شگفتى هاى آفرينش در كلام اهلبيت (عليهم السلام)
|
جلد دوم رضا کوشاری - ۱ -
پیشگفتار سپاس خدای را؛ آنکه به من توفیق عطا نمود تا اینکه توانستم جلد دوم را که حاصل تلاش بسیاری بوده؛ به نتیجه برسانم و در اختیار شما عزیزان قرار دهم و ان شاء الله جلد سوم که حاوی مطالب تازه تری است نیز به زودی برای شما عزیزان آماده خواهد شد. بحمدالله جلد اول این کتاب مورد استقبال خوانندگان گرامی قرار گرفت و به عناوین مختلف؛ بنده را تشویق می کردند تا کار و تحقیق بر علوم آل محمد را ادامه دهم و بنده از قدردانی صمیمانه آنها تشکر میکنم اما آنچه که برایم جالب و مورد توجه بود اینستکه فهمیدم همه اقشار مردم در زمینه آگاه شدن از علوم اهلبیت، شور و شوق بسیاری از خود نشان میدهند و علتش این بود که مردم، بسیار می شنیدند که پیامبر گرامی و ائمه معصومین در رابطه با علوم، خیلی چیزها گفته اند و این تعریف، زیاد شنیده می شد اما واقعا کسی نمی دانست که موضوعات علمی بیان شده آن ها چیست و کدامست؟ به استثنای چند مورد جزئی که بعضی ها آن را می دانستند، ولی بحمدالله جلد اول و با این کتاب که در آن، بیش از دویست نکته و موضوع علمی ذکر شده، اینک مردم واقعا باور کردند و از حقایق باخبر شدند و این کتاب و کتابهای بعدی، می توانند سندی برای گفته و شنیده ها در دستشان باشد و از این به بعد، می توانند انگشت روی آن بگذارند و با خاطر جمعی، از علوم بزرگواران ما برای دیگران تعریف کنند. و نکته دیگر این است که عده ای از عزیزان پیشنهادهائی به بنده ارائه نموده و سلیقه های مختلف خود را بیان کردند، بطور مثال عده ای از آنها می گفتند که علوم اهلبیت (علیه السلام) را دسته بندی کنم، یعنی در زمینه هر علم خاصی در یک کتاب، بطور جداگانه باشد، مثلا در زمینه احوالات کره زمین و منظومه شمسی در یک جلد کتاب خاص باشد و همچنین در زمینه نور و مسائل فیزیکی آن در یک کتاب جدا باشد، و مسائل علمی درباره جو زمین و باد و باران در یک کتاب خاص جمع آوری شود و همچنین بقیه مسائل و موضوعات علمی نیز به همین ترتیب باشد یعنی هر بحث خاصی در یک کتاب جداگانه جمع آوری شود. عده ای دیگر عزیزان، به نحوی دیگر به بنده پیشنهاد کردند که احادیث علمی پیامبر گرامی در یک کتاب خاص باشد و کلیه احادیث علمی که از حضرت علی (علیه السلام) است در یک کتاب خاص وجدا باشد و همچنین گفتار علمی امام صادق نیز همینطور و کلیه احادیث هر امامی در یک کتاب مستقل و جداگانه ذکر شود. در پاسخ به نظرات همه عزیزان، ان شاء الله در آینده، این کار انجام خواهد شد، اما آنچه که لازم است به آنها بگویم، این است که تحقیقات بر صدها حدیث باقی مانده، زمان بسیاری لازم دارد تا کم کم یکی پس از دیگری آماده شوند و در صورت آمادگی لازم برای این کار، به خواسته های آنها اقدام می شود، به طور مثال در آینده نزدیک، دو کتاب در دست تالیف است، یکی از آن ها به نام (میکروب قبل از میکروسکوپ) است که درباره انواع موجودات میکروسکوپی با بیش از صد حدیث متنوع می باشد، و کتاب دیگری که در حال آماده شدن هست به نام (خورشید خراسان) است که در آن، موضوعات بسیاری از امام رضا (علیه السلام) و علوم روز می باشد. نکته دیگر که حرف دلم هست به عزیزان، اهل مطالعه سفارش می کنم، درست است که شما کتابی را می خرید و آن را میخوانید، اما متاسفانه پس از آن، می بینیم که این کتاب در گوشه ای از