اشعار برگزیده به مناسبت ولادت حضرت علی اکبر (ع)
به گزارش خبرنگار حوزه قرآن و عترت گروه فرهنگی باشگاه خبرنگاران جوان، همزمان با فرارسیدن ولادت با سعادت حضرت علی اکبر (ع)، در تقویم ما ایرانیان این روز را به روز جوان نامیده اند و آن را جشن می گیرند. به همین مناسبت شاعران بسیاری در کشورمان در مدح و بزرگواری حضرت علی اکبر (ع) ابیاتی را سروده اند که در زیر به برگزیده ترین آنها اشاره خواهیم کرد.
شعر برگزیده حسن لطفی به مناسبت ولادت حضرت علی اکبر (ع)
عرش از نور خدا غرق طلاطم شده بود
بسکه می ریخت گل از عرش زمین گم شده بود
باز هنگامه ی یک جلوه تبسم شده بود
وقت رقصیدن دل وقت ترنم شده بود
شب از آن شب همه شب مثل شقایق شده است
مثل مجنون شده یعنی که شب عاشق شده است
چه شکوهی که خدا نیز تماشا میکرد
بال در بال فرشته پر خود وا میکرد
جلوه بر چشم علی ام ابیها میکرد
یا حسین ابن علی بود که غوغا میکرد
مثل خورشید دل از آنهمه کوکب می برد
زینبی آمده بود و دل زینب می برد
لاله شوریده ی هر لحظه ی دیدارش بود
ماه آواره و شب گرد و گرفتارش بود
مهر همسایه ی دیوار به دیوارش بود
خوشبحال دلش عباس علمدارش بود
چشم وا کرد و خدا گفت چه رویی دارد
چه ظهوری چه شکوهی چه عمویی دارد
موج برخاست و با زمزمه از دریا گفت
باد پیچیده و از آن شب نا پیدا گفت
آنشبی که ملک از آمدن لیلا گفت
خبر آمدن لیلی لیلا را گفت
اولین آینه ی جاری کوثر آمد
دومین فاطمه ی خانه ی حیدر آمد
آسمان از قدمش تا که شکوفا می شد
عشق شیرازه ی هر واژه ی دنیا می شد
هر سحرگاه که گلبرگ گلش وا می شد
عالم از یاس ترین عطر مسیحا می شد
باغبان با همه آغوش پذیرایش بود
لحظه ی آمدن ام ابیهایش بود
کیست این جلوه مگر عصمت کبریٰ دارد
کیست این یاس که صد باغ تماشا دارد
کیست این چشمه که در دامنه دریا دارد
به سر سینه ی ارباب همه جا دارد
تا که یکبار به چشمان پدر بابا گفت
تا نفس داشت حسین ابن علی زهرا گفت
نظری کن که سری زیر قدمها داری
بین منظومه ی خورشیدی دل جا داری
زیر پا وسعت شش گوشه ی دنیا داری
که سر دوش علمدار علی جا داری
مثل فطرس شده آنکس که گدایت شده است
دل ما در به در کرب و بلایت شده است
حیف از آن یاس که یک روزه برو بارش سوخت
دامنش دور ز چشمان علمدارش سوخت
پای پر آبله اش با تن تبدارش سوخت
از سر ناقه زمین خورد و دل زارش سوخت
چشم وا کرد و به نیزه سر بابا را دید
از همان فاصله ی دور لبش را بوسید
شعر برگزیده علیرضا خاکساری به مناسبت ولادت حضرت علی اکبر (ع)
ای خوش قد و بالای بابا ماه لیلا
چشم امید و روشنی راه لیلا
از تو که مولودی منزه تر نباشد
طفل عزیز و نوگل دلخواه لیلا
با اولین لبخندهای دلنشین ات
مهرت نشسته در دل آگاه لیلا
وقتی که هستی در کنارش غم ندارد
ای هم زبان و همدل و همراه لیلا
در شهر با تو مادرت را می شناسند
ای بانی عز و جلال و جاه لیلا
بس که پیمبرگونه تو رفتار کردی
باید بخوانیمت رسول الله لیلا
از خاک پای تو تبرک جسته مادر
باشد قدمگاهت زیارتگاه لیلا
مداح تو ما نه خداوند جلیل است
دستان ما کوتاه و خرما بر نخیل است
حس تغزل را نگاهت باب کرده
از تو نوشتن شعر ما را ناب کرده
شب تا سحر را گرم توصیف تو هستیم
هر شاعری را عشق تو بی خواب کرده
شیرین زبانی های تو از روز اول
قند دل آقای مان را آب کرده
در رفت و آمدها به پای تو می افتند
عطرت تمام شهر را بی تاب کرده
روح اذانی و نگاه حاکم تو
