مقابله با استرس و تأثیر آن بر ارتقاء سلامت



ایسنا/خراسان رضوی نتایج یک پژوهش نشان می دهد، استرس یکی از مهمترین عوامل خطرساز در بیماری های قلبی و عروقی، اختلال در دستگاه گوارشی و نارسایی های دستگاه ایمنی است.

استرس پاسخ غیراختصاصی بدن به هرگونه فشاری است که بر آن وارد می شود. مهارت های مقابله با استرس کوشش های رفتاری، شناختی، روانی هستند که افراد برای مقابله با استرس و کاهش دادن آن انجام می دهند. محققان در پژوهشی با عنوان «تکنیک های مقابله با استرس و تأثیر آن در ارتقاء سلامت» این موضوع را بررسی کرده اند.

در این پژوهش که توسط فاطمه غلامی جم، دانشجوی دکتری مددکاری اجتماعی دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی، پروانه خفتان، کارشناس ارشد مددکاری اجتماعی، مصطفی اقلیما، استادیارعضو هیأت علمی دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی و مریم السادات سپیددم دانشجوی کارشناس ارشد مشاوره و راهنمایی دانشگاه علوم پزشکی کرمانشاه انجام شده، آمده است: «روش های بیوفیدبک، تصویرسازی ذهنی هدایت شده، تنفس دیافراگمی، کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی، درمان شناختی-رفتاری، آرام سازی عضلانی پیش رونده از جمله برخی از مؤثرین تکنیک ها در کاهش استرس به شمار می آیند و در گروه های مختلف اثربخشی متفاوت دارند. آموزش و بکار گرفتن تکنیک های مقابله با استرس در گروه های بیمار و سالم جامعه توسط کارگزاران بخش سلامت از جمله مددکاران اجتماعی امکان پذیر است و موجب ارتقاء سلامت عمومی جامعه می شود».

پژوهشگران درباره معیارهای ورود به این مطالعه می گویند: «سلامتی شامل وضعیت پویایی از رفاه جسمی، روانی، اجتماعی و روحی است. در قرن حاضر «استرس» به بخشی از زندگی روزانه انسان ها تبدیل شده است که دوری از آن اجتناب ناپذیر به نظر می رسد و سلامت انسان ها را تحت تاثیر قرار داده است. هانس سلیه استرس را پاسخ غیر اختصاصی بدن به هرگونه فشاری که بر آن وارد می شود تعریف می کند. این پاسخ می تواند در مقابل هر محرک درونی، شناختی یا محرک های بیرونی و محیطی و عوامل استرس زا بروز داده شود. اگرچه سطح معینی از استرس برای داشتن عملکرد مطلوب و پیگیری سطوح مختلف فعالیت های زندگی ضروری است و می تواند عملکرد افراد را بهبود بخشد؛ با این حال در سطوح بالاتر استرس، افراد عملکرد انطباقی خود را از دست داده و به دشواری می توانند عملکرد مطلوبی داشته باشند و با فرآیندهای محیط و شرایط زندگی خود کنار بیایند. پژوهش های بسیاری انجام شده که نشانگر آثار جسمی منفی ناشی از استرس بر بدن انسان هستند و نشان می دهند که استرس یکی از مهمترین عوامل خطرساز در بیماری های قلبی و عروقی، اختلال در دستگاه گوارشی و نارسایی های دستگاه ایمنی است».

در این پژوهش آمده است:«استرس تأثیر مستقیمی در افزایش کلسترول نامطلوب خون، تری گلیسرید و فشار سیستولیک و دیاستولیک خون دارد. پژوهش ها نشان می دهند که افزایش استرس های روزانه با نوسان های خلقی ارتباط دارد. مدیریت استرس به توانایی افراد برای کاهش استرس و سازگاری مناسب با موقعیت های استرس آور تلقی می شود. امروزه روش های گوناگون غیردارویی و تکنیک های بیشماری برای مدیریت استرس شناخته شده و مورد مطالعه و آزمون قرار می گیرند. یافته های حاصل از مرور مطالعات نشان می دهد که راهبردهای مقابله ای موثری مانند پسخوراند زیستی، آرام سازی، تصویرسازی ذهنی، کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی، درمان شناختی_رفتاری، تنفس عمیق به عنوان مهمترین تکنیک های مقابله با استرس شناخته شده اند و در مداخلات بیشماری برای کاهش و مدیریت استرس در گروه های مورد مطالعه استفاده شده اند. در ادامه به مرور و طبقه بندی برخی از مهمترین تکنیک های مبتنی بر شواهد مقابله با استرس بر اساس یافته های حاصل از مرور منابع پرداخته شده است».

