امامت، خلافت خدا و رسول خدا(ص) است / ضرورت و مفهوم معرفت امام
به گزارش خبرنگار مهر ، متن زیر برشی از کتاب «معرفت امام زمان» اثر ابراهیم شفیعی سروستانی است که در ادامه می خوانید؛
الف) معنای لغوی امام
امام، واژه ای عربی و به معنای پیشوا، سرپرست و مقتداست. [۱] راغب اصفهانی درباره این واژه می نویسد: امام کسی است که به او اقتدا می شود چه شیء مورد اقتدا انسان باشد که به گفتار و کردارش اقتدا شود یا کتابی باشد یا شیء دیگری، چه این اقتدا حق و صواب باشد و چه باطل و ناصواب. [۲]
برخی دیگر از لغت نگاران نیز چنین معنایی را از امام ارائه داده اند. [۳] برخی متکلمان که به معنای لغوی این واژه پرداخته اند، نوشته اند: معنای لغوی واژه امامت آن است که دیگری مورد تبعیت و پیروی قرار گیرد؛ یعنی رئیس باشد و امام کسی است که مورد تبعیت و اقتدا قرار می گیرد. از آن جهت که در مفهوم امامت تبعیت و اقتدا نهفته است به کسی که نماز جماعت برگزارمی کند امام گویند؛ زیرا مردم در قیام و رکوع و سجده و تشهد به وی اقتدا کرده و از او تبعیت می کنند، بنابراین او مورد تبعیت است. [۴] بنابراین، امامت در لغت به معنای رهبری و ریاست امت است که طبعا نوعی تبعیت و پیروی گروهی را به همراه دارد.
از آن چه گفتیم می توان دریافت که واژه امامت از یک سو «پیشوایی و راهبری» و از سوی دیگر «تبعیت و پیروی» را می رساند، ولی این که این پیشوایی و پیروی در چه حوزه و قلمروی باشد یا در چه بعد از ابعاد زندگی انسان مطرح شود، از مفهوم لغوی واژه امامت خارج است؛ همچنان که عمومیت یا اختصاص در حوزه ای که تبعیت و پیشوایی انجام می شود از این واژه استفاده نمی شود. همچنین این واژه به خودی خود تعیین کننده بار ارزشی مثبت یا منفی نیست.
بنابراین، از معنای لغوی این واژه استفاده نمی شود که امامت و پیشوایی در حوزه و قلمرو دینی مردم است یا در حوزه دنیایی آنها. در واقع قرائن و شواهد خارجی است که تعیین کننده هر یک از این جنبه های یاد شده است. [۵]
واژه امام در قرآن دوازده بار به صورت مفرد یا جمع به کار رفته است. [۶] در این استعمال ها امامت به همان معنای لغوی است؛ یعنی به معنای مطلق رهبری و پیشوایی به کار رفته و چیزی بر معنای آن اضافه نشده است و هر گاه ویژگی و خصوصیتی مدنظر بوده با قید و قرینه بیان شده است؛ مثلا در یکی از آیات قرآن می خوانیم: «و جعلناهم أئمة یهدون بأمرنا؛ و آنان را پیشوایانی قرار دادیم که به فرمان ما هدایت می کردند». [۷]
از «یهدون بامرنا» می فهمیم که امامت مطرح شده در این آیه، امامت حق است. در آیه دیگری می خوانیم: «وجعلناهم أئمة یدعون إلی النار؛ و آنان را پیشوایانی که به سوی آتش می خوانند، گردانیدیم». [۸] در یکی دیگر از آیات قرآن چنین آمده است: «فقاتلوا أئمة الکفر؛ پس با پیشوایان کفر بجنگید». [۹]
از دو قرینه «یدعون الی النار» و «ائمة الکفر» می فهمیم که آن چه در این دو آیه طرح شده، امامت باطل است.
همچنین از بررسی موارد متعددی که واژه امامت در گفتار معصومین (ع) به کار رفته است، در می یابیم که این واژه در اصل به معنای مطلق پیشوایی و رهبری است و هر یک از خصوصیات پیش گفته با قرینه و قید دیگری فهمانده شده است. [۱۰]
در روایات اسلامی، واژه های امام و امامت از جایگاه بسیار برجسته ای برخوردار بوده و از آن به عنوان مقامی الهی یاد شده است که دست اختیار و انتخاب بشر به آن نمی رسد. از جمله این روایات، می توان به روایت زیر که از امام رضا (ع) نقل شده است، اشاره کرد: إن الإمامة أجل قدرا و أعظم شأنا و أعلا مکانا و أمنع جانبا و أبعد غورا من أن یبلغها الناس بعقولهم أو ینالوها بآرائهم أو یقیموا إماما باختیارهم. إن الإمامة خص الله عزوجل بها ابراهیم الخلیل بعد النبوة و الخلة مرتبة ثالثة… إن الإمامة هی منزلة الأنبیاء و إرث الأوصیاء، إن الإمامة خلافة الله و خلافة الرسول (ص). [۱۱]
همانا امامت، قدرش والاتر، شأنش بزرگ تر، منزلتش عالی تر، جایگاهش بلندتر و ژرفایش بیشتر از آن است که مردم با خرده ای خود به آن برسند یا با آرائشان آن را دریابند یا با انتخاب خود امامی منصوب کنند. همانا امامت مقامی است که خدای عزوجل پس از رتبه نبوت و خلت در مرتبه سوم به ابراهیم خلیل (ع) اختصاص داده است …. همانا امامت مقام پیامبران و میراث اوصیاء است. همانا امامت خلافت خدا و خلافت رسول خدا (ص) است.
