چشم و چراغی دیگر برای فهم عالم
به گزارش خبرگزاری مهر، پرونده ویژه «ملت امام حسین (علیه السلام)» با موضوع مطالعه اجتماعی قیام حضرت سیدالشهدا (علیه السلام) و جامعه امروز، با آثاری از استادان و پژوهشگران اجتماعی در آستانه شب عاشورای ۱۴۴۲ و همزمان با آغاز به کار رسمی تارنمای «رسانه دانش» منتشر می شود.
در ادامه یادداشت اختصاصی حجت الاسلام و المسلمین شمس الله مریجی، استاد گروه علوم اجتماعی و رئیس دانشگاه باقرالعلوم (علیه السلام) را در این پرونده ویژه از نظر می گذرانیم.
بی تردید، ورود به قطعه خوش رنگ تاریخ که از نام زیبای دلبند زهرا (ع) هویت یافته و خاک بی رنگ زمین را با خون سرخ آن تشنه کام به خاک افتاده، رنگ عزت و بندگی بخشیده و یک بار دیگر جبین کروبیان را به سجده فرود آورده؛ و شناخت آن همه ایثار و بندگی ناب از یک سو و درک رمز آن همه دنائت جمعی که با پیشانی بند مسلمانی، راه به روی تاج تسلیم و بندگی بسته و جنایتی را رقم زدند که زمین تا قیامت از سر خجلت، سر به زیر پای پویندگان راه پرنور نهاده و دل دلدادگان به خاک و خاک بازان را لرزانده و همواره آنان را در حسرت سیرابی از آن قرار داده؛ نیاز به سراجی منیر دارد که با درون مایه زلال وحیانی بتواند راه به مشتاقان حقیقت بگشاید و توشه پویش راه بندگی را هموار نماید.
همه دیدیم که از فردای روز شور و عاشور حسینی، اندیشمندان بی شماری کوشیدند تا راز آن واقعه پررمز و راز را برگشوده و کام خود و تشنگان حقیقت را سیراب نمایند؛ اما صد افسوس که در این میان بودند که به زعم خود با چشمه چراخ خود راه حقیقت را برگشوندند! در حالی که نه تنها راهی به حقیقت پرنور عاشور پیدا نکردند بلکه پایان کارشان نسخه یکسانی بود که برای دو صف نور و تاریکی پیچیده و با علم عمران خود! مقدمه ای مقدم نمودند که ذی المقدمه اش، طلب رضوان برای قهرمان انسانیت و رهزنان حقیقت بوده، به زعم خویش خطای طرفین کارزار در سرزمین نینوا را آشکار نمودند! چنین تحلیلی بر صفحه زیبای آن واقعه بزرگ، بی تردید از سراجی نشأت گرفته است که از چشمه زلال وحیانی نوش نکرده است.
شکی نیست که تلاش های انسانی در حوزه علم و معرفت حتی اگر بدون اتکا به سرچشمه وحیانی باشد بی ثمر نبوده و مشتی از حقیقت را در دست خود احساس خواهند نمود، اما به تعبیر قرآن این نیست همه آنچه را که خداوند علیم و حکیم برای رسیدن او مقدور نموده است، چون: «من کان یرید حرث الآخره نزد له فی حرثه ۖ ومن کان یرید حرث الدنیا نؤته منها وما له فی الآخره من نصیب» (شورا/۲۰)« کسی که زراعت آخرت را بخواهد، بر زراعتش می افزاییم و کسی که زراعت دنیا را بخواهد، اندکی از آن را به او می دهیم، ولی او را در آخرت هیچ بهره و نصیبی نیست».
نکته کلام نور، آن است که بدون اتصال به سرچشمه زلال وبی ارتباط با منبع لایزال، راه رسیدن به حقیقت یا میسر نیست و گوشه کوچکی از زوایای آن آشکار خواهد شد، طالب حقیقت جرعه ای ناچیز از آن نوش خواهد نمود، اگرچه به گمانش فراوان و به چشم او خیره کننده باشد؛ مثل بسیاری از دستاوردهای علمی امروز بشر! صد البته از نظر منبع لایزال وحی اینکه مصداق اراده عالمان و طالبان حقیقت چه باشد مهم نیست؛ مهم آن است که انسان مشتاق با چه چراغی به سراغ شناخت حق و حقیقت رفته و می رود؟ آیا مثل همگان با سراجی که درونمایه اش، تنها خرد آدمیان و آرزوی های محصور اوست، یا قله ای بالاتر و رساتر؟ در یک کلام برای فهم عالم و عالمیان باید چشمی دیگر گشود و چراغ بهتری برگزید!