طاقچه و یا کمد و یا جای دیگر می گذارید و در واقع، آن کتاب، بلوکه می شود، میخواهم بگویم که چه اشکالی دارد کتاب را پس از خواندن به دیگران هم بدهیم و آنها هم استفاده کنند و شما هم از این امر خیر ثوابی عایدتان خواهد شد، و چه بسا خیلی ها هستند که از کتابهای خوب، بی خبرند و با این کار خوب شما، آنها آگاه می شوند و با خواندنش استفاده می کنند و بطور حتم، در روحیه و اخلاق و رفتار و اعتقادات و تقویت ایمان آنها مؤ ثر خواهد بود، در حالی که می بینیم وضع جامعه، بخصوص طبقه جوانان، نیاز شدید به راهنمائی و ارشاد و امر به معروف شما دارند، آیا می دانید که بهترین کار خیر، تقویت ایمان مردم است، چون ایمان، ریشه و زمینه برای همه خوبیها است، و یک فرد وقتی که ایمانش ضعیف شد، او برای مسائل دنیوی و هر خطا و انحراف، آمادگی دارد، پس بهتر آن استکه دست در دست هم دهیم و در کاری که رضای خدا در آن است تلاش کنیم. رضا کوشاری قم ۱۳۸۲ دعای وقت مطالعه دعا وقت وجای خاص ندارد چون دعا رابطه انسان با خدای خود می باشد، سنت دعا در میان اهل ایمان، در هر حال و در همه جا مطلوب است، رابطه انسان با خدا، آرامش دهنده دلها است و برای تقویت روحیه، دعا بسیار موثر است و دعا باعث امیدواری و دلگرمی انسان است تا با تکیه و امید به خدا، تمام کارهایمان رنگ خدائی بگیرد و حتما پسندیده و مقبول است و برای مردم، مفید واقع شود. دعا نشانه عشق به الله است و عشاق همیشه بر او توکل می کنند. در حاشیه مفاتیح الجنان، این دعا برای وقت مطالعه و خواندن، سفارش شده است. اللهم اخرجنی من ظلمات الوهم، واکرمنی بنور الفهم، اللهم افتح علینا ابواب رحمتک و انشر علینا خزائن علو مک، برحمتک یا ارحمن راحمین (پروردگارا مرا از ظلمات اوهام برهان، و کرامت کن بر من تا به نور درک و توانائی فهم و اندیشیدن، توانا باشم، پروردگارا بر من بگشای درهای رحمت را، و بر من افزون کن از خزائن علومت، خدایا امید برحمت تو دارم ای مهربانترین مهربانها). معانی کلمات این دعا به شیوه جالبی شکل گرفته، کلمات و جمله ها در بافتی هنرمندانه، طراحی شده، همچنین شعر، نظم و قافیه آن ها مناسب همدیگر است. مطرح کردن دعا در آغاز مطالعه و تحقیق، نشانگر اهمیت و بها دادن به خواندن است تا در پرتو آن، از موضوعات آن، بهره خوبی ببریم و به تعالی و رشد نائل شویم. چه خوب است در وقت آغاز مطالعه، این دعا و یا دعاهای مناسب دیگر، خوانده شود، همانطور که در هر حال، انسان به یاد خدا است و با توکل به او، هر کاری را انجام دهد تا علاوه بر تحمل رنج و سختی، هر کاری با ثواب عنایت خدا مقرون باشد، مطالعه نیز همینطور است چون مطالعه کردن، به فکر و استعداد برای فراگیری لازم دارد تا ما را به نحو بهتری، آماده و متحول کند و ثمره و نتیجه خوبی در پی داشته باشد و دیگران نیز از آن بهرمند شوند وهم: نارسائهای فکری است که باید زدوده شود تا نور فهم و توانائی تمرکز حواس به دست آید، همانگونه که با روشنائی تاریکیها از بین می رود، آنگاه از خدا بخواهیم که درهای رحمتش بر ما باز شود و از خزائن بی پایان علومش، بهرمند شویم، و امروز بهتر از هر زمان دیگر، معلوم شده که علوم الهی نهفته در طبیعت و جهان، حد و مرز و نهایتی ندارد و هر چه از علوم بیاموزیم به یقین که تمامی آنها نتیجه بخش است و آثار خوبی در ما و دیگران و جامعه دارد. امام صادق (علیه السلام) به ما سفارش