ترامپ احمقانهترین جنگ تاریخ را به راه انداخت/ امپراتوری آمریکا به لطف جنگ ایران سریعتر فرو میپاشد
سرویس جهان مشرق - جنگی که «دونالد ترامپ» رئیس جمهور آمریکا، و «بنیامین نتانیاهو» نخست وزیر رژیم صهیونیستی، علیه ایران و با هدف سرنگونی جمهوری اسلامی به راه انداختند، به اعتقاد کارشناسان بین المللی نتیجه ای جز قوی تر شدن ایران و تبدیل این کشور به یک قدرت بزرگ جهانی نخواهد داشت.
ترامپ که آرزوی «حل مسئله ی ایران یک بار برای همیشه» را در سر می پروراند، با طناب پوسیده ی نتانیاهو در چاهی فرو رفت که انتهای آن نابودی ریاست جمهوری خودش و احتمالا شکست هم حزبی های جمهوری خواهش در انتخابات آتی کنگره خواهد بود.
پس از حدود ۴۰ روز جنگ بی امان، نه تنها اهداف آمریکایی ها و اسرائیلی ها محقق نشد، بلکه ایران از طریق بازی با کارتی که بارها گفته بود ابایی از رو کردن آن ندارد، یعنی بستن تنگه ی هرمز، اقتصاد جهان را گروگان گرفت و ورق جنگ را برگرداند.
علاوه بر این، ناتوانی واشینگتن در دستیابی به اهدافش در ایران به رغم ادعاهای مکرر ترامپ مبنی بر «پیروزی» ایالات متحده در این جنگ، بار دیگر به گمانه زنی ها درباره ی افول امپراتوری آمریکا دامن زده است.
«کوین جی. برت» تحلیلگر و اسلام شناس آمریکایی، اخیرا در گفت وگو با مشرق در همین باره بیش تر توضیح داده است. در ادامه، ابتدای ویدیوی کامل این مصاحبه با زیرنویس فارسی و سپس متن مصاحبه آمده است.
مصاحبه ی مشرق با «کوین جی. برت» تحلیلگر و اسلام شناس آمریکایی (ویدیو زیرنویس فارسی دارد) [دانلود]
آن چه درباره ی جنگ ایران کنایه آمیز به نظر می رسد، و البته غافلگیرکننده هم نیست، این است که همان قدر که بنیامین نتانیاهو از این جنگ سود می برد، دونالد ترامپ ضرر می کند. ترامپ جنگ را با این تفاخر آغاز کرد که تنها رئیس جمهوری بوده که آن قدر «شجاعت» داشته که جنگ تمام عیاری را علیه ایران آغاز کند. اما هرچه بیش تر از درگیری گذشت، بیش تر مشخص شد که اصطلاح صحیح احتمالا «شجاعت» نیست، بلکه چیزی شبیه «حماقت» است؛ چون رؤسای جمهور دیگر همگی درخواست نتانیاهو برای جنگ با ایران را رد کرده بودند. فکر می کنید این جنگ چه تأثیری بر آینده ی سیاسی دونالد ترامپ، میراث ریاست جمهوری او و همچنین حزب جمهوری خواه، به ویژه به توجه به انتخابات میان دوره ای خواهد داشت؟
احتمالا این جنگ، ریاست جمهوری ترامپ را واقعا نابود و میراث او را کاملا لکه دار می کند؛ و چه بسا حتی منجر به این شود که ترامپ باقی مانده ی عمرش را در زندان سپری کند، چون این یک فاجعه برای آمریکاست. اسرائیل به دنبال این جنگ بود، چون اسرائیلی های رادیکال، یعنی کسانی که الآن در اسرائیل قدرت را در دست دارند، تندروهای حزب لیکود هستند. این افراد تصور می کنند که اگر بتوانند جنگ بزرگی در منطقه به راه بیندازند، پس از پایان جنگ، ایران نابود یا ضعیف خواهد شد؛ کشورهای حوزه ی خلیج [فارس] هم همین طور، و اسرائیلی ها می توانند بر منطقه مسلط شوند. به نظر من این یک رؤیای کاملا احمقانه از سوی آن هاست، اما به نظر می رسد به دنبال همین هستند.