ب) معنای اصطلاحی امام
گروهی از متکلمان امامیه، امامت را به «ریاست عام دینی و دنیایی» تعریف کرده اند؛ مثلا شیخ مفید در تعریف و توصیف امام می نویسد: امام کسی است که در امور دینی و دنیایی مردم به جانشینی از پیامبر (ص)، ریاستی فراگیر دارد. [۱۲]
همچنین خواجه طوسی پس از آنکه مسائل مهم بخش امامت را پاسخگویی به پنج پرسش «[معنای] امام چیست؟ آیا امام موجود است؟ برای چه امام موجود است؟ امام چگونه است؟ و امام کیست؟» می داند، [۱۳] در پاسخ پرسش نخست می نویسد: امام کسی است که ریاست فراگیر در امور دینی و دنیایی را اصالتا نه به نیابت از دیگری در این دنیا به عهده دارد. [۱۴]
گرچه این دو عبارت به توصیف امام می پردازد، ولی تا حد بسیاری مفهوم امامت را بیان می کند، لذا خواجه طوسی آن را کامل تر از سایر تعریف ها و منطبق بر معنای اصطلاحی و کلامی «امامت» می داند.
در این تعریف ها صراحتا آمده است که امامت در معنای اصطلاحی و کلامی خویش دو حوزه دین و دنیا را دربرمی گیرد؛ یعنی امامت همان گونه که ریاست و مرجعیت در امور دینی است مرجعیت در امور دنیایی نیز می باشد. [۱۵]
الف) معنای لغوی امام
امام، واژه ای عربی و به معنای پیشوا، سرپرست و مقتداست. [۱] راغب اصفهانی درباره این واژه می نویسد: امام کسی است که به او اقتدا می شود چه شیء مورد اقتدا انسان باشد که به گفتار و کردارش اقتدا شود یا کتابی باشد یا شیء دیگری، چه این اقتدا حق و صواب باشد و چه باطل و ناصواب. [۲]
برخی دیگر از لغت نگاران نیز چنین معنایی را از امام ارائه داده اند. [۳] برخی متکلمان که به معنای لغوی این واژه پرداخته اند، نوشته اند: معنای لغوی واژه امامت آن است که دیگری مورد تبعیت و پیروی قرار گیرد؛ یعنی رئیس باشد و امام کسی است که مورد تبعیت و اقتدا قرار می گیرد. از آن جهت که در مفهوم امامت تبعیت و اقتدا نهفته است به کسی که نماز جماعت برگزارمی کند امام گویند؛ زیرا مردم در قیام و رکوع و سجده و تشهد به وی اقتدا کرده و از او تبعیت می کنند، بنابراین او مورد تبعیت است. [۴] بنابراین، امامت در لغت به معنای رهبری و ریاست امت است که طبعا نوعی تبعیت و پیروی گروهی را به همراه دارد.
از آن چه گفتیم می توان دریافت که واژه امامت از یک سو «پیشوایی و راهبری» و از سوی دیگر «تبعیت و پیروی» را می رساند، ولی این که این پیشوایی و پیروی در چه حوزه و قلمروی باشد یا در چه بعد از ابعاد زندگی انسان مطرح شود، از مفهوم لغوی واژه امامت خارج است؛ همچنان که عمومیت یا اختصاص در حوزه ای که تبعیت و پیشوایی انجام می شود از این واژه استفاده نمی شود. همچنین این واژه به خودی خود تعیین کننده بار ارزشی مثبت یا منفی نیست.