می کند یقول الامام الصادق (علیه السلام): رحم الله من احیی امرنا و دعاالی ذکرنا (رحمت خداوند بر آن کسی باد که احیا کند برنامه الهی ما را، و مردم را به یاد ما دعوت کند). بیقن که خداوند شاهد و ناظر اعمال ما است، و ان شاء الله دعای امام صادق (علیه السلام) در حق ما، مستجات است، اگر اینچنین باشیم، پس چه بهتر از این که امام صادق (علیه السلام) دعا گوی ما باشد، و استجابت دعای آن حضرت، شامل حال ما شود. پیشوایان ما همواره سفارش نموده اند که علم، انسان را به خدا نزدیکتر می کند و هر چه علم و آگاهی انسان، افزوده شود در واقع به معرفت خداوند، بیشتر و بهتر پی می برد و باعث تقویت ایمان او می شود و با افزایش سطح علمی و آگاهی انسان، سبب عزت و ارتقاء مقام والاتر او در نزد خدا و مردم خواهد شد. در زمانی هستیم که مردم و بخصوص جوانان و طبقه تحصیل کرده ما، مات و مبهوت علم و صنعت در حال رشد و توسعه هستند و در نتیجه، زمینه به نحوی شده که آنها غافل از دین و آئین و پیشوایان خود شده اند و فاصله آنها با معتقدات دینی در حال افزایش است و همواره ایمان مردم در حال تضعیف و کمرنگتر شدن است، جا دارد آنها که علم و ایمان استوار، هر دو را با هم دارند، سعی و تلاش کنند تا از راه تبلیغ و ترویج و پخش و نشر علوم پیشوایان ما، بقدر توان خود، همت کنند و از کنار اوضاع و احوال زمانه و جو متمایل به کفر و فساد را نادیده و دست کم نگیرند و علوم آل محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) را به دیگران باز گو کنند تا آنها هم بدانند و با خبر شوند و به خواندن این قبیل کتابها اکتفا نکنند و امید است که آنها نیز در هوشیاری و آگاهی مردم سهیم باشند تا ان شاء الله ثوابی حاصل آنها شود و مورد لطف و عنایت پرودگار قرار گیرند و توفیق و سعادت آنها در دنیا و آخرت نصیبشان شود. و چه خوب است که ما با رفتار و کردار خود، مصداق و نمونه بارزی برای پیشوایان واقعی آنها باشیم و همواره مردم را به سوی خدا و دین اسلام و قرآن، دعوت کنیم. پیامبر: انسانی والاتر داستانهای تخیلی از مردان فضائی زیاد شنیده ایم و برای هر کدام، داستان سرایان از آنها تعریفهائی را ساخته و پرداخته اند و هر چه هست تخیلاتی است که حقیقت ندارد، و اینک ما تعریفی جدا از تمام تعریفها، از یک مرد زمینی داریم که او با فضا و بلکه با عالم نامرئی، آشنا و در ارتباط بود، بله او پیامبر گرامی است که میفرماید انی اری مالا ترون و اسمع ما لا تسمعون (2) (بدانید که من می بینم آنچه را که شما نمیتوانید ببینید و می شنوم آنچه را که شما قادر به شنیدن آن نیستید). پیامبر خدا همانگونه که آیات وحی را از ملائکه مقرب درگاه خداوند، حضرت جبرئیل میگرفت و او را می دید و سخنانش را می شنید، بیقین که او می توانست خارج از شرایط فیزیکی و خارج از چارچوب قاعده نظام طبیعی سیر کند. پیامبر انسانی والاتر است و به اراده خداوند، هر گاه که بخواهد، بطور خارق العاده، عمل می کند، یعنی خارج از نظام طبییعی و جدای از مرزها و قوانین فیزیکی موجود، میتوانست در ارتباط باشد و ببیند و بشنود آنچه را که برای دیگران، مقدور نبود.