دیدگاه قرآن و نهج البلاغه در مورد کُرة زمین نشان به عدالت حق ولایت و حاکمیت حکومتها با خداوند است
نوع مقاله : علمی- ترویجی
نویسنده
استادیار پژوهشگاه استاندارد، کرج
https://doi.org/10.22054/ajsm.2014.1305
چکیده
چکیده
شناخت زمین و وقایع آن به گونه ای گسترده است که این مقوله را تا حد معرفی یک علم مستقل به نام زمین شناسی (Geology) ارتقا داده است و ذهن هر انسان را به این معطوف می دارد که چگونه در قرآن، معجزة پیامبر(ص)و نهج البلاغة حضرت علی(ع) در زمان های کهن این مطالب دقیق علمی شناخته و بیان شده است. این بدان معنی است که قرآن مطابق سطح دانش و درک موضوعات علمی در زمان نزول، به بیان مطالب علمی پرداخته است. در این مقاله با بهره گیری از آیات قرآن کریم و سخنان گهربار حضرت علی(ع)به بررسی علوم موجود در این متون در مورد پیدایش، شکل، حرکت، موجودات و پایان کرة زمین و … و نهایتا مقایسة آنها با علم روز زمین شناسی پرداخته شده است.
کلیدواژه ها
عنوان مقاله [English]
The Viewpoint of Quran and Nahj’albalaghah Regarding the Earth
نویسنده [English]
چکیده [English]
Abstract
Understanding the earth and its related issues is so diverse that has created an independent science called geology, and makes the mind of any person curious as to how these issues have been precisely known and explained in the Quran, Prophet Mohammed (pbuh)’s miracle and Imam Ali (pbuh)’s Nahj’albalaghah. This means that the Quran, at the time of its presence, has explained scientific issues based on the available scientific capacity [of the people]. This paper, using Quran verses and the valuable saying of Imam Ali (pbuh), has reviewed the available sciences in this text regarding the creation, shape, movement, creatures, end etc. of the earth and has finally made a comparison between these texts and present geology.
کلیدواژه ها [English]
اصل مقاله
مقدمه
امروزه در بسیاری از محافل علمی و در بین محققان این موضوع مطرح است که بسیاری از یافته های جدید بشر در علم زمین شناسی به طرق مختلف در قرآن کریم و نهج البلاغه مطرح شده است و در واقع، قرآن کریم و نهج البلاغه، انسان را به وجود حقایقی از کل جهان متوجه ساخته اند. علم زمین شناسی همواره به بیان کلیة مسایل مرتبط با زمین، اتمسفر، تغییر و تحولات زمین شناسی در طول ادوار مختلف و ظهور و انقراض گونه های مختلف جانداران پرداخته است و همه روزه بر اساس یافته های جدید زمین شناسی دریچه های جدیدی از این علم بر روی انسان گشوده می شود: قل سیروا فی الأرض فانظروا کیف بدأ الخلق ثم الله ینشئ النشأةالآخرة إن الله علی کل شیء قدیر: بگو: در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است. سپس خداوند (به همینگونه) جهان آخرت را ایجاد میکند. یقینا خدا بر هر چیز توانا است (العنکبوت/ ۲۰)؛ قل سیروا فی الأرض فانظروا کیف کان عاقبة المجرمین: بگو: در روی زمین سیر کنید و ببینید عاقبت کار مجرمان به کجا رسید! (النمل/ ۶۹).
یکی از مسایلی که از جانب خداوند به بندگان توصیه شده، تفکر و تعمق در چگونگی آفرینش از طریق سیر در زمین است (النمل/ ۶۹). چون قرآن معجزه ای برای تمام زمان هاست، لذا صرفا به بیان کلیاتی از علوم مختلف از جمله علم زمین شناسی پرداخته است و جزئیات آن را به اندیشة بشر واگذار کرده است.
بحث و بررسی
در ادوار مختلف همیشه از مطالب قرآن در خصوص بیان حقایق علمی استفاده شده است و بحث وابستگی علوم طبیعی به قرآن از موارد مورد تأکید دانشمندان معاصر است. یافته های جدید علمی به وسیلة دانشمندان، همسو بودن کشفیات و علوم را با آیاتی از قرآن که به آن مطالب وابستگی بیشتری دارند، به اثبات می رساند؛ برای مثال اندیشمندانی نظیر شیخ طنطاوی، تفسیر جامعی در مورد اعجاز قرآن را در ۲۵ جلد تهیه نموده است (رضایی اصفهانی، ۱۳۸۹: ۱۳).
بدیهی است چون قرآن مجید به تمام مسایل بشریت می پردازد، بررسی جزئیات را به انسان واگذار نموده است و تنها به بیان اندکی از علوم مختلف، از جمله زمین شناسی پرداخته است. مطالعة تمام علوم زمین شناسی در این مقاله نمی گنجد و تنها به بیان گل هایی از این دو بوستان الهی پرداخته می شود.
۱ـ آغاز جهان و آفرینش زمین
علم زمین شناسی بیان می کند که از آغاز پیدایش زمین تاکنون حدود ۵/۴ میلیارد سال گذشته است و این ادعا براساس حوادث زمین شناسی نظیر پیشروی و پسروی دریاها، پیدایش و انقراض موجودات، تغییرات جغرافیای گذشته(Paleogeography)، کوه زایی ها (Orogenese) و … صورت گرفته که با توجه به این موارد تقسیم بندی دوران های زمین شناسی به نامهای پرکامبرین (Precambrian)، پالئوزوئیک (Paleozoic)، مزوزوئیک (Mesozoic) و سنوزوئیک (Cenozoic) صورت گرفته است (Berberian, ۱۹۸۱: p.۲۵۱.) و مرز هر کدام از این دوران ها با رویدادی عظیم از جمله تغییرات زیست محیطی، کوه زایی ها، انقراض ها، پیشروی و پسروی دریاها، گرم و سرد شدن زمین و … مشخص می گردد (Emery, ۱۹۶۶: p. ۲۹۶).
