل و نبرد صفین است. عموی دیگرش قمر بنی هاشم، حضرت عباس (علیه السلام)، سپهسالار امام حسن(علیه السلام) و علمداری امام حسین(علیه السلام) در کربلا است.



لقب حضرت علی اکبر (ع)



علی بن الحسین به (اکبر) ملقب شد؛ زیرا از امام زین العابدین(علیه السلام) بزرگ تر بود. امام سجاد (علیه السلام) این مطلب را در پاسخ ابن زیاد ملعون که پرسید: «مگر خداوند علی را در کربلا نکشت؟» فرمود: «من برادری بزرگ تر، به نام علی داشتم که شما او را کشتید.»



ابن جریر طبری می گوید که حمید بن مسلم گفت: «علی بن الحسین اصغر را دیدم؛ درحالی که بیمار بود و علی اکبر (علیه السلام)، فرزند امام حسین(علیه السلام) بود و از او نسلی نماند که مادرش ام ولد بود.»



علی اکبر (علیه السلام) با پدرش کنار نهر فرات در کربلا به شهادت رسید و فرزندی نداشت. علی اصغر(علیه السلام) نیز در کربلا همراه پدرش بود. وی بیست و سه سال داشت و بیمار بود.



قرمانی می گوید: «شمر ملعون برای کشتن علی اصغر(علیه السلام) که بیمار بود، تلاش کرد.»



دمیری در حیات الحیوان در مادۀ (بغل) گفته است: «علی اصغر به زین العابدین(علیه السلام) ملقب بود. برادر بزرگ تری داشت، به نام علی اکبر که در کربلا با پدرش شهید شد.»



مادر حضرت علی اکبر (ع)



شیخ مفید(رحمت الله) در ارشاد و برخی مورخان از قبیل ابن اثیر در کامل، یعقوبی در تاریخ خود، طبری در تاریخ خود، فخر رازی در کتاب الشجرة مبارکه، شیخ طوسی(رحمت الله) در رجال خود، مرحوم سپهر در ناسخ التواریخ؛ مادر آن بزرگوار را، لیلی دختر ابوعروه ثقفی می دانند.



اما سبط بن جوزی در کتاب خود به نام تذکرة الخواص و خوارزمی در کتاب مقتل خود، اسم مادر علی اکبر (علیه السلام) را آمنه می دانند. ابن شهرآشوب مازندرانی در کتاب مناقب، نام مادر علی اکبر را «بره» می داند و در مقتل ابی اسحاق اسفراینی، نام مادر او «شهربانو» آمده است.



پدر لیلی، ابومره پسر عروه مسعود ثقفی است. در نسب او، شخصیتی مثل عروه وجود دارد که در کتاب الاصابة ابن حجر از پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلم) نقل شده که مثل عروه، مثال صاحب یاسین است که قوم خود را به سوی خدا خواند؛ ولی او را کشتند.



حضرت علی اکبر (ع) شبیه کیست؟



مورخان در میان خانوادۀ پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلم)، از کسی که در تمام صفات شبیه پیامبر باشد، به جز علی اکبر نام نبرده اند.



سخن امام حسین(علیه السلام) دربارۀ فرزندش علی اکبر (علیه السلام) به هنگام عزیمت به میدان نبرد این است: «خدایا گواه باش شبیه ترین مردم به رسولت در خلقت و اخلاق و سخن گفتن به سوی اینان رفت. هرگاه مشتاق پیامبرت می شدیم، به او نگاه می کردیم.» گویای این حقیقت است که علی اکبر (علیه السلام) آینۀ جمال نبوی و نمونۀ کمالات آن جناب و در سخن گفتن، نمونۀ کامل حضرتش بود.



فضایل حضرت علی اکبر (ع)



از ابتدای جوانی، آثار عظمت و جلالت و انوار فضایل از سیمای مبارکش می درخشید. بخشش نبوی از وجودش فراوان می ریخت. در مجد و شرافت و بزرگواری، رسول خدا(صلی الله علیه وآله وسلم) را به یاد می آورد. به تمام خصال خیر پیچیده شده بود و بر قلۀ مناقب ایستاده بود. زبان از وصفش ناتوان و دشمن چاره ای جز خضوع در برابر فضایل فراوان و بی مانندش ندارد.



