یادی از نشان «پایگاه انقلاب» بر سینه مسجد قبا
به گزارش خبرنگار فرهنگی باشگاه خبرنگاران پویا، گرچه نهاد مسجد، هم از سوی فرهنگ عامه شیعه در عصر غیبت مورد پذیرش قرار نگرفت و هم از سوی مدرنیته پس زده شد اما هنوز هم موازی با سایر نهادهای تاریخی-مذهبی (مانند تکایا و حسینیه ها و …) و در مقابله با نهادهای مدرن (فرهنگسراها و سراهای محله و..)، در حال حیات و نقش آفرینی است، چرا که اصالت و ظرفیتی بسیار بیش از آن دو دارد.
با وجود تلاش و تأکید مستمر ائمه شیعه علیهم السلام برای حفظ حضور اجتماعی شیعیان و اتصال ایشان به جماعت عامه؛ اما شیعه به مرور از متن جماعت مسلمین بریده گشت و آغاز این انفصال هم با رویگردانی از مسجد رقم خورد و خسارات حسرتباری بر جریان انسانی و فرهنگ شیعی وارد ساخت که از مهم ترین آنها، یکی جدایی از صفوف وحدت و جماعت اسلامی (که نماز جمعه و جماعات نماد آن است) و دیگری دور شدن فرهنگ عامهی شیعه از برخی سنت های اصیل اسلامی، و سومی هم فاصله گیری جریان علمی و حوزوی شیعه از صحنه جامعه و نیازهای عینی مردم بود.
البته نمی توان فشار حکومت های وقت را برای مقابله با حضور و ظهور و بروز اجتماعی شیعیان کم تأثیر دانست اما غفلت شیعه از این پایگاه اصیل اجتماعی قابل چشم پوشی نیست و حتی در برهه هایی همچون عصر صفوی که شیعه از غیبت و مهجوریت درآمده و به حکومت رسیده، باز هم به مسجد روی نکرد و به نهادسازیهای موازی با مسجد پرداخت.
باری، اساسا یک جریان ویرایشگر دینی-اجتماعی نمی تواند نسبت به احیای نام ها و نهادهای ناب و اصیل اسلامی بی تفاوت باشد و از همین رو است که فاخرترین ویرایش اجتماعی در تاریخ معاصر - و بلکه اعصار - ایران، یعنی انقلاب اسلامی، گرچه از مرکز مدارس علمی شیعه - حوزه - برخاست و صفیر سفرای آن در دانشگاه هم طنین انداخت اما هیچیک - نه طلبه و نه دانشجو -، هیچکدام - نه حوزه و نه دانشگاه - را چشمه این ویرایش و پایگاه این انقلاب قرار ندادند، بلکه هر دو با هوشمندی تحسینبرانگیزی که نشان از خودآگاهی تاریخی داشت، مسجد را اصیل و اجتماعی ترین بستر برای این اصلاح و اقدام راقی برشمردند و به هم و به مردم پیوستند و حقیقتی غنی و متین اما طوفانی به نام انقلاب اسلامی رقم زدند و در واقع، ظرفیت این نهاد تاریخی-سنتی را در آفرینش حاکمیت نوین اسلامی به نمایش گذاشتند.
و اما مسجد قبا که به حق نشان «پایگاه انقلاب» را بر سینه تاریخ ساز خود دارد، در امتداد همان درد و این دغدغه، در سال ۵۳ شمسی و پس از تعطیلی حسینیه ارشاد بنا شد.
رودخانه خروشان نهضت اسلامی، از «هیئت های مؤتلفهی اسلامی» تا «نهضت آزادی ایران» و سایر جریان ها و عموم مردم، دوشادوش هم، خشتخشت خاطره های قبا را آفریدند و آن را به کانون جوشش فکر روشن اسلامی و خیز و خروش مردمی تبدیل کردند: یک آبگیر اندیشه ورزی عمومی، یک باشگاه تضارب آرا و گفت وگوی دینی، یک پایگاه اسلام سیاسی-اجتماعی که فراتر از مرزبندی های حزبی، منبری شد برای هر که درد و درکی عمیق از وضع ایران اسلامی آن روز، و فکر و اندیشه ای فاخر برای فرداها داشت.