در آیة ۴ از سورة حدید خداوند متعال از آفرینش زمین و آسمان در شش هنگام و از آن به شش دوران که هر کدام میلیون ها یا میلیاردها سال به طول انجامید، یاد می کند و آیة ۱۰ از سورة فصلت به خلق کوه ها و برکات و غذاها در ۴ روز اشاره دارد که منظور ۴ فصل است که بخشی عظیم از نظام جاری زمین بر اساس آن شکل گرفته است و ادامه دارد: هو الذی خلق السماوات والأرض فی ستة أیام ثم استوی علی العرش یعلم ما یلج فی الأرض وما یخرج منها وما ینزل من السماء وما یعرج فیها وهو معکم أین ما کنتم والله بما تعملون بصیر: او کسی است که آسمانها و زمین را در شش روز [= شش دوران] آفرید. سپس بر تخت قدرت قرار گرفت (و به تدبیر جهان پرداخت). آنچه را در زمین فرو میرود، میداند و آنچه را از آن خارج میشود و آنچه از آسمان نازل میگردد و آنچه به آسمان بالا میرود، و هر جا باشید او با شماست، و خداوند نسبت به آنچه انجام میدهید، بیناست (الحدید/ ۴).
این دو آیه با هم منافاتی ندارند، بلکه آیة ۴ از سورة حدید به آفرینش کلی آسمان و زمین و آیة ۱۰ از سورة فصلت به خلق ملزومات در کرة زمین برای فراهم آوردن شرایط زندگی می پردازد. در آیة ۱۱ از سورة فصلت بیان می کند که آسمان ابتدا به صورت دود بوده است و این مطلب چیزی است که علوم امروزی نیز به آن اشاره دارند. جالب اینکه بدانیم هم اکنون ثابت شده که بسیاری از ستارگان آسمان به صورت توده ای فشرده از گاز هستند: وجعل فیها رواسی من فوقها وبارک فیها وقدر فیها أقواتها فی أربعة أیام سواء للسائلین * ثم استوی إلی السماء وهی دخان فقال لها وللأرض ائتیا طوعا أو کرها قالتا أتینا طائعین: او در زمین کوههای استواری قرار داد و برکت هایی در آن آفرید و مواد غذایی آن را مقدر فرمود، ـ اینها همه در چهار روز بود ـ درست به اندازة نیاز تقاضاکنندگان. * سپس به آفرینش آسمان پرداخت، در حالی که به صورت دود بود. به آن و به زمین دستور داد: به وجود آیید (و شکل گیرید)، خواه از روی اطاعت و خواه اکراه! آنها گفتند: ما از روی طاعت میآییم (و شکل میگیریم)! (فصلت/ ۱۱ـ ۱۰).
حضرت علی(ع) در سخنان ارزشمند خود به این مسأله اشاره کرده است و فرموده اند که خداوند در حالی که آسمانها به صورت دود و بخار بود. به آن فرمان داد، پس رابطة آنها را برقرار ساخت. سپس آنها را از هم جدا کرد و میان آنها فاصله انداخت و هفت آسمان را پدید آورد و بر هر راهی و شکافی از آسمان نگهبانی از شهاب های روشن گماشت و با دست قدرتمند خود آنها را از حرکت ناموزون نگهداشت و تسلیم خود فرمود؛ «أماد السماء و فطرها و أرج الارض وأرجفها، وقلع جبالها ونسفها، ودک بعضها بعضا من هیبة جلالته ومخوف سطوته …: در این هنگام آسمان را به حرکت آورد و از هم بشکافت و زمین را به لرزش آورد و به سختی تکان داد، کوه ها از جا کنده، از هیبت جلال و سطوت او به یکدیگر کوبیده و متلاشی شوند و با خاک یکسان گردند …» (نهج البلاغه/ خ ۱۰۹)؛ «بأعمال خلقه، حزونة معراجها، وناداها بعد إذ هی دخان مبین، فالتحمت عری أشراجها، وفتق بعد الارتتاق صوامت أبوابها، وأقام رصدا من الشهب الثواقب علی نقابها وأمسکها من أن تمور فی خرق الهواء بأیده وأمرها أن تقف مستسلمة لأمره …: و در حالی که به صورت دود و بخار بود، به آن فرمان داد. پس رابطه های آنها را برقرار ساخت (و با نیروی جاذبه هر کدام یکدیگر را جذب کردند). سپس (آسمان ها) را از هم جدا نمود (و با نیروی گریز از مرکز) بین آنها فاصله انداخت و بر هر راهی از آنها نگهبانی از شهاب ها گماشت و با دست قدرت خود آنها را از حرکات ناموزون در میان فضا نگاه داشت. به آنها دستور داد که در برابر فرمانش تسلیم باشند …» (همان/ خ ۹۱) و «وما الجلیل واللطیف، والثقیل والخفیف، والقوی والضعیف، فی خلقه إلا سواء. خلقة السماء والکون وکذلک السماء والهواء، والریاح والماء. فانظر إلی الشمس والقمر، والنبات والشجر، والماء والحجر، واختلاف هذا اللیل والنهار، وتفجر هذه البحار، وکثرة هذه الجبال، وطول هذه القلال، وتفرق هذه اللغات، والالسن الـمختلفات: موجودات بزرگ و کوچک سنگین و سبک، توانا و ناتوان همه در خلقت برای او یکسان (و در برابر قدرت او بی تفاوت) است. آفرینش آسمان و جهان همین گونه است. آفرینش آسمان و هوا و باد و آب اکنون به خورشید و ماه، گیاه و درخت آب و سنگ و اختلاف این شب و روز و جریان دریاها و کوه های فراوان و بلندی قله ها و تفرق و جدایی این لغات و زبان های گوناگون بنگر (تا خدا را بشناسی). وای بر آن کس که ناظم و مدبر اینها را انکار کند …» (همان/ خ ۱۸۵).