محققان در رابطه با «پسخوراند زیستی یا بیوفیدبک» که یکی از عوامل مؤثر بر کاهش استرس است، اظهار کردند:«در سال ۱۹۶۹ نیل میلر، مقاله ابتکاری خود را با عنوان «از پاسخ های احشایی و غددی بیاموزیم» منتشر کرد. او در این مقاله گزارش داد که در حیوانات، پاسخ های احشایی مختلفی را که به وسیله دستگاه غیرارادی اعصاب خودمختار تنظیم می شوند می توان از طریق یادگیری حاصل از شرطی سازی عامل، که در آزمایشگاه انجام شده است تغییر و تعدیل کرد. در نتیجه می توان چنین گفت که انسان ها نیز قادرند یاد بگیرند برخی از واکنش های فیزیولوژیک و غیر ارادی نظیر انقباض عروق خونی، آهنگ ضربان قلب و سرعت ضربان قلب را کنترل کنند که این حالت پسخوراند زیستی نامیده می شود.

به نظر می رسد این تغییرات فیزیولوژیک در ایجاد درمان، یا علاج برخی از اختلالات روان تنی نقش قابل ملاحظه ای دارند. این مطالعات در واقع ثابت کردند که از طریق یادگیری آگاهانه می توان سرعت ضربان قلب و فشار خون را کنترل کرد. پسخوراند زیستی فرآیندی است که افراد را قادر می سازد تا بیاموزند که چگونه می توان فعالیت های زیستی را با هدف ارتقاء سلامت و کارایی کنترل کرد. تنفس دیافراگمی یا عمیق روش دیگری است که در این مقاله برای کاهش استرس بیان شده است:«ماهیت تنفس عمیق دیافراگمی به عنوان روشی برای آرام سازی مورد استفاده قرار می گیرد. تنفس عمیق به طور سنتی بخشی از روش های یوگا به شمار می رود و در حال حاضر به شکل های گوناگون با برنامه های آرامسازی تلفیق شده است. تنفس دیافراگمی، یا تنفس عمیق، یا تنفس بطنی از طریق انبساط بیشتر عضلات ناحیه شکمی، در مقایسه با قفسه سینه متمایز می شود.

تنفس دیافراگمی از طریق دستکاری و تحت کنترل درآورن ماهیچه های تنفسی به پاسخ زیستی ناشی از مصرف اکسیژن کاهش یافته، پایین آوردن ضربان قلب و فشار خون، افزایش موج دامنه تتا در نوار مغزی، افزایش فعالیت سیستم پارا سمپاتیک همراه با تجربه آرامش می شود. افراد می توانند از طریق رجوع به دستوالعمل های موجود، کتاب های راهنما وخودآموز، ازطریق شرکت در کارگاه ها و سخنرانی ها و همچنین مشاهده ویدئوهای آموزشی بیاموزند که چگونه دم و بازدم عمیقتر و آرامتری داشته باشند».