(3) همانطوریکه می دانیم، قوانین فیزیکی حاکم بر سیستم طبیعت و جهان، وضع و شکل ظاهری ندارند و بطور محسوس قابل درک هستند، و اندیشمندان میتوانند مقداری از آنها را با کمک شواهد و دلائلی و یا بتوسط تجهیزات پیشرفته ؛ شناسائی کنند و دریابند. باید قبول کنیم که در ماورای این سیستم حاکم بر جهان، قوانین فیزیکی دیگری وجود دارد که آنها سیستم نامرئی تر و نامحسوس تر از آنچه که توانائی عقل بشر، قادر به درک آن باشد، و ما آن را با اصطلاح (غیب) بکار میبریم که این، آسانترین راهی برای فهمیدن وجود برنامه و سیستم فیزیکی به نوع دیگر در پس پرده طبیعی و معمولی حاکم بر جهان است و ما آن را بعنوان غیب می پنداریم، و نکته جالب اینجا است که در عصر ما، خیلی از حقایق معلوم شده، ولی با اینکه دانش بشر به اوج ترقی رسیده است و اندیشمندان در سطح بالائی، آگاهی یافته اند، آنها به این نتیجه رسیده اند که سیستم فیزیکی جهان تنها این نیست که بشر توانسته به آنها پی ببرد و اذعان میکند، بلکه بر این باور است که در پس این شرایط فیزیکی حاکم بر سیستم جهان، یک سیستم دقیقتر و نامرئی و نامحسوس تر دیگری، با شرایط فیزیکی دیگری وجود دارد ولی برای ما نامعلوم و نامحسوس است. شاید مردم آن زمان، پیش خود می گفتند چگونه پیامبر ادعا میکند که او می تواند ببیند و بشنود آنچه را که دیگران قادر نیستند آنرا ببیند و بشنوند؟ - در حالی که فکر می کردند که هر چه هست همه آنرا می بینیم و هر صدائی که باشد همه آنرا می شنویم، پس آیا چیز دیگری هم وجود دارد که ما نمی توانیم آنرا ببینیم و بشنویم؟ یک مثال ساده و یک جواب معقول و منطقی برای پاسخگوئی به آن مردم باید گفت که اگر شما امروز زنده و حاضر می شدید، آنگاه خیلی چیزها را می دیدید که در زمان خودتان وجود نداشت و همچنین در زمان ما توسط دوربین ها و تلسکوپ، چیزهای نامرئی بسیاری را میتوان دید و توسط دوربین ها و تلسکوپ، چیزهای دور و بسیاری را میتوان مشاهده کرد و توسط رادیو و بیسیم و غیره، صداهای بسیاری را می توان شنید و از راههای دور با خبر شویم. تا اینجا این حقیقت برای ما ثابت شد که خیلی چیزها هست که چشم و گوش ما قادر به دیدن و شنیدن آن نیست و امروز توسط تجهیزات گوناگون، از وجود خیلی چیزها با خبر شدیم و باید قبول کرد هنوز هم خیلی چیزها هست که با این دم و دستگاه مدرن نیز قابل دیدن و شنیدن نیست، و این یک نمونه کوچکی برای اثبات صحت کلام پیامبر گرامی است. قدرت آگاهی پیامبر در تمام زمینه ها برای ما ثابت شده که فراتر از شرایط فیزیکی جهان ما است چون دارای ابعاد وسیعتری است و مافوق محاسبات علمی و طبیعی ما است، و آن حضرت به شیوه دیگر و متعالی تر، درک میکند، و آن حضرت با حضرت با روح مافوق بشری و فراتر از این حواس کالبد جسم و روح ما است که در این قفس بزرگی به نام طبیعت و شرایط خاص فیزیکی آن، در بند و محصور و محدود است. او از نیروی برتر لایزال بهرمند است و قدرت درک او از فیض و عنایت سرچشمه الهی است. مردی که بر زمین با ما مردم زندگی می کرد، هر کس همانند او، این قابلیت و لیاقت را ندارد که به این مقام رفیع و شامخ، نائل شود و تنها نیرو و اراده الهی است که اینچنین می خواهد و به او الهام میشود. پیامبر گرامی در عصری زندگی می کرد، زمانی بود همه جاهل و ناآگاه، ولی او برای آن مردم، از زمین و زمان می گفت و امروز تمامی گفته هایش برای ما ثابت شده است، و حتما او با غیب، سر و کاری داشت که اینچنین می توانست انجام وظیفه کند. هر دستگاه و ابزاری، مجموعه ای از قطعات آهنی و مس و پلاستیک و غیره ترکیب شده و می توانند کار بسیار مهمی را انجام دهند، و این انسان که خود آفریننده و مبتکر آنست توانسته که از آن، کارائی بسیاری را از آن بهرمند شود مثل میکروسکوپ و یا تلسکوپ و غیره که خیلی کارها را برایش انجام می دهد، بنابراین خداوند بمراتب، قدرت و خلاقیت بیشتری دارد و می تواند بنده ای از بندگانش به نام پیامبر، کارائی بیشتر و قدرت درک فوق العاده ای داشته باشد. اولین مخترع: خداست آیا کسی در این فکر بوده که اولین پدیده ای در عالم هستی شکل گرفت و بوجود آمد، که بود؟ و همچنین آخرین پدیده ای در عالم هستی، بعد از زوال و فنای همه اشیا، او هنوز وجود خواهد داشت، که می باشد؟ امام زین العابدین (علیه السلام) در این باره بهترین و منطقی ترین سخن را بیان نموده است ۱ = الحمد لله الاول بلا اول کان قبله ۲ = و الاخر بلا آخر یکون بعده ۳ = الذی قصرت عن رؤ یته ابصار الناظرین ۴ = و عجزت عن نعته اوهام الواصفین ۵ = ابتدع بقدرته الخلق ابتداعا ۶ = و اختر عهم علی مشیته اختراعا ۷ = ثم سللک بهم طریق ارادته ۸ = و بعثهم فی سبیل محبته ترجمه آنچه که قسمتی از سخنان آن حضرت در صحیفه سجادیه آمده است. توجه کنیم سپاس خدایرا؛ آنکه او در عالم وجود، اولین است بی آنکه قبل از او دیگری بوده باشد. و سپاس خدایرا آنکه در عالم وجود، آخرین است بدون اینکه دیگری بعد از او آخرین باشد. خدایرا که دیده بینندگان تیزبین از رؤ یتش ناتوانند. و آنکه در وصف و تعریفش، بیانگران و سخنورانی که در خیال خود، بنحوی بخواهند حقیقت او را وصف کنند عاجز و ناتوانند. نمایان کرد با هنر آفرینی قدرتمندش، تمامی مخلوقات را، و چه آفرینش هنرمندانه ای بود. جهان و تمامی مخلوقات را اخراعشان کرد به آنچه که او می خواست آنها را بصحنه وجود آورد، و چه نیک و زیبا اختراعی بود؟ سپس آنها را به راه و روشی رهنمون ساخت که اراده او اینچنین می خواست. مخلوقات را بر انگیخت تا از مهر و محبتش کامیاب و کامروا شوند. بدیع: یعنی آنچه را که در منتهای زیبائیها و نیکوترین وجه ممکن و به نحو احسن پدید آوردن مخلوقات و اشیاء است. معانی اختراع با ابتداع فرق دارد. اختراع: آن است که نمونه ای و چیزی را به وجود آوردن است بدون اینکه همانند آن، قبلا وجود داشته باشد. خلق: آفریدن آفرینش است. ابتداع و اختراع دو کلمه اند که با معانی متفات است ولی در یک راستا هستند و دلالت بر پدید آمدن کار و چیزی که برای اولین بار شکل گرفته و نمونه ای منحصر به فرد است و خلاصه، آنچه را که قبل از آن، اینچنین چیزی وجود نداشت. لذا آن حضرت برای بیان حقیقتی که تنها شایسته خداوند است بیان نموده که او بزرگترین مخترع و زیباترین بدیع که تمامی مخلوقات و طبیعت جهان زیبا را آفریده است و صحنه هائی در این عالم بوجود آورده که واقعا دیدنی و شگفت انگیز است. در این دعا درباره ساختن و هنر آفرینی و ابتکار و خلاقیت، کلماتی بکار رفته که امروز معنا و مفهوم آن بهتر از گذشته بکار می رود چون در عصرما، علم و صنعت همواره در حال جنب و جوش و کشف و اختراع و آگاهیهای جدیدتری در هر لحظه بوجود می آید. آن حضرت در زمانی که این سخنان را بیان نمود، هنوز از ابتکار و کشفهای امروزی و پی در پی خبری نبود و کسی اطلاع نداشت که این وضعیت در چهارده قرن بعد از او، پدید آید. در جمله سوم اینچنین آمده که دیده بیننگان، ناتوان از رؤ یتش می باشند، و اکنون بهتر می دانیم که سیستم چشم انسان هر چه باشد در آن بعد و فرکانسی نیست که بتواند آن وجود