بنابراین، از معنای لغوی این واژه استفاده نمی شود که امامت و پیشوایی در حوزه و قلمرو دینی مردم است یا در حوزه دنیایی آنها. در واقع قرائن و شواهد خارجی است که تعیین کننده هر یک از این جنبه های یاد شده است. [۵]
واژه امام در قرآن دوازده بار به صورت مفرد یا جمع به کار رفته است. [۶] در این استعمال ها امامت به همان معنای لغوی است؛ یعنی به معنای مطلق رهبری و پیشوایی به کار رفته و چیزی بر معنای آن اضافه نشده است و هر گاه ویژگی و خصوصیتی مدنظر بوده با قید و قرینه بیان شده است؛ مثلا در یکی از آیات قرآن می خوانیم: «و جعلناهم أئمة یهدون بأمرنا؛ و آنان را پیشوایانی قرار دادیم که به فرمان ما هدایت می کردند». [۷]
از «یهدون بامرنا» می فهمیم که امامت مطرح شده در این آیه، امامت حق است. در آیه دیگری می خوانیم: «وجعلناهم أئمة یدعون إلی النار؛ و آنان را پیشوایانی که به سوی آتش می خوانند، گردانیدیم». [۸] در یکی دیگر از آیات قرآن چنین آمده است: «فقاتلوا أئمة الکفر؛ پس با پیشوایان کفر بجنگید». [۹]
از دو قرینه «یدعون الی النار» و «ائمة الکفر» می فهمیم که آن چه در این دو آیه طرح شده، امامت باطل است.
همچنین از بررسی موارد متعددی که واژه امامت در گفتار معصومین (ع) به کار رفته است، در می یابیم که این واژه در اصل به معنای مطلق پیشوایی و رهبری است و هر یک از خصوصیات پیش گفته با قرینه و قید دیگری فهمانده شده است. [۱۰]
در روایات اسلامی، واژه های امام و امامت از جایگاه بسیار برجسته ای برخوردار بوده و از آن به عنوان مقامی الهی یاد شده است که دست اختیار و انتخاب بشر به آن نمی رسد. از جمله این روایات، می توان به روایت زیر که از امام رضا (ع) نقل شده است، اشاره کرد: إن الإمامة أجل قدرا و أعظم شأنا و أعلا مکانا و أمنع جانبا و أبعد غورا من أن یبلغها الناس بعقولهم أو ینالوها بآرائهم أو یقیموا إماما باختیارهم. إن الإمامة خص الله عزوجل بها ابراهیم الخلیل بعد النبوة و الخلة مرتبة ثالثة… إن الإمامة هی منزلة الأنبیاء و إرث الأوصیاء، إن الإمامة خلافة الله و خلافة الرسول (ص). [۱۱]
همانا امامت، قدرش والاتر، شأنش بزرگ تر، منزلتش عالی تر، جایگاهش بلندتر و ژرفایش بیشتر از آن است که مردم با خرده ای خود به آن برسند یا با آرائشان آن را دریابند یا با انتخاب خود امامی منصوب کنند. همانا امامت مقامی است که خدای عزوجل پس از رتبه نبوت و خلت در مرتبه سوم به ابراهیم خلیل (ع) اختصاص داده است …. همانا امامت مقام پیامبران و میراث اوصیاء است. همانا امامت خلافت خدا و خلافت رسول خدا (ص) است.
ب) معنای اصطلاحی امام
گروهی از متکلمان امامیه، امامت را به «ریاست عام دینی و دنیایی» تعریف کرده اند؛ مثلا شیخ مفید در تعریف و توصیف امام می نویسد: امام کسی است که در امور دینی و دنیایی مردم به جانشینی از پیامبر (ص)، ریاستی فراگیر دارد. [۱۲]
همچنین خواجه طوسی پس از آنکه مسائل مهم بخش امامت را پاسخگویی به پنج پرسش «[معنای] امام چیست؟ آیا امام موجود است؟ برای چه امام موجود است؟ امام چگونه است؟ و امام کیست؟» می داند، [۱۳] در پاسخ پرسش نخست می نویسد: امام کسی است که ریاست فراگیر در امور دینی و دنیایی را اصالتا نه به نیابت از دیگری در این دنیا به عهده دارد. [۱۴]
گرچه این دو عبارت به توصیف امام می پردازد، ولی تا حد بسیاری مفهوم امامت را بیان می کند، لذا خواجه طوسی آن را کامل تر از سایر تعریف ها و منطبق بر معنای اصطلاحی و کلامی «امامت» می داند.
در این تعریف ها صراحتا آمده است که امامت در معنای اصطلاحی و کلامی خویش دو حوزه دین و دنیا را دربرمی گیرد؛ یعنی امامت همان گونه که ریاست و مرجعیت در امور دینی است مرجعیت در امور دنیایی نیز می باشد. [۱۵]
گفتگو با هوش مصنوعی
💬 سلام! میخوای دربارهی «امامت، خلافت خدا و رسول خدا(ص) است#@! ضرورت و مفهوم معرفت امام» بیشتر بدونی؟ من اینجام که راهنماییت کنم.