اما این به نفع آمریکا نخواهد بود، چون آمریکا امپراتوری اش را به لطف «دلار نفتی» حفظ کرده، بنابراین نیاز دارد نوعی رابطه ی مثبت با تولیدکنندگان نفت منطقه داشته باشد تا فروش این نفت ها همچنان از قدرت دلار آمریکا حمایت کند. بنابراین منافع آمریکا و اسرائیل بسیار بسیار متفاوت هستند. اسرائیلی ها برای ورود به این جنگ ترامپ را فریب دادند. همان طور که اشاره کردید، بقیه ی رؤسای جمهور آمریکا هم همین پیشنهاد و حرف ها را از نتانیاهو شنیده بودند، اما آن را رد کرده بودند. اتفاقا جان کری که وزیر خارجه ی اوباما بود، همین واقعیت را علنا گفت. گفت جورج دابلیو. بوش، اوباما (و احتمالا بایدن) همگی برای حمله به ایران تحت فشار نتانیاهو قرار گرفتند، اما نپذیرفتند. اما خب ترامپ آن قدر احمق بود که این کار را انجام داد.
نتیجه اش این است که امپراتوری آمریکا احتمالا بسیار سریع تر و سخت تر از حالت عادی فرو خواهد پاشید، چون این اتفاق باعث ایجاد شکاف های عمیقی بین آمریکا و متحدان سابقش شده. اروپایی ها از این وضعیت ناراضی هستند؛ دوستان آسیایی آمریکا ناراضی هستند. کشورهایی که از این وضعیت بهره می برند عبارتند از چین که ذخایر بزرگ نفتی دارد و در موقعیت قدرتمندی است، و روسیه که از قیمت های بالای نفت درآمد کسب می کند. به هر شکلی که به این جنگ نگاه کنید، به نفع آمریکا نیست. کشورهای حوزه ی خلیج [فارس] هم بعد از این جنگ دیگر مانند گذشته از دلار نفتی حمایت نخواهند کرد، چون جنگ نشان داد تضمین های امنیتی آمریکا بی معنی هستند و چه بسا اصلا نتیجه ی معکوس داشته باشند.
بنابراین احتمالا شاهد فروپاشی سریع تر دلار نفتی، از دست رفتن سریع تر کنترل آمریکا بر کشورهای دست نشانده اش و فروپاشی امپراتوری آمریکا خواهیم بود و این مسئله احتمالا منجر به پیامدهای اقتصادی شدیدی برای آمریکا می شود. در حال حاضر، آمریکا دارد این آسیب های اقتصادی را به بقیه ی جهان صادر می کند، اما طولی نخواهد کشید که این آسیب به داخل آمریکا هم کشیده شود و این میراث ترامپ را به شدت لکه دار خواهد کرد. ترامپ با شعار صلح طلبی وارد رقابت های انتخاباتی شد، اما اکنون احمقانه ترین جنگ تاریخ را شروع کرده؛ با ادعای ایجاد رفاه نامزد شد، اما رفاه را در آمریکا نابود خواهد کرد. بنابراین فکر می کنم در دردسر سیاسی بزرگی افتاده.
همان طور که همین الآن اشاره کردید، دونالد ترامپ همیشه روی اقتصاد و ایجاد رفاه مانور داده. به نظر می رسد او و دولتش هرگز تصور نمی کردند ایران برگه ی بستن تنگه ی هرمز را بازی کند، با این که از مدت ها قبل تهدید کرده بود این کار را انجام می دهد. این کار ایران هوشمندانه بود، چون اکنون تأثیر اقتصادی جنگ، بدون هیچ موشک و بمبی، در سراسر آمریکا حس می شود. چه نشانه هایی در آمریکا دیده اید که ثابت می کنند اقتصاد به دلیل جنگ دارد در مسیر اشتباهی پیش می رود؟
صدالبته قیمت بنزین به میزان قابل توجهی افزایش یافته، اما نشانه های اقتصادی دیگری نیز وجود دارد. فکر می کنم شاخص «اعتماد مصرف کننده» هم به پایین ترین سطح ثبت شده در تاریخ رسیده. اما فکر نمی کنم آن چه تا الآن دیده ایم تمام تأثیرات بسته شدن تنگه ی هرمز بر اقتصاد آمریکا باشد، چون طبیعتا مدتی طول می کشد تا اختلالات در زنجیره ی تأمین، اثر خود را نشان دهند. ما اکنون در حال ورود به دوره ی بحرانی هستیم. بنابراین احتمالا طی چند هفته یا یک ماه آینده، کم کم شاهد آسیب های اقتصادی بیش تری در آمریکا خواهیم بود.