الهی را مشاهده کند. امروز دانسته شد که چشم انسان همه چیزها را نمی تواند ببیند چون در این دنیا خیلی چیزها هست که چشم از دیدگانش عاجز و ناتوان است تا چه برسد که چشم ما بخواهد به چیزهائی نگاه کند که خارج از قوانین فیزیکی طبیعت جسم و جان ما باشد. و معنای جمله هفتم این استکه اراده خداوند براین شد که ساختار انسان در مسیر و جریان طبیعی شکل بگیرد. و معنای جمله هشتم این استکه خداوند انسانها را برانگیخت تا در راه عشق و محبت الهی قرار گیرند. درسهائی از طبیعت و جهان حضرت علی (علیه السلام) درباره اندیشیدن به آفرینش جهان و طبیعت شگفت انگیز آن، اینچنین میفرماید من ابصربها بصرته هر آنکه به جهان بینا شد، جهان بینایش می کند. و من ابصر الیها اعمته و هر آنکه به آن نگاه کرد، او را کور دل خواهد کرد. بینائی در اینجا به معنای نگاه ساده و عادی نیست، بلکه به معنای مشاهده با اندیشیدن درباره عظمت ملکوت آفریدگار است. وقتی که آن حضرت اینچنین می گوید، در واقع ما را دعوت میکند تا با دقت و تیزبینی خردمندانه به جهان بنگریم، و ساده و گذرا بدون اندیشیدن ، نگاه نکنیم. آن حضرت اینچنین می گوید، حتما خبر از اعماق هستی و شگفتیهای طبیعت عجیب و پیچیده جهان آگاه است و در واقع، تمامی آنها درسهای عبرت انگیز و ساده برای انسان به این معنا است که در این دنیای بزرگ، خیلی چیزها هست که فهمیدن و شناخت آنها، آدم را آگاه میکند، و آگاهی از هر گوشه هستی و سر و اسرار آن، انسان را بسوی کمال و هنر آفرینی آفریدگار، راهنمائی و دعوت به اندیشیدن میکند.(4) و کسیکه از ماهیت هستی بیخبر است، هرگز اینچنین کلامی را نمی تواند بر زبان آورد و علی (علیه السلام) که اینچنین کلامی پرمعنا و بلیغ و رسا بیان نموده حتما او از اوضاع جهان بخوبی آگاه است و دلیل آگاهی آن حضرت، علوم او استکه بیان نموده و مقداری از آن در این کتاب و جلد اول، یاد شده است. جهان به معنای کلی است و هر چه که در آن است، و هر گوشه ای ربط به جای دیگر دارد و چیزی از چیز دیگر، سوا و جدا نیست. هوشیاری و دانائی بر خواسته از اندیشیدن به ششگفتیهای جهان است و بدون اندیشیدن، هیچگاه انسان به اندیشه وسیع و منطقی نمی رسد و چه بسیار دیده شده، افراد بسیاری حتی در میان آنها متفکر و نویسندگانی همانند فروید و امثال او، کسانی هستند که با دید محدود و تنگ نظری آنها، باعث شد که در گرداب موهومات و بن بست های نا معقول و بیخردی و بیراهه های انحراف بیفتند و راه را گم کنند و آنچه را که گفتند سبب آن شد که خردمندان منطقی و اهل درک و فهم واقعی، به حرفهای آنها پوزخند بزنند و این وضع آنها است که صحت کلام علی (علیه السلام) را به اثبات می رساند که آنهائیکه تنها می نگرند. و اعماق حقایق را درک نمی کنند، آنها کوردلانی بیش نیستند. بنابراین دیدن بدون اندیشیدن، و دیدن با اندیشیدن، فرق بسیار است و آنچه که جهان به ما می آموزد این است که بنگریم و بیندیشیم آن حضرت نگفته که هر که بنگرد بلکه فرموده، هر آنکه بینا شد به جهان، آنها را به نیکی یاد میکند چون اینگونه افراد، بجهان بینا و هوشیار می شوند، یعنی با هر نگاه، اندیشه ای در ذهنشان متصور می شود و با درایت در می یابد که در این جهان با عظمت، چه خبرها است در حالی که افراد نادان و بیخرد، نظاره گرند و با خیره چشمی، همه چیز را بن بست و بی معنا و بی اساس می پندارند چون اینها با این طرز نگاهها، کارشان به اینجا کشیده می شود.