بیان لطیف آیت الله جوادی آملی از تعبیر قرآن درباره معراج پیامبر
به گزارش خبرگزاری مهر، آیت الله جوادی آملی در جلسه درس تفسیر سوره مبارکه نجم، با بیان اینکه تعبیرات خود قرآن کریم نسبت به سیر انبیا (ع) یکسان نیست، می گوید: تعبیرات خود قرآن کریم نسبت به سیر انبیا (علیهم السلام) یکسان نیست، متفاوت است. در سوره مبارکه «اعراف» از وجود مبارک موسای کلیم (سلام الله علیه) که به میقات الهی طبق وعده الهی رفت، در آیه ۱۴۳ دارد که «و لما جاء موسی لمیقاتنا»، آغاز آن با سیر و سلوک خود موسای کلیم شروع می شود، فرمود موسی آمد! از آن به بعد «و قربناه نجیا»؛ اما در جریان معراج پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم) از همان آغاز فرمود خدا او را برد، نه اینکه او آمد؛ این «سبحان الذی أسری »، سرفصل قصه معراج است، از همان اول فرمود خدا او را برد؛ ولی در جریان مناجات موسای کلیم این طور نبود که از اول موسای کلیم را برده باشد، از اول موسای کلیم، طبق قرارداد و وعده ها و اذن الهی آمد! این گروه را می گویند اینها سالک مجذوب هستند؛ یعنی اول یک مقدار راه را باید بروند، بعدا فیض الهی شامل حال ایشان بشود. اینها سالکی هستند که بعدا جذبه الهی نصیب آنها می شود، اینها مشکلی ندارند، برای اینکه آن مقداری که مربوط به خودشان بود به طور عادی راه را رفتند، بعد فیض و جذبه الهی نصیب آنها شد؛ گرچه همه توفیقات با فیض الهی است.
آن مقداری که «ما کذب الفؤاد ما رأی» است، آن قسمت مربوط به روح انسان است؛ مثل الآن! در اینجا درس و بحث که روحانی نیست، ما بدنی داریم که از راه دور و نزدیک به این مسجد می آییم، جایی هم می نشینیم، با وسیله ای هم می آییم، حرف می زنیم، حرف می شنویم، اینها بدنی است؛ اما آن مطالبی که می فهمیم که در مسجد نیست، مربوط به بدن نیست. اینکه ما از آن مرحله ای که «ما کذب الفؤاد ما رأی»، بپرسیم آنجا براق حضور داشت یا نه؟ اصلا آنجا جای بدن نیست تا جای براق باشد! الآن صحیح است که از ما سوال بکنند که شما از منزل تا مسجد با چه وسیله ای آمدید؟ می گوئیم یا پیاده آمدیم یا با فلان وسیله آمدیم. این جا هم که می نشینیم، یک مکان معینی است که می نشینیم، یک زمان معینی است می نشینیم، حرف می زنیم، حرف می شنویم، اینها بدنی است، اینها درست است؛ اما این مطلبی که می فهمیم، این کجاست؟! این مربوط به بدن نیست.
جریان معراج حضرت، تا آن جا که مربوط به بدن بود، رفتن بود، امثال آن حالا یا با براق بود یا با غیر براق بود، امر بدنی و امثال آن است؛ اما از آن بخشی که مربوط به قلب مطهر حضرت است، فرمود: «ما کذب الفؤاد ما رأی»، آنجا دیگر جا برای براق نیست، جا برای بدن نیست، اصلا سوال راه ندارد؛ مثل اینکه درباره خود ما هم این جا سوال راه ندارد. در عین حال که ما بدن داریم، حرف می زنیم، حرف می شنویم، این مطالب بدنی نیست. در عین حال که حضرت بدن داشت، سیر بدنی و مکانی داشت؛ اما آن مطالب فرمود: «ما کذب الفؤاد ما رأی»، آن جا دیگر جا برای براق و بدن و امثال آن نیست.
آن مقداری که «ما کذب الفؤاد ما رأی» است، آن قسمت مربوط به روح انسان است؛ مثل الآن! در اینجا درس و بحث که روحانی نیست، ما بدنی داریم که از راه دور و نزدیک به این مسجد می آییم، جایی هم می نشینیم، با وسیله ای هم می آییم، حرف می زنیم، حرف می شنویم، اینها بدنی است؛ اما آن مطالبی که می فهمیم که در مسجد نیست، مربوط به بدن نیست. اینکه ما از آن مرحله ای که «ما کذب الفؤاد ما رأی»، بپرسیم آنجا براق حضور داشت یا نه؟ اصلا آنجا جای بدن نیست تا جای براق باشد! الآن صحیح است که از ما سوال بکنند که شما از منزل تا مسجد با چه وسیله ای آمدید؟ می گوئیم یا پیاده آمدیم یا با فلان وسیله آمدیم. این جا هم که می نشینیم، یک مکان معینی است که می نشینیم، یک زمان معینی است می نشینیم، حرف می زنیم، حرف می شنویم، اینها بدنی است، اینها درست است؛ اما این مطلبی که می فهمیم، این کجاست؟! این مربوط به بدن نیست.
جریان معراج حضرت، تا آن جا که مربوط به بدن بود، رفتن بود، امثال آن حالا یا با براق بود یا با غیر براق بود، امر بدنی و امثال آن است؛ اما از آن بخشی که مربوط به قلب مطهر حضرت است، فرمود: «ما کذب الفؤاد ما رأی»، آنجا دیگر جا برای براق نیست، جا برای بدن نیست، اصلا سوال راه ندارد؛ مثل اینکه درباره خود ما هم این جا سوال راه ندارد. در عین حال که ما بدن داریم، حرف می زنیم، حرف می شنویم، این مطالب بدنی نیست. در عین حال که حضرت بدن داشت، سیر بدنی و مکانی داشت؛ اما آن مطالب فرمود: «ما کذب الفؤاد ما رأی»، آن جا دیگر جا برای براق و بدن و امثال آن نیست.
گفتگو با هوش مصنوعی
💬 سلام! میخوای دربارهی «بیان لطیف آیت الله جوادی آملی از تعبیر قرآن درباره معراج پیامبر» بیشتر بدونی؟ من اینجام که راهنماییت کنم.