تا الآن بخشی از این آسیب را با بازی با قیمت نفت و دستکاری در بازار معاملات آتی پنهان کرده اند. در آمریکا چیزی وجود دارد که به آن می گویند: «تیم مقابله با سقوط [۱].» اعضای این تیم به ابزارهای دولتی دسترسی دارند و وظیفه یشان دستکاری بازارهاست. اتفاقا یکی از دلایل اصلی ای که آمریکا توانست باعث فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی شود هم همین بود. با همین دستکاری بازار نفت تلاش کردند قیمت انرژی را بسیار بسیار پایین بیاورند و شوروی را ورشکست کنند. امروز هم همان ابزارها را در اختیار دارند و از آن ها برای پایین نگه داشتن قیمت ها استفاده می کنند. مثلا در بازار معاملات آتی، هر بشکه نفت ۱۰۰ دلار قیمت گذاری می شود، در حالی که برای به دست آوردن فیزیکی هر بشکه نفت، باید بیش تر از ۱۵۰ دلار بپردازید. این دستکاری ها در بازار وجود دارد.
از طرفی ترامپ مدام به بازارها سیگنال می دهد. او و خانواده اش بر اساس تصمیماتی که ترامپ می گیرد، از طریق رانت خواری و «معاملات نهانی [۲]» پول به دست می آورند. ترامپ هر روز حرف متفاوتی می زند. مثلا آخرین حرفی که امروز [روز ضبط مصاحبه] گفت این بود که یک نقشه ی عالی داریم؛ به صلح دست پیدا خواهیم کرد. قرار است با ایرانی ها به پاکستان برویم [و مذاکره کنیم]. گفت لبنان و اسرائیل هم دارند گفت وگو می کنند و قرار است تلفنی صحبت کنند. در حالی که عون، رئیس جمهور لبنان، این را تکذیب کرد و گفت چنین چیزی حقیقت ندارد. ترامپ این خبر را از خودش درآورد و این خبر باعث شد بازارها امروز خوش بین شوند و شاخص ها بالا بروند. حدس بزنید چه کسی می دانست بازارها امروز بالا می روند؟ خانواده ی ترامپ و دوستانشان. همه ی این افراد شرط بندی کرده بودند و دارند از این معاملات رانتی پول های نجومی به جیب می زنند. در تمام دوران ریاست جمهوری ترامپ، حتی در دوره ی اولش، این کار را انجام داده اند.
اما به هر حال، این نوع دستکاری ها نمی توانند واقعیت زیربنایی را برای همیشه پنهان کنند؛ حتی در بلندمدت هم نمی توانند. ظرف تنها چند هفته، درد واقعی در آمریکا آغاز می شود. بنابراین فکر می کنم ترامپ احتمالا می خواهد راهی برای خروج از این جنگ پیدا کند، اما هیچ راهی وجود ندارد که این کار را انجام بدهد و برنده به نظر برسد. از هر زاویه ای که نگاه کنید، آمریکایی ها بازنده ی این جنگ خواهند بود. آن ها اهدافشان را اعلام کرده بودند: تغییر رژیم؛ خلاص شدن از برنامه ی موشکی و راکتی؛ حذف تمام مواد هسته ای؛ توقف غنی سازی؛ پایان دادن به حمایت ایران از حزب الله، حماس و دیگر دوستانش در منطقه؛ در حالی که به هیچ کدام از این ها نخواهند رسید.
به عکس، نتیجه ی این جنگ این است که ایران برای همیشه یک باجه ی عوارض در تنگه ی هرمز خواهد داشت؛ به هر طریقی که شده غرامت خواهد گرفت؛ و اسرائیلی ها را هم به نوعی عقب نشینی دست کم موقت مجبور خواهد کرد. امکان ندارد جنگ به گونه ی دیگری پایان یابد، چون ایران کارت های قوی تری در اختیار دارد. بنابراین این یک فاجعه ی سیاسی برای ترامپ خواهد بود، هرچند اگر به شکست اعتراف کند، احتمالا آسیب های این فاجعه کم تر بشود. ترامپ در هر صورت همیشه دارد دروغ می گوید، بنابراین ممکن است در جنگ شکست بخورد، هرچه ایران می خواهد را یک جا به او بدهد، و در عین حال ادعا کند پیروز شده. کسی هم تعجب نمی کند، چون او به هر حال همه چیز را از خودش درمی آورد. امیدوارم چنین اتفاقی بیفتد، چون احتمالا غیرمخرب ترین راه برای پایان این جنگ، همین است.