لحن مؤذن زاده را جذاب کرده
گیرایی هر طاق ابرویت دوباره
ابلیس را هم راهی محراب کرده
صدها سعید و مسلم و عابس فدایت
وقتی تو را حق سرور اصحاب کرده
جدت علی با قلعه ی خیبر نکرده
کاری که چشمت با دل ارباب کرده
هم شاهزاده عین نور و نور عینی
هم یاعلی ابن الحسن ابن الحسینی
با دوستان آرزومندی که داری
مستیم از ذکر خداوندی که داری
ماه سحرهای مدینه ! پایدار است
با سجده و سجاده پیوندی که داری
تو در جلال و مرتبت خیلی بزرگی
عالم فدای نام و پسوندی که داری
عشقی که تو باشی همه با سر می آیند
عاشق کش است آن طرز لبخندی که داری
همراه با حاتم , سلیمان هم نشسته
در جمع سائل های خرسندی که داری
هم منتهی الحلمی علی هم کاشف الکرب
مثل عموهای خردمندی که داری
بوی امیر المومنین از تو می آید
با ذوالفقار و نقش سربندی که داری
تو فتح خیبر میکنی و ورد لبهاست
اعجاز بازوی تنومندی که داری
دشمن توان جنگ رو در رو ندارد
با ضربه های بی همانندی که داری
خرج تو قطعا می شود ای شیرمیدان
تکبیر خواهرهای دلبندی که داری
تنها رجز خواندی و دشمن زهره ترکاند
در حیرتم از لحن سوگندی که داری
( انا علی بن الحسین بن علی
نحن و بیت الله اولی بالنبی
من شبث و شمر ذاک الدنی
اضربکم بالسیف حتی ینثنی
ضرب غلام هاشمی علوی
و لا ازال الیوم احمی ابی
تاالله لا یحکم فینا ابن الدعی )
در معرکه همواره سر می ریزد آقا
از هر سر انگشت هنرمندی که داری
پیش تو اصلا قد علم کردن حرام است
هرکس که بدخواه تو شد کارش تمام است
در جان تو صورت و سیرت می درخشد
در دست هایت ابر رحمت می درخشد
آیینه ی پیغمبری خلقا و خلقا
از چهره ات نور نبوت می درخشد
مانند خورشیدی فروزان بر سر تو
عمامه ی سبز سیادت می درخشد
زیبایی و بخشندگی و حسن خلق ات
در چشم دشمن بی نهایت می درخشد
از تو می آموزیم سبک زندگی را
از هر کلام تو صداقت می درخشد
انگور تازه حاصل اعجاز باباست
عشق به تو در این حکایت می درخشد
طوق غلامی تو و ایل و تبارت
بر گردنم روز قیامت می درخشد
با ختم «عاشورا» به این نکته رسیدم
نام تو در متن زیارت می درخشد
بانی شش گوشه شدی بیش از همه جا
در کربلا پایین پایت می درخشد
در تک تک آموزه های مکتب تو
امر اطاعت از ولایت می درخشد
کوری چشم ابن منقذها همیشه
نام علی در بین عترت می درخشد
هر تکه های نامساوی تن تو
در جامه ی سرخ شهادت می درخشد
از نیزه گفتم بی هوا ؛ لیلا ببخشد
امیدوارم حضرت زهرا ببخشد
شعر برگزیده مهدی رحیمی به مناسبت ولادت حضرت علی اکبر (ع)
والا علی اکبر
زیبا علی,غوغا علی,رعنا علی اکبر
باد موافق را
با گیسویش انداخته از پا علی اکبر
اصلا به جای زلف
پیچیده دور سر,شب احیا علی اکبر
با تیغ ابرویش
جمع عدو را میکند منها علی اکبر
یا مظهر الوالی
یا مصطفی,یا مرتضی و یا علی اکبر
تکثیر شد حیدر
اینجا علی,آنجا علی,هرجا علی اکبر
اعلان ختم جنگ؛
می شد اگر می تاخت با سقا علی اکبر
پس خلقا و خلقا
پیغمبری گویاست پس گو…یا علی اکبر
الدهر یومان است؛
امروز علی اصغر و فردا علی اکبر
بابا ز دنیا و
می برد هرلحظه دل از بابا علی اکبر
بعد از تو بابا گفت
ای خاک عالم بر سر دنیا علی اکبر
این آخر روضه ست
مثل علی اصغر شده حالا علی اکبر
شعر برگزیده حسین ایمانی به مناسبت ولادت حضرت علی اکبر (ع)
دلبری آمده ای دل ببری با نظری
نوه ی فاطمه ای نور دو چشم پدری
دشمن و دوست همه متفق القول شدند
که تو شایسته تری از همگان خوب تری
مثل جدت علی عالی اعلایی و….
