نظریات و رهنمودهای بزرگان جهان ائمه معصومین سلام الله علیهم در رابطه با مشورت
تشويق به مشورت :
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :
لا مُظاهَرَةَ ، أوثَقُ مِنَ المُشاوَرَةِ .
هيچ پشتيبانى و حمايتى ، استوارتر از مشورت نيست .
( المحاسن : ۲/۴۳۵/۲۵۰۹ )
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :
ما مِن رَجُلٍ يُشاوِرُ أحَدا ، إلاّ هُدِيَ إلَى الرُّشدِ .
هيچ مردى نيست كه با كسى مشورت كند ، مگر آن كه به راه درست ( حلّ مشكل خود ) رهنمون شود .
( مجمع البيان : ۹/۵۱ )
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :
الحَزمُ ، أن تَستَشِيرَ ذَا الرَّأيِ و تُطِيعَ أمرَهُ .
احتياط و دور انديشى ، آن است كه با صاحب نظر مشورت كنى و به نظر او عمل نمايى .
( بحار الأنوار : ۷۵/۱۰۵/۴۱ )
بَعَثَنِي رسولُ اللّه ِ صلى الله عليه و آله على اليَمَنِ فقالَ و هو يُوصِيني :
يا عَلِيُّ ! ما حارَ ، مَنِ استَخارَ و لا نَدِمَ ، مَنِ استَشارَ .
رسول خدا صلى الله عليه و آله مرا به [ اِمارت ]يمن فرستاد و در مقام سفارش به من فرمود :
اى على! كسى كه از خدا طلب خير كرد ، سرگردان نشد و كسى كه مشورت نمود ، پشيمان نگشت .
( الأمالي للطوسي : ۱۳۶/۲۲۰ )
مَن شاوَرَ ذَوِي العُقولِ ، استَضاءَ بأنوارِ العُقولِ .
هركه با خردمندان مشورت كند ، از پرتو خردها روشنايى گيرد .
( غرر الحكم : ۸۶۳۴ )
المَشورَةُ ، تَجلِبُ لكَ صَوابَ غَيرِكَ .
مشورت كردن ، انديشه هاى درست ديگران را براى تو كسب مى كند .
( غرر الحكم : ۱۵۰۹ )
المُستَشِيرُ ، مُتَحَصِّنٌ مِنَ السَّقَطِ .
كسى كه مشورت كند ، از لغزيدن در خطاها مصون مى ماند .
(غرر الحكم : ۱۲۰۷ )
المُستَشِيرُ ، على طَرَفِ النَّجاحِ .
مشورت كننده ، در آستانه موفّقيت است .
( غرر الحكم : ۱۲۱۷ )
المُشاوَرَةُ ، راحَةٌ لكَ و تَعَبٌ لِغَيرِكِ .
مشورت كردن ، مايه راحتى تو و زحمت ديگرى است .
( غرر الحكم : ۱۸۵۷ )
الاستِشارةُ ، عَينُ الهِدايَةِ
و قد خاطَرَ ، مَنِ استَغنى بِرَأيِهِ .
مشورت كردن ، ديده راهيابى است
و كسى كه به رأى و نظر خويش اكتفا كند ، خود را به خطر افكنده است .
( نهج البلاغة : الحكمة ۲۱۱ )
لا ظَهِيرَ ، كالمُشاوَرَةِ .
هيچ پشتيبانى ، چون مشاوره نيست .
( نهج البلاغة: الحكمة ۵۴ )
شاوِرْ ، قَبلَ أن تَعزِمَ
و فَكِّرْ ، قَبلَ أن تُقدِمَ .
پيش از آن كه تصميم بگيرى ، مشورت كن
و پيش از آن كه اقدام كنى ، بينديش .
( غرر الحكم : ۵۷۵۴ )
. إذا أنْكَرتَ مِن عَقلِكَ شيئا ، فاقتَدِ بِرَأيِ عاقِلٍ يُزِيلُ ما أنكَرتَهُ
. هرگاه با فكر خود به جايى نرسيدى ، از انديشه خردمندى كه مشكل تو را حَلّ مى كند ، پيروى كن
( غرر الحكم : ۴۱۵۶ )
. لا يَستَغنِي العاقِلُ عَنِ المُشاوَرَ
. خردمند ، از مشورت كردن بى نياز نيست
( غرر الحكم : ۱۰۶۹۳ )
حقٌّ عَلَى العاقِلِ ، أن يُضِيفَ إلى رَأيِهِ رَأيَ العُقَلاءِ ، و يَضُمَّ إلى عِلمِهِ عُلومَ الحُكَماءِ .