شما همچنین اشاره کردید که ایران احتمالا بعد از این جنگ، قوی تر از قبل از آن خواهد بود. برخی می گویند ایران اساسا با کارت تنگه ی هرمز، بمب هسته ای خود را آزمایش کرده است. اگر نکته ای درباره ی پیش بینی خود درباره ی آینده ی ایران دارید بفرمایید، چون برخی حتی گفته اند ایران صرفا به دلیل کنترل بر تنگه ی هرمز، به یک قدرت بزرگ جهانی تبدیل خواهد شد. نظر شما درباره ی آینده ی ایران پس از جنگ چیست؟
من فکر می کنم ایران آینده ی درخشانی پس از این جنگ دارد، چون برندگان این جنگ در حقیقت رقبای امپراتوری آمریکا خواهند بود، چراکه امپراتوری آمریکا با این تصمیم احمقانه تضعیف خواهد شد. با فرض این که اسرائیلی ها به خواسته یشان، یعنی نابودی کل منطقه به جز خودشان، نرسند … که البته فکر نمی کنم برسند، چون اگر کار به آن جا بکشد، خودشان هم نابود می شوند. بنابراین فکر نمی کنم در واقعیت [اصلا چنین چیزی را بخواهند]. خودشان فکر می کنند به نفع شان است که منطقه را نابود کنند، اما اگر واقعیت [نتیجه] را می دیدند، آن را نمی خواستند. پس فکر نمی کنم این گونه شود. بنابراین، با فرض این که آمریکایی ها جنگ را با تنها شرایط در دسترسشان پایان دهند، ایران بسیار قوی تر خواهد شد.
همان طور که گفتم، ایران باجه ی عوارض تنگه ی هرمز را خواهد داشت و احتمالا درآمد آن را بر یک مبنای منصفانه با عمان تقسیم خواهد کرد؛ به دلایل زیادی طبق قوانین بین المللی می تواند این کار را انجام دهد. بسیار بعید است که ایران غنی سازی خود را رها کند؛ همچنان حق غنی سازی را خواهد داشت، اما احتمالا به توافقی شبیه «برجام» بازخواهد گشت، که احتمالا برای ایران مشکلی نیست، چون با کنترل تنگه ی هرمز، معادل یک بازدارندگی هسته ای را در اختیار دارد. احتمالا درآمدهای مسدودشده اش را آزاد خواهد کرد؛ تحریم ها تا حد زیادی برداشته می شوند. قطعا بهبود چشم گیری در وضعیتش ایجاد خواهد شد.
همه ی این ها یعنی پتانسیل خفته ای که ایران برای رشد اقتصادی دارد، دست کم به طور نسبی شکوفا خواهد شد. چه بسا هیچ کشوری در جهان بیش تر از جمهوری اسلامی ایران پتانسیل خفته ی رشد اقتصادی نداشته باشد. ایران جمعیتی بسیار تحصیل کرده و پویا دارد که توسط تمام این فشارها به صورت مصنوعی سرکوب شده، در حالی که این فشارها اتفاقا ایران را مجبور کرده یاد بگیرد چگونه کارهایش را خودش انجام دهد و خودکفا باشد، که واقعا خوب است، چون اکنون پایه ای بسیار قوی دارد تا وقتی درهایش به روی جهان باز می شود، واقعا رقابتی عمل کند. بنابراین ایران آینده ی فوق العاده ای دارد.
به علاوه، من معتقدم نظام جمهوری اسلامی نشان داده که نسبت به نظام های دیگر رهبران بهتری پرورش می دهد. بنابراین، جمهوری اسلامی که در طول حیاتش همواره در گوشه ی رینگ بوده و تمام جهان با آن دشمنی کرده اند، با محک خوردن در این جنگ به نوعی آب دیده می شود و جنگ باعث می شود بتواند در دنیای جدیدی که در آن کشورهای دیگر با تهران تعاملات عادی برقرار می کنند، دوام بیاورد. چه بسا حتی این الگو برای سایر کشورهای اسلامی هم جذاب شود. نظریه ی استفاده از نوعی هدایت دینی در نظام حکومتی مبتنی بر قانون اساسی، برای کشورهای اسلامی منطقی به نظر می رسد. بنابراین آن ها ممکن است به دستاوردهای ایران نگاه کنند و بخواهند کاری در همین راستا انجام دهند.