حضرت علی اکبر (علیه السلام) استعداد بلاغت و فصاحت را به وسیلۀ فراگیری علم و دانش در دانشگاه حسینی بارور ساخت. او در دامن ولایت رشد و نمو کرده و جوانی آراسته به زیور کمالات انسانی و مبلغی دارای سعه صدر، کرم و سخاوت، حلم و بردباری، تواضع و فروتنی و همیشه ساکت و آرام و کم صحبت بود. در روز عاشورا، پیوسته خود را به حسب و نسب عالی و خاندان نبوت و ولایت معرفی می کرد، بدون اینکه تکبری ورزد.



گواه ما، اعتراف دشمن مکار و سرسخت اهل بیت(علیهم السلام) یعنی معاویه است. روزی از سردمداران و دولتمردان حاضر در جلسه پرسید: «سزاوارترین مردم برای این امر (خلافت) کیست؟» گفتند: «تو هستی.» معاویه گفت: «نه، سزاوارترین مردم برای حکومت، علی بن الحسین است که جدش رسول خداست و شجاعت بنی هاشم، سخاوت بنی امیه و بزرگ منشی ثقیف را داراست.»



معاویه می دانست که تمامی فضایل علی اکبر (علیه السلام) از اجداد مطهرش است؛ اما خود را به غفلت زد و به خاطر غرض های پنهانی اش، دیگران را هم در آن فضایل دخالت داد که موارد زیر از آن جمله است:



۱- می خواست خلافت را از امام حسین(علیه السلام) که از جانب پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلم) و امیرالمؤمنان (علیه السلام) که نص بر امامت بود، بگرداند و شخص دیگری را در برابر امام حسین(علیه السلام) که مرجع امت در مسائل علمی و گرفتاری ها و حل وفصل مشکلات بود، علم کند.
۲- می خواست ارزش شرایط خلافت را که در سه امر علم، عصمت و نص منحصر بود، تغییر دهد؛ زیرا او هیچ یک را نداشت (بلکه از جانب اهل بیت(علیهم السلام) مورد لعن واقع شده بود).
۳- می خواست فضیلتی را برای قوم خود اثبات کند تا هم تراز قبایلی چون بنی هاشم و ثقیف شود؛ اما موفق نشد. همگان می دانستند خاندان امیه از زمان جدشان، عبد شمس، هیچ فضیلت و احترامی نداشتند.



حضرت علی اکبر (ع) در شب عاشورا



شب عاشورا چه شبی است؟ شب غم بار و دردناک، یا شب جولانگاه عشق؟! شبی که انتظار شهادت و دیدار معبود را در بر دارد. شب آخر زندگی است. شب پیمان بستن با آرمان های حسین(علیه السلام)، شب وداع با یاران، شب دیدن اطفال نالان، شبی که فصول تاریخ اسلام را به خود جلب کرده، شبی که رعب و وحشت در او نیست. شب سبقت در کمال و ادب، شب فداکاری و شجاعت، شب دیدن بهشت.



ازاین روست که اصحاب و بنی هاشم با یکدیگر وداع می کنند. در آن شب بنی هاشم یکدیگر را سفارش می کردند که نگذارند اصحاب بر آنان سبقت بجویند. اصحاب نیز یکدیگر را سفارش می کردند که نگذارند بنی هاشم بر ما سبقت گیرند.



یکی از افرادی که حاضر نبود دیگران بر او سبقت جویند، حضرت علی اکبر (علیه السلام) است. از همین جاست که اکثر مورخین می نویسند: «اول کشتۀ بنی هاشم در کربلا، حضرت علی اکبر (علیه السلام) است.» این اول بودن، نه تنها ادب آن سرور را می رساند؛ بلکه اوج کمال و ایمان او را بیان می کند.