آری! هویت تاریخی مسجد قبای تهران این است و حفظ آن، بخشی به روایت صحیح از تاریخ آن است و بخشی دیگر هم به تلاش برای بقا و بالندگی این هویت. امروز، اما مسجد قبا دیگر نه پایگاه انقلاب است و نه باشگاه اندیشه ورزی، و نه بسیج مردمی به سوی نیازهای نهضت و انقلاب اسلامی در عرصه های مختلف. هرچند که «صندوق قرض الحسنه» «ستاد جهیزیه» و «مدرسه علمیه خواهران» قبا، هر سه انصافا خدمات شایان توجهی در عرصه محرومیت زدایی اقتصادی یا عقیدتی دارند اما امید و انتظاری که از مسجد قبا می رود، بسی فراتر و فاخرتر از این خدمات است.
سالروز تأسیس مسجد قبا، فرصتی است تا کمی به جایگاه نهاد مسجد در جامعه سازی و آینده این نهاد و خصوصا مسجد قبا بیاندیشیم. صدر اسلام و تمدن اسلامی، دوران مبارزات نهضت و روزهای پیروزی انقلاب و سالهای جنگ تحمیلی، همه تصویرها و تجربه های پیروزمندانه ای از «مسجد تراز» پیش روی ما گذاشته که می تواند مایه ای برای ساخت آینده و پشتوانه ای برای اصلاح و ارتقای مساجد قرار گیرد.
باور ما و آنچه این روزها به فکر و ذکر و ذائقه جمعی از جوانان و اهالی مسجد و محله قبا تبدیل شده این است که نهاد مسجد، نقشی کانونی در طرح راهبردی اسلام برای ایجاد «حیات طیبه» داشته و این ظرفیت را دارد که گنجیه اندیشه، و نیروگاه عزم و انگیزه، و عرصه رفتار و افعال و اقدام انسان را بر محور کلمه توحید - که نماز عصاره آن است - و توحید کلمه - که جماعت، آینهی آن است -، به زایش و رشد و رویش برساند.
شعاری که دور نیست تا به شعور جمعی اهالی فرهیخته مسجد و محله قبا فراگیر شود، این است که مسجد باید قلب تپنده و کانون جوشش و رویش حیات نوین اسلامی ما باشد، باید بتواند که فکر و ذکر مؤمنین و خصوصا جوانان را با اندیشه ناب و گفتمان نوین اسلامی مشغول کرده و انگیزه و عزم و اقدام ایشان را با جلوه ی جماعت، به سوی معماری زیست پاک توحیدی در دنیا راهبری کند؛ باید از آفرینش ذهنیت های نوین ایمانی آغاز کرده و آنگاه ایشان را به سوی سبکی شریعت پی از زندگی، و حاکمیتی نوین و فطرت مدار و ولایت محور رهنمون شود؛ گو اینکه روزانه در پنج نوبت - نماز جماعت - به تمرین چنین گونه ای از حیات جمعی مأمور شده ایم و این همه، تبلور همان «مردمسالاری دینی» است که قلب مکتب امام را تشکیل می دهد.
مسجد قبا، دیروز پایگاه انقلاب بود و امروز، آینهی تمام نمایی از بیم ها و امیدهای انقلاب است؛ بیم از بزرگان با سن و سابقه ای که به جای آرامش در مصدر مشاوره و موعظه، در مسیر اجرا ایستاده و کنار نمی روند و امید به جوانانی که با ارزشگذاری به داشته های فرهنگی-تاریخی خویش و عبرت گیری از بزرگان و احترام به ایشان، عزم راسخی کردهاند برای ارتقای مسجد قبا به الگویی از حاکمیت نوین اسلامی.