ترامپ که آرزوی «حل مسئله ی ایران یک بار برای همیشه» را در سر می پروراند، با طناب پوسیده ی نتانیاهو در چاهی فرو رفت که انتهای آن نابودی ریاست جمهوری خودش و احتمالا شکست هم حزبی های جمهوری خواهش در انتخابات آتی کنگره خواهد بود.
پس از حدود ۴۰ روز جنگ بی امان، نه تنها اهداف آمریکایی ها و اسرائیلی ها محقق نشد، بلکه ایران از طریق بازی با کارتی که بارها گفته بود ابایی از رو کردن آن ندارد، یعنی بستن تنگه ی هرمز، اقتصاد جهان را گروگان گرفت و ورق جنگ را برگرداند.
علاوه بر این، ناتوانی واشینگتن در دستیابی به اهدافش در ایران به رغم ادعاهای مکرر ترامپ مبنی بر «پیروزی» ایالات متحده در این جنگ، بار دیگر به گمانه زنی ها درباره ی افول امپراتوری آمریکا دامن زده است.
«کوین جی. برت» تحلیلگر و اسلام شناس آمریکایی، اخیرا در گفت وگو با مشرق در همین باره بیش تر توضیح داده است. در ادامه، ابتدای ویدیوی کامل این مصاحبه با زیرنویس فارسی و سپس متن مصاحبه آمده است.
مصاحبه ی مشرق با «کوین جی. برت» تحلیلگر و اسلام شناس آمریکایی (ویدیو زیرنویس فارسی دارد) [دانلود]
آن چه درباره ی جنگ ایران کنایه آمیز به نظر می رسد، و البته غافلگیرکننده هم نیست، این است که همان قدر که بنیامین نتانیاهو از این جنگ سود می برد، دونالد ترامپ ضرر می کند. ترامپ جنگ را با این تفاخر آغاز کرد که تنها رئیس جمهوری بوده که آن قدر «شجاعت» داشته که جنگ تمام عیاری را علیه ایران آغاز کند. اما هرچه بیش تر از درگیری گذشت، بیش تر مشخص شد که اصطلاح صحیح احتمالا «شجاعت» نیست، بلکه چیزی شبیه «حماقت» است؛ چون رؤسای جمهور دیگر همگی درخواست نتانیاهو برای جنگ با ایران را رد کرده بودند. فکر می کنید این جنگ چه تأثیری بر آینده ی سیاسی دونالد ترامپ، میراث ریاست جمهوری او و همچنین حزب جمهوری خواه، به ویژه به توجه به انتخابات میان دوره ای خواهد داشت؟
احتمالا این جنگ، ریاست جمهوری ترامپ را واقعا نابود و میراث او را کاملا لکه دار می کند؛ و چه بسا حتی منجر به این شود که ترامپ باقی مانده ی عمرش را در زندان سپری کند، چون این یک فاجعه برای آمریکاست. اسرائیل به دنبال این جنگ بود، چون اسرائیلی های رادیکال، یعنی کسانی که الآن در اسرائیل قدرت را در دست دارند، تندروهای حزب لیکود هستند. این افراد تصور می کنند که اگر بتوانند جنگ بزرگی در منطقه به راه بیندازند، پس از پایان جنگ، ایران نابود یا ضعیف خواهد شد؛ کشورهای حوزه ی خلیج [فارس] هم همین طور، و اسرائیلی ها می توانند بر منطقه مسلط شوند. به نظر من این یک رؤیای کاملا احمقانه از سوی آن هاست، اما به نظر می رسد به دنبال همین هستند.
اما این به نفع آمریکا نخواهد بود، چون آمریکا امپراتوری اش را به لطف «دلار نفتی» حفظ کرده، بنابراین نیاز دارد نوعی رابطه ی مثبت با تولیدکنندگان نفت منطقه داشته باشد تا فروش این نفت ها همچنان از قدرت دلار آمریکا حمایت کند. بنابراین منافع آمریکا و اسرائیل بسیار بسیار متفاوت هستند. اسرائیلی ها برای ورود به این جنگ ترامپ را فریب دادند. همان طور که اشاره کردید، بقیه ی رؤسای جمهور آمریکا هم همین پیشنهاد و حرف ها را از نتانیاهو شنیده بودند، اما آن را رد کرده بودند. اتفاقا جان کری که وزیر خارجه ی اوباما بود، همین واقعیت را علنا گفت. گفت جورج دابلیو. بوش، اوباما (و احتمالا بایدن) همگی برای حمله به ایران تحت فشار نتانیاهو قرار گرفتند، اما نپذیرفتند. اما خب ترامپ آن قدر احمق بود که این کار را انجام داد.
