بیانیه جبهه اصلاحات با اصول قانون اساسی در تعارض است / صادرکنندگان بیانیه از منظر حقوق کیفری می توانند مسئول شناخته شوند
به گزارش مشرق، حسن عبدلیان پور رئیس مرکز وکلا کارشناسان رسمی و مشاوران خانواده قوه قضاییه در یادداشتی نوشت:
بیانیه جبهه اصلاحات با ادبیات پرشور «آشتی ملی» و بازگشت به مردم منتشر شد. از نگاه اولیه، گویی قصد دارد مسیر اصلاحات ساختاری و بازسازی اعتماد ملی را ارائه کند، اما وقتی بند به بند آن را بررسی می کنیم، مشخص می شود بسیاری از مطالب آن با اصول قانون اساسی در تعارض بوده و برخی اقدامات پیشنهادی می توانند جرم کیفری برای صادرکنندگان بیانیه محسوب شوند.
اولا. مقدمه و روایت جنگ
بیانیه با یادآوری تجاوز اسرائیل و جنگ ۱۲ روزه آغاز می شود و توان دفاعی ایران را ستایش می کند. این ستایش درست است، اما متن از این موقعیت برای فشار سیاسی و تغییرات ساختاری بهره می برد.
• طبق اصول ۱۱۰ و ۱۵۰ قانون اساسی، امنیت ملی و دفاع از تمامیت ارضی کشور موضوعی فراتر از جناح بندی هاست.
• استفاده ابزاری از موفقیت دفاعی برای مشروعیت بخشی به اهداف سیاسی، سوءاستفاده از خون و امنیت جمعی مردم است و وجاهت قانونی ندارد.
ثانیا. پیامدهای جنگ و وضعیت اقتصادی
بیانیه به هزینه های انسانی، مالی و روانی جنگ اشاره دارد و از «زخم روانی مردم» سخن می گوید. هرچند واقعیت است، اما متن فاقد راهکار قانونی و عملی برای کاهش پیامدهاست.
• مشکلات اقتصادی مانند تورم، رکود، سقوط ارزش پول و فرار سرمایه مطرح شده اند، اما بدون اشاره به اصول ۴۳ و ۴۴ قانون اساسی، صرفا جنبه شعاری دارند.
• تحلیل اقتصادی بدون سازوکار قانونی، صرفا نمایش بحران است و راهکاری برای بهبود ارائه نمی دهد.
ثالثا. تهدید مکانیزم ماشه و سیاست خارجی
بیانیه هشدار می دهد که فعال سازی مکانیزم ماشه و بازگشت پرونده هسته ای به فصل هفتم منشور، تهدیدی جدی است.
• پیشنهاد «تعلیق داوطلبانه غنی سازی و مذاکره مستقیم با آمریکا» بدون تصویب مجلس (اصل ۷۷) و رعایت استقلال سیاست خارجی (اصل ۱۵۲)، نقض قانون اساسی است.
• این اقدامات ممکن است منافع ملی ایران و استقلال سیاست خارجی کشور را تضعیف کند.
رابعا. سه مسیر پیشنهادی و آشتی ملی
بیانیه سه مسیر ارائه می کند: ادامه وضع موجود، مذاکره تاکتیکی و آشتی ملی با اصلاح ساختار حکمرانی.
• مسیرهای اول و دوم عمدا کم اهمیت جلوه داده شده اند تا مسیر سوم تنها گزینه مطلوب به نظر برسد.
• آشتی ملی واقعی باید بر اساس اصلاحات قانونی، احترام به اصول ۹۹ و ۱۱۰ و تضمین امنیت ملی باشد، نه شعار و آرزو.
خامسا. عفو عمومی، رفع حصر و آزادی زندانیان
بیانیه خواستار:
• عفو عمومی،
• رفع حصر
• آزادی زندانیان سیاسی و عقیدتی،
• پایان سرکوب منتقدان مصلح.
تحلیل حقوقی:
• اصول ۷۱، ۷۲ و ۱۵۶ قانون اساسی مسیر قانونی عفو و آزادی را مشخص کرده اند. بدون تصویب مجلس و تأیید شورای نگهبان، عفو عمومی فاقد وجاهت قانونی است.