غلامی جم و همکارانش خاطر نشان کردند:«ضروری است که این تکنیک چندین بار در هر روز تکرار شده و به کار گرفته شود تا از این طریق بتوان نتایج و فواید سودمند آن را مشاهده کرد. پژوهش ها نشان می دهند که تکنیک تنفس عمیق دیافراگمی به طور موثری برای بیمارانی که تحت پیوند سلول های بنیادی خون قرار دارند، همچنین برای کاهش علائم و نشانه های اضطراب و آسم در کودکان مبتلا به آسم موثر است. طبق نتایج پژوهش بکارگیری تمرینات تنفسی از جمله تنفس دیافراگمی در کاهش خستگی بیماران مبتلا به بیماری مزمن انسداد ریه موثر است. همچنین بکارگیری این تکنیک در مدیریت وظایف جدی اثربخشی فراوان دارد. پژوهش های دیگری نیز وجود دارند که اثر بخشی این روش را در درمان میگرن و کنترل خشم و رفتارهای پرخاشگرانه نوجوانان پسر نشان می دهند».

محققان آرام سازی پیشرفته عضلانی را نمونه ای دیگر از فعالیت های کاهش دهنده استرس بیان کردند و افزودند:«آرام سازی پیشرونده عضلانی روشی است که برای کاهش اضطراب و تنش طراحی شده است. هدف از اجرای این روش ایجاد آگاهی از تنش و آرامش عضلات و آموزش راهی است که بتوان همه عضلات را آرام نمود. این روش را ادموند جاکوبسن در سال ۱۹۲۹ ابداع کرد. آرامسازی پیشرونده عضلانی به عنوان بخشی از برنامه های درمانی یا به تنهایی به کار می رود. خصوصیات تکنیک آرامسازی عبارتند از عدم تحرک بدن، اعمال کنترل روی کانون توجه، قوام کم عضلات، پرورش چارچوب خاصی از ذهن که به عنوان تعمقی غیرقضاوتی و ذهن آگاهی توصیف می شود. جاکوبسن عنوان کرد که آرامش عضالت منجر به آرامش ذهن می شود، زیرا یک وضعیت هیجانی در حضور آرامسازی کامل اعضاء بدن وجود نخواهد داشت».

در این مقاله آمده است:«به بیان دیگر آرامسازی از تولید افکار و هیجانات منفی از قبیل اضطراب و تنش جلوگیری کرده و اثرات افزایش فشار عضلانی بر بدن را خنثی می نماید. این روش همچنین باعث ایجاد تعادل بین هیپوتالاموس خلفی و قدامی می شود و در نتیجه از بروز عوارض منفی ناشی از تنش و اضطراب جلوگیری می نماید. بدین جهت این روش را پیش رونده می نامند که تمام گروه های اصلی عضلات را به ترتیب و در یک زمان آرام می کند و در نهایت به آرامش کل بدن منجر می گردد. در پژوهشی نشان دادند که بکارگیری تکنیک آرام سازی عضلانی پیشرونده به طور معناداری سطح استرس، اضطراب را در بیماران سکته قلبی کاهش داده است».

بر اساس این پژوهش: «مدیریت استرس برای پیشگیری از رفتارهایی مانند سیگار کشیدن، عادت های تغذیه ای ناسالم، عدم تحرک و سایر مسائل مرتبط با سبک زندگی ناسالم نیز مؤثر است. طبق یافته های پژوهش حاضر پسخوراند زیستی، تصویرسازی ذهنی هدایت شده، تنفس عمیق یا دیافراگمی، کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی و تکنیک های درمان شناختی-رفتاری، از جمله روش های موثر در کاهش سطح استرس و مدیریت آن هستند که می توانند در جمعیت سالم برای کاهش سطح استرسی که در فعالیت های زندگی روزمره با آن مواجه هستند موثر واقع شود. همچنین بکارگیری این تکنیک ها در جمعیت افراد بیمار به طور قابل ملاحظه ای به افزایش کیفیت زندگی، کنترل بهتر علائم مرتبط با بیماری و همچنین کاهش دردهای ناشی از بیماری و وضعیت جسمی آن ها خواهد شد.

این پژوهش در دوره ۴، سومین شماره فصلنامه مددکاری اجتماعی پیاپی۱۳در پاییز ۱۳۹۴ منتشر شده است.

انتهای پیام
گفتگو با هوش مصنوعی

💬 سلام! می‌خوای درباره‌ی «مقابله با استرس و تأثیر آن بر ارتقاء سلامت» بیشتر بدونی؟ من اینجام که راهنماییت کنم.