بر خردمند لازم است كه ، رأى خردمندان را به رأى و نظر خود بيفزايد و دانش حكيمان را به دانش خود اضافه كند .
( غرر الحكم : ۴۹۲۰ )
ما تَشاوَرَ قَومٌ ، إلاّ هُدُوا إلى رُشدِهِم .
هيچ مردمى با هم مشورت نكردند، مگر آن كه راه درست (حلّ مشكلات ) خود را پيدا كردند .
( تحف العقول : ۲۳۳ )
مَن لا يَستَشِيرُ ، يَندَمُ ··· .
در تورات چهار جمله آمده است :
[ از جمله : ] كسى كه مشورت نكند ، پشيمان شود ··· .
( المحاسن : ۲/۴۳۶/۲۵۱۰ )
لَن يَهلِكَ امرُؤٌ عن مَشورَةٍ .
آدمى هيچ گاه از مشورت كردن هلاك نمى شود .
( المحاسن : ۲/۴۳۶/۲۵۱۲ )
مَنِ استَشارَ لَم يَعدَمْ عِندَ الصَّوابِ مادِحا و عندَ الخَطَأِ عاذِرا .
كسى كه مشورت كند، اگر كارش را درست انجام دهد ، مردم او را بستايند و اگر اشتباه كند ، معذورش دارند .
( الدرّة الباهرة : ۳۴ )
مكارم الأخلاق ـ به نقل از حسن بن جهم ـ در حضور امام رضا عليه السلام بوديم كه از پدر بزرگوارش سخن به ميان آمد . حضرت فرمود :
كانَ عَقلُهُ لا تُوازى بِهِ العُقولُ
و ربّما شاوَرَ الأسوَدَ مِن سُودانِهِ .
فقِيلَ لَهُ : تُشاوِرُ مِثلَ هذا ؟!
فقالَ : إنّ اللّه َ تباركَ و تعالى ربّما فَتَحَ على لِسانِهِ .
هيچ خردى با خرد آن حضرت برابرى نمى كرد .
ولى با اين حال، گاه با يكى از غلامان سياه خود مشورت مى كرد .
به ايشان عرض شد : با چنين كسى مشورت مى كنى؟
فرمود : چه بسا كه خداوند تبارك و تعالى [ نظر درست را ] از زبان او جارى كند .
( مكارم الأخلاق : ۲/۹۹/۲۲۸۳ )
حكمت مشورت :
إنّما حُضَّ على المُشاوَرَةِ ؛
لأنّ رَأيَ المُشيرِ صِرْفٌ
و رَأيَ المُستَشِيرِ مَشُوبٌ بالهَوى .
به مشورت كردن تشويق شده است ؛
چون نظرِ طرفِ مشورت، خالص [ از انگيزه هاى شخصى ] است
و نظر مشورت كننده، آميخته به هوس ( خواهشها و انگيزه هاى فردى ) مى باشد .
( غرر الحكم : ۳۹۰۸ )
طلب خير پيش از مشورت :
امام صادق عليه السلام فرمود :
إذا أرَدتَ أمرا ، فلا تُشاوِرْ فيهِ أحَدا ، حتّى تُشاوِرَ رَبَّكَ.
قالَ [الرّاوي] : قلتُ لَهُ : و كيفَ اُشاوِرُ رَبّي ؟
قالَ : تقولُ : « أستَخِيرُ اللّه َ» مائةَ مرّةٍ .
ثُمّ تُشاوِرُ الناسَ ؛
فإنّ اللّه َ يُجرِي لكَ الخِيَرَةَ على لِسانِ مَن أحَبَّ .
مكارم الأخلاق : هرگاه اراده كارى كردى، پيش از مشورت با پروردگارت، با هيچ كس مشورت مكن .
راوى مى گويد : عرض كردم : چگونه با پروردگارم مشورت كنم ؟
فرمود : صد مرتبه مى گويى : از خدا خير ( راه درست ) را مى طلبم .
سپس با مردم مشورت مى كنى ؛
در اين صورت خداوند خير و صلاح تو را بر زبان هركه دوست داشته باشد، جارى مى سازد.