همچنین ایشان دربارة خلقت خشکی های زمین پس از خلقت دریاها و از دل آبها توضیح کاملی فرموده اند؛ چنان که می فرمایند: « … بقرائنها و أحنائها ثم أنشأ ـ سبحانه ـ فتق الاجواء، وشق الارجاء، و سکائک الهواء، فأجاز فیها ماء متلاطما تیاره: ….پس از آن خداوند طبقات جو را از هم گشود و اطراف آن را باز کرد و فضاهای خالی ایجاد نمود، و در آن آبی که امواج متلاطم آن روی هم می غلتید، جاری ساخت …» (همان/ خ ۱).
زمین را با موج های پرخروش و دریاهای مواج پوشاند، موج های بلند به شدت به هم می خورد و در تلاطمی سخت هر یک دیگری را واپس می زد. سپس قسمت های سنگین آب از سنگینی فرونشست و هیجان آنها بر اثر تماس با سینة زمین آرام گرفت (در جریان های توربیدیتی (Turbulence Current) یا همان جریان های آشفته که این سخن بدان اشاره دارد، مشخص شده است که بیشترین شدت جریان در نزدیک کف بستر نیست، چون آب با کف بستر تماس دارد و نیروی اصطکاک مانع از حرکت زیاد می شود). خشکی های زمین را در دل امواج گسترد و آب را از خروش بازداشت و از شدت حرکت آن کاسته شد و بر جای خود آرام گرفت. سپس کوه های سخت و مرتفع را بر دوش خود حمل کرد. چشمه های آب را از فراز کوه ها بیرون آورد و آبها را در شکاف بیابان ها روان کرد و حرکت زمین را با صخره های عظیم و قله های بلند نظم داد. زمین به دلیل نفوذ کوه ها در سطح آن و فرو رفتن ریشه ها در شکاف های آن و سوار شدن بر دشت ها و صحراها از لرزش و اضطراب بازایستاد … (همان/ خ ۲۱۱ و ۹۱)؛ « …فمضت رؤسها فی الهواء، و رست أصولها فی الماء، فأنهد جبالها عن سهولها، و أساخ قواعدها فی متون أقطارها، ومواضع أنصابها فأشهق قلالها، وأطال أنشازها وجعلها للارض عمادا، وأرزها فیها أوتادا، فسکنت علی حرکتها من أن تمید بأهلها، أو تسیخ بحملها، أو تزول عن مواضعها. فسبحان من أمسکها بعد موجان میاهها، وأجمدها بعد روطوبة أکنافها، فجعلها لخلقه مهادا، و بسطها لهم فراشا فوق بحر لجی راکد لا یجری و قائم لا یسری، تکرکره الریاح العواصف، وتمخصه الغمام الذوارف …: … قله های کوه ها در هوا پیش می رفت و ریشة آنها در آب رسوخ می نمود. کوه ها از جاهای پست و صاف برآمدگی پیدا می نمودند و کم کم ارتفاع یافتند و بن آنها در درون و اعماق زمین ریشه دوانید. قله های آنها را به سوی آسمان کشید و نوک آنها را طولانی ساخت. خداوند این کوه ها را تکیه گاه زمین و میخ های نگهدارندة آن گردانید. پس آنگاه در عین متحرک بودن آرام گرفت، نکند اهل خویش را در سقوط و اضطراب قرار دهد و یا آنچه را که حمل کرده فرو اندازد و یا آن را از جای خویش زایل سازد. منزه است آن کس که زمین را در میان آن همه امواج ناآرام ثابت نگهداشت …» (همان/ خ ۲۱۱).
امروزه بر اساس یافته های زمین شناسی ثابت شده است که ضخامت پوستة زمین در زیر قله ها، رشته کوه ها و ارتفاعات بیشتر و در زیر اقیانوس ها کمتر است؛ یعنی وقتی بیان می شود که کوه ها را میخ های زمین قراردادیم (والجبال أوتادا (النبأ/۷))، کاملا از نظر علمی صحیح است و ریشة کوه ها به مانند میخی بزرگ کاملا درون پوستة زمین فرو رفته است.
خداوند متعال جهان و آسمان ها را پس از آفریدن مرتبا گسترده است و این موضوع با تحقیقات امروزی نیز ثابت شده است. ستارگانی که در یک کهکشان قرار دارند، به سرعت از مرکز کهکشان دور می شوند و تعبیر «انا لموسعون: ما گسترش دهندگانیم» نشان می دهد که این گسترش همواره وجود داشته و دارد و کرات آسمانی و کهکشان ها در آغاز در مرکزی واحد با وزن مخصوص زیاد بوده اند و آنگاه انفجار عظیم و وحشتناکی در آن رخ داده است و اجزای جهان متلاشی شده اند و به صورت کرات در آمده اند که به سرعت در حال توسعه هستند. جورج گرینشتاین دانشمند آمریکایی در کتاب خود بیان می کند که «همواره با این حقیقت مواجه می شویم که نیرویی هوشمند و مافوق طبیعی در پیدایش جهان دست داشته است (Greenstein, ۱۹۸۸: p. ۸۱). این موضوع مصداق گفتار خداوند متعال در آیة ۴۷ از سورة الذاریات است: والسماء بنیناها بأید وإنا لموسعون: و ما آسمان را با قدرت بنا کردیم و همواره آن را وسعت میبخشیم.