• رفع حصر طبق اصل ۱۱۰ در صلاحیت رهبری است و اقدام خودسرانه، غیرقانونی محسوب می شود.
• آزادی زندانیان بدون چارچوب قانونی می تواند نظم عمومی و امنیت ملی را تهدید کند.
سادسا. نظارت استصوابی و جمهوریت نظام
بیانیه حذف نظارت استصوابی را پیش شرط بازگشت به مردم اعلام کرده است.
• اصل ۹۹ قانون اساسی، نظارت شورای نگهبان بر انتخابات را صراحتا مقرر کرده است.
• تلاش برای حذف یا تضعیف آن، نقض قانون اساسی و تهدید رکن اساسی جمهوریت نظام محسوب می شود.
سابعا. نهادهای موازی و نهادهای انتصابی
بیانیه بر انحلال نهادهای موازی و اصلاح نهادهای انتصابی تأکید دارد.
• اصول ۱۱۰ و ۱۷۶ قانون اساسی، چارچوب اختیارات نهادها را مشخص کرده اند. تغییر یا انحلال آن ها بدون اصلاح قانونی، نقض صریح قانون است.
• بازگرداندن اختیارات دولت و محدودسازی شوراهای متعدد بدون پایه قانونی، عبور مستقیم از قانون اساسی محسوب می شود.
• خروج نیروهای نظامی از سیاست، اقتصاد و فرهنگ، مطابق اصل ۱۵۰ باید با رعایت مقررات انجام شود؛ اقدام خودسرانه تضعیف کننده امنیت ملی است.
ثامنا. رسانه ها و آزادی بیان
• اصلاح صداوسیما و آزادی رسانه ها به شکل مطلق، بدون رعایت اصل ۲۴، ناقض قانون است و می تواند زمینه بی نظمی عمومی را فراهم کند.
تاسعا. حقوق زنان
• ادعای «تبعیض سیستماتیک» علیه زنان بدون توجه به اصول ۲۰ و ۲۱ قانون اساسی، نوعی اتهام علیه نظام حقوقی کشور است.
• اصلاح واقعی حقوق زنان باید در چارچوب شرع و قانون اساسی انجام شود.
عاشرا. اقتصاد و فرصت های سرمایه گذاری
• ادعای خروج اقتصاد از تیول الیگارش ها بدون سازوکار قانونی، صرفا شعار سیاسی است.
• اصول ۴۳، ۴۴ و ۴۵ قانون اساسی چارچوب مالکیت و سرمایه گذاری را مشخص کرده اند و بی توجهی به آن، غیرقانونی است.
حادیه. سیاست خارجی و همگرایی منطقه ای
• حمایت از فلسطین و تعامل با همسایگان مطرح شده، اما ایران را به بازیگری منفعل تقلیل داده است.
• این با اصول ۱۵۲ و ۱۵۴ قانون اساسی در تضاد است و استقلال و مسئولیت بین المللی ایران را تضعیف می کند.
دومین بخش: مسئولیت کیفری صادرکنندگان بیانیه
با توجه به محتوای بیانیه، صادرکنندگان آن می توانند مسئولیت کیفری داشته باشند:
• ماده ۵۰۰ قانون مجازات اسلامی: تبلیغ علیه نظام، شامل بسیاری از جملات بیانیه.
• ماده ۶۹۸ قانون مجازات اسلامی: نشر اکاذیب و تشویش اذهان عمومی، به ویژه درباره وضعیت اقتصادی و سیاسی.
• ماده ۵۰۸ قانون مجازات اسلامی: همکاری با دولت های متخاصم، از جمله توصیه به مذاکرات یک جانبه با آمریکا.
• اصول ۱۵۶ و ۱۵۰ قانون اساسی: وظایف قوه قضاییه و حفظ امنیت داخلی.
در نهایت بیانیه جبهه اصلاحات، با ظاهر آشتی ملی و بازگشت به مردم، در عمل بسیاری از اصول قانون اساسی را زیر پا گذاشته و برخی اقدامات پیشنهادی ناقض قانون و امنیت ملی است. صادرکنندگان آن از منظر حقوق کیفری می توانند مسئول شناخته شوند و مفاد بیانیه مصداق تبلیغ علیه نظام، نشر اکاذیب و همکاری با دشمن است.
