رقابت آمریکا با چین می تواند کوتاه و سریع باشد / احتمال خطر جنگ در آینده زیاد است
توازن قدرت در زمینه های مهم رقابت بین ایالات متحده و چین مانند تنگه تایوان و مبارزه بر سر شبکه های جهانی ارتباطات از راه دور، به نفع پکن تغییر کرده است. با این وجود، چین نیز با کاهش چشمگیر اقتصادی و واکنش روزافزون بین المللی روبرو است.
به گزارش خبرنگار اقتصاد بین الملل خبرگزاری فارس، مایکل بکلی و هال مارک در مقاله ای در نشریه فارین افیرز به موضوع رقابت چین و آمریکا در حوزه های اقتصادی و حتی احتمال وقوع جنگ بین آمریکا و چین به عنوان یک قدرت نوظهور پرداخته اند. متن این مقاله به شریح زیر است:
در محافل سیاست خارجی، این که ایالات متحده و چین در حال اجرای یک «ماراتن ابرقدرتی» هستند که ممکن است یک قرن طول بکشد، تبدیل به یک بحث متعارف شده است؛ اما حادترین مرحله این رقابت، برگزاری یک دوی سرعت است. رقابت برتری جویی بین چین و آمریکا به این زودی ها به نتیجه نمی رسد. تاریخچه و سیر حرکت اخیر چین حاکی از آن است که تا لحظه رسیدن به خطرناکترین نقطه فقط چند سال دیگر مانده است.
چین به عنوان یک قدرت در حال ظهور به یک دوره خاص مخاطره آمیز وارد شده است: این کشور توانایی ایجاد اخلال در نظم موجود جهان را پیداکرده است اما ممکن است دریچه فعالیت آن تنگ باشد. توازن قدرت در زمینه های مهم رقابت بین ایالات متحده و چین مانند تنگه تایوان و مبارزه بر سر شبکه های جهانی ارتباطات از راه دور، به نفع پکن تغییر کرده است. با این وجود، چین نیز با کاهش چشمگیر اقتصادی و واکنش روزافزون بین المللی روبرو است.
خبر خوب برای ایالات متحده این است که در طولانی مدت، رقابت با چین کنترلپذیرتر از آن است که بسیاری از بدبینها فکر میکنند. آمریکایی ها ممکن است روزی به چین طوری نگاه کنند که اکنون به اتحاد جماهیر شوروی به عنوان رقیبی خطرناکی که رکود و آسیب پذیری خود را زیر نقاط قوت آشکار خود پنهان کرده است، نگاه می کنند. خبر بد این است که طی پنج تا ده سال آینده سرعت رقابت چین و آمریکا حاد خواهد شد و احتمال وقوع جنگ بسیار زیاد است، زیرا پکن برای دستیابی سریع به منافع ژئوپلیتیکی وسوسه خواهد شد. ایالات متحده هنوز به یک راهبرد بلندمدت برای یک رقابت طولانی مدت نیاز دارد؛ اما ابتدا نیاز به یک استراتژی کوتاه مدت برای پیمایش در منطقه خطر دارد.
*پرچم های قرمز
بحثهای زیادی در مورد سیاست واشنگتن نسبت به چین، در مورد خطراتی است که چین بعدها در این قرن به عنوان یک رقیب هموزن به وجود خواهد آورد. بااین حال، ایالات متحده درواقع با تهدیدی پرفشار ولی ناپایدار روبرو است زیرا چین قدرتمند ولی ناامن درگیر کاهش سرعت رشد و تشدید خصومتها در خارج از کشور، خواهد بود.
چین پول و قدرت لازم را دارد تا ایالات متحده را در حوزه های اصلی به چالش بکشد. چین به لطف دهه ها رشد سریع، دارای بزرگ ترین اقتصاد جهان (اندازه گیری شده برابر توازن قدرت خرید)، مازاد تجاری، ذخایر مالی، نیروی دریایی با تعداد معتنابهی کشتی و نیروی موشکی متعارف است. سرمایه گذاری های چین در سراسر جهان گسترش دارد و پکن در تلاش است تا در فناوریهای راهبردی مانند ارتباطاتG ۵ و هوش مصنوعی (AI) برتری یابد. اگر چهار سال به هم ریختگی نظم جهانی تحت هدایت دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا را به آن اضافه کنیم، تعجب آور نیست که پکن در حال بررسی وضع موجود از دریای چین جنوبی تا مرز هند باشد.
*پنجره فرصت چین ممکن است به سرعت بسته شود
بااین وجود پنجره فرصت چین ممکن است به سرعت بسته شود. از سال ۲۰۰۷، بیش از نیمی از نرخ رشد اقتصادی سالانه چین کاهش یافته و بهره وری آن نیز ده درصد کاهش داشته است. در همین حین، بدهیهایش هشت برابر افزایش یافته و تا پایان سال ۲۰۲۰ تولید ناخالص داخلی آن با سرعتی معادل ۳۳٫۵ درصد روبرو است. چین امید چندانی به برگرداندن این روندها ندارد، زیرا طی ۳۰ سال آینده ۲۰۰ میلیون از افراد در سن کار خود را از دست می دهد و ۳۰۰ میلیون شهروند مسن روی دستش خواهد ماند. با کاهش رشد اقتصادی، خطر ناآرامیهای اجتماعی و سیاسی افزایش می یابد. رهبران چین این را میدانند به طوری که رئیس جمهور این کشور شی جین پینگ در این مورد چندین سخنرانی کرده و در مورد احتمال سقوط آن به سبک شوروی و اینکه نخبگان چینی پول و فرزندان خود را به خارج از کشور منتقل می کنند، هشدار داده است.