حضرت علی(ع) از این گسترش به مراحل رشد یاد می کند و می فرماید آنچه را آفرید، با اندازه گیری دقیق استوار کرد و نظم بخشید. هر پدیده را برای همان جهت که آفریده شد، به حرکت درآورد، چنانکه نه از حد خود تجاوز نماید و نه در رسیدن به مراحل رشد خود کوتاهی نماید. خداوند این حرکت را بدون دشواری به سامان رسانید (نهج البلاغه/ خ ۹۱).
در قرن ۲۰ ثابت شد که اتمسفر زمین همانند لایه هایی از گازهای مختلف است که بر اساس وزن اتمی در اطراف زمین گسترده شده است. وجود جو در اطراف زمین فوایدی مهم، از جمله مفید بودن برای موجودات در عملکرد حیاتی آنها، جلوگیری از گزند اشعة مضر ماوراء بنفش و سایر امواج مضر خورشیدی، جلوگیری از تغییر گازهای مفید مورد نیاز جانداران، جلوگیری از برخورد شهاب سنگ ها و … دارد (قریب سبحانی، ۱۳۶۳: ۲۳). حضرت علی(ع) نیز به اتمسفر اشاره کرده اند و آن را اسبابی برای راحتی بشر معرفی می نمایند: «بین زمین و جو فاصله افکند و وزش بادها را برای ساکنان آن آماده ساخت. تمام نیازمندی ها و وسایل زندگی را برای اهل زمین استخراج و مهیا فرمود» (نهج البلاغه/ خ ۹۱)؛ « …اللهم رب السقف المرفوع والجو المکفوف الذی جعلته مغیضا للیل والنهار، ومجری للشمس والقمر، و مختلفا للنجوم السیارة، و جعلت سکانه سبطا من ملائکتک، لا یسأمون من عبادتک. ورب هذه الارض التی جعلتها قرارا للانام، و مدرجا للهوام والانعام، و ما لا یحصی مما یری وما لا یری، و رب الجبال الرواسی التی جعلتها للارض أوتادا، و للخلق اعتمادا إن أظهرتنا علی عدونا فجنبنا البغی و سددنا للحق، و إن أظهرتهم علینا فارزقنا الشهادة واعصمنا من الفتنة …: … بارخدایا! ای پروردگار این سقف برافراشته، و این جو و فضای متراکم که آن را مرکز پیدایش شب و روز و مسیر خورشید و ماه و محل آمد و شد ستارگان سیار قرار داده ای، و مسکن گروهی از فرشتگانت برگزیده ای؛ همان ها که هرگز از عبادت و پرستشت خسته نمی شوند. ای پروردگار این زمینی که آن را مرکز سکونت انسان ها و جای آمد و شد حشرات و چهارپایان قرار داده ای، (و محل حیات) آنچه احصا نمی گردد، چه آنها که به چشم می آیند و چه آنها که به چشم نمی آیند … ای پروردگار کوه های محکم و پا بر جا که آنها را برای زمین میخ های محکم و برای مخلوق تکیه گاه مطمئن قرار دادی! اگر بر دشمن پیروزمان ساختی، ما را از تجاوز و تعدی برکنار دار و بر راه حق استوار نما، و چنانچه آنها را بر ما غلبه دادی، شهادت نصیب ما گردان و از شرک و فساد ما را نگاهدار! …» (همان/ خ۱۷۱).
۱ـ شکل زمین
در آیات متعددی در قرآن از مشرق و مغرب یاد شده است. گاهی مانند آیة ۱۱۵ از سورة بقره به صورت مفرد، گاه به صورت مثنی (دو مشرق و مغرب)، مانند آیة ۱۷ از سورة الرحمن و گاه نیز مانند آیات ۴۰ از سورة المعارج و ۱۳۷ از سورة أعراف به صورت جمع به کار برده شده اند (ر.ک؛ مکارم شیرازی، ۱۳۸۸: ۱۴۵).
*ولله المشرق والمغرب فأینما تولوا فثم وجه الله إن الله واسع علیم: مشرق و مغرب، از آن خداست! و به هر سو رو کنید، خدا آنجاست! خداوند بینیاز و داناست (البقره/ ۱۱۵).
رب المشرقین ورب المغربین: او پروردگار دو مشرق و پروردگار دو مغرب است (الرحمن/ ۱۷).
فلا أقسم برب المشارق والمغارب إنا لقادرون: سوگند به پروردگار مشرق ها و مغرب ها که ما قادریم … (المعارج/۴۰).
وأورثنا القوم الذین کانوا یستضعفون مشارق الأرض ومغاربها التی بارکنا فیها وتمت کلمت ربک الحسنی علی بنی إسرآئیل بما صبروا ودمرنا ما کان یصنع فرعون وقومه وما کانوا یعرشون: و مشرق ها و مغرب های پربرکت زمین را به آن قوم به ضعف کشانده شده (زیر زنجیر ظلم و ستم) واگذار کردیم، و وعدة نیک پروردگارت بر بنی اسرائیل، به خاطر صبر و استقامتی که به خرج دادند، تحقق یافت، و آنچه فرعون و فرعونیان (از کاخ های مجلل) میساختند، و آنچه از باغ های داربستدار فراهم ساخته بودند، در هم کوبیدیم (الأعراف/ ۱۳۷).