از زیارت ناحیۀ مقدسه معلوم می شود که حضرت علی اکبر (علیه السلام)، اولین شهید از اهل بیت اطهار(علیهم السلام) بود که می فرماید: «والسلام علی قول قائل، من نسل خیر سبیل، من سلاله ابراهیم الخلیل؛ درود خدا بر اولین کشته شدۀ کربلا (از بنی هاشم)، از نسل بهترین زادگان، از دودمان ابراهیم خلیل الله» که این مورد تأیید تعدادی از بزرگان، از قبیل شیخ مفید و سید بن طاووس است.



ناری القری لقب کیست؟



یکی از خصایل حضرت علی اکبر (علیه السلام) نسبت به دیگران مهربان بودن، کمک کردن و دستگیری کردن است؛ به حدی که شعلۀ وجودش فروزان گردد و دیگران به واسطۀ او هدایت جویند.



از اولاد ائمه(علیهم السلام) چند نفر را کریم و سخی دانسته اند و در حق هیچ یک از آن ها صفت «ناری القری؛ شعله فروزان» را ذکر نکرده اند؛ مگر در حق حضرت علی اکبر (علیه السلام).



در نامۀ دانشوران ناصری آورده اند: «در میان عرب رسم است که در شب های تاریک، آتش می افروزند تا عابرین و واردین به وسیلۀ آتش راهی پیدا کرده و به آسانی به مقصد برسند و بر ایشان میهمان بشوند. آن آتش را ناری القری گویند. اگر احیانا فصل زمستان باشد و باد تندی بوزد که نتوان آتش افروخت، سگ های قبیله را در اطراف چادرها متفرق می سازند تا آن ها متوحش شده و بانگ بزنند. از این طریق، گم شدگان صحرا راهی بیابند و بر ایشان مهمان بشوند.»



این صفت همواره منسوب به شبه پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلم)، یعنی علی اکبر (علیه السلام) است؛ چه اینکه آن بزرگوار، چراغ هدایت به سوی امام است. علاوه بر کریم و سخی و مهمان نواز بودن آن سرور، هرکس با وجود مقدس سیدالشهدا(علیه السلام) کاری داشت، به ایشان مراجعه می کرد.



حضرت علی اکبر (ع)، وارث شجاعت



یکی از علل مهم و اصلی ملکۀ شجاعت، عامل وراثت است. حضرت علی اکبر (علیه السلام) وارث دو شجاعت بی نظیر بوده؛ یکی شجاعت حیدری و دیگری شجاعت حسینی.



مورخان تصریح کرده اند که حضرت علی اکبر (علیه السلام) در میدان مبارزه، آن چنان شجاعتی از خود نشان داد که صدای شیون و ناله از لشکر بلند شد و همه از اطراف او فرار می کردند. حتی در اول مبارزه کسی جرئت پیدا نمی کرد تا با جوان هاشمی (علی اکبر علیه السلام) مبارزه کند. زیرا آن بزرگوار وابسته به خاندانی است که هرکدام در شجاعت زبانزد مردم هستند.



آنچه مسلم است، آن شاهزاده عالی مقام تعداد زیادی از دشمنان را به جهنم فرستاد. تعداد کشته ها را شمارش نکرده اند؛ ولی در بعضی تواریخ، تعداد کشته ها را در حملۀ اول هشتاد نفر و در حملۀ آخر صد و بیست نفر نوشته اند.



در کتاب هایی مانند مجالس شیخ صدوق(رحمت الله) و از وقایع و از حوادث، به نقل از امام صادق و امام سجاد(علیهماالسلام)، آمارهای دیگری هم آمده است: شصت و دو نفر، چهل و پنج نفر، پنجاه و چهار نفر، هشتاد و یک نفر.



حضرت علی اکبر (علیه السلام) در کربلا مثل پروانه، گرد شمع ولایت می چرخید و حافظ خیام حرم بود. آن آقازاده نسبت به امام نزدیک ترین فرد محسوب می شد. هرکس به امام حسین(علیه السلام) حاجتی داشت، به او مراجعه می کرد.