درعین حال، احساسات جهانی ضد چین تا حدی افزایش یافته که از زمان قتل عام میدان تیانآنمن تاکنون مشاهده نشده است. نزدیک به دوازده کشور مشارکت در پروژههای کمربندی و جادهای ابتکاری[۱](BRI) را به حالت تعلیق درآورده یا لغو کرده اند. ۱۶ کشور دیگر، ازجمله هشت کشور از ده اقتصاد بزرگ جهان، استفاده از محصولات هواوی را در شبکه های G۵ خود ممنوع یا به شدت محدود کرده اند. هند از زمان درگیری در مرز مشترک آن ها در ماه ژوئن که منجر به کشته شدن ۲۰ سرباز شد، شدیدا از چین روی گردان شده است. ژاپن هزینه های نظامی خود را افزایش داده، کشتیهای آبی-خاکی را به ناوهای هواپیمابر تبدیل کرده و پرتابگرهای موشک های خود را در امتداد جزایر ریوکیو نزدیک تایوان چیده است. اتحادیه اروپا چین را یک «رقیب سیستمی» خواند؛ انگلیس، فرانسه و آلمان برای مقابله با توسعه پکن در دریای چین جنوبی و اقیانوس هند گشت های دریایی اعزام میکند. در چندین جبهه، چین با ناچار به عقب نشینی شده که ناشی از رفتار خود بوده است.
*جریان تاریخ
بسیاری تصور میکنند که تجدیدنظرطلبان در حال ظهور بیشترین خطر را برای امنیت بین المللی دارند؛ اما ازنظر تاریخی، بدترین ناخوشایندیها از جانب قدرتهایی بوده است که در حال رشد بودهاند و همواره نگران این بودهاند که وقت کم میآورند.
جنگ جهانی اول نمونه ای کلاسیک از این جریان تاریخی است. افزایش قدرت آلمان زمینه راهبردی شرکت در آن درگیری را شکل داد، اما ترس آلمان از سقوط، منجر به آن نتیجه جنگ شد. قدرت و تحرک نظامی رو به رشد روسیه جناح شرقی آلمان را تهدید میکرد، قوانین جدید سربازگیری فرانسه شرایط تعادل را در غرب تغییر میداد و تحکیم روابط حسنه بین فرانسه، روسیه و انگلیس آلمان را در محاصره قرار میداد. رهبران آلمان در بحران ماه ژوئیه از ترس این که اگر سریع اقدام نکنند شرایط مطلوب ژئوپلیتیکی آن ها از بین خواهد رفت، دست به چنین ریسک های فاجعه باری زدند.
همین منطق در مورد قمار مرگبار امپراتوری ژاپن در سال ۱۹۴۱ نیز مطرح است که پس از تحریم نفتی ایالات متحده و بازسازی سلاحهای دریایی توسط توکیو و اتخاذ فرصتی بسته برای تسلط بر آسیا و اقیانوسیه، اتفاق افتاد. در دهه ۱۹۷۰، درحالی که گسترش جهانی شوروی به اوج خود رسیده بود و توسعه نظامی مسکو به نقطه اوج خود رسیده بود، کند شدن اقتصاد اتحاد جماهیر شوروی موجب قفل شدن دستاوردهای ژئوپلیتیکی آن شد.
با توجه به اینکه چین در حال حاضر با یک پیش بینی اقتصادی تلخ و یک محاصره راهبردی محکمتری روبرو است، ممکن است در چند سال آینده دچار آشفتگی خاصی شود. بدیهی است که ایالات متحده برای رقابت با چین به یک راهبرد بلندمدت نیاز دارد. همچنین باید موج احتمالی خصومت و گسترش چین را در این دهه کاهش دهد.
در اوایل جنگ سرد امور موازی به شکلی مفید ارائه میشد. در آن زمان، رهبران آمریکا فهمیدند پیروزی در مبارزات طولانی مدت علیه اتحاد جماهیر شوروی مستلزم از دست دادن جبهه های مهم در کوتاه مدت نیست. طرح مارشال که در سال ۱۹۴۷ رونمایی شد، به منظور جلوگیری از فروپاشی اقتصاد در اروپای غربی بود زیرا این فروپاشی ممکن بود به مسکو اجازه دهد استیلای سیاسی خود را بر کل قاره گسترش دهد. ایجاد ناتو و تجدید تسلیحات در طول جنگ کره سپری نظامی برای غرب ایجاد کرد و به آن امکان رشد داد. ضرورت راهبردی مقدمه صبر راهبردی بود که ایالات متحده بتواند از مزایای اقتصادی و سیاسی پایدار خود فقط در صورتی استفاده کند که از آسیبپذیریهای فوری جلوگیری کند.
امروز ایالات متحده دوباره به یک راهبرد منطقه خطرناک احتیاج دارد که باید بر اساس سه اصل باشد: اول، باید بر انکار موفقیتهای کوتاه مدت چین که توازن قدرت را در درازمدت شدیدا تغییر میدهد، تمرکز کند. عاجلترین خطرات، فتح تایوان و برتری چین در شبکه های ارتباطیG ۵ است. دوم، به ابزارها و مشارکتهای موجود فعلی یا قابل ارائه در آینده نزدیک اعتماد کند نه داراییهایی که توسعه آن ها سالها طول میکشد. سوم، تمرکز بر تحقیر موردی قدرت چین به جای تغییر رفتار چین. دوره اغواگری و زورگویی تمام شده است؛ در آن فرسایش هدفمند وجود دارد. چنین رویکردی خطرات بیشتری به دنبال دارد؛ اما ایالات متحده باید اکنون قاطعانه عمل کند تا بعدا دچار مارپیچهای خصومتی بیثبات کننده نشود.