در حالت اول، مقصود، پدیدة طلوع و غروب خورشید می باشد و در حالت دوم، به دو مغرب و مشرق ممتاز در تابستان و زمستان اشاره دارد، اما حالت سوم بیانگر این امر است که خورشید هر روز از نقطة تازه ای طلوع و در نقطة تازه ای غروب می کند. پس به عدد روزهای سال، مغرب و مشرق داریم و اینکه طلوع و غروب خورشید در نقاط مختلف این کرة خاکی در زمان های مختلفی رؤیت می گردد. این امر میسر نمی شود، مگر آنکه زمین شکل کروی داشته باشد که این مسأله در پس بیان مغرب ها و مشرق ها در قرآن نهفته شده است. خداوند متعال در قرآن مجید می فرماید که قیامت را در روز و شبی فرمان می دهد و این امر نیز به کروی بودن زمین گواهی می دهد و از اعجاز قرآن است: إنما مثل الحیاة الدنیا کماء أنزلناه من السماء فاختلط به نبات الأرض مما یأکل الناس والأنعام حتی إذا أخذت الأرض زخرفها و ازینت و ظن أهلها أنهم قادرون علیها أتاها أمرنا لیلا أو نهارا فجعلناها حصیدا کأن لم تغن بالأمس کذلک نفصل الآیات لقوم یتفکرون: مثل زندگی دنیا همانند آبی است که از آسمان نازل کردهایم که در پی آن، گیاهان (گوناگون) زمین ـ که مردم و چهارپایان از آن میخورند ـ میروید تا زمانی که زمین زیبایی خود را یافته و آراسته میگردد، و اهل آن مطمئن میشوند که میتوانند از آن بهرهمند گردند، (ناگهان) فرمان ما شبهنگام یا در روز (برای نابودی آن) فرامیرسد؛ (سرما یا صاعقهای را بر آن مسلط میسازیم،) و آنچنان آن را درو میکنیم که گویی دیروز هرگز (چنین کشتزاری) نبوده است! این گونه، آیات خود را برای گروهی که میاندیشند، شرح میدهیم (یونس/۲۴).
این از آن روی است که قیامتی که قرآن از آن سخن می گوید در کل زمین رخ می دهد که نیمی از آن روز و نیمی دیگر همزمان شب است که تنها در صورت کروی بودن صدق می نماید و سال ها قبل از آنکه این مسأله از نظر علمی به اثبات رسد، در این کتاب مقدس به آن اشاره شده است، ولی با توجه به مقتضیات و سطح علم مردم در زمان نزول به صراحت بیان نشده است (ر.ک؛ حسین انصاریان، ۱۳۸۳: ۳۹). امیرالمؤمنین علی (ع) نیز در این باره می فرماید: «و قد سئل عن مسافة ما بین المشرق و المغرب فقال (ع) مسیرة یوم للشمس: از فاصلة میان مشرق و مغرب از آن حضرت (ع) پرسیدند. آن حضرت که درود خدا بر او باد، فرمود: به اندازة یک روز حرکت خورشید» (حکمت ۲۹۴).
آن حضرت نیز در حکمت یاد شده با کاربرد واژگان «مغرب» و «مشرق» و نیز اشاره به تفاوت بین شب و روز، با توجه به این امر و اندازه گیری شمارة سال ها و اندازه گیری زمان که در خطبة ۹۱ بدان اشاره فرمودند، به کروی بودن زمین اشاره نموده اند (داودی، ۱۳۸۲: ۵۳). با توجه به آنچه ذکر شد، امکان بیان صریح آن با توجه به دانش روز ممکن نبوده، ولی این سخنان نشانه ای برای افرادی است که در این سخنان تفکر می کنند.
۲ـ متحرک بودن زمین
در زمان نزول قرآن حقایقی از جهان و کرة خاکی در دل آیات نورانی نهفته شده بود که درک برخی از آنها پس از کشف آنها به وسیلة بشر، همگام با توسعة علم ممکن شده است (ر.ک؛ محقق، ۱۳۶۱: ۳۹). از جملة این حقایق می توان به انواع حرکات زمین اشاره کرد: ألم نجعل الأرض مهادا * والجبال أوتادا: آیا زمین را محل آرامش (شما) قرار ندادیم؟! * و کوهها را میخ های زمین؟! (النباء/ ۶ و ۷).