مأموریت های حضرت علی اکبر (ع) در عاشورا



شاهزاده علی اکبر (علیه السلام) چند مأموریت حساس را در حماسه عاشورا عهده دار بود:



۱- در ظهر عاشورا، هنگام خواندن نماز ظهر (نماز خوف)، عده ای اقتدا کردند و عده ای جلوی آن ها صف کشیدند. دو نفر از آن ها در این حال شربت شهادت نوشیدند. امام حسین(علیه السلام) با اینکه حجاج بن مسبوق مأمور اذان گفتن بود، جوان برومندش را مأمور اذان گفتن کرد و فرمود: «عزیزم، اذان بگو تا نماز بخوانیم»؛ زیرا بسیار مایل بود صدای دلنوازش را بشنود.
۲- در حدیثی از امام صادق(علیه السلام) نقل کرده اند: «امام حسین(علیه السلام) حضرت علی اکبر (علیه السلام) را با سی نفر فرستاد تا برای خیام حرم آب بیاورند.»



وجوه مشترک میان حضرت ابوالفضل(ع) و حضرت علی اکبر (ع)



موارد مشابهی در زندگانی آن دو بزرگوار را بیان می کنیم:



۱- در روز عاشورا، برای قمر بنی هاشم(علیه السلام) امان نامه آوردند. همچنین هنگامی که حضرت علی اکبر (علیه السلام) به میدان رفت. شخصی از آن طرف فریاد زد: «ای علی! تو با امیرالمؤمنین یزید خویشاوندی داری و ما می خواهیم خویشاوندی تو را رعایت کنیم. اگر میل داری تو را به محفل امنی ببریم.» علی اکبر (علیه السلام) فرمود: «خویشاوندی رسول خدا(صلی الله علیه وآله وسلم) را باید مراعات کرد.»
۲- وجه شباهت دیگر میان این دو آقازاده، سلام تودیع است. در آخرین لحظات زندگی، هنگامی که قمر بنی هاشم از اسب به روی زمین افتاد، فرمود: «علیک منی السلام یا أباعبد الله!» چون امام، کلام برادر را شنید، بسان عقابی تیز بر سرش فرود آمد. همچنین وقتی حضرت علی اکبر (علیه السلام) از بالای اسب بر زمین افتاد و او را با ضربات شمشیر قطعه قطعه کردند، فرمود: «یا أبتاه! علیک منی السلام.»
۳- سر نازنین حضرت قمر بنی هاشم(علیه السلام) را شکافتند. همین طور سر مبارک جوان حضرت سیدالشهدا(علیه السلام) را نیز شکافتند. فردای قیامت آن دو آقازاده، با سر شکافته و خون آلود از پیروانشان دستگیری خواهند نمود.
۴- حضرت عباس و علی اکبر (علیهماالسلام)، هر دو شجاع و قدرتمند بودند و لشکریان دشمن از آن دو بزرگوار در هراس بودند.
۵- بعضی از ارباب مقاتل می نویسند: «حضرت ابوالفضل و علی اکبر (علیهماالسلام) هر دو موفق شدند در روز عاشورا از میان لشکر انبوه دشمن عبور کنند و از شریعه آب بردارند.»
۶- حضرت عباس و علی اکبر (علیهماالسلام) هر دو در اوج مرتبۀ یقین نشسته بودند و نسبت به امام زمان خویش نهایت اخلاص و مردانگی داشتند.
۷- حضرت عباس و حضرت علی اکبر (علیهماالسلام) در برترین مرتبه عصمت و پاکی بعد از ائمۀ هدی(علیهم السلام) نشسته اند. هر دو یکه تاز عرصۀ علم و ادب، کمال و فضیلت، مهر و محبت، مروت و مردانگی، اخلاص و ورع، شجاعت و ایستادگی در برابر دشمن هستند و والاترین قهرمان های تاریخ به شمار می آیند.



وداع حضرت علی اکبر (ع) از اهل حرم



پس از اینکه تمام اصحاب و یاران ابی عبدالله(علیه السلام) به شهادت رسیدند، آن آقازاده از پدر بزرگوارش اجازه مبارزه گرفت و امام حسین(علیه السلام) به او اجازه داد.



حضرت علی اکبر (علیه السلام) با اهل حرم خداحافظی کرد و با آن ها بدین گونه سخن گفت: «سلام بر تو ای برادر! و بر شما ای اهل بیت اطهر! این آخرین سلام و کلام است و شما مرا جز در بهشت نخواهید دید.»