*تایوان و فنآوری
اولویت اول واشنگتن باید حمایت از تایوان باشد. اگر چین تایوان را به دست آورد، میتواند به فناوری کلاس جهانی این جزیره دسترسی پیدا کند، یک «ناو هواپیمابر غیرقابل غرق شدن» را برای طرح قدرت نظامی خود در غرب اقیانوس آرام به دست آورد و توانایی محاصره ژاپن و فیلیپین را پیدا کند. چین همچنین در متحدان ایالات متحده در آسیای شرقی شکاف ایجاد میکند و تنها دموکراسی نژاد چینی جهان را از بین میبرد. تایوان نقطه اتکای قدرت در شرق آسیا است که تحت کنترل تایپه سنگری در برابر تجاوزهای چین محسوب میشود. جزیره تایوان چنانچه تحت کنترل پکن درآید میتواند به پایگاهی برای ادامه گسترش سرزمینی چین تبدیل شود.
چین دهه ها تلاش کرده است تا با ایجاد روابط اقتصادی با تایوان، اتحاد خود با آن را تجدید کند؛ اما مردم تایوان بیش از گذشته مصمم به حفظ استقلال واقعی خود هستند. درنتیجه، چین در حال تنظیم گزینه نظامی خود است. طی سه ماه گذشته، چین گشت های هوایی و دریایی خود را برای نشان دادن قدرت در تنگه تایوان به نمایش گذاشته است که از هر زمان دیگری در بیست وپنج سال گذشته تحریک آمیزتر بوده است. حمله تهاجمی یا لشکرکشی اجباری ممکن است قریب الوقوع نباشد اما احتمال آن رو به افزایش است.
تایوان یک دژ نظامی طبیعی است اما در حال حاضر نیروهای تایوانی و ایالات متحده آن را برای یک دفاع خوب تجهیز نکردهاند، زیرا آن ها به تعداد محدودی هواپیمای پیشرفته و کشتیهای متصل به پایگاههای بزرگ اتکا کردهاند که نیروهای چینی میتوانند با حمله هوایی و موشکی غافلگیرکننده این توان آن ها را خنثی کنند. برخی از سیاستگذاران و صاحبنظران آمریکایی از واشنگتن میخواهند تا امنیت تایوان را به طور رسمی تضمین کند اما این امر اگر یک گفتگوی نازل تلقی نشود با دفاع قویتری هم حمایت نخواهد شد.
در عوض واشنگتن باید انبوهی از پرتابگرهای موشکی و هواپیماهای بدون سرنشین مسلح را در نزدیکی و احتمالا در داخل تایوان مستقر کند. این نیروها به عنوان میدان های مین با فنآوری بالا عمل میکنند که قادرند به نیروهای تهاجمی یا محاصره کننده چین ضربات فرسایشی شدید وارد کنند. چین برای دستیابی به هدف خود باید دریاها و آسمانهای اطراف تایوان را کنترل کند، درحالی که ایالات متحده فقط باید ادعای چین مبنی بر کنترل تایوان توسط آمریکا را تکذیب کند. در صورت لزوم، ایالات متحده باید بودجه امکانات پرهزینه مانند ناوهای هواپیمابر را قطع کند تا بتواند بودجه لازم برای تأمین استقرار سریع موشک های کروز تأخیری و کاشتن مینهای هوشمند در نزدیکی تایوان را فراهم کند.
ایالات متحده همچنین باید به بازسازی تجهیزات ارتش تایوان کمک کند تا برای اجرای جنگ نامتقارن آماده شود. تایوان قصد دارد تعداد معتنابهی موشکانداز و هواپیماهای بدون سرنشین تهیه کند و ارتش خود را برای استقرار ده ها هزار نیرو در هر ساحل در لحظه آمادهباش آماده نماید، ضمن این که یک نیروی ذخیره یک میلیون نفری آموزش دیده را برای جنگ های چریکی، بازسازی کند. پنتاگون میتواند با پرداخت یارانه به سرمایه گذاری های تایوان برای تأمین قابلیتهای نامتقارن، اهدای مهمات و گسترش آموزشهای مشترک در زمینه های دفاع هوایی و ساحلی و ضد زیردریایی و جنگ مین، به این انتقال سرعت ببخشد.
سرانجام، ایالات متحده باید کشورهای دیگر را برای دفاع از تایوان به کمک بگیرد. ژاپن ممکن است مایل باشد از دسترسی چین به تایوان با جنگ جلوگیری کند، هند ممکن است به نیروی دریایی ایالات متحده اجازه دهد از جزایر آندامان و نیکوبار برای بستن مسیر واردات انرژی به پکن استفاده کند و متحدان اروپایی میتوانند در صورت حمله چین به تایوان تحریمهای شدید اقتصادی و مالی را علیه آن اعمال نمایند. ایالات متحده باید تلاش کند تا شرکای خود را متقاعد کند تا این نوع اقدامات را به طور علنی بیان کنند. حتی اگر چنین اقداماتی ازنظر نظامی تعیین کننده نباشند، با ایجاد این احتمال که چین برای فتح تایوان مجبور است در چند جبهه بجنگد، می تواند بازدارنده باشد.
همزمان ایالات متحده باید تلاش کند تا از ایجاد یک حوزه نفوذ گسترده فن آوری توسط چین جلوگیری کند. اگر شرکتهای چینی موفق شوند شبکه های ارتباطی G۵ را در سراسر جهان نصب کنند، چین به سودهای عظیم اطلاعاتی، منافع اقتصادی و اهرمهای راهبردی دست خواهد یافت. به همین ترتیب، توزیع فناوریهای مراقبتی و نظارتی ساخت چین میتواند در خدمت مستبدین دنیا قرار بگیرد و به چشمانداز جهانی دموکراسی آسیبی پایدار بزند. طی دو سال گذشته تعدادی از دموکراسیهای پیشرفته دنیا قرارداد هوآوی، قهرمان اصلی ملی چین را لغو کردهاند؛ اما جاده ابریشم دیجیتال پکن همچنان محبوب کشورهای کمتر دموکراسی است و محصولات ارزان قیمت چین دارای جذابیت ویژه هستند. برای بررسی گسترش فناوریهای چین، واشنگتن باید صادرات فناوریهای ساخته شده در ایالات متحده و سایر کشورهای دموکراتیک که فناوری چینی هنوز به آن ها وابسته است را محدود کند. این ها شامل نیمه هادی ها، تراشه های هوش مصنوعی(AI) و دستگاههای کنترل شمارشی کامپیوتر (CNC) است. با ممانعت از محصولاتی ازاین دست، ایالات متحده و متحدان دموکراتیک آن میتوانند پیشرفت فنآوری پکن را عقب بیندازند و برای جایگزین کردن دیگر کشورهای درحال توسعه برای خرید شبکههای ارتباطی، زمان بخرند.