نتیجه اش این است که امپراتوری آمریکا احتمالا بسیار سریع تر و سخت تر از حالت عادی فرو خواهد پاشید، چون این اتفاق باعث ایجاد شکاف های عمیقی بین آمریکا و متحدان سابقش شده. اروپایی ها از این وضعیت ناراضی هستند؛ دوستان آسیایی آمریکا ناراضی هستند. کشورهایی که از این وضعیت بهره می برند عبارتند از چین که ذخایر بزرگ نفتی دارد و در موقعیت قدرتمندی است، و روسیه که از قیمت های بالای نفت درآمد کسب می کند. به هر شکلی که به این جنگ نگاه کنید، به نفع آمریکا نیست. کشورهای حوزه ی خلیج [فارس] هم بعد از این جنگ دیگر مانند گذشته از دلار نفتی حمایت نخواهند کرد، چون جنگ نشان داد تضمین های امنیتی آمریکا بی معنی هستند و چه بسا اصلا نتیجه ی معکوس داشته باشند.
بنابراین احتمالا شاهد فروپاشی سریع تر دلار نفتی، از دست رفتن سریع تر کنترل آمریکا بر کشورهای دست نشانده اش و فروپاشی امپراتوری آمریکا خواهیم بود و این مسئله احتمالا منجر به پیامدهای اقتصادی شدیدی برای آمریکا می شود. در حال حاضر، آمریکا دارد این آسیب های اقتصادی را به بقیه ی جهان صادر می کند، اما طولی نخواهد کشید که این آسیب به داخل آمریکا هم کشیده شود و این میراث ترامپ را به شدت لکه دار خواهد کرد. ترامپ با شعار صلح طلبی وارد رقابت های انتخاباتی شد، اما اکنون احمقانه ترین جنگ تاریخ را شروع کرده؛ با ادعای ایجاد رفاه نامزد شد، اما رفاه را در آمریکا نابود خواهد کرد. بنابراین فکر می کنم در دردسر سیاسی بزرگی افتاده.
همان طور که همین الآن اشاره کردید، دونالد ترامپ همیشه روی اقتصاد و ایجاد رفاه مانور داده. به نظر می رسد او و دولتش هرگز تصور نمی کردند ایران برگه ی بستن تنگه ی هرمز را بازی کند، با این که از مدت ها قبل تهدید کرده بود این کار را انجام می دهد. این کار ایران هوشمندانه بود، چون اکنون تأثیر اقتصادی جنگ، بدون هیچ موشک و بمبی، در سراسر آمریکا حس می شود. چه نشانه هایی در آمریکا دیده اید که ثابت می کنند اقتصاد به دلیل جنگ دارد در مسیر اشتباهی پیش می رود؟
صدالبته قیمت بنزین به میزان قابل توجهی افزایش یافته، اما نشانه های اقتصادی دیگری نیز وجود دارد. فکر می کنم شاخص «اعتماد مصرف کننده» هم به پایین ترین سطح ثبت شده در تاریخ رسیده. اما فکر نمی کنم آن چه تا الآن دیده ایم تمام تأثیرات بسته شدن تنگه ی هرمز بر اقتصاد آمریکا باشد، چون طبیعتا مدتی طول می کشد تا اختلالات در زنجیره ی تأمین، اثر خود را نشان دهند. ما اکنون در حال ورود به دوره ی بحرانی هستیم. بنابراین احتمالا طی چند هفته یا یک ماه آینده، کم کم شاهد آسیب های اقتصادی بیش تری در آمریکا خواهیم بود.