بیانیه جبهه اصلاحات با ادبیات پرشور «آشتی ملی» و بازگشت به مردم منتشر شد. از نگاه اولیه، گویی قصد دارد مسیر اصلاحات ساختاری و بازسازی اعتماد ملی را ارائه کند، اما وقتی بند به بند آن را بررسی می کنیم، مشخص می شود بسیاری از مطالب آن با اصول قانون اساسی در تعارض بوده و برخی اقدامات پیشنهادی می توانند جرم کیفری برای صادرکنندگان بیانیه محسوب شوند.
اولا. مقدمه و روایت جنگ
بیانیه با یادآوری تجاوز اسرائیل و جنگ ۱۲ روزه آغاز می شود و توان دفاعی ایران را ستایش می کند. این ستایش درست است، اما متن از این موقعیت برای فشار سیاسی و تغییرات ساختاری بهره می برد.
• طبق اصول ۱۱۰ و ۱۵۰ قانون اساسی، امنیت ملی و دفاع از تمامیت ارضی کشور موضوعی فراتر از جناح بندی هاست.
• استفاده ابزاری از موفقیت دفاعی برای مشروعیت بخشی به اهداف سیاسی، سوءاستفاده از خون و امنیت جمعی مردم است و وجاهت قانونی ندارد.
ثانیا. پیامدهای جنگ و وضعیت اقتصادی
بیانیه به هزینه های انسانی، مالی و روانی جنگ اشاره دارد و از «زخم روانی مردم» سخن می گوید. هرچند واقعیت است، اما متن فاقد راهکار قانونی و عملی برای کاهش پیامدهاست.
• مشکلات اقتصادی مانند تورم، رکود، سقوط ارزش پول و فرار سرمایه مطرح شده اند، اما بدون اشاره به اصول ۴۳ و ۴۴ قانون اساسی، صرفا جنبه شعاری دارند.
• تحلیل اقتصادی بدون سازوکار قانونی، صرفا نمایش بحران است و راهکاری برای بهبود ارائه نمی دهد.
ثالثا. تهدید مکانیزم ماشه و سیاست خارجی
بیانیه هشدار می دهد که فعال سازی مکانیزم ماشه و بازگشت پرونده هسته ای به فصل هفتم منشور، تهدیدی جدی است.
• پیشنهاد «تعلیق داوطلبانه غنی سازی و مذاکره مستقیم با آمریکا» بدون تصویب مجلس (اصل ۷۷) و رعایت استقلال سیاست خارجی (اصل ۱۵۲)، نقض قانون اساسی است.
• این اقدامات ممکن است منافع ملی ایران و استقلال سیاست خارجی کشور را تضعیف کند.
رابعا. سه مسیر پیشنهادی و آشتی ملی
بیانیه سه مسیر ارائه می کند: ادامه وضع موجود، مذاکره تاکتیکی و آشتی ملی با اصلاح ساختار حکمرانی.
• مسیرهای اول و دوم عمدا کم اهمیت جلوه داده شده اند تا مسیر سوم تنها گزینه مطلوب به نظر برسد.
• آشتی ملی واقعی باید بر اساس اصلاحات قانونی، احترام به اصول ۹۹ و ۱۱۰ و تضمین امنیت ملی باشد، نه شعار و آرزو.
خامسا. عفو عمومی، رفع حصر و آزادی زندانیان
بیانیه خواستار:
• عفو عمومی،
• رفع حصر
• آزادی زندانیان سیاسی و عقیدتی،
• پایان سرکوب منتقدان مصلح.
تحلیل حقوقی:
• اصول ۷۱، ۷۲ و ۱۵۶ قانون اساسی مسیر قانونی عفو و آزادی را مشخص کرده اند. بدون تصویب مجلس و تأیید شورای نگهبان، عفو عمومی فاقد وجاهت قانونی است.
• رفع حصر طبق اصل ۱۱۰ در صلاحیت رهبری است و اقدام خودسرانه، غیرقانونی محسوب می شود.
• آزادی زندانیان بدون چارچوب قانونی می تواند نظم عمومی و امنیت ملی را تهدید کند.
سادسا. نظارت استصوابی و جمهوریت نظام
بیانیه حذف نظارت استصوابی را پیش شرط بازگشت به مردم اعلام کرده است.