علاوه بر این، ایالات متحده باید آسیب پذیریهای خود را با جدا شدن گزینشی از اقتصاد چین، محدود کند. هنگامی که رسانههای دولتی چین، در مارس ۲۰۲۰، تهدید کردند که با ممانعت از دادن دارو به ایالات متحده آن را در «دریای قدرتمند ویروس کرونا» غرق میکنند، نشان از اهرم فشار نفوذ پکن بر زنجیرههای تأمین بود. برای حفظ آزادی عمل در بحرانهای آینده، ایالات متحده باید قطعات چینی را از سکوها و مهمات نظامی ایالاتمتحده حذف کند و منابع مطمئن جایگزین برای نیازهای مهم پزشکی و خاکهای کمیاب پیدا کند. باگذشت زمان، ایالات متحده میتواند با همکاری کشورهای دوست زنجیرههای قابل اطمینان برای تأمین نیازمندیها ایجاد کند، اقدامی که متحدان و شرکای ایالات متحده را هم از اجبار و تهدید چین محافظت میکند.
*فوری ولی نه احمقانه
دولتهای جدید در ایالات متحده معمولا ماهها به بررسی سیاستها و طرحهای ابتکاری میپردازند که ممکن است نتیجهای دربر نداشته باشد. با توجه به زخمهای عمیق موجود در کشور، تیم سیاستگذار جدید ممکن است وسوسه شود فعلا با چین کنار بیاید، در این صورت ایالات متحده میتواند دموکراسی، اقتصاد و بهداشت عمومی خود را برای یک رقابت طولانی که در پیش رو دارد، تقویت کند؛ اما به همان اندازه که این وظایف مهم هستند، واشنگتن فرصتی برای یک تأخیر ژئوپلیتیکی در اختیار ندارد. با ورود روابط ایالات متحده و چین به منطقه خطر، واشنگتن باید آماده دفاع در برابر خطرات فشرده باشد.
بااین وجود ایالات متحده باید قدرت و احتیاط را باهم ترکیب کند، مبادا محرک درگیری های شود که ایالات متحده میخواهد از آن اجتناب کند. واشنگتن نباید اقدامات شدیدتری مانند تحریم کامل فناوری، تحریم تجارت خارجی یا اجرای عملیاتهای پنهان مهم که به خشونت در داخل چین دامن بزند را انجام دهد. همچنین نباید به یک باره به همه جای چین فشار آورد. اگر پکن میخواهد هزینه های افراطی برای پروژه های فیل سفید در پاکستان و یا انحرافات دیگر در راستای برنامه «ابتکار کمربند و جاده» انجام دهد یا در پروژه تهیه امکانات تولید انرژی که برای چندین دهه تأثیر راهبردی نخواهد داشت سرمایه گذاری کند، برای ما بسیار خوب است. گرچه اجازه دادن به چین برای پیوند دادن اقدام مشترک به کوید ۱۹ یا تغییرات آب و هوایی برای مهار رقابت ژئوپلیتیکی ایالات متحده، یک اشتباه است اما دولت جو بایدن، رئیس جمهور منتخب، میتواند همکاری در این زمینه ها را بررسی کند، البته فقط به عنوان یک نیروی متعادل کننده برای تشدید رقابت در دیگران.
پیمایش موفقیت آمیز در منطقه خطر به رقابت ایالات متحده با چین خاتمه نمی دهد، رقابت بیش از این که در اوایل جنگ سرد دوام بیاورید، آن را به پایان خود نزدیک میکرد. امروز پاداش کشورداری ماهرانه صرفا یک رقابت تا حدی ناپایدار بین چین و آمریکا خواهد بود. این رقابت ممکن است هنوز از حیث قلمرو و گسترش دوره زمانی، جهانی باشد؛ اما احتمال وقوع جنگ ممکن است رنگ ببازد زیرا ایالات متحده نشان میدهد که پکن نمیتواند نظم موجود جهان را با زور لغو کند و واشنگتن به تدریج نسبت به توانایی خود برای پیشی گرفتن از چینی که در حال کاهش سرعت است، اعتمادبه نفس بیشتری پیدا میکند. اکنون مانند گذشته، ایالات متحده میتواند پیروز یک رقابت طولانی باشد، به شرطی که بتواند بحران آینده را پشت سر بگذارد.
نویسندگان:
-مایکل بکلی MICHAEL BECKLEYدانشیار علوم سیاسی دانشگاه تافتز و محقق میهمان جین کرک پاتریک در مؤسسه امریکن اینترپرایز است.
-هال برندز HAL BRANDS استاد برجسته هنری م. کیسینجر شناس در امور جهانی دانشکده مطالعات بینالمللی پیشرفته دانشگاه جان هاپکینز و محقق مقیم در مؤسسه امریکن اینترپرایز است.
-----------------------------------------------------------------------------------------
[۱] Belt and Road Initiative (BRI) projects پروژههای تحت عنوان ابتکار عمل کمربند و جاده (BRI) عمدتا مربوط به توسعه زیرساختها در بخش حمل و نقل، انرژی، معدن،IT و ارتباطات است، همچنین شامل پارکهای صنعتی، مناطق ویژه اقتصادی، گردشگری و توسعه شهری است.