نتوان گفت خدایی تو علی یا بشری
رجزت مثل علمدار حرم طوفانی
فصل یادآوری قصه ی شق القمری
با اذانت دل ارباب وفا را بردی
هر نفس ریخته از لعل تو در و گوهری
قسمی می خورم و می شکنم قافیه را
به خدایی خدا آمده احمد دنیا
خلق و خوی نبی و بوی علی یعنی این
صاحب قدرت بازوی علی یعنی این
پسر ارشد ارباب کرم در معنا
مالک تیغ دو ابروی علی یعنی این
حسنی صورت و سیرت علوی آوازه
و هو الحق و هو الهوی علی یعنی این
اولین برگه ی معراج بنی هاشمیون
اولین زائر بانوی علی یعنی این
چه کسی مدعی عاشقی شیر خداست
گره خورده به سر موی علی یعنی این
جز علیا ولی الله تمامی علیست
علی اکبر نوه ی ارشد و نامی علیست
به تن خود زره و خوود پیمبر دارد
نفسش عطر و بوی سوره ی کوثر دارد
این رسول است که از خیمه می آید بیرون
روی لب ذکر مدد حیدر صفدر دارد
همه ی عرش خدا دور و بر شهزاده
چقدر این نوه ی فاطمه نوکر دارد
یک تنه ریخت به هم کاخ یهودی ها را
خیبر از جا بکند دستی اگر بردارد
خوش به حال پدر و مادر من چون پسری…
نذری روضه ی شاه و علی اکبر دارد
از همان روز ازل حیدری ام واللهه
تا نفس دارم علی اکبری ام واللهه
پیش پاهای ضریح تو نشستم ارباب
سائلم سائل تو سائل خود را دریاب
بی تو هر روز شود زندگی ام تیره و تار
با تو شبهای من و خانه ی قلبم مهتاب
نکند یک نفس از صحن شما دور شوم
تشنه ام تشنه ی روضه نکنیدم سیراب
می رسد نیمه ی شعبان و دلم می گیرد
طاق نصرت زده ام رفته دلم تا سرداب
بهترین ذکر شب نیمه ی ماهم این است
السلام ای لب خشکیده ی ارباب و رباب
باز هم ذکر حسین ابن علی و ندبه
تکیه کن منتقم شاه کرم بر کعبه
شعر برگزیده امیر عظیمی به مناسبت ولادت حضرت علی اکبر (ع)
شیعه وقتی که امامش شاد است
روحش از سلسله ها آزاد است
تا که شش گوشه ی دل کرببلاست
دل که دل نیست, حسین آباد است
نخل زهرا ثمری آورده
حیدری, شیر نری آورده
از چه رو شیعه چنین مجنون است
ام لیلا پسری آورده
بنویسید که مهتاب آمد
باز خورشید جهان تاب آمد
این خبر مشتلق قیمتی است
پسر اول ارباب آمد
باید امشب همه خوشه خوشه
بستانند ز رویش توشه
این جگرگوشه پسر آمده تا
قبر باباش شود شش گوشه
این پسر کیست که برتر گشته
در علی بودنش اکبر گشته
این امامت و رسالت زاده
گاه علی, گاه پیمبر گشته
لحظه لحظه جلواتش شد وحی
شان تنزییل صفاتش شد وحی
بنویسید که این شبه نبی
آیه آیه کلماتش شد وحی
جلواتش همه پیغمبری است
کارش از اهل حرم دلبری است
چیست در کنه وجودش که حسین
تا دم مرگ علی اکبری است
ای به حق بسته ز خود رسته علی
برو میدان ولی آهسته علی
می دهی جان ولی یادت باشد
جان ارباب به تو بسته علی
انتهای پیام/
شعر برگزیده حسن لطفی به مناسبت ولادت حضرت علی اکبر (ع)
عرش از نور خدا غرق طلاطم شده بود
بسکه می ریخت گل از عرش زمین گم شده بود
باز هنگامه ی یک جلوه تبسم شده بود
وقت رقصیدن دل وقت ترنم شده بود
شب از آن شب همه شب مثل شقایق شده است
مثل مجنون شده یعنی که شب عاشق شده است
چه شکوهی که خدا نیز تماشا میکرد