( مكارم الأخلاق : ۲/۹۸/۲۲۷۹ )
كسانى كه شايسته مشورت نيستند :
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ـ به امام على عليه السلام ـ :
يا عليُّ ! لا تُشاوِرْ جَبانا ؛ فإنّهُ يُضَيِّقُ علَيكَ المَخرَجَ
و لا تُشاوِرِ البَخيلَ ؛ فإنّهُ يَقْصُرُ بكَ عن غايَتِكَ
و لا تُشاوِرْ حَريصا ؛ فإنّهُ يُزَيِّنُ لكَ شَرَها .
اى على! با ترسو مشورت مكن ؛
زيرا او راه حل مشكل را بر تو تنگ مى كند
و با بخيل مشورت مكن ؛ زيرا او تو را از هدفت باز مى دارد
و با آدم حريص مشورت مكن ؛ زيرا او آزمندى را در نظرت نيكو جلوه مى دهد .
( علل الشرائع : ۵۵۹/۱ )
امام على عليه السلام ـ در فرمان حكومت مصر به مالك اشتر ـ نوشت :
لا تُدخِلَنَّ في مَشورَتِكَ بَخِيلاً ؛ يَعِدلُ بكَ عَنِ الفَضلِ و يَعِدُكَ الفَقرَ
و لا جَبانا ؛ يُضعِفُكَ عنِ الاُمورِ
و لا حَريصا ؛ يُزَيِّنُ لكَ الشَّرَهَ بِالجَورِ .
در مشورت خود نه بخيل را داخل گردان ؛ كه او تو را از نيكى و بخشش كردن باز مى دارد و از تنگدستى مى ترساند
و نه ترسو را؛ چه او تو را در اقدام به كارها سست مى كند
و نه آزمند را ؛ چون طمع ورزى ستمگرانه را در نظرت بيارايد .
( نهج البلاغة : الكتاب ۵۳ )
لا تُدخِلَنَّ في مَشورَتِكَ بَخيلاً ؛
فَيَعدِلَ بكَ عَنِ القَصدِ و يَعِدَكَ الفَقرَ .
در مشورت خود بخيل را داخل مگردان ؛
كه تو را از حق و ميانه روى باز مى دارد و از فقر مى ترساند.
( غرر الحكم : ۱۰۳۴۸ )
لا تُشرِكَنَّ في رَأيِكَ جَبانا ؛
يُضَعِّفْكَ عنِ الأمرِ و يُعَظِّمْ علَيكَ ما لَيسَ بِعَظيمٍ .
زنهار ، در [ رأى و] انديشه خود ترسو را شريك مگردان ؛
كه اراده تو را در انجام كارها به ضعف مى كشاند و آنچه را كه بزرگ نيست در نظرت بزرگ مى نماياند .
( غرر الحكم : ۱۰۳۴۹ )
لا تَستَشِرِ الكَذّابَ ؛
فإنّهُ كالسَّرابِ ،
يُقَرِّبُ علَيكَ البَعيدَ و يُبَعِّدُ علَيكَ القَريبَ .
با دروغگو مشورت مكن ؛
چون دروغگو مانند سراب ،
دور را در نظرت نزديك نشان مى دهد و نزديك را دور .
( غرر الحكم : ۱۰۳۵۱ )
إيّاكَ و مُشاوَرَةَ النِّساءِ ، إلاّ مَن جُرِّبَتْ بكَمالِ عَقلٍ ؛
فإنّ رَأيَهُنَّ يَجُرُّ إلَى الأفَنِ و عَزمَهُنَّ إلى وَهَنٍ .
از مشورت كردن با زنان بپرهيز ، مگر آن كه زنى به كمالِ عقل آزموده شده باشد ؛
چرا كه رأى زنان به كاستى مى كشاند و عزمشان به سستى .
( بحار الأنوار : ۱۰۳/۲۵۳/۵۶ )
لا تُشاوِرْ أحمَقَ و لا تَستَعِنْ بِكَذّابٍ و لا تَثِقْ بمَوَدَّةِ مَلولٍ ؛
فإنّ الكَذّابَ يُقَرِّبُ لكَ البَعيدَ و يُبَعِّدُ لكَ القَريبَ
و الأحمَقَ يُجهِدُ لكَ نَفسَهُ و لا يَبلُغُ ما تُرِيدُ
و المَلولَ أوثَقَ ما كُنتَ بهِ خَذَلَكَ و أوصَلَ ما كُنتَ لَهُ قَطَعَكَ .
با احمق مشورت مكن و از دروغگو كمك مگير و به دوستى آدم افسرده تكيه مكن ؛
زيرا دروغگو دور را نزديك و نزديك را در نظرت دور جلوه مى دهد
و احمق خودش را براى تو خسته مى كند، امّا به آنچه مى خواهى نمى رساندت
و آدم افسرده در زمانى كه كاملاً به او اعتماد دارى ، تنهايت مى گذارد و در اوج ارتباطت با او ، از تو مى بُرد .