انتهای پیام/
به گزارش خبرنگار اقتصاد بین الملل خبرگزاری فارس، مایکل بکلی و هال مارک در مقاله ای در نشریه فارین افیرز به موضوع رقابت چین و آمریکا در حوزه های اقتصادی و حتی احتمال وقوع جنگ بین آمریکا و چین به عنوان یک قدرت نوظهور پرداخته اند. متن این مقاله به شریح زیر است:
در محافل سیاست خارجی، این که ایالات متحده و چین در حال اجرای یک «ماراتن ابرقدرتی» هستند که ممکن است یک قرن طول بکشد، تبدیل به یک بحث متعارف شده است؛ اما حادترین مرحله این رقابت، برگزاری یک دوی سرعت است. رقابت برتری جویی بین چین و آمریکا به این زودی ها به نتیجه نمی رسد. تاریخچه و سیر حرکت اخیر چین حاکی از آن است که تا لحظه رسیدن به خطرناکترین نقطه فقط چند سال دیگر مانده است.
چین به عنوان یک قدرت در حال ظهور به یک دوره خاص مخاطره آمیز وارد شده است: این کشور توانایی ایجاد اخلال در نظم موجود جهان را پیداکرده است اما ممکن است دریچه فعالیت آن تنگ باشد. توازن قدرت در زمینه های مهم رقابت بین ایالات متحده و چین مانند تنگه تایوان و مبارزه بر سر شبکه های جهانی ارتباطات از راه دور، به نفع پکن تغییر کرده است. با این وجود، چین نیز با کاهش چشمگیر اقتصادی و واکنش روزافزون بین المللی روبرو است.
خبر خوب برای ایالات متحده این است که در طولانی مدت، رقابت با چین کنترلپذیرتر از آن است که بسیاری از بدبینها فکر میکنند. آمریکایی ها ممکن است روزی به چین طوری نگاه کنند که اکنون به اتحاد جماهیر شوروی به عنوان رقیبی خطرناکی که رکود و آسیب پذیری خود را زیر نقاط قوت آشکار خود پنهان کرده است، نگاه می کنند. خبر بد این است که طی پنج تا ده سال آینده سرعت رقابت چین و آمریکا حاد خواهد شد و احتمال وقوع جنگ بسیار زیاد است، زیرا پکن برای دستیابی سریع به منافع ژئوپلیتیکی وسوسه خواهد شد. ایالات متحده هنوز به یک راهبرد بلندمدت برای یک رقابت طولانی مدت نیاز دارد؛ اما ابتدا نیاز به یک استراتژی کوتاه مدت برای پیمایش در منطقه خطر دارد.
*پرچم های قرمز
بحثهای زیادی در مورد سیاست واشنگتن نسبت به چین، در مورد خطراتی است که چین بعدها در این قرن به عنوان یک رقیب هموزن به وجود خواهد آورد. بااین حال، ایالات متحده درواقع با تهدیدی پرفشار ولی ناپایدار روبرو است زیرا چین قدرتمند ولی ناامن درگیر کاهش سرعت رشد و تشدید خصومتها در خارج از کشور، خواهد بود.
چین پول و قدرت لازم را دارد تا ایالات متحده را در حوزه های اصلی به چالش بکشد. چین به لطف دهه ها رشد سریع، دارای بزرگ ترین اقتصاد جهان (اندازه گیری شده برابر توازن قدرت خرید)، مازاد تجاری، ذخایر مالی، نیروی دریایی با تعداد معتنابهی کشتی و نیروی موشکی متعارف است. سرمایه گذاری های چین در سراسر جهان گسترش دارد و پکن در تلاش است تا در فناوریهای راهبردی مانند ارتباطاتG ۵ و هوش مصنوعی (AI) برتری یابد. اگر چهار سال به هم ریختگی نظم جهانی تحت هدایت دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا را به آن اضافه کنیم، تعجب آور نیست که پکن در حال بررسی وضع موجود از دریای چین جنوبی تا مرز هند باشد.
*پنجره فرصت چین ممکن است به سرعت بسته شود
بااین وجود پنجره فرصت چین ممکن است به سرعت بسته شود. از سال ۲۰۰۷، بیش از نیمی از نرخ رشد اقتصادی سالانه چین کاهش یافته و بهره وری آن نیز ده درصد کاهش داشته است. در همین حین، بدهیهایش هشت برابر افزایش یافته و تا پایان سال ۲۰۲۰ تولید ناخالص داخلی آن با سرعتی معادل ۳۳٫۵ درصد روبرو است. چین امید چندانی به برگرداندن این روندها ندارد، زیرا طی ۳۰ سال آینده ۲۰۰ میلیون از افراد در سن کار خود را از دست می دهد و ۳۰۰ میلیون شهروند مسن روی دستش خواهد ماند. با کاهش رشد اقتصادی، خطر ناآرامیهای اجتماعی و سیاسی افزایش می یابد. رهبران چین این را میدانند به طوری که رئیس جمهور این کشور شی جین پینگ در این مورد چندین سخنرانی کرده و در مورد احتمال سقوط آن به سبک شوروی و اینکه نخبگان چینی پول و فرزندان خود را به خارج از کشور منتقل می کنند، هشدار داده است.