در ادامه یادداشت اختصاصی حجت الاسلام و المسلمین شمس الله مریجی، استاد گروه علوم اجتماعی و رئیس دانشگاه باقرالعلوم (علیه السلام) را در این پرونده ویژه از نظر می گذرانیم.
بی تردید، ورود به قطعه خوش رنگ تاریخ که از نام زیبای دلبند زهرا (ع) هویت یافته و خاک بی رنگ زمین را با خون سرخ آن تشنه کام به خاک افتاده، رنگ عزت و بندگی بخشیده و یک بار دیگر جبین کروبیان را به سجده فرود آورده؛ و شناخت آن همه ایثار و بندگی ناب از یک سو و درک رمز آن همه دنائت جمعی که با پیشانی بند مسلمانی، راه به روی تاج تسلیم و بندگی بسته و جنایتی را رقم زدند که زمین تا قیامت از سر خجلت، سر به زیر پای پویندگان راه پرنور نهاده و دل دلدادگان به خاک و خاک بازان را لرزانده و همواره آنان را در حسرت سیرابی از آن قرار داده؛ نیاز به سراجی منیر دارد که با درون مایه زلال وحیانی بتواند راه به مشتاقان حقیقت بگشاید و توشه پویش راه بندگی را هموار نماید.
همه دیدیم که از فردای روز شور و عاشور حسینی، اندیشمندان بی شماری کوشیدند تا راز آن واقعه پررمز و راز را برگشوده و کام خود و تشنگان حقیقت را سیراب نمایند؛ اما صد افسوس که در این میان بودند که به زعم خود با چشمه چراخ خود راه حقیقت را برگشوندند! در حالی که نه تنها راهی به حقیقت پرنور عاشور پیدا نکردند بلکه پایان کارشان نسخه یکسانی بود که برای دو صف نور و تاریکی پیچیده و با علم عمران خود! مقدمه ای مقدم نمودند که ذی المقدمه اش، طلب رضوان برای قهرمان انسانیت و رهزنان حقیقت بوده، به زعم خویش خطای طرفین کارزار در سرزمین نینوا را آشکار نمودند! چنین تحلیلی بر صفحه زیبای آن واقعه بزرگ، بی تردید از سراجی نشأت گرفته است که از چشمه زلال وحیانی نوش نکرده است.
شکی نیست که تلاش های انسانی در حوزه علم و معرفت حتی اگر بدون اتکا به سرچشمه وحیانی باشد بی ثمر نبوده و مشتی از حقیقت را در دست خود احساس خواهند نمود، اما به تعبیر قرآن این نیست همه آنچه را که خداوند علیم و حکیم برای رسیدن او مقدور نموده است، چون: «من کان یرید حرث الآخره نزد له فی حرثه ۖ ومن کان یرید حرث الدنیا نؤته منها وما له فی الآخره من نصیب» (شورا/۲۰)« کسی که زراعت آخرت را بخواهد، بر زراعتش می افزاییم و کسی که زراعت دنیا را بخواهد، اندکی از آن را به او می دهیم، ولی او را در آخرت هیچ بهره و نصیبی نیست».
نکته کلام نور، آن است که بدون اتصال به سرچشمه زلال وبی ارتباط با منبع لایزال، راه رسیدن به حقیقت یا میسر نیست و گوشه کوچکی از زوایای آن آشکار خواهد شد، طالب حقیقت جرعه ای ناچیز از آن نوش خواهد نمود، اگرچه به گمانش فراوان و به چشم او خیره کننده باشد؛ مثل بسیاری از دستاوردهای علمی امروز بشر! صد البته از نظر منبع لایزال وحی اینکه مصداق اراده عالمان و طالبان حقیقت چه باشد مهم نیست؛ مهم آن است که انسان مشتاق با چه چراغی به سراغ شناخت حق و حقیقت رفته و می رود؟ آیا مثل همگان با سراجی که درونمایه اش، تنها خرد آدمیان و آرزوی های محصور اوست، یا قله ای بالاتر و رساتر؟ در یک کلام برای فهم عالم و عالمیان باید چشمی دیگر گشود و چراغ بهتری برگزید!
گفتگو با هوش مصنوعی
💬 سلام! میخوای دربارهی «چشم و چراغی دیگر برای فهم عالم» بیشتر بدونی؟ من اینجام که راهنماییت کنم.