( تحف العقول : ۳۱۶ )
لا تُشاوِرْ مَن لا يُصَدِّقُهُ عَقلُكَ ، و إن كانَ مَشهورا بالعَقلِ و الوَرَعِ .
با كسى كه انديشه ات او را قبول ندارد، مشورت مكن ، هر چند به خردمندى و پارسايى شهرت داشته باشد .
( بحار الأنوار : ۷۵/۱۰۳/۳۳ )
افراد شايسته مشورت :
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :
اِستَرشِدُوا العاقِلَ و لا تَعصُوهُ فَتَندَمُوا .
از خردمند راهنمايى بگيريد و با او مخالفت نكنيد كه پشيمان مى شويد.
( الأمالي للطوسي : ۱۵۳/۲۵۲ )
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :
مُشاوَرَةُ العاقِلِ الناصِحِ رُشدٌ و يُمنٌ و تَوفيقٌ مِنَ اللّه ِ ؛
فإذا أشارَ عَلَيكَ الناصِحُ العاقِلُ ، فإيّاكَ و الخِلافَ ؛ فإنّ في ذلكَ العَطَبَ .
مشورت كردن با خردمندِ خيرخواه ، مايه هدايت و ميمنت است و توفيقى است از جانب خداوند ؛
پس هرگاه مشاور دلسوز و خردمند تو را راهنمايى كرد ، مبادا مخالفت كنى كه ؛ موجب نابودى مى شود .
( المحاسن : ۲/۴۳۸/۲۵۱۹ )
مَن شاوَرَ ذَوي الألبابِ ، دُلَّ عَلَى الصَّوابِ .
هر كه با خردمندان مشورت كند ، به راه درست هدايت شود .
( الإرشاد : ۱/۳۰۰ )
شاوِرْ ذَوي العُقولِ ، تَأمَنِ الزَّلَلَ و النَّدَمَ .
با خردمندان مشورت كن ، تا از لغزش و پشيمانى در امان مانى .
( غرر الحكم : ۵۷۵۵ )
أفضَلُ مَن شاوَرتَ ، ذوالتَّجارِبِ .
بهترين كسان براى مشورتِ تو ، افراد با تجربه هستند .
( غرر الحكم : ۳۲۷۹ )
خَيرُ مَن شاوَرتَ ، ذَوُو النُّهى و العِلمِ و اُولو التَّجارِبِ و الحَزمِ .
بهترين كسان براى مشورت ، صاحبان خرد و دانشند و افراد با تجربه و دورانديش .
( غرر الحكم : ۴۹۹۰ )
شاوِر في حَدِيثِكَ الذينَ يَخافُونَ اللّه َ .
در گفتارِ خود با كسانى مشورت كن كه از خدا مى ترسند .
( الأمالي للصدوق : ۳۸۰/۴۸۳ )
شاوِرْ في اُمورِكَ الذينَ يَخشَونَ اللّه َ ؛ تَرشُدْ .
در كارهاى خود با افراد خدا ترس مشورت كن ؛ تا راه درست را بيابى .
(غرر الحكم : ۵۷۵۶ )
شاوِرْ في أمرِكَ الذينَ يَخشَونَ اللّه َ عَزَّ و جلَّ .
در كار خود با كسانى مشورت كن كه از خداوند عزّ و جلّ مى ترسند .
( بحار الأنوار : ۷۵/۹۸/۵ )
مشورت با دشمنان :
اِستَشِرْ أعداءَكَ تَعرِفْ مِن رَأيِهِم مِقدارَ عَداوَتِهِم و مَواضِعَ مَقاصِدِهِم .
با دشمنانت مشورت كن تا از نظرشان به اندازه عداوت و هدف و مقصودشان پى برى .
( غرر الحكم : ۲۴۶۲ )
اِستَشِرْ عَدُوَّكَ العاقِلَ و احذَرْ رَأيَ صَديقِكَ الجاهِلِ .
با دشمن داناىِ خود مشورت كن و از نظر دوستِ نادان خود بپرهيز .
( غرر الحكم : ۲۴۷۱ )
اِتَّبِعْ ، مَن يُبكِيكَ و هُو لكَ ناصِحٌ
و لا تَتَّبِعْ ، مَن يُضحِكَكَ و هُو لكَ غاشٌّ .