درعین حال، احساسات جهانی ضد چین تا حدی افزایش یافته که از زمان قتل عام میدان تیانآنمن تاکنون مشاهده نشده است. نزدیک به دوازده کشور مشارکت در پروژههای کمربندی و جادهای ابتکاری[۱](BRI) را به حالت تعلیق درآورده یا لغو کرده اند. ۱۶ کشور دیگر، ازجمله هشت کشور از ده اقتصاد بزرگ جهان، استفاده از محصولات هواوی را در شبکه های G۵ خود ممنوع یا به شدت محدود کرده اند. هند از زمان درگیری در مرز مشترک آن ها در ماه ژوئن که منجر به کشته شدن ۲۰ سرباز شد، شدیدا از چین روی گردان شده است. ژاپن هزینه های نظامی خود را افزایش داده، کشتیهای آبی-خاکی را به ناوهای هواپیمابر تبدیل کرده و پرتابگرهای موشک های خود را در امتداد جزایر ریوکیو نزدیک تایوان چیده است. اتحادیه اروپا چین را یک «رقیب سیستمی» خواند؛ انگلیس، فرانسه و آلمان برای مقابله با توسعه پکن در دریای چین جنوبی و اقیانوس هند گشت های دریایی اعزام میکند. در چندین جبهه، چین با ناچار به عقب نشینی شده که ناشی از رفتار خود بوده است.
*جریان تاریخ
بسیاری تصور میکنند که تجدیدنظرطلبان در حال ظهور بیشترین خطر را برای امنیت بین المللی دارند؛ اما ازنظر تاریخی، بدترین ناخوشایندیها از جانب قدرتهایی بوده است که در حال رشد بودهاند و همواره نگران این بودهاند که وقت کم میآورند.
جنگ جهانی اول نمونه ای کلاسیک از این جریان تاریخی است. افزایش قدرت آلمان زمینه راهبردی شرکت در آن درگیری را شکل داد، اما ترس آلمان از سقوط، منجر به آن نتیجه جنگ شد. قدرت و تحرک نظامی رو به رشد روسیه جناح شرقی آلمان را تهدید میکرد، قوانین جدید سربازگیری فرانسه شرایط تعادل را در غرب تغییر میداد و تحکیم روابط حسنه بین فرانسه، روسیه و انگلیس آلمان را در محاصره قرار میداد. رهبران آلمان در بحران ماه ژوئیه از ترس این که اگر سریع اقدام نکنند شرایط مطلوب ژئوپلیتیکی آن ها از بین خواهد رفت، دست به چنین ریسک های فاجعه باری زدند.
همین منطق در مورد قمار مرگبار امپراتوری ژاپن در سال ۱۹۴۱ نیز مطرح است که پس از تحریم نفتی ایالات متحده و بازسازی سلاحهای دریایی توسط توکیو و اتخاذ فرصتی بسته برای تسلط بر آسیا و اقیانوسیه، اتفاق افتاد. در دهه ۱۹۷۰، درحالی که گسترش جهانی شوروی به اوج خود رسیده بود و توسعه نظامی مسکو به نقطه اوج خود رسیده بود، کند شدن اقتصاد اتحاد جماهیر شوروی موجب قفل شدن دستاوردهای ژئوپلیتیکی آن شد.
با توجه به اینکه چین در حال حاضر با یک پیش بینی اقتصادی تلخ و یک محاصره راهبردی محکمتری روبرو است، ممکن است در چند سال آینده دچار آشفتگی خاصی شود. بدیهی است که ایالات متحده برای رقابت با چین به یک راهبرد بلندمدت نیاز دارد. همچنین باید موج احتمالی خصومت و گسترش چین را در این دهه کاهش دهد.
در اوایل جنگ سرد امور موازی به شکلی مفید ارائه میشد. در آن زمان، رهبران آمریکا فهمیدند پیروزی در مبارزات طولانی مدت علیه اتحاد جماهیر شوروی مستلزم از دست دادن جبهه های مهم در کوتاه مدت نیست. طرح مارشال که در سال ۱۹۴۷ رونمایی شد، به منظور جلوگیری از فروپاشی اقتصاد در اروپای غربی بود زیرا این فروپاشی ممکن بود به مسکو اجازه دهد استیلای سیاسی خود را بر کل قاره گسترش دهد. ایجاد ناتو و تجدید تسلیحات در طول جنگ کره سپری نظامی برای غرب ایجاد کرد و به آن امکان رشد داد. ضرورت راهبردی مقدمه صبر راهبردی بود که ایالات متحده بتواند از مزایای اقتصادی و سیاسی پایدار خود فقط در صورتی استفاده کند که از آسیبپذیریهای فوری جلوگیری کند.
امروز ایالات متحده دوباره به یک راهبرد منطقه خطرناک احتیاج دارد که باید بر اساس سه اصل باشد: اول، باید بر انکار موفقیتهای کوتاه مدت چین که توازن قدرت را در درازمدت شدیدا تغییر میدهد، تمرکز کند. عاجلترین خطرات، فتح تایوان و برتری چین در شبکه های ارتباطیG ۵ است. دوم، به ابزارها و مشارکتهای موجود فعلی یا قابل ارائه در آینده نزدیک اعتماد کند نه داراییهایی که توسعه آن ها سالها طول میکشد. سوم، تمرکز بر تحقیر موردی قدرت چین به جای تغییر رفتار چین. دوره اغواگری و زورگویی تمام شده است؛ در آن فرسایش هدفمند وجود دارد. چنین رویکردی خطرات بیشتری به دنبال دارد؛ اما ایالات متحده باید اکنون قاطعانه عمل کند تا بعدا دچار مارپیچهای خصومتی بیثبات کننده نشود.
*تایوان و فنآوری
اولویت اول واشنگتن باید حمایت از تایوان باشد. اگر چین تایوان را به دست آورد، میتواند به فناوری کلاس جهانی این جزیره دسترسی پیدا کند، یک «ناو هواپیمابر غیرقابل غرق شدن» را برای طرح قدرت نظامی خود در غرب اقیانوس آرام به دست آورد و توانایی محاصره ژاپن و فیلیپین را پیدا کند. چین همچنین در متحدان ایالات متحده در آسیای شرقی شکاف ایجاد میکند و تنها دموکراسی نژاد چینی جهان را از بین میبرد. تایوان نقطه اتکای قدرت در شرق آسیا است که تحت کنترل تایپه سنگری در برابر تجاوزهای چین محسوب میشود. جزیره تایوان چنانچه تحت کنترل پکن درآید میتواند به پایگاهی برای ادامه گسترش سرزمینی چین تبدیل شود.