صدای گریه و زاری بلند شد. همگی از جای جستند و دور او حلقه زدند و دست ها در آغوشش گرفتند و هریک چنان ناله و گریه کردند که بی هوش شدند و بر خاک افتادند.



در کتاب الدمعة الساکبة نوشته اند که هنگامی که حضرت علی اکبر (علیه السلام) عزم میدان کرد، زن ها دور او جمع شدند و به او گفتند: «به غربت و بی کسی ما رحم کن و تعجیل به قتال مکن؛ چون تحمل دوری تو برای ما سخت است.»



وداع خصوصی حضرت علی اکبر (ع) با امام سجاد(ع)



از امام زین العابدین(علیه السلام) روایت کرده اند که من روز عاشورا به مرض شدیدی گرفتار بودم، ناگاه دیدم یکی آهسته آهسته دست وپای مرا می بوسد. نظر کردم، دیدم برادرم علی اکبر (علیه السلام) است که در کمال ادب روی پایم افتاده و صورت خود را به کف پایم می مالد. گفتم: «ای برادر تو را چه می شود که حالتت دگرگون و گریانی؟!» گفت: «پدر تنها مانده و یارانش کشته شده اند. قصد دارم که جانم را نثارش کنم.»



وداع امام حسین(ع) حضرت علی اکبر (ع)



علی اکبر (علیه السلام) در آخرین لحظات، با عمه ها و خواهرها و سایر زنان که هشتاد زن از کوچک و بزرگ دور او را احاطه کرده بودند، خداحافظی کرد. با پدر بزرگوارش نیز وداع کرد و سیلاب اشک از چشمان مبارک حسین فاطمه جاری شد، پس او را در آغوش گرفت و چون گل او را می بویید و ناله می کرد.



چون علی اکبر (علیه السلام) عازم میدان گردید، از پدر بزرگوارش اجازۀ جهاد طلبید. حضرت به او اذن داد. پس آن حضرت بانگ بر عمر سعد زد: «از ما چه می خواهی؟ خداوند رحم تو را قطع کند! و هیچ کار را بر تو مبارک نگرداند! و بعد از من کسی را بر تو مسلط کند که در بستر سرت را ببرد؛ چنان که رحم مرا قطع کردی و قرابت و خویشی مرا با رسول خدا(صلی الله علیه وآله وسلم) مراعات نکردی.»



پس به آواز بلند این آیه را تلاوت فرمود: «إن الله اصطفی آدم ونوحا وآل إبراهیم وآل عمران علی العالمین ذریة بعض ها من بعض والله سمیع علیم؛ به یقین، خداوند آدم و نوح و آل ابراهیم و آل عمران را بر جهانیان برگزید. آن ها فرزندان و نسلی بودند که در فضیلت و برتری، بعضی از بعض دیگر گرفته شده بودند و خداوند شنوا و داناست.»



با توجه به این آیۀ شریفه که مربوط به پیامبران الهی و اوصیای آنان است، از تلاوت آن توسط امام در چنین موقعیتی مشخص می شود که حضرت علی اکبر (علیه السلام) دارای مقامات عالی و کمالات نفسانی و شایستۀ مقام امامت بوده اند.



در کتاب روضة الاحباب نقل کرده اند که امام حسین(علیه السلام) به دست خود، لباس جنگ به قامت حضرت علی اکبر (علیه السلام) پوشانید و کلاه خودی فولادی بر سر او گذاشت. کمربند چرمی که از علی مرتضی(علیه السلام) به یادگار داشت، بر کمر وی بست. شمشیر مصری بر میان او حمایل کرد و اسب عقاب را به او داد تا سوار شود و او را بدین گونه روانۀ میدان کرد.



حمید می گوید که دیدم آن حضرت از شدت غم گاهی می نشست و گاهی برمی خاست و سر خود را به آسمان بلند کرد و گفت: «خدایا! شاهد باش که علی را فدای امت جدم کردم.»