• اصل ۹۹ قانون اساسی، نظارت شورای نگهبان بر انتخابات را صراحتا مقرر کرده است.
• تلاش برای حذف یا تضعیف آن، نقض قانون اساسی و تهدید رکن اساسی جمهوریت نظام محسوب می شود.
سابعا. نهادهای موازی و نهادهای انتصابی
بیانیه بر انحلال نهادهای موازی و اصلاح نهادهای انتصابی تأکید دارد.
• اصول ۱۱۰ و ۱۷۶ قانون اساسی، چارچوب اختیارات نهادها را مشخص کرده اند. تغییر یا انحلال آن ها بدون اصلاح قانونی، نقض صریح قانون است.
• بازگرداندن اختیارات دولت و محدودسازی شوراهای متعدد بدون پایه قانونی، عبور مستقیم از قانون اساسی محسوب می شود.
• خروج نیروهای نظامی از سیاست، اقتصاد و فرهنگ، مطابق اصل ۱۵۰ باید با رعایت مقررات انجام شود؛ اقدام خودسرانه تضعیف کننده امنیت ملی است.
ثامنا. رسانه ها و آزادی بیان
• اصلاح صداوسیما و آزادی رسانه ها به شکل مطلق، بدون رعایت اصل ۲۴، ناقض قانون است و می تواند زمینه بی نظمی عمومی را فراهم کند.
تاسعا. حقوق زنان
• ادعای «تبعیض سیستماتیک» علیه زنان بدون توجه به اصول ۲۰ و ۲۱ قانون اساسی، نوعی اتهام علیه نظام حقوقی کشور است.
• اصلاح واقعی حقوق زنان باید در چارچوب شرع و قانون اساسی انجام شود.
عاشرا. اقتصاد و فرصت های سرمایه گذاری
• ادعای خروج اقتصاد از تیول الیگارش ها بدون سازوکار قانونی، صرفا شعار سیاسی است.
• اصول ۴۳، ۴۴ و ۴۵ قانون اساسی چارچوب مالکیت و سرمایه گذاری را مشخص کرده اند و بی توجهی به آن، غیرقانونی است.
حادیه. سیاست خارجی و همگرایی منطقه ای
• حمایت از فلسطین و تعامل با همسایگان مطرح شده، اما ایران را به بازیگری منفعل تقلیل داده است.
• این با اصول ۱۵۲ و ۱۵۴ قانون اساسی در تضاد است و استقلال و مسئولیت بین المللی ایران را تضعیف می کند.
دومین بخش: مسئولیت کیفری صادرکنندگان بیانیه
با توجه به محتوای بیانیه، صادرکنندگان آن می توانند مسئولیت کیفری داشته باشند:
• ماده ۵۰۰ قانون مجازات اسلامی: تبلیغ علیه نظام، شامل بسیاری از جملات بیانیه.
• ماده ۶۹۸ قانون مجازات اسلامی: نشر اکاذیب و تشویش اذهان عمومی، به ویژه درباره وضعیت اقتصادی و سیاسی.
• ماده ۵۰۸ قانون مجازات اسلامی: همکاری با دولت های متخاصم، از جمله توصیه به مذاکرات یک جانبه با آمریکا.
• اصول ۱۵۶ و ۱۵۰ قانون اساسی: وظایف قوه قضاییه و حفظ امنیت داخلی.
در نهایت بیانیه جبهه اصلاحات، با ظاهر آشتی ملی و بازگشت به مردم، در عمل بسیاری از اصول قانون اساسی را زیر پا گذاشته و برخی اقدامات پیشنهادی ناقض قانون و امنیت ملی است. صادرکنندگان آن از منظر حقوق کیفری می توانند مسئول شناخته شوند و مفاد بیانیه مصداق تبلیغ علیه نظام، نشر اکاذیب و همکاری با دشمن است.
گفتگو با هوش مصنوعی
💬 سلام! میخوای دربارهی «بیانیه جبهه اصلاحات با اصول قانون اساسی در تعارض است#@! صادرکنندگان بیانیه از منظر حقوق کیفری می توانند مسئول شناخته شوند» بیشتر بدونی؟ من اینجام که راهنماییت کنم.