از كسى كه تو را بگرياند ، امّا با تو صادق باشد، پيروى كن
و از كسى كه تو را بخنداند ، اما با تو يكرنگ نباشد ، پيروى مكن .
( المحاسن : ۲/۴۴۰/۲۵۲۶ )
مرزهاى مشورت :
إنّ المَشورَةَ لا تكونُ إلاّ بِحُدُودِها الأربَعةِ ···
فأوَّلُها ، أن يكونَ الذي تُشاوِرُهُ عاقِلاً
و الثانيةُ ، أن يَكونَ حُرّا مُتَدَيِّنا
و الثالثةُ ، أن يكونَ صَديقا مُواخِيا
و الرابعةُ ، أن تُطلِعَه على سِرِّكَ فَيكونَ عِلمُهُ بهِ كَعِلمِكَ ، ثُمّ يُسِرَّ ذلكَ و يَكتُمَهُ .
مشورت جز با مرزهاى چهارگانه آن صحيح نيست . . .
نخستين مرز آن اين است كه ،كسى كه با او مشورت مى كنى خردمند باشد .
دوم اين كه ، آزاده و متدين باشد .
سوم اين كه ، دوست و برادر وار باشد
و چهارم اين كه ، راز خود را به او بگويى و او به اندازه خودت از آن راز آگاه باشد ، اما آن را بپوشاند و به كسى نگويد .
( مكارم الأخلاق : ۲/۹۸/۲۲۸۰ )
تشويق به راهنمايى كردن مشورت خواه :
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :
تَصَدَّقُوا على أخِيكُم بِعِلمٍ يُرشِدُهُ و رَأيٍ يُسَدِّدُهُ .
با دانشى كه برادر [دينى ] شما را راهنمايى مى كند و با نظرى كه راه درست را به او نشان مى دهد ، به وى صدقه بدهيد .
( بحار الأنوار : ۷۵/۱۰۵/۴۰ )
امام زين العابدين عليه السلام :
إرشادُ المُستَشِيرِ ، قَضاءٌ لِحَقِّ النِّعمَةِ .
راهنمايى كردن مشورت خواه ، گزاردن حق نعمت است .
( تحف العقول : ۲۸۳ )
امام زين العابدين عليه السلام :
حَقُّ المُستَشيرِ ؛
إنْ عَلِمتَ أنَّ لَهُ رَأيا ، أشَرتَ علَيهِ
و إن لَم تَعلَمْ ، أرشَدتَهُ إلى مَن يَعلَمُ .
حق مشورت كننده اين است ؛
كه اگر براى راهنمايى او نظرى دارى ، راهنماييش كنى
و اگر اطلاعى نداشته باشى ، او را به كسى كه [ در آن زمينه ] آگاهى دارد ، راهنمايى كنى .
( في الأمالي للصدوق: ۴۵۶/۶۱۰ - الخصال : ۵۷۰/۱ )
اِعلَمْ أنّ ضارِبَ عَلِيٍّ عليه السلام بالسَّيفِ و قاتِلَهُ لَوِ ائتَمَنَني و استَنصَحَني و استَشارَني ،
ثُمّ قَبِلتُ ذلكَ مِنهُ ، لأَدَّيتُ إلَيهِ الأمانَةَ .
بدان كه [ حتى ] اگر ضارب و قاتل على عليه السلام به من امانتى سپارد و از من راهنمايى و مشورت بخواهد
و من هم خواست او را بپذيرم ، امانت را به او برمى گردانم .
( تحف العقول : ۳۷۴ )
آداب كسى كه مورد مشورت قرار مى گيرد :
لا تكونَنَّ أوَّلَ مُشِيرٍ و إيّاكَ و الرأيَ الفَطِيرَ و تَجَنَّبِ ارتِجالَ الكلامِ
و لا تُشِرْ على مُستَبِدٍّ بِرَأيِهِ و لا على وَغدٍ و لا على مُتَلَوِّنٍ و لا على لَجُوجٍ
و خَفِ اللّه َ في مُوافَقَةِ هَوَى المُستَشِيرِ ؛
فإنّ التِماسَ مُوافَقَتِهِ ، لُؤمٌ و سُوءَ الإسماعِ منهُ ، خيانَةٌ .