در این آیات زمین به گهواره ای تشیبه شده که نماد ایجاد حرکت برای ایجاد آرامش کودکان است. بنابراین، صراحتا حرکتی را برای زمین قایل شده است که زمینة آرامش و آسایش ساکنان آن را فراهم می آورد که بعدا این مسأله با کشف کروی بودن زمین و حرکت آن به دور خورشید و ایجاد روز و شب به درستی درک شد (ر.ک؛ طبرسی، ۱۳۷۲: ۹۸). روز و شبی که حاصل این حرکت زمین است، زمینة مناسبی را برای فعالیت روزانه و آسایش شبانة انسان ها فراهم آورده است. حضرت علی(ع) نیز با بیان متفاوت و مفهوم مشابه دربارة حرکت موجودات می فرماید: «آنچه را آفرید، با اندازه گیری دقیق استوار کرد و نظم بخشید. هر پدیده را برای همان جهت که آفریده شد، به حرکت درآورد، چنان که از حد خود تجاوز ننماید» (نهج البلاغه/ خ ۹۱). با توجه بدین مطلب که کرة زمین نیز از آفریده های پروردگار یکتاست، از قاعدة حرکت منظم و در حدود معین مستثنی نمی باشد. همچنین ایشان در باب حرکت آفتاب و ماه به طور اخص می فرماید: «آفتاب را نشانة روشنی بخش روز و ماه را با نوری کمرنگ برای تاریکی شب ها قرار داد و آن دو را در مسیر حرکت خویش به حرکت درآورد و حرکت آن دو را دقیق اندازه گیری کرد (اشاره به مترولوژی (Metrology)) تا در درجات تعیین شده حرکت نمایند که بین شب و روز تفاوت باشد و قابل تشخیص شود و با رفت و آمد آنها شمارة سال ها و اندازه گیری زمان ممکن باشد» (همان / خ ۹۱)» (دشتی، ۱۳۷۹: ۱۴۱). همچنین آن حضرت می فرماید: « … و جعل شمسها آیة مبصرة لنهارها، و قمرها آیة ممحوة من لیلها، و أجراهما فی مناقل مجراهما و قدر مسیرهما فی مدارج درجهما، لیمیز بین اللیل والنهار بهما، و لیعلم عدد السنین و الحساب بمقادیرهما …: … خورشید را نشانة روشنی بخش روز در تمام ایام و ماه را نوری کمرنگ برای (زدودن شدت تیرگی) شب ها قرار داد، و آن دو را در مجرای خودشان به جریان انداخت، و مراحلی را که باید بپیمایند، اندازه گیری نمود تا میان شب و روز تفاوت حاصل شود و با رفت و آمد آنها شمارة سالها و حساب آن را بتوان فهمید …» (نهج البلاغه/ خ ۹۱).
سپس قرآن به آیاتی با صراحت بیشتر در مورد حرکت زمین سخن می گوید. در آیة ۸۸ از سورة نمل بیان شده است که «هنگامی که به کوه ها می نگری، فکر می کنی که آنها بر جای خود ایستاده اند، اما آنها همانند ابرها در حرکت اند». چنان که مشاهده می شود، در این آیه کوه ها مانند ابرها در حرکت توصیف شده اند: وتری الجبال تحسبها جامدة وهی تمر مر السحاب صنع الله الذی أتقن کل شیء إنه خبیر بما تفعلون: کوهها را میبینی و آنها را ساکن و جامد میپنداری، در حالی که مانند ابر در حرکت اند. این صنع و آفرینش خداوندی است که همه چیز را متقن آفریده است. او از کارهایی که شما انجام میدهید، مسلما آگاه است (النمل/ ۸۸).
برخی مفسران معتقدند که این آیه در بارة روز قیامت است، ولی برخی معتقدند که این آیه به پدیده های طبیعی اشاره دارد، به ویژه وقتی آیة زیر را کنار این آیه بررسی می نماییم که می فرماید: «والأرض ذات الصدع: و سوگند به زمین پرشکاف (که گیاهان از آن سر برمیآورند)» (الطارق/ ۱۲).
از مفهوم این آیه به نظریة تکتونیک صفحه ای(Plate Tectonic)یا شکافت می رسیم که در قرن بیستم و سال ها پس از نزول قرآن کشف شده است. این نظریه پوستة زمین را متشکل از صفحه هایی می داند که نسبت به یکدیگر ثابت نیستند و دائما در حال حرکت های دورشونده (ایجاد پوستة جدید)، حرکت نزدیک شونده (کوه زایی) و حرکت لغزشی می باشد (سعیدی رضوی، ۱۳۸۸: ۱۹۱). امروزه می دانیم که در کف اقیانوس ها پیوسته پوسته زایی صورت می گیرد و در زون های فرورانش (Subduction) پوسته به زیر پوستة دیگر فرومی رود. در حقیقت، تکتونیک صفحه ای آشکارا دیده می شود که در قرآن، این کتاب آسمانی در قرن ها قبل این موضوع علمی بدینگونه بیان شده است.
۳ـ به وجودآمدن موجودات
آفرینش و خلقت موجودات از مسایلی است که اهمیت آن با تعداد زیادی آیات که در این رابطه نازل شده است، معین می گردد. تنوع حیرت انگیز خلقت با شناخت بیش از ۱۰ میلیون گونة موجود زنده بر کسی پوشیده نیست (Stearn et al, ۱۹۸۹: p. ۴۵۱). زمان آغاز خلقت موجودات زنده به طور دقیق قابل تخمین نیست، ولی مطالعات دانشمندان با توجه به رسوبات متعلق به ۵/۳ میلیارد سال پیش نشان می دهد که حیات در آن دوران وجود داشته است (زارع مایوان، ۱۳۸۱: ۵۱). خداوند در باب خالق و منشاء آفرینش موجودات و انسان در قرآن با بشر سخن گفته است. خداوند بزرگ می فرمایند: و من آیاته خلق السماوات والأرض وما بث فیهما من دابة و هو علی جمعهم إذا یشاء قدیر: و از آیات اوست آفرینش آسمانها و زمین و آنچه از جنبندگان در آنها منتشر نموده است، و او هرگاه بخواهد، بر جمع آنها تواناست (الشوری/ ۲۹).