چین دهه ها تلاش کرده است تا با ایجاد روابط اقتصادی با تایوان، اتحاد خود با آن را تجدید کند؛ اما مردم تایوان بیش از گذشته مصمم به حفظ استقلال واقعی خود هستند. درنتیجه، چین در حال تنظیم گزینه نظامی خود است. طی سه ماه گذشته، چین گشت های هوایی و دریایی خود را برای نشان دادن قدرت در تنگه تایوان به نمایش گذاشته است که از هر زمان دیگری در بیست وپنج سال گذشته تحریک آمیزتر بوده است. حمله تهاجمی یا لشکرکشی اجباری ممکن است قریب الوقوع نباشد اما احتمال آن رو به افزایش است.
تایوان یک دژ نظامی طبیعی است اما در حال حاضر نیروهای تایوانی و ایالات متحده آن را برای یک دفاع خوب تجهیز نکردهاند، زیرا آن ها به تعداد محدودی هواپیمای پیشرفته و کشتیهای متصل به پایگاههای بزرگ اتکا کردهاند که نیروهای چینی میتوانند با حمله هوایی و موشکی غافلگیرکننده این توان آن ها را خنثی کنند. برخی از سیاستگذاران و صاحبنظران آمریکایی از واشنگتن میخواهند تا امنیت تایوان را به طور رسمی تضمین کند اما این امر اگر یک گفتگوی نازل تلقی نشود با دفاع قویتری هم حمایت نخواهد شد.
در عوض واشنگتن باید انبوهی از پرتابگرهای موشکی و هواپیماهای بدون سرنشین مسلح را در نزدیکی و احتمالا در داخل تایوان مستقر کند. این نیروها به عنوان میدان های مین با فنآوری بالا عمل میکنند که قادرند به نیروهای تهاجمی یا محاصره کننده چین ضربات فرسایشی شدید وارد کنند. چین برای دستیابی به هدف خود باید دریاها و آسمانهای اطراف تایوان را کنترل کند، درحالی که ایالات متحده فقط باید ادعای چین مبنی بر کنترل تایوان توسط آمریکا را تکذیب کند. در صورت لزوم، ایالات متحده باید بودجه امکانات پرهزینه مانند ناوهای هواپیمابر را قطع کند تا بتواند بودجه لازم برای تأمین استقرار سریع موشک های کروز تأخیری و کاشتن مینهای هوشمند در نزدیکی تایوان را فراهم کند.
ایالات متحده همچنین باید به بازسازی تجهیزات ارتش تایوان کمک کند تا برای اجرای جنگ نامتقارن آماده شود. تایوان قصد دارد تعداد معتنابهی موشکانداز و هواپیماهای بدون سرنشین تهیه کند و ارتش خود را برای استقرار ده ها هزار نیرو در هر ساحل در لحظه آمادهباش آماده نماید، ضمن این که یک نیروی ذخیره یک میلیون نفری آموزش دیده را برای جنگ های چریکی، بازسازی کند. پنتاگون میتواند با پرداخت یارانه به سرمایه گذاری های تایوان برای تأمین قابلیتهای نامتقارن، اهدای مهمات و گسترش آموزشهای مشترک در زمینه های دفاع هوایی و ساحلی و ضد زیردریایی و جنگ مین، به این انتقال سرعت ببخشد.
سرانجام، ایالات متحده باید کشورهای دیگر را برای دفاع از تایوان به کمک بگیرد. ژاپن ممکن است مایل باشد از دسترسی چین به تایوان با جنگ جلوگیری کند، هند ممکن است به نیروی دریایی ایالات متحده اجازه دهد از جزایر آندامان و نیکوبار برای بستن مسیر واردات انرژی به پکن استفاده کند و متحدان اروپایی میتوانند در صورت حمله چین به تایوان تحریمهای شدید اقتصادی و مالی را علیه آن اعمال نمایند. ایالات متحده باید تلاش کند تا شرکای خود را متقاعد کند تا این نوع اقدامات را به طور علنی بیان کنند. حتی اگر چنین اقداماتی ازنظر نظامی تعیین کننده نباشند، با ایجاد این احتمال که چین برای فتح تایوان مجبور است در چند جبهه بجنگد، می تواند بازدارنده باشد.
همزمان ایالات متحده باید تلاش کند تا از ایجاد یک حوزه نفوذ گسترده فن آوری توسط چین جلوگیری کند. اگر شرکتهای چینی موفق شوند شبکه های ارتباطی G۵ را در سراسر جهان نصب کنند، چین به سودهای عظیم اطلاعاتی، منافع اقتصادی و اهرمهای راهبردی دست خواهد یافت. به همین ترتیب، توزیع فناوریهای مراقبتی و نظارتی ساخت چین میتواند در خدمت مستبدین دنیا قرار بگیرد و به چشمانداز جهانی دموکراسی آسیبی پایدار بزند. طی دو سال گذشته تعدادی از دموکراسیهای پیشرفته دنیا قرارداد هوآوی، قهرمان اصلی ملی چین را لغو کردهاند؛ اما جاده ابریشم دیجیتال پکن همچنان محبوب کشورهای کمتر دموکراسی است و محصولات ارزان قیمت چین دارای جذابیت ویژه هستند. برای بررسی گسترش فناوریهای چین، واشنگتن باید صادرات فناوریهای ساخته شده در ایالات متحده و سایر کشورهای دموکراتیک که فناوری چینی هنوز به آن ها وابسته است را محدود کند. این ها شامل نیمه هادی ها، تراشه های هوش مصنوعی(AI) و دستگاههای کنترل شمارشی کامپیوتر (CNC) است. با ممانعت از محصولاتی ازاین دست، ایالات متحده و متحدان دموکراتیک آن میتوانند پیشرفت فنآوری پکن را عقب بیندازند و برای جایگزین کردن دیگر کشورهای درحال توسعه برای خرید شبکههای ارتباطی، زمان بخرند.