*حجت الاسلام امید فشندی، دانش آموخته دانشگاه شریف و طلبه حوزه علمیه بقیةالله (عج)
انتهای پیام/
با وجود تلاش و تأکید مستمر ائمه شیعه علیهم السلام برای حفظ حضور اجتماعی شیعیان و اتصال ایشان به جماعت عامه؛ اما شیعه به مرور از متن جماعت مسلمین بریده گشت و آغاز این انفصال هم با رویگردانی از مسجد رقم خورد و خسارات حسرتباری بر جریان انسانی و فرهنگ شیعی وارد ساخت که از مهم ترین آنها، یکی جدایی از صفوف وحدت و جماعت اسلامی (که نماز جمعه و جماعات نماد آن است) و دیگری دور شدن فرهنگ عامهی شیعه از برخی سنت های اصیل اسلامی، و سومی هم فاصله گیری جریان علمی و حوزوی شیعه از صحنه جامعه و نیازهای عینی مردم بود.
البته نمی توان فشار حکومت های وقت را برای مقابله با حضور و ظهور و بروز اجتماعی شیعیان کم تأثیر دانست اما غفلت شیعه از این پایگاه اصیل اجتماعی قابل چشم پوشی نیست و حتی در برهه هایی همچون عصر صفوی که شیعه از غیبت و مهجوریت درآمده و به حکومت رسیده، باز هم به مسجد روی نکرد و به نهادسازیهای موازی با مسجد پرداخت.
باری، اساسا یک جریان ویرایشگر دینی-اجتماعی نمی تواند نسبت به احیای نام ها و نهادهای ناب و اصیل اسلامی بی تفاوت باشد و از همین رو است که فاخرترین ویرایش اجتماعی در تاریخ معاصر - و بلکه اعصار - ایران، یعنی انقلاب اسلامی، گرچه از مرکز مدارس علمی شیعه - حوزه - برخاست و صفیر سفرای آن در دانشگاه هم طنین انداخت اما هیچیک - نه طلبه و نه دانشجو -، هیچکدام - نه حوزه و نه دانشگاه - را چشمه این ویرایش و پایگاه این انقلاب قرار ندادند، بلکه هر دو با هوشمندی تحسینبرانگیزی که نشان از خودآگاهی تاریخی داشت، مسجد را اصیل و اجتماعی ترین بستر برای این اصلاح و اقدام راقی برشمردند و به هم و به مردم پیوستند و حقیقتی غنی و متین اما طوفانی به نام انقلاب اسلامی رقم زدند و در واقع، ظرفیت این نهاد تاریخی-سنتی را در آفرینش حاکمیت نوین اسلامی به نمایش گذاشتند.
و اما مسجد قبا که به حق نشان «پایگاه انقلاب» را بر سینه تاریخ ساز خود دارد، در امتداد همان درد و این دغدغه، در سال ۵۳ شمسی و پس از تعطیلی حسینیه ارشاد بنا شد.
رودخانه خروشان نهضت اسلامی، از «هیئت های مؤتلفهی اسلامی» تا «نهضت آزادی ایران» و سایر جریان ها و عموم مردم، دوشادوش هم، خشتخشت خاطره های قبا را آفریدند و آن را به کانون جوشش فکر روشن اسلامی و خیز و خروش مردمی تبدیل کردند: یک آبگیر اندیشه ورزی عمومی، یک باشگاه تضارب آرا و گفت وگوی دینی، یک پایگاه اسلام سیاسی-اجتماعی که فراتر از مرزبندی های حزبی، منبری شد برای هر که درد و درکی عمیق از وضع ایران اسلامی آن روز، و فکر و اندیشه ای فاخر برای فرداها داشت.