بال در بال فرشته پر خود وا میکرد
جلوه بر چشم علی ام ابیها میکرد
یا حسین ابن علی بود که غوغا میکرد
مثل خورشید دل از آنهمه کوکب می برد
زینبی آمده بود و دل زینب می برد
لاله شوریده ی هر لحظه ی دیدارش بود
ماه آواره و شب گرد و گرفتارش بود
مهر همسایه ی دیوار به دیوارش بود
خوشبحال دلش عباس علمدارش بود
چشم وا کرد و خدا گفت چه رویی دارد
چه ظهوری چه شکوهی چه عمویی دارد
موج برخاست و با زمزمه از دریا گفت
باد پیچیده و از آن شب نا پیدا گفت
آنشبی که ملک از آمدن لیلا گفت
خبر آمدن لیلی لیلا را گفت
اولین آینه ی جاری کوثر آمد
دومین فاطمه ی خانه ی حیدر آمد
آسمان از قدمش تا که شکوفا می شد
عشق شیرازه ی هر واژه ی دنیا می شد
هر سحرگاه که گلبرگ گلش وا می شد
عالم از یاس ترین عطر مسیحا می شد
باغبان با همه آغوش پذیرایش بود
لحظه ی آمدن ام ابیهایش بود
کیست این جلوه مگر عصمت کبریٰ دارد
کیست این یاس که صد باغ تماشا دارد
کیست این چشمه که در دامنه دریا دارد
به سر سینه ی ارباب همه جا دارد
تا که یکبار به چشمان پدر بابا گفت
تا نفس داشت حسین ابن علی زهرا گفت
نظری کن که سری زیر قدمها داری
بین منظومه ی خورشیدی دل جا داری
زیر پا وسعت شش گوشه ی دنیا داری
که سر دوش علمدار علی جا داری
مثل فطرس شده آنکس که گدایت شده است
دل ما در به در کرب و بلایت شده است
حیف از آن یاس که یک روزه برو بارش سوخت
دامنش دور ز چشمان علمدارش سوخت
پای پر آبله اش با تن تبدارش سوخت
از سر ناقه زمین خورد و دل زارش سوخت
چشم وا کرد و به نیزه سر بابا را دید
از همان فاصله ی دور لبش را بوسید
شعر برگزیده علیرضا خاکساری به مناسبت ولادت حضرت علی اکبر (ع)
ای خوش قد و بالای بابا ماه لیلا
چشم امید و روشنی راه لیلا
از تو که مولودی منزه تر نباشد
طفل عزیز و نوگل دلخواه لیلا
با اولین لبخندهای دلنشین ات
مهرت نشسته در دل آگاه لیلا
وقتی که هستی در کنارش غم ندارد
ای هم زبان و همدل و همراه لیلا
در شهر با تو مادرت را می شناسند
ای بانی عز و جلال و جاه لیلا
بس که پیمبرگونه تو رفتار کردی
باید بخوانیمت رسول الله لیلا
از خاک پای تو تبرک جسته مادر
باشد قدمگاهت زیارتگاه لیلا
مداح تو ما نه خداوند جلیل است
دستان ما کوتاه و خرما بر نخیل است
حس تغزل را نگاهت باب کرده
از تو نوشتن شعر ما را ناب کرده
شب تا سحر را گرم توصیف تو هستیم
هر شاعری را عشق تو بی خواب کرده
شیرین زبانی های تو از روز اول
قند دل آقای مان را آب کرده
در رفت و آمدها به پای تو می افتند
عطرت تمام شهر را بی تاب کرده
روح اذانی و نگاه حاکم تو
لحن مؤذن زاده را جذاب کرده
گیرایی هر طاق ابرویت دوباره
ابلیس را هم راهی محراب کرده
صدها سعید و مسلم و عابس فدایت
وقتی تو را حق سرور اصحاب کرده
جدت علی با قلعه ی خیبر نکرده
کاری که چشمت با دل ارباب کرده
هم شاهزاده عین نور و نور عینی
هم یاعلی ابن الحسن ابن الحسینی
با دوستان آرزومندی که داری
مستیم از ذکر خداوندی که داری
ماه سحرهای مدینه ! پایدار است