خداوند متعال آفرینش آسمان ها و زمین و هر آنچه در آن است، به خود نسبت داده است و حتی حیات را منحصر به کرة زمین ننموده است. تنوع و تغییرات محیطی، تغییرات زیادی را در حیات و تنوع زیستی ممکن ساخته است. چه بسیار موجودات که مخلوق اویند و وجود آنها بر ما پوشیده است. خداوند متعال در آیة ۴۵ سورة نور می فرماید: «خداوند همة جنبندگان را از آب آفرید». او منشاء پیدایش همة موجودات را آب معرفی کرده است و در آیات ۵۴ از سورة فرقان و ۲۰ از سورة روم بشر را از منشاء آب و خاک معرفی می فرماید (ر.ک؛ طبرسی، ۱۳۶۸: ۱۱۲). همچنین در آیة از ۵ سورة حج به این نکته اشاره فرموده است که زمین بستر مناسبی است، ولی بدون آب حیات گیاهان و به تبع آن، انسان در آن ممکن نمی باشد. پس وجود آب و باران به عنوان منشاء آن الزامی است (ر.ک؛ بی آزار شیرازی، ۱۳۶۸: ۸۷): والله خلق کل دابة من ماء فمنهم من یمشی علی بطنه ومنهم من یمشی علی رجلین ومنهم من یمشی علی أربع یخلق الله ما یشاء إن الله علی کل شیء قدیر: و خداوند هر جنبندهای را از آبی آفرید. گروهی از آنها بر شکم خود راه میروند، و گروهی بر دو پای خود، و گروهی بر چهار پا راه میروند. خداوند هر چه را بخواهد میآفریند؛ زیرا خدا بر همه چیز تواناست (النور/ ۴۵)؛ وهو الذی خلق من الماء بشرا فجعله نسبا وصهرا وکان ربک قدیرا: اوست که از آب، انسانی را آفرید. سپس او را نسب و سبب قرار داد (و نسل او را از این دو طریق گسترش داد) و پروردگار تو همواره توانا بوده است (الفرقان/ ۵۴)؛ ومن آیاته أن خلقکم من تراب ثم إذا أنتم بشر تنتشرون: و از نشانههای او این است که شما را از خاک آفرید، سپس بناگاه انسان هایی شدید و در روی زمین گسترش یافتید (الروم/ ۲۰)؛ یا أیها الناس إن کنتم فی ریب من البعث فإنا خلقناکم من تراب ثم من نطفة ثم من علقة ثم من مضغة مخلقة وغیر مخلقة لنبین لکم و نقر فی الأرحام ما نشاء إلی أجل مسمی ثم نخرجکم طفلا ثم لتبلغوا أشدکم ومنکم من یتوفی ومنکم من یرد إلی أرذل العمر لکیلا یعلم من بعد علم شیئا وتری الأرض هامدة فإذا أنزلنا علیها الماء اهتزت وربت وأنبتت من کل زوج بهیج: ای مردم! اگر در رستاخیز شک دارید، (به این نکته توجه کنید که) ما شما را از خاک آفریدیم. سپس از نطفه، و بعد از خون بسته شده، سپس از «مضغه» [= چیزی شبیه گوشت جویده شده] که بعضی دارای شکل و خلقت است و بعضی بدون شکل، تا برای شما روشن سازیم (که بر هر چیز قادریم)! و جنینهایی را که بخواهیم تا مدت معینی در رحم (مادران) قرارمیدهیم، (و آنچه را بخواهیم ساقط میکنیم). بعد شما را به صورت طفل بیرون میآوریم. سپس هدف این است که به حد رشد و بلوغ خویش برسید. در این میان، بعضی از شما میمیرند و بعضی آنقدر عمر میکنند که به بدترین مرحلة زندگی (و پیری) میرسند، آنچنان که بعد از علم و آگاهی، چیزی نمیدانند! (از سوی دیگر،) زمین را (در فصل زمستان) خشک و مرده میبینی، اما هنگامی که آب باران بر آن فرومیفرستیم، به حرکت درمیآید و میروید و از هر نوع گیاهان زیبا میرویاند (الحج/ ۵).
حضرت علی(ع) در سخنان گهربار خود توصیف هایی زیبا از آفریده های خداوند در زمین و دلایل خلقت آنها ارائه داده است: «زمین به وسیلة باغ های زیبا همگان را به سرور و شادی دعوت کرد و با لباس نازک گلبرگ ها که بر خود پوشیده، هر بیننده ای را به شگفتی واداشت. با زینت و زیوری از گلوبند گل های گوناگون خود را آراست و هر بیننده ای را به وجد آورد. فرآورده های نباتی را توشه و غذای انسان و روزی حیوانات قرار داد. در گوشه و کنار آن دره های عمیق آفرید و راه ها و نشانه ها را برای آنان که بخواهند از جاده های وسیع آن عبور کنند، قرار داد … بین زمین و جو فاصله افکند و وزش بادها را برای ساکنان آن آماده ساخت. تمام نیازمندی ها و وسایل زندگی را برای اهل زمین استخراج و مهیا فرمود. آنگاه ابرها را آفرید تا قسمت های مردة آن احیا شود و گیاهان رنگارنگ بروید و در این راه، هیچ بلندی از بلندای زمین را وامگذاشت. قطعات بزرگ و پراکندة ابرها را به هم پیوست تا سخت به حرکت درآمدند و با به هم خوردن ابرها برق ها درخشیدن گرفت و از درخشندگی ابرهای کوه پیکر و متراکم چیزی کاسته نشد. ابرها را پی درپی فرستاد تا زمین را احاطه کنند و بادها شیر باران را از ابرها دوشیدند و به شدت به زمین فرو ریختند و در بخش های بی گیاه زمین انواع گیاهان روییدند و در دامنة کوه ها سبزه ها پدید آمدند» (نهج البلاغه/ خ ۹۱).