تا الآن بخشی از این آسیب را با بازی با قیمت نفت و دستکاری در بازار معاملات آتی پنهان کرده اند. در آمریکا چیزی وجود دارد که به آن می گویند: «تیم مقابله با سقوط [۱].» اعضای این تیم به ابزارهای دولتی دسترسی دارند و وظیفه یشان دستکاری بازارهاست. اتفاقا یکی از دلایل اصلی ای که آمریکا توانست باعث فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی شود هم همین بود. با همین دستکاری بازار نفت تلاش کردند قیمت انرژی را بسیار بسیار پایین بیاورند و شوروی را ورشکست کنند. امروز هم همان ابزارها را در اختیار دارند و از آن ها برای پایین نگه داشتن قیمت ها استفاده می کنند. مثلا در بازار معاملات آتی، هر بشکه نفت ۱۰۰ دلار قیمت گذاری می شود، در حالی که برای به دست آوردن فیزیکی هر بشکه نفت، باید بیش تر از ۱۵۰ دلار بپردازید. این دستکاری ها در بازار وجود دارد.
از طرفی ترامپ مدام به بازارها سیگنال می دهد. او و خانواده اش بر اساس تصمیماتی که ترامپ می گیرد، از طریق رانت خواری و «معاملات نهانی [۲]» پول به دست می آورند. ترامپ هر روز حرف متفاوتی می زند. مثلا آخرین حرفی که امروز [روز ضبط مصاحبه] گفت این بود که یک نقشه ی عالی داریم؛ به صلح دست پیدا خواهیم کرد. قرار است با ایرانی ها به پاکستان برویم [و مذاکره کنیم]. گفت لبنان و اسرائیل هم دارند گفت وگو می کنند و قرار است تلفنی صحبت کنند. در حالی که عون، رئیس جمهور لبنان، این را تکذیب کرد و گفت چنین چیزی حقیقت ندارد. ترامپ این خبر را از خودش درآورد و این خبر باعث شد بازارها امروز خوش بین شوند و شاخص ها بالا بروند. حدس بزنید چه کسی می دانست بازارها امروز بالا می روند؟ خانواده ی ترامپ و دوستانشان. همه ی این افراد شرط بندی کرده بودند و دارند از این معاملات رانتی پول های نجومی به جیب می زنند. در تمام دوران ریاست جمهوری ترامپ، حتی در دوره ی اولش، این کار را انجام داده اند.
اما به هر حال، این نوع دستکاری ها نمی توانند واقعیت زیربنایی را برای همیشه پنهان کنند؛ حتی در بلندمدت هم نمی توانند. ظرف تنها چند هفته، درد واقعی در آمریکا آغاز می شود. بنابراین فکر می کنم ترامپ احتمالا می خواهد راهی برای خروج از این جنگ پیدا کند، اما هیچ راهی وجود ندارد که این کار را انجام بدهد و برنده به نظر برسد. از هر زاویه ای که نگاه کنید، آمریکایی ها بازنده ی این جنگ خواهند بود. آن ها اهدافشان را اعلام کرده بودند: تغییر رژیم؛ خلاص شدن از برنامه ی موشکی و راکتی؛ حذف تمام مواد هسته ای؛ توقف غنی سازی؛ پایان دادن به حمایت ایران از حزب الله، حماس و دیگر دوستانش در منطقه؛ در حالی که به هیچ کدام از این ها نخواهند رسید.
به عکس، نتیجه ی این جنگ این است که ایران برای همیشه یک باجه ی عوارض در تنگه ی هرمز خواهد داشت؛ به هر طریقی که شده غرامت خواهد گرفت؛ و اسرائیلی ها را هم به نوعی عقب نشینی دست کم موقت مجبور خواهد کرد. امکان ندارد جنگ به گونه ی دیگری پایان یابد، چون ایران کارت های قوی تری در اختیار دارد. بنابراین این یک فاجعه ی سیاسی برای ترامپ خواهد بود، هرچند اگر به شکست اعتراف کند، احتمالا آسیب های این فاجعه کم تر بشود. ترامپ در هر صورت همیشه دارد دروغ می گوید، بنابراین ممکن است در جنگ شکست بخورد، هرچه ایران می خواهد را یک جا به او بدهد، و در عین حال ادعا کند پیروز شده. کسی هم تعجب نمی کند، چون او به هر حال همه چیز را از خودش درمی آورد. امیدوارم چنین اتفاقی بیفتد، چون احتمالا غیرمخرب ترین راه برای پایان این جنگ، همین است.