علاوه بر این، ایالات متحده باید آسیب پذیریهای خود را با جدا شدن گزینشی از اقتصاد چین، محدود کند. هنگامی که رسانههای دولتی چین، در مارس ۲۰۲۰، تهدید کردند که با ممانعت از دادن دارو به ایالات متحده آن را در «دریای قدرتمند ویروس کرونا» غرق میکنند، نشان از اهرم فشار نفوذ پکن بر زنجیرههای تأمین بود. برای حفظ آزادی عمل در بحرانهای آینده، ایالات متحده باید قطعات چینی را از سکوها و مهمات نظامی ایالاتمتحده حذف کند و منابع مطمئن جایگزین برای نیازهای مهم پزشکی و خاکهای کمیاب پیدا کند. باگذشت زمان، ایالات متحده میتواند با همکاری کشورهای دوست زنجیرههای قابل اطمینان برای تأمین نیازمندیها ایجاد کند، اقدامی که متحدان و شرکای ایالات متحده را هم از اجبار و تهدید چین محافظت میکند.
*فوری ولی نه احمقانه
دولتهای جدید در ایالات متحده معمولا ماهها به بررسی سیاستها و طرحهای ابتکاری میپردازند که ممکن است نتیجهای دربر نداشته باشد. با توجه به زخمهای عمیق موجود در کشور، تیم سیاستگذار جدید ممکن است وسوسه شود فعلا با چین کنار بیاید، در این صورت ایالات متحده میتواند دموکراسی، اقتصاد و بهداشت عمومی خود را برای یک رقابت طولانی که در پیش رو دارد، تقویت کند؛ اما به همان اندازه که این وظایف مهم هستند، واشنگتن فرصتی برای یک تأخیر ژئوپلیتیکی در اختیار ندارد. با ورود روابط ایالات متحده و چین به منطقه خطر، واشنگتن باید آماده دفاع در برابر خطرات فشرده باشد.
بااین وجود ایالات متحده باید قدرت و احتیاط را باهم ترکیب کند، مبادا محرک درگیری های شود که ایالات متحده میخواهد از آن اجتناب کند. واشنگتن نباید اقدامات شدیدتری مانند تحریم کامل فناوری، تحریم تجارت خارجی یا اجرای عملیاتهای پنهان مهم که به خشونت در داخل چین دامن بزند را انجام دهد. همچنین نباید به یک باره به همه جای چین فشار آورد. اگر پکن میخواهد هزینه های افراطی برای پروژه های فیل سفید در پاکستان و یا انحرافات دیگر در راستای برنامه «ابتکار کمربند و جاده» انجام دهد یا در پروژه تهیه امکانات تولید انرژی که برای چندین دهه تأثیر راهبردی نخواهد داشت سرمایه گذاری کند، برای ما بسیار خوب است. گرچه اجازه دادن به چین برای پیوند دادن اقدام مشترک به کوید ۱۹ یا تغییرات آب و هوایی برای مهار رقابت ژئوپلیتیکی ایالات متحده، یک اشتباه است اما دولت جو بایدن، رئیس جمهور منتخب، میتواند همکاری در این زمینه ها را بررسی کند، البته فقط به عنوان یک نیروی متعادل کننده برای تشدید رقابت در دیگران.
پیمایش موفقیت آمیز در منطقه خطر به رقابت ایالات متحده با چین خاتمه نمی دهد، رقابت بیش از این که در اوایل جنگ سرد دوام بیاورید، آن را به پایان خود نزدیک میکرد. امروز پاداش کشورداری ماهرانه صرفا یک رقابت تا حدی ناپایدار بین چین و آمریکا خواهد بود. این رقابت ممکن است هنوز از حیث قلمرو و گسترش دوره زمانی، جهانی باشد؛ اما احتمال وقوع جنگ ممکن است رنگ ببازد زیرا ایالات متحده نشان میدهد که پکن نمیتواند نظم موجود جهان را با زور لغو کند و واشنگتن به تدریج نسبت به توانایی خود برای پیشی گرفتن از چینی که در حال کاهش سرعت است، اعتمادبه نفس بیشتری پیدا میکند. اکنون مانند گذشته، ایالات متحده میتواند پیروز یک رقابت طولانی باشد، به شرطی که بتواند بحران آینده را پشت سر بگذارد.
نویسندگان:
-مایکل بکلی MICHAEL BECKLEYدانشیار علوم سیاسی دانشگاه تافتز و محقق میهمان جین کرک پاتریک در مؤسسه امریکن اینترپرایز است.
-هال برندز HAL BRANDS استاد برجسته هنری م. کیسینجر شناس در امور جهانی دانشکده مطالعات بینالمللی پیشرفته دانشگاه جان هاپکینز و محقق مقیم در مؤسسه امریکن اینترپرایز است.
-----------------------------------------------------------------------------------------
[۱] Belt and Road Initiative (BRI) projects پروژههای تحت عنوان ابتکار عمل کمربند و جاده (BRI) عمدتا مربوط به توسعه زیرساختها در بخش حمل و نقل، انرژی، معدن،IT و ارتباطات است، همچنین شامل پارکهای صنعتی، مناطق ویژه اقتصادی، گردشگری و توسعه شهری است.
انتهای پیام/
گفتگو با هوش مصنوعی
💬 سلام! میخوای دربارهی «رقابت آمریکا با چین می تواند کوتاه و سریع باشد#@! احتمال خطر جنگ در آینده زیاد است» بیشتر بدونی؟ من اینجام که راهنماییت کنم.