ایشان در این سخنان خود به خلق موجودات اشاره می نماید که خداوند به واسطة آنها نیازهای مادی بشر را رفع می نماید، اما پس از آن به بیان خلقت زیبایی های آفریده ها می پردازند که مقصود خداوند از خلقت زیبایی ها را، رفع نیازهای روحی بشر عنوان می نمایند که اسباب لذت بصری و شادی دلهای آنان را فراهم می نماید» (امامی، ۱۳۸۸: ۱۱۷ و دشتی، ۱۳۹۱: ۱۳۹).
۴ـ پایان جهان
یوم نطوی السماء کطی السجل للکتب کما بدأنا أول خلق نعیده وعدا علینا إنا کنا فاعلین: در آن روز که آسمان را چون طوماری در هم میپیچیم، (سپس) همانگونه که آفرینش را آغاز کردیم، آن را بازمیگردانیم. این وعدهای است بر ما، و قطعا آن را انجام خواهیم داد (الأنبیاء/ ۱۰۴).
در این آیه خداوند خبر از قیامت می دهد و آن را عکس عمل آفرینش معرفی می نماید (ر.ک؛ طباطبائی، ۱۳۹۲: ۹۵). امروزه دانشمندان معتقدند چنین اتفاقی در انتظار جهان است، به طوری که بعد از انبساط پیوستة جهان (نظریة Big Bang) زمانی می رسد که جهان دیگر قادر به انبساط بیشتر نیست. بنابراین، در یک حرکت برگشتی، مواد منقبض می شود و اندازة جهان به مقدار اولیهة خود بازمی گردد. آیات متعددی پیرامون تغییرات آفرینش ذکر شده است و به موارد متعددی در آنها اشاره گردیده است. از جملة این آیات با طبقه بندی موردی می توان به آیات (الجن/ ۹)، (الصافات/ ۶) و (الأنبیاء/ ۱۰۴) دربارة دریاها، آیات (الإنشقاق/ ۴)، (المزمل/۱۴) و (الفجر/ ۲۱) در باب زمین، آیات (المرسلات/ ۱۰)، (القارعه/ ۵) و (التکویر/ ۳) دربارة کوه ها، آیات (القیامه/ ۸ و ۹) و (التکویر/ ۱) در باب ماه و خورشید و آیات (المرسلات/ ۸)، (الإنفطار/ ۲) و (التکویر/ ۲، ۱۵ و ۱۶) دربارة ستارگان اشاره نمود (ر.ک؛ پور یوسف، ۱۳۸۶: ۹۰).
توصیف زیبای حضرت علی(ع) در این باره بسیار زیبا و خواندنی است: « … حتی إذا بلغ الکتاب أجله، والامر مقادیره، وألحق آخر الخلق بأوله، وجاء من أمر الله ما یریده من تجدید خلقه، أماد السماء و فطرها وأرج الارض و أرجفها، و قلع جبالها ونسفها، و دک بعضها بعضا من هیبة جلالته و مخوف سطوته …: تا آن زمان که پروندة این جهان دوباره بسته شود و خواست الهی فرا رسد و آخر آفریدگان به آغاز آن بپیوندد، آنگاه آسمان را به حرکت در آورد و از هم بشکافد و زمین را به شدت بلرزاند و سخت تکان دهد که کوه ها از جا کنده شده، در برابر هیبت و جلال الهی بر یکدیگر کوبیده شوند و متلاشی و با خاک یکسان گردند».(نهج البلاغه/ خ ۱۰۹). در انتها می فرماید: «و قال [علیه السلام] کل معدود منقض و کل متوقع آت:هر چیز که شمردنی است، پایان می پذیرد و هر چه را که انتظار می کشیدی، خواهد رسید» (همان/ ح ۷۵). در واقع، آن حضرت با ذکر حیات مادی در زمرة اقلام شمارشی، بر پایان پذیرفتن آن تأکید می نمایند (ر.ک؛ استادولی، ۱۳۸۷: ۱۴۱).
نتیجه گیری
مسایل مختلفی که سالیان سال ذهن انسان را به خود مشغول داشته، از جمله راز آفرینش، چگونگی حیات، پدیده های مختلف زمین شناسی، معاد روز قیامت یا حتی کوچکترین موارد علم زمین شناسی به روشنی در قرآن زمانی بیان شده است که اطلاعات بشر بسیار اندک بود. لذا مطالب علمی بر طبق میزان دانش مردم در همان زمان بیان شده است و این تأییدی بر اعجاز قرآن مجید است. خداوند قادر متعال تمام امکاناتی را که بشر به آن نیاز داشته تا در روی زمین به زندگی بپردازد، در زمین به وجود آورده است و از وجود این نکات علمی به اندازه درک بشر در قرآن ذکر فرموده است و به بشر گوشزد کرده که در زمین سیر کند و به تفکر بیفتد و افزون بر این، چنین مفاهیم بلندی را در نهج البلاغه نیز با بیان فصیح حضرت علی (ع) این مسایل مجددا بیان شده است. باشد تا بشر به فکر افتاده و بیشتر تفکر و تعمق نماید.
مراجع
دوره 5، شماره 15 - شماره پیاپی 15
تیر ۱۳۹۳
صفحه ۸۹-۱۰۴
فایل ها
هم رسانی
ارجاع به این مقاله
آمار
- تعداد مشاهده مقاله: ۸۴,۰۸۶
- تعداد دریافت فایل اصل مقاله: ۱,۹۱۴
https://ajsm.atu.ac.ir/article_۱۳۰۵.html
گفتگو با هوش مصنوعی
💬 سلام! میخوای دربارهی «دیدگاه قرآن و نهج البلاغه در مورد کرة زمین نشان به عدالت حق ولایت و حاکمیت حکومتها با خداوند است» بیشتر بدونی؟ من اینجام که راهنماییت کنم.
