روزی که ترانه یتیم شد …



ایسنا/خراسان رضوی اگر رویش را همگی ندیده باشند، صدایش را نشنیده باشند و از حضور در کنارش لذت نبرده باشند، اما با قاطعیت تمام می توان گفت که ترانه هایش را تمام مردم شنیده اند، زمزمه کرده اند، شاید با آن عاشقی کرده باشند و جزئی از خاطرات زندگی شان شده باشد؛ شاید بدون اینکه حتی او را بشناسند و بدانند که ترانه ای که هر روز او را زمزمه می کنند را اویی نوشته که دیگر در کنار ما نیست.

افشین یداللهی با حضورش در کنار برخی از افراد و مکان ها، به خیلی از آن ها اعتبار و رونق بخشید. افرادی هستند از کنار نام او به نان و نوایی رسیدند و مکان هایی هستند که به یمن حضورش رونق گرفتند. شاید بتوان گفت که او حتی آغاز کننده راه تیتراژ خوانی در فیلم و سریال های تلویزونی بود؛ چراکه اکثر ترانه های تیتراژهای دهه ۸۰ تلویزیون را او سروده و توانسته در این راه موفق باشد و الگویی برای باقی ترانه سرایانی باشد که می خواهند تیتراژ بنویسند. از برخی ترانه های تیتراژ او می توان به «میوه ممنوعه» با صدای احسان خواجه امیری، «شب دهم» و «مدار صفر درجه» با صدای علیرضا قربانی، «معمای شاه» و «تبریز در مه» با صدای سالار عقیلی، «زمانه» با صدای گروه سون، «پژمان» با صدای علی زندوکیلی اشاره کرد.

کمتر کسی پیدا می شود که هم زمان در دو یا چند رشته و تخصصی که هیچ ربطی به یکدیگر ندارند بهترین بوده و تأثیرگذار باشد، اما یداللهی یک شاعر و ترانه سرای فوق حرفه ای و یک روان پزشک درجه یک بود. آن قدر مهم بود که در روز تشییع او دو وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی و بهداشت، درمان و آموزش پزشکی در کنار تمام بزرگان و اهالی موسیقی و پزشکی بر مزارش حاضر شدند و همگی از کوچ کردن او به دیاری دیگر ناراحت و غمگین بودند.

۲۵ اسفند ۱۳۹۵، روزی بود که افشین یداللهی پرکشید؛ روزی که ترانه یتیم شد و خانه ترانه که به سختی به دست او پا گرفته بود، صاحب خود را از دست داد. خانه ترانه ای که اگر نبود، بسیاری از ترانه های محبوب و محترم تاریخ ترانه سرزمین مان متولد نمی شدند. خانه ای که خانه دوم تمام ترانه سرایان و اهالی موسیقی است و اکنون هم تنها توانسته با نام و یاد او زنده بماند و حالا شاگردانش او را اداره می کنند. مکانی که محل تنفس و آرامش ترانه و موسیقی این سرزمین و تجمع اهالی آن است.

نام افشین یداللهی، حتی پنج سال پس از فوتش منشأ بسیاری از اتفاقات مهم و خوب ترانه این سرزمین است. به عنوان مثال جشنواره ترانه افشین یداللهی تنها جشنواره تخصصی و انحصاری مرتبط با ترانه است که پس از فوت او به واسطه شاگردانش راه اندازی شده و هرساله محلی معتبر برای معرفی و ارائه آثار بهترین های ترانه سال است؛ چه آن ها که ترانه های خود را در طی یک سال پیش از جشنواره ترکیب با موسیقی کردند و به اجرا رسانده اند و چه آن ها که هنوز ترانه شان در مراحل اولیه پس از سرودن به سر می برد.

کتاب «دستور زبان خط گفتار فارسی» را نیز یداللهی تدوین کرده است و امروز این دستور زبان، محلی برای مراجعه تمام شاعران و ترانه سرایانی است که می خواهند با زبان گفتار و به اصطلاح محاوره، شعر و ترانه بنویسند و مرجعی است برای کارگاه های آموزشی و اساتید ترانه که می خواهند به جوانان تازه نفس ترانه این سرزمین مشق ترانه دهند.

با توجه به با تمام باقیات و صالحاتی که او باقی گذاشته، می توان گفت که او تمام شدنی نیست. یداللهی ادامه دارد و شاگردانش و همچنین شاگردان شاگردان او آینده ترانه این سرزمین را تضمین می کنند و قطعا با گذشت زمان وضعیت ترانه و موسیقی ما را تغییر می دهند، همان طور که برخی شاگردان او مانند حسین غیاثی و مهدی ایوبی توانسته اند تا کنون قدم های مثبتی در ترانه بردارند و با ارائه آثاری قابل احترام، ذائقه مردم را به شنیدن موسیقی و ترانه خوب تغییر دهند.

یادداشت از محمدرضا صبوریان، خبرنگار ایسنا- منطقه خراسان رضوی

انتهای پیام
گفتگو با هوش مصنوعی

💬 سلام! می‌خوای درباره‌ی «روزی که ترانه یتیم شد …» بیشتر بدونی؟ من اینجام که راهنماییت کنم.