(5) درسهائی از خداشناسی از مجموعه این سخنان امام رضا (علیه السلام) این را می فهمیم که هر جای طبیعت و نظام جهان؛ درسهای خداشناسی است و هر کدام از آنها ما را به آفریدگار جهان راهنمایی می کند و بهر جا و بهر سو و به هر چیزی که بنگریم از وجود مدبری حکیم و توانا باخبر می شویم و هر چه هست بر اساس برنامه و قانون و نظامی آفریده شده است. انی لما نظرت الی جسدی، فلم یمکنی فیه زیاده و لا نقصان فی العرض و الطول (وقتی که من نظر کردم به این جسد خودم، دانستم که من هیچگاه نمی توانم در این پیکرم چیزی را کم و زیاد کنم و یا در عرض و طول آن تغیراتی بدهم) اگر هر آینه انسانی با خرد درست بیندیشد، بهترین راه و نزدیک ترین چیزی که انسان آنرا حس میکند؛ همین اندام او است و تحقیق درباره خداشناسی از همین اعضاء و اندام او بهترین وسیله ممکن برای شناخت آفریدگار آن است و دفع المکاره و جز المنفعه الیه (و هیچگاه انسان نمی تواند بدیها و آنچه را که نمی خواهد و نمی پسندد از خود دور کند و یا اینکه خوبیها بسیاری را به این بدن برساند)(6) یعنی انسان اختیار و قدرتی از خود ندارد تا برای اندام خود، کار مهم و تغیرت اساسی وضع کند. از نظر فیزیکی برای ما ممکن و مقدور نیست که در سیستم کلی بدن، تغیراتی بدهیم، چون کمترین تغییر جزئی در این سیستم و چارچوب بدن ممکن است مشکلاتی برای آن بوجود آورد. و روح انسان در کالبدی از پیش تعیین شده، و در قید و بند آن، حیات دارد و او اسیر نظامی است که مجبور است در مرزها و شیوه های آن عمل کند علمت ان لهذا البنیان بانیا (آنگاه دانستم که بیقین برای این بنیان پیکرم، بنیان گذاری است). وقتی که انسان اختیاری در نظام اندامش ندارد، وقتی که انسان، قدرت تصمیم گیری در انتخاب نوعی از بدن که می خواهد و یا آنچه که نمی خواهد ندارد، پس هر خردمندی درمی یابد که برای این بنیان و ساختمان و سازمان، سازنده و به وجود آورنده و آفریدگاری هست. فا قررت به مع ما اری من دوران الفلک بقدرته (پس اقرار و اعتراف کردم با آنچه که از دوران زمین می بینم به قدرت او پدیدار شده). آن حضرت به ما میگوید حال که وضع من با این پیکرم اینچنین است باضافه آنچه که از گردشهای زمین می بینم، تمامی اینها بقدرت و توانائی آفریدگار و مدبری، تنها ممکن است که بوجود بیاید. از معانی کلام آن حضرت دانسته می شود که شکل گیری اندام انسان که لبریز از عجایب و سیستمهای پیچیده ای است، بدون ارتباط با سیستم نظام گردشهای کره زمین، نمی تواند شکل بگیرد. آن حضرت از گردشهای زمین سخن گفته است و در واقع، او هزار و صد سال پیش از گالیله و نابغه های دیگر، اوصاف زمین را به طور مکرر و با عنوان مختلف، برای مردم بازگو نموده است همچون بقیه امامان و پیامبر گرامی در این زمینه، موضوعات بسیاری را بیان کرده بودند. آن حضرت میفرماید که گردش و چرخش زمین از نشانه های قدرت آفریدگار است، در حالی که آن روز، اعتقاد مردم بر این بود که زمین مرکز جهان و در یک جا ثابت و ایستاده است و کسی از کروی بودن زمین، خبر نداشت و در این باره، سخنی گفته نشده بود و انشاء السحاب و تصریف الریاح (و برپائی ابرها و شکل گیری آن، و همچنین بحرکت در آمدن بادها). جمله های بیانات آن حضرت، هر کدام در جای خود می باشد و بدون دلیل، هر کدام از این جمله ها را یکی پس از دیگری ذکر نمی کند. به طور مثال: در اینجا از شکل گیری و برخواستن ابرها و به حرکت در آمدن بادها را پس از تعریف گردش زمین وصف می کند، و علم امروز این موضوع را ثابت کرده که بدون حرکت و چرخش زمین، نه ابری پدیدار می شود و نه هوائی به صورت باد به حرکت در می آید، و آن حضرت این گردشها را عامل اصلی در پیدایش این موارد یاد شده، ذکر می کند. و مجری الشمس و القمر (و همچنین از مسیر هائی که خورشید و ماه در آن جریان و حرکت دارند) بهترین و عجیب ترین موضوع علمی در قرن بیستم، آن بود که دانسته شد خورشید با سیاراتش در مسیر و جهتی خاص بدور کهکشان، همواره در حال چرخش است و دانشمندان علوم طبیعی، این کشف بزرگ علمی را مهمترین و پیچیده ترین کشف انسان در قرن بیستم، ذکر کرده اند. و همچنین ماه نیز در مسیر و جهتی خاص، حول زمین همواره در حال گردش است و از سخن آن حضرت می فهمیم که پیدایش و شکل گیری ما، نتیجه همه این موارد یاد شده است و طبیعت زیبا بدون این همه تلاش خورشید و ماه و چرخش زمین و حرکت بادها و شکل گیری ابرها و مسائل دیگر که در مجموع، تمام این موارد یاد شده، در پدیدار شدن حیات ما تاثیر مهمی دارد و هر آنچه که در جهان هست همگی در ارتباط و مکمل همدیگرند. و غیر ذالک من الا یات العجیبات المتقنات (و غیر از آن موارد یاد شده، نشانه های دیگری هست که بسیار عجیب و شگفت انگیز و محکم و استواری در نظام جهان هستی، به صورت بیشماری دیده میشوند) آن حضرت میفرماید: تنها این موارد یاد شده نیست که ذکر شد بلکه عجائب بسیاری دیگر هست، و امروز چه کسی از عجائب نظام خلقت جهان بیخبر است ؟ و هر چه زمان بگذرد، باز هم اندیشمندان از پدیده های تازه کشف شده دیگر برای ما بازگو می کنند و آن حضرت هر کدام آنها را به عنوان عجایب معرفی میکند و واقعا هر چه از جهان و گوشه و کنار آن بشنویم، برای ما بسیار عجیب و مایه شگفتی است و به قدری عجایب آفرینش زیاد است که تصور و تشخیص کامل همه آنها برای انسان مقدور نیست. متقنات: پا بر جا و استوار، یعنی هر کدام آنها آنچنان آفریده شده اند که کمترین خلل ر کار آنها بوجود نمی آید و همه چیز این جهان پیوند ناگسستنی با همدیگر دارند. علمت ان لهذا مقدار و منشا (آنگاه دانستم که برای تمام اینها، خدائی است که او اینچنین مقدر کرده و حکیمانه آفریده است و او است که اینچنین طراحی نمود و برنامه ای بسیار بزرگ بوجود آورده است و سبب پیدایش هستی از او است. براستی که اینهمه نشانه هائی را که از خدا می بینیم هر کدامش همچون چراغی فروزان و راهنمائی به آفریدگار آن دلالت دارد. و این نظام موجود در جهان و این سیستم واحد و منسجم هستی با آنچه که در هستی همچون ماشینی است که تمامی بندبند و قطعات آن برای همدیگر لازم و ضروری هستند تا رویهمرفته همچون ماشینی شکل بگیرد و به حرکت در آید تا بتواند کار مهم و مفیدی برای همگان، انجام دهد. پس چیزی نمانده تا فردی بخواهد بهانه جوئی کند و حرفی بزند که با اصول عقل و منطق، سازگار نباشد. و آیا چه دلیل دیگری از اینهمه دلائل، قوی تر و منطقی تر است؟ مجموعه این احادیث از کتاب (عیون الاخبار الرضا) نقل شده است.(7)

https://ketaab.iec-md.org/shegeftihaaye_aafarinesh/shegeftihaaye_aafarinesh_jeld_۲_kooshaari_۰۱.html
گفتگو با هوش مصنوعی
💬 سلام! میخوای دربارهی «شگفتی های آفرینش در کلام اهلبیت (علیهم السلام)» بیشتر بدونی؟ من اینجام که راهنماییت کنم.