آری! هویت تاریخی مسجد قبای تهران این است و حفظ آن، بخشی به روایت صحیح از تاریخ آن است و بخشی دیگر هم به تلاش برای بقا و بالندگی این هویت. امروز، اما مسجد قبا دیگر نه پایگاه انقلاب است و نه باشگاه اندیشه ورزی، و نه بسیج مردمی به سوی نیازهای نهضت و انقلاب اسلامی در عرصه های مختلف. هرچند که «صندوق قرض الحسنه» «ستاد جهیزیه» و «مدرسه علمیه خواهران» قبا، هر سه انصافا خدمات شایان توجهی در عرصه محرومیت زدایی اقتصادی یا عقیدتی دارند اما امید و انتظاری که از مسجد قبا می رود، بسی فراتر و فاخرتر از این خدمات است.
سالروز تأسیس مسجد قبا، فرصتی است تا کمی به جایگاه نهاد مسجد در جامعه سازی و آینده این نهاد و خصوصا مسجد قبا بیاندیشیم. صدر اسلام و تمدن اسلامی، دوران مبارزات نهضت و روزهای پیروزی انقلاب و سالهای جنگ تحمیلی، همه تصویرها و تجربه های پیروزمندانه ای از «مسجد تراز» پیش روی ما گذاشته که می تواند مایه ای برای ساخت آینده و پشتوانه ای برای اصلاح و ارتقای مساجد قرار گیرد.
باور ما و آنچه این روزها به فکر و ذکر و ذائقه جمعی از جوانان و اهالی مسجد و محله قبا تبدیل شده این است که نهاد مسجد، نقشی کانونی در طرح راهبردی اسلام برای ایجاد «حیات طیبه» داشته و این ظرفیت را دارد که گنجیه اندیشه، و نیروگاه عزم و انگیزه، و عرصه رفتار و افعال و اقدام انسان را بر محور کلمه توحید - که نماز عصاره آن است - و توحید کلمه - که جماعت، آینهی آن است -، به زایش و رشد و رویش برساند.
شعاری که دور نیست تا به شعور جمعی اهالی فرهیخته مسجد و محله قبا فراگیر شود، این است که مسجد باید قلب تپنده و کانون جوشش و رویش حیات نوین اسلامی ما باشد، باید بتواند که فکر و ذکر مؤمنین و خصوصا جوانان را با اندیشه ناب و گفتمان نوین اسلامی مشغول کرده و انگیزه و عزم و اقدام ایشان را با جلوه ی جماعت، به سوی معماری زیست پاک توحیدی در دنیا راهبری کند؛ باید از آفرینش ذهنیت های نوین ایمانی آغاز کرده و آنگاه ایشان را به سوی سبکی شریعت پی از زندگی، و حاکمیتی نوین و فطرت مدار و ولایت محور رهنمون شود؛ گو اینکه روزانه در پنج نوبت - نماز جماعت - به تمرین چنین گونه ای از حیات جمعی مأمور شده ایم و این همه، تبلور همان «مردمسالاری دینی» است که قلب مکتب امام را تشکیل می دهد.
مسجد قبا، دیروز پایگاه انقلاب بود و امروز، آینهی تمام نمایی از بیم ها و امیدهای انقلاب است؛ بیم از بزرگان با سن و سابقه ای که به جای آرامش در مصدر مشاوره و موعظه، در مسیر اجرا ایستاده و کنار نمی روند و امید به جوانانی که با ارزشگذاری به داشته های فرهنگی-تاریخی خویش و عبرت گیری از بزرگان و احترام به ایشان، عزم راسخی کردهاند برای ارتقای مسجد قبا به الگویی از حاکمیت نوین اسلامی.
*حجت الاسلام امید فشندی، دانش آموخته دانشگاه شریف و طلبه حوزه علمیه بقیةالله (عج)
انتهای پیام/
گفتگو با هوش مصنوعی
💬 سلام! میخوای دربارهی «یادی از نشان «پایگاه انقلاب» بر سینه مسجد قبا» بیشتر بدونی؟ من اینجام که راهنماییت کنم.