خدا بسوزد دلم، واقفی که جانم رفت
ز جان عزیزترم، اکبر جوانم رفت




حضرت علی اکبر (ع) در میدان جنگ



حضرت علی اکبر (علیه السلام) هنگام رفتن به میدان، شروع به تلاوت آیاتی از قرآن کرد. این بدان جهت بود که پیروان ادیان در طول قرون، هم میزان سنگ دلی و شقاوت دشمنان اهل بیت(علیهم السلام) را بدانند و هم به درجۀ فداکاری و جانبازی آن چنان فرزندی در راه احیای دین پی ببرند. همچنین بدانند که این چنین قربانی دادن، ارجمندترین آیین است و هرکه این ندای رسا و آسمانی را بشنود، درمی یابد برای برپایی شریعت، گران ترین و عزیزترین موجود عالم را باید فدا کرد و نباید از قربانی کردن مهم ترین ذخایر کوتاهی کرد.



پس آن شاهزاده به میدان رفت. جمیع لشکر حیران جمال نورانی او شدند. چون به میدان رسید، بر آن سپاه تاخت و قوت بازویش که نشانه ای از شجاعت حیدری بود، بروز داد و رجز می خواند: «أنا علی بن الحسین بن علی نحن و بیت الله أولی بالنبی؛ من علی فرزند حسین بن علی(علیه السلام) هستم. سوگند به خدا! ما از هرکس به پیغمبر(صلی الله علیه وآله وسلم) والاتر و نزدیک تریم.»



پس حمله می کرد و آن نامردان شقی را می کشت. به هر جانب رو می کرد، گروهی را به خاک هلاکت می افکند؛ آن قدر از ایشان کشت تا صدای ضجه و شیون از آن ها بلند شد. به سند معتبر روایت کرده اند که آن بزرگوار بااینکه تشنه بود، یک صد و بیست نفر را کشت.



شهادت حضرت علی اکبر (ع)



اکثر مورخان اسلامی بر این عقیده اند: «اول شخصی که بعد از اصحاب و یاران از خاندان اهل بیت(علیهم السلام) به شهادت رسید، حضرت علی بن الحسین، علی اکبر (علیه السلام) است. چنانچه در زیارت آن حضرت آورده اند: «السلام علیک یا أول قتیل، من نسل خیر سلیل، من سلالة إبراهیم الخلیل



بعضی دیگر از تاریخ نویسان بر این عقیده اند: «اول شهید از اهل بیت(علیهم السلامحضرت علی اکبر(علیه السلام) نبوده؛ بلکه اول کس را عبدالله بن مسلم بن عقیل بن ابی طالب دانسته اند. بعضی مثل شعبی، اولین کشته را قمر بنی هاشم(علیه السلام) دانسته است.



منبع: کتاب بدرقه جان: سیری در زندگانی حضرت علی اکبر (علیه السلام) اثر واحد پژوهش مسجد مقدس جمکران



برای مشاهدۀ متن کتاب کلیک کنید.



بنر استوری شهادت حضرت علی اکبر (ع)



بنر استوری شهادت حضرت علی اکبر (ع)



دانلود عکس بالا با کیفیت اصلی



کلیپ استوری شهادت حضرت علی اکبر (ع)



دانلود ویدئوی بالا با کیفیت اصلی



بنر استوری ولادت حضرت علی اکبر (ع)



بنر استوری ولادت حضرت علی اکبر



دانلود عکس بالا با کیفیت اصلی



بنر استوری ولادت حضرت علی اکبر(ع)



دانلود عکس بالا با کیفیت اصلی



گروه تولیدمحتوای نسیم رضوان



گروه تولید محتوای نسیم رضوان متشکل از حدود ۴۰ نفر خادم یار است که در تمام روزهای هفته فعالیت می کنند و تحقیق، جمع آوری و ویرایش مطالب را بر اساس منابع معتبر انجام می دهند.



نوشته های مشابه



آیت الله سید جواد خامنه ای


گفتگو با هوش مصنوعی

💬 سلام! می‌خوای درباره‌ی «زندگینامه حضرت علی اکبر سلام الله علیه» بیشتر بدونی؟ من اینجام که راهنماییت کنم.