[در مشورت] نخستين كسى مباش كه نظر مى دهد و از اظهار رأى خام و ناپخته بپرهيز و از ناسنجيده گويى دورى كن
و به آدمِ خودرأى و سست انديش و دمدمى مزاج و لجوج مشورت مده
و از خدا بترس و سعى نكن در مشورت، مطابق ميل و هوس مشورت خواه ، نظر دهى؛
زيرا كه باب ميل او مشورت دادن ، پستى است و خوب گوش ندادن به حرفهاى او ، خيانت است .
( الدرّة الباهرة : ۳۱ )
پرهيز از خيانت در مشورت :
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :
مَن غَشَّ المسلمينَ في مَشورَةٍ ، فقد بَرِئتُ مِنهُ .
هركه به مسلمانان در مشورتى خيانت كند ، من از او بيزارم .
(عيون أخبار الرِّضا : ۲/۶۶/۲۹۶ )
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :
مَنِ استَشارَهُ أخُوهُ المؤمنُ ، فلَم يَمحَضْهُ النَّصيحَةَ ، سَلَبَهُ اللّه ُ لُبَّهُ .
هركه برادر مؤمنش با وى مشورت كند و او صادقانه راهنماييش نكند ، خداوند عقلش را از او بگيرد .
( بحار الأنوار : ۷۵/۱۰۴/۳۶ )
خِيانَةُ المُستَسلِمِ و المُستَشِيرِ ، مِن أفظَعِ الاُمورِ و أعظَمِ الشُّرورِ و مُوجِبُ عذابِ السَّعيرِ .
خيانت كردن به فرد تسليم شده و شخص مشورت خواه ، از شنيع ترين كارها و بزرگترين بديهاست و موجب عذابِ آتشِ فروزان مى شود .
( غرر الحكم : ۵۰۷۵ )
ظُلمُ المُستَشيرِ ، ظُلمٌ و خِيانَةٌ .
ستم كردن به مشورت خواه ، هم ستم است و هم خيانت .
( غرر الحكم : ۶۰۳۷ )
مَنِ استَشارَ أخاهُ ، فَلَم يَنصَحْهُ مَحْضَ الرَّأيِ ، سَلَبَهُ اللّه ُ رَأيَهُ .
هركه با برادر خود مشورت كند ، و او خالصانه راهنماييش نكند ، خداوند انديشه او را از وى بگيرد .
( المحاسن : ۲/۴۳۸/۲۵۲۱ )
مشورت در امر امامت :
فَيا للّه َِ و لِلشُّورى ! متَى اعتَرَضَ الرَّيبُ فِيَّ مع الأوَّلِ مِنهُم ،
حتّى صِرتُ اُقرَنُ إلى هذهِ النَّظائرِ ؟!
اى داد از آن شورا! چگونه درباره من ترديد كردند و با آن اوّلى ( ابو بكر ) برابرم دانستند،
تا جايى كه امروز با اين اشخاص (شوراى منتخب عمر) همرديف شده ام؟!
( نهج البلاغة : الخطبة ۳ )
امام على عليه السلام ـ در نامه خود به معاويه ـ نوشت :
إنّهُ بايَعَني القَومُ الذينَ بايَعُوا أبا بكرٍ و عُمَرَ و عُثمانَ على ما بايَعُوهُم علَيهِ .
فلَم يَكُن لِلشاهِدِ ، أن يَختارَ و لا للغائبِ ، أن يَرُدَّ
و إنّما الشُّورى لِلمُهاجِرِينَ و الأنصارِ .
فإنِ اجتَمَعُوا على رَجُلٍ و سَمَّوهُ إماما ، كانَ ذلكَ للّه ِِ رِضا .
همان مردمى كه با ابو بكر و عمر و عثمان بيعت كردند ، با من نيز بيعتى همان گونه كردند .
بنا بر اين آن كه [ در موقع بيعت با من ] حاضر بوده است ، نسزد كه [جز مرا ] انتخاب كند و آن كه حاضر نبوده ، حق ندارد نپذيرد .
مشورت، حق مهاجران و انصار است .
اگر آنان درباره مردى توافق كردند و او را پيشوا ناميدند ، خشنودى خدا نيز در آن است .
( نهج البلاغة : الكتاب ۶ )
أيُّها الناسُ ! إنّ أحَقَّ الناسِ بهذا الأمرِ ، أقواهُم علَيهِ ، و أعلَمَهُم (أعمَلَهم) بأمرِ اللّه ِ فيهِ ···
لَئن كانتِ الإمامةُ لا تَنعَقِدُ حتّى يَحضُرَها عامَّةُ الناسِ ، فما إلى ذلكَ سَبيلٌ
و لكنْ أهلُها يَحكُمُونَ على مَن غابَ عَنها .