شما همچنین اشاره کردید که ایران احتمالا بعد از این جنگ، قوی تر از قبل از آن خواهد بود. برخی می گویند ایران اساسا با کارت تنگه ی هرمز، بمب هسته ای خود را آزمایش کرده است. اگر نکته ای درباره ی پیش بینی خود درباره ی آینده ی ایران دارید بفرمایید، چون برخی حتی گفته اند ایران صرفا به دلیل کنترل بر تنگه ی هرمز، به یک قدرت بزرگ جهانی تبدیل خواهد شد. نظر شما درباره ی آینده ی ایران پس از جنگ چیست؟
من فکر می کنم ایران آینده ی درخشانی پس از این جنگ دارد، چون برندگان این جنگ در حقیقت رقبای امپراتوری آمریکا خواهند بود، چراکه امپراتوری آمریکا با این تصمیم احمقانه تضعیف خواهد شد. با فرض این که اسرائیلی ها به خواسته یشان، یعنی نابودی کل منطقه به جز خودشان، نرسند … که البته فکر نمی کنم برسند، چون اگر کار به آن جا بکشد، خودشان هم نابود می شوند. بنابراین فکر نمی کنم در واقعیت [اصلا چنین چیزی را بخواهند]. خودشان فکر می کنند به نفع شان است که منطقه را نابود کنند، اما اگر واقعیت [نتیجه] را می دیدند، آن را نمی خواستند. پس فکر نمی کنم این گونه شود. بنابراین، با فرض این که آمریکایی ها جنگ را با تنها شرایط در دسترسشان پایان دهند، ایران بسیار قوی تر خواهد شد.
همان طور که گفتم، ایران باجه ی عوارض تنگه ی هرمز را خواهد داشت و احتمالا درآمد آن را بر یک مبنای منصفانه با عمان تقسیم خواهد کرد؛ به دلایل زیادی طبق قوانین بین المللی می تواند این کار را انجام دهد. بسیار بعید است که ایران غنی سازی خود را رها کند؛ همچنان حق غنی سازی را خواهد داشت، اما احتمالا به توافقی شبیه «برجام» بازخواهد گشت، که احتمالا برای ایران مشکلی نیست، چون با کنترل تنگه ی هرمز، معادل یک بازدارندگی هسته ای را در اختیار دارد. احتمالا درآمدهای مسدودشده اش را آزاد خواهد کرد؛ تحریم ها تا حد زیادی برداشته می شوند. قطعا بهبود چشم گیری در وضعیتش ایجاد خواهد شد.
همه ی این ها یعنی پتانسیل خفته ای که ایران برای رشد اقتصادی دارد، دست کم به طور نسبی شکوفا خواهد شد. چه بسا هیچ کشوری در جهان بیش تر از جمهوری اسلامی ایران پتانسیل خفته ی رشد اقتصادی نداشته باشد. ایران جمعیتی بسیار تحصیل کرده و پویا دارد که توسط تمام این فشارها به صورت مصنوعی سرکوب شده، در حالی که این فشارها اتفاقا ایران را مجبور کرده یاد بگیرد چگونه کارهایش را خودش انجام دهد و خودکفا باشد، که واقعا خوب است، چون اکنون پایه ای بسیار قوی دارد تا وقتی درهایش به روی جهان باز می شود، واقعا رقابتی عمل کند. بنابراین ایران آینده ی فوق العاده ای دارد.
به علاوه، من معتقدم نظام جمهوری اسلامی نشان داده که نسبت به نظام های دیگر رهبران بهتری پرورش می دهد. بنابراین، جمهوری اسلامی که در طول حیاتش همواره در گوشه ی رینگ بوده و تمام جهان با آن دشمنی کرده اند، با محک خوردن در این جنگ به نوعی آب دیده می شود و جنگ باعث می شود بتواند در دنیای جدیدی که در آن کشورهای دیگر با تهران تعاملات عادی برقرار می کنند، دوام بیاورد. چه بسا حتی این الگو برای سایر کشورهای اسلامی هم جذاب شود. نظریه ی استفاده از نوعی هدایت دینی در نظام حکومتی مبتنی بر قانون اساسی، برای کشورهای اسلامی منطقی به نظر می رسد. بنابراین آن ها ممکن است به دستاوردهای ایران نگاه کنند و بخواهند کاری در همین راستا انجام دهند.
گفتگو با هوش مصنوعی
💬 سلام! میخوای دربارهی «ترامپ احمقانه ترین جنگ تاریخ را به راه انداخت#@! امپراتوری آمریکا به لطف جنگ ایران سریع تر فرو می پاشد» بیشتر بدونی؟ من اینجام که راهنماییت کنم.