با سجده و سجاده پیوندی که داری
تو در جلال و مرتبت خیلی بزرگی
عالم فدای نام و پسوندی که داری
عشقی که تو باشی همه با سر می آیند
عاشق کش است آن طرز لبخندی که داری
همراه با حاتم , سلیمان هم نشسته
در جمع سائل های خرسندی که داری
هم منتهی الحلمی علی هم کاشف الکرب
مثل عموهای خردمندی که داری
بوی امیر المومنین از تو می آید
با ذوالفقار و نقش سربندی که داری
تو فتح خیبر میکنی و ورد لبهاست
اعجاز بازوی تنومندی که داری
دشمن توان جنگ رو در رو ندارد
با ضربه های بی همانندی که داری
خرج تو قطعا می شود ای شیرمیدان
تکبیر خواهرهای دلبندی که داری
تنها رجز خواندی و دشمن زهره ترکاند
در حیرتم از لحن سوگندی که داری
( انا علی بن الحسین بن علی
نحن و بیت الله اولی بالنبی
من شبث و شمر ذاک الدنی
اضربکم بالسیف حتی ینثنی
ضرب غلام هاشمی علوی
و لا ازال الیوم احمی ابی
تاالله لا یحکم فینا ابن الدعی )
در معرکه همواره سر می ریزد آقا
از هر سر انگشت هنرمندی که داری
پیش تو اصلا قد علم کردن حرام است
هرکس که بدخواه تو شد کارش تمام است
در جان تو صورت و سیرت می درخشد
در دست هایت ابر رحمت می درخشد
آیینه ی پیغمبری خلقا و خلقا
از چهره ات نور نبوت می درخشد
مانند خورشیدی فروزان بر سر تو
عمامه ی سبز سیادت می درخشد
زیبایی و بخشندگی و حسن خلق ات
در چشم دشمن بی نهایت می درخشد
از تو می آموزیم سبک زندگی را
از هر کلام تو صداقت می درخشد
انگور تازه حاصل اعجاز باباست
عشق به تو در این حکایت می درخشد
طوق غلامی تو و ایل و تبارت
بر گردنم روز قیامت می درخشد
با ختم «عاشورا» به این نکته رسیدم
نام تو در متن زیارت می درخشد
بانی شش گوشه شدی بیش از همه جا
در کربلا پایین پایت می درخشد
در تک تک آموزه های مکتب تو
امر اطاعت از ولایت می درخشد
کوری چشم ابن منقذها همیشه
نام علی در بین عترت می درخشد
هر تکه های نامساوی تن تو
در جامه ی سرخ شهادت می درخشد
از نیزه گفتم بی هوا ؛ لیلا ببخشد
امیدوارم حضرت زهرا ببخشد
شعر برگزیده مهدی رحیمی به مناسبت ولادت حضرت علی اکبر (ع)
والا علی اکبر
زیبا علی,غوغا علی,رعنا علی اکبر
باد موافق را
با گیسویش انداخته از پا علی اکبر
اصلا به جای زلف
پیچیده دور سر,شب احیا علی اکبر
با تیغ ابرویش
جمع عدو را میکند منها علی اکبر
یا مظهر الوالی
یا مصطفی,یا مرتضی و یا علی اکبر
تکثیر شد حیدر
اینجا علی,آنجا علی,هرجا علی اکبر
اعلان ختم جنگ؛
می شد اگر می تاخت با سقا علی اکبر
پس خلقا و خلقا
پیغمبری گویاست پس گو…یا علی اکبر
الدهر یومان است؛
امروز علی اصغر و فردا علی اکبر
بابا ز دنیا و
می برد هرلحظه دل از بابا علی اکبر
بعد از تو بابا گفت
ای خاک عالم بر سر دنیا علی اکبر
این آخر روضه ست
مثل علی اصغر شده حالا علی اکبر
شعر برگزیده حسین ایمانی به مناسبت ولادت حضرت علی اکبر (ع)
دلبری آمده ای دل ببری با نظری
نوه ی فاطمه ای نور دو چشم پدری
دشمن و دوست همه متفق القول شدند
که تو شایسته تری از همگان خوب تری
مثل جدت علی عالی اعلایی و….
نتوان گفت خدایی تو علی یا بشری
رجزت مثل علمدار حرم طوفانی
فصل یادآوری قصه ی شق القمری
با اذانت دل ارباب وفا را بردی
هر نفس ریخته از لعل تو در و گوهری
قسمی می خورم و می شکنم قافیه را
به خدایی خدا آمده احمد دنیا
خلق و خوی نبی و بوی علی یعنی این
صاحب قدرت بازوی علی یعنی این
پسر ارشد ارباب کرم در معنا
مالک تیغ دو ابروی علی یعنی این
حسنی صورت و سیرت علوی آوازه
و هو الحق و هو الهوی علی یعنی این
اولین برگه ی معراج بنی هاشمیون
اولین زائر بانوی علی یعنی این
چه کسی مدعی عاشقی شیر خداست
گره خورده به سر موی علی یعنی این
جز علیا ولی الله تمامی علیست
علی اکبر نوه ی ارشد و نامی علیست
به تن خود زره و خوود پیمبر دارد
نفسش عطر و بوی سوره ی کوثر دارد
این رسول است که از خیمه می آید بیرون
روی لب ذکر مدد حیدر صفدر دارد
همه ی عرش خدا دور و بر شهزاده
چقدر این نوه ی فاطمه نوکر دارد
یک تنه ریخت به هم کاخ یهودی ها را
خیبر از جا بکند دستی اگر بردارد
خوش به حال پدر و مادر من چون پسری…
نذری روضه ی شاه و علی اکبر دارد
از همان روز ازل حیدری ام واللهه
تا نفس دارم علی اکبری ام واللهه
پیش پاهای ضریح تو نشستم ارباب
سائلم سائل تو سائل خود را دریاب
بی تو هر روز شود زندگی ام تیره و تار
با تو شبهای من و خانه ی قلبم مهتاب
نکند یک نفس از صحن شما دور شوم
تشنه ام تشنه ی روضه نکنیدم سیراب
می رسد نیمه ی شعبان و دلم می گیرد
طاق نصرت زده ام رفته دلم تا سرداب
بهترین ذکر شب نیمه ی ماهم این است
السلام ای لب خشکیده ی ارباب و رباب
باز هم ذکر حسین ابن علی و ندبه
تکیه کن منتقم شاه کرم بر کعبه
شعر برگزیده امیر عظیمی به مناسبت ولادت حضرت علی اکبر (ع)
شیعه وقتی که امامش شاد است
روحش از سلسله ها آزاد است
تا که شش گوشه ی دل کرببلاست
دل که دل نیست, حسین آباد است
نخل زهرا ثمری آورده
حیدری, شیر نری آورده
از چه رو شیعه چنین مجنون است
ام لیلا پسری آورده
بنویسید که مهتاب آمد
باز خورشید جهان تاب آمد
این خبر مشتلق قیمتی است
پسر اول ارباب آمد
باید امشب همه خوشه خوشه
بستانند ز رویش توشه
این جگرگوشه پسر آمده تا
قبر باباش شود شش گوشه
این پسر کیست که برتر گشته
در علی بودنش اکبر گشته
این امامت و رسالت زاده
گاه علی, گاه پیمبر گشته
لحظه لحظه جلواتش شد وحی
شان تنزییل صفاتش شد وحی
بنویسید که این شبه نبی
آیه آیه کلماتش شد وحی
جلواتش همه پیغمبری است
کارش از اهل حرم دلبری است
چیست در کنه وجودش که حسین
تا دم مرگ علی اکبری است
ای به حق بسته ز خود رسته علی
برو میدان ولی آهسته علی
می دهی جان ولی یادت باشد
جان ارباب به تو بسته علی
انتهای پیام/
گفتگو با هوش مصنوعی
💬 سلام! میخوای دربارهی «اشعار برگزیده به مناسبت ولادت حضرت علی اکبر (ع)» بیشتر بدونی؟ من اینجام که راهنماییت کنم.