ثُمّ ليسَ للشاهِدِ أن يَرجِعَ و لا للغائبِ أن يَختارَ .
اى مردم! سزاوارترين مردمان به اين امر ( خلافت و پيشوايى ) ، تواناترين آنها بر آن و داناترينشان [ عمل كننده ترينشان ] به فرمان خدا در زمينه آن است . . .
اگر پيشوايىْ، جز با حضور همه مردم تحقق نيابد ، در آن صورت هرگز اين كار صورت نخواهد گرفت .
( چون حضور همه مردم براى تعيين خليفه و رهبر در يك جا، ناشدنى است .)
اما كسانى كه اهل آن هستند ، از طرف كسانى كه حضور ندارند ، نظر مى دهند .
در اين صورت ، آن كه حضور داشته ، نبايد از نظر خود برگردد [ و بيعت شكند ] و آن كه حضور نداشته است ، حق انتخاب [ كسى ديگر را ] ندارد .
( نهج البلاغة : الخطبة ۱۷۳ )
امام على عليه السلام ـ هنگام شورا براى تعيين خليفه پس از مرگ عمر ـ مى فرمود :
لَن يُسرِعَ أحَدٌ قَبلي إلى دَعوَةِ حَقٍّ و صِلَةِ رَحِمٍ و عائدةِ كَرَمٍ .
فَاسمَعُوا قَولي و عُوا مَنطِقِي ؛
عسى أن تَرَوا هذَا الأمرَ ، مِن بعدِ هذَا اليَومِ ، تُنتَضى فيهِ السُّيوفُ و تُخانُ فيهِ العُهودُ ،
حتّى يكونَ بعضُكُم أئمّةً لأِهلِ الضَّلالَةِ و شِيعَةً لأهلِ الجَهالَةِ
هيچ كس پيش از من به اجابتِ دعوتِ حق و پيوند با خويشان و احسان نشتافته است .
پس سخنم را بشنويد و گفتارم را بفهميد ؛
چه بسا پس از امروز ، امر خلافت را خواهيد ديد كه شمشيرها در آن كشيده و پيمانها شكسته خواهد شد ،
تا جايى كه بعضى از شما پيشواىِ گمراهان خواهيد شد و پيرو نادانان .
( نهج البلاغة : الخطبة ۱۳۹ )
بحار الأنوار :
ـ از جمله شروطى كه امام حسن عليه السلام در صلح نامه اش براى معاويه گذاشت ، اين بود ـ :
ليسَ لِمُعاويةَ بنِ أبي سُفيانَ أن يَعهَدَ إلى أحَدٍ مِن بَعدِهِ عَهدا ؛
بَل يكونُ الأمرُ مِن بَعدِهِ شُورى بَينَ المسلمينَ .
معاوية بن ابى سفيان حق ندارد پس از خود احدى را به خلافت برگزيند ؛
بلكه پس از او موضوع خلافت به شوراى مسلمانان وا گذار خواهد شد .
( بحار الأنوار : ۴۴/۶۵/۱۳ - با عنايت به رواياتى كه به طور قطع اثبات مى كنند امامت شورايى نيست و انتخاب امام پس از پيامبر خدا صلى الله عليه و آله بايد از طرف خداوند متعال باشد ،اين روايات از باب جدال احسن و مماشات بر مبناى خصم صادر شده است ( ر. ك : امامت عامّه : باب ۱۵۵) )
مشورت كردن امام :
لا تَكُفُّوا عَن مَقالَةٍ بِحَقٍّ أو مَشورَةٍ بِعَدلٍ ؛
فإنّي لَستُ في نَفسِي بِفَوقِ أن اُخطِئَ و لا آمَنُ ذلكَ مِن فِعلي ،
إلاّ أن يَكفِيَ اللّه ُ مِن نَفسِي ما هُو أملَكُ بهِ مِنّي .
از گفتن سخن حق يا مشورت دادن عادلانه خوددارى نكنيد ؛
زيرا من خود را بالاتر از اين كه خطا كنم نمى دانم و از اشتباهكارى ايمن نيستم ،
مگر اين كه خداى بزرگ مرا حفظ كند كه اختياردار هموست .
( نهج البلاغة : الخطبة ۲۱۶ )
امام على عليه السلام ـ به عبد اللّه بن عباس كه ايشان را به چيزى راهنمايى كرد، كه با نظر ايشان سازگارى نداشت ـ فرمود :
لكَ أن تُشِيرَ عَلَيَّ و أرى ؛
فإن عَصَيتُكَ ، فَأطِعني
تو حق دارى نظرت را به من بگويى و من هم نظر خاص خود را دارم ؛
بنا بر اين اگر بر خلاف [ نظر] تو عمل كردم ، تو از من پيروى كن .
( نهج البلاغة : الحكمة ۳۲۱ )
امام على عليه السلام ـ بعد از آن كه با ايشان به خلافت بيعت شد
و آنگاه كه طلحه و زبير از آن حضرت انتقاد كردند كه با آنان مشورت نمى كند و در كارها از ايشان كمك نمى گيرد ـ فرمود :
و اللّه ِ ما كانَت لي فِي الخِلافَةِ رَغبَةٌ ···
فلمّا أفضَتْ إلَيَّ نَظَرتُ إلى كتابِ اللّه ِ و ما وَضَعَ لَنا و أمَرَنا بِالحُكمِ بهِ ، فَاتَّبَعتُهُ
و ما استَنَّ النَّبِيُّ صلى الله عليه و آله ، فاقتَدَيتُهُ ؛
فلَم أحتَجْ في ذلكَ إلى رَأيِكُما و لا رَأيِ غَيرِكُما
و لا وَقَعَ حُكمٌ جَهِلتُهُ . فَأستَشِيرَكُما و إخوانِي مِن المسلمينَ
و لَو كانَ ذلكَ لَم أرغَبْ عَنكُما و لا عَن غَيرِكُما .
به خدا سوگند كه من به خلافت رغبتى نداشتم . . .
اما چون به من رسيد ، به كتاب خدا و دستورها و تكاليف آن در زمينه حكومت نگريستم و از آن پيروى كردم
و به روشى كه پيامبر وضع كرده نيز نگاه كردم و آن را سرمشق قرار دادم ؛
بنا بر اين در اين زمينه (حكومت ) نه به نظر شما دو تن نيازى داشتم و نه به نظر غير شما
و هيچ حكمى هم پيش نيامده كه آن را ندانم و در نتيجه با شما و برادران مسلمانم مشورت كنم .
اگر چنين مسئله اى پيش مى آمد ، نه از شما روى مى گردانم و نه از ديگران .
( نهج البلاغة : الخطبة ۲۰۵ )
میزان الحکمه،جلد ششم.
- حدیث
- میزان الحکمه جلد ششم
- حدیث درباره مشورت کردن
- مشورت
- حدیث درباره مشورت
- مشورت با مردم
- مشورت دادن به انجام کار خیر
کانال قرآن و حدیث را درشبکه های اجتماعی دنبال کنید.
عناوین
موضوع بندی احادیثموضوع بندی نهج البلاغهترجمه و شروح اصول کافیشرح احادیث اهل البیت
احادیث اهل البیت
احادیث پیامبر (ص)احادیث امام علی (ع)احادیث حضرت زهرا (س)احادیث امام حسن (ع)
احادیث امام حسین (ع)احادیث امام سجاد (ع)احادیث امام باقر (ع)احادیث امام صادق (ع)
احادیث امام کاظم (ع)احادیث امام رضا (ع)احادیث امام جواد (ع)احادیث امام هادی (ع)
احادیث امام عسکری (ع)احادیث امام زمان (عج)
مطالب مرتبط
۱۴۰۱/۰۵/۳۱
برادر در احادیث
۱۴۰۱/۰۶/۲۳
وقار و متانت از نظر احادیث
۱۳۹۶/۱۲/۰۲
راز از نظر احادیث
۱۴۰۱/۰۶/۰۱
دوراندیشی از نظر احادیث
۱۴۰۱/۰۶/۰۱
نادانی در احادیث
۱۴۰۱/۰۶/۰۲
ظن و گمان از نظر احادیث
۱۴۰۱/۰۶/۱۷
دوست در احادیث
۱۳۹۶/۰۵/۲۳
صداقت و راستی در احادیث
۱۴۰۱/۰۶/۰۱
تجربه در احادیث
۱۴۰۱/۰۶/۰۳
عیب جویی از نظر احادیث
https://ahlolbait.com/article/4940/مشورت-در-احادیث#a1
گفتگو با هوش مصنوعی
💬 سلام! میخوای دربارهی «نظریات و رهنمودهای بزرگان جهان ائمه معصومین سلام الله علیهم در رابطه با مشورت» بیشتر بدونی؟ من اینجام